پیرمردی صدوچندین ساله
در رومانی.
پیرمردی صدوچندین ساله
در رومانی.
دلایل آغاز جنگ
جنگ جهانی دوم به دلایل بسیاری آغاز شد. اصلی تربن دلایل آن ، بحران اقتصادی و تورم ، درخواست غرامت جنگی از جمهوری وایمار آلمان پس از جنگ جهانی اول ، رکود اقتصادی و نیاز ژاپن به مواد اولیه بود که باعث ظهور و رواج اندیشه فاشیسم و ملی گرایی ، ظهور اندیشه دیکتاتوری و محدود کردن فکر و اندیشه شد.
جنگ جهانی اول به پايان رسيد. اما نظام سرمايه داری اروپا ، آبستن جنگ ديگری بود. سرمايه داری اروپا از بازارهای پس از جنگ فربه شده بود. تنها چند ماه پس از جنگ جهانی اول بود که شوراهای انقلابی کارگری به ويژه در آلمان پديد آمده و شديداً طبقه حاکم را نگران کرده بودند. به همين خاطر ، طبقه حاکم آلمان به تسليح ميلشيای ارتجاعی همت گمارد تا خطر انقلاب را برطرف کرده و بتواند روسيه را از حمايت کارگران اروپا محروم نمايد. شوراهای انقلابی کارگری ، درهم کوبيده شدند و بحران اقتصادی بر جای ماند. تا اين که در سال ۱۹۲۹ ، بيکاری به درجه بی سابقه ای رسيد. اشتهای استعماری قدرت های بزرگ سرمايه داری و رقابت هايشان نیز در اين زمان به شدت تقويت شده بودند.

پیش زمینه جنگ
در آلمان چهار ميليون نفر بيکار بودند و از آن جايی که اين کشور مستعمره نداشت ، نمی توانست محصولاتش را به فروش برساند. هیتلر در سال ۱۹۲۵ ، در کتابی به نام نبرد من (Mein Kampf) اعلام کرد که بايد در فکر فضايی برای حفظ موجوديت نژاد ژرمن بود و بايد برای اين مهم به شرق نگريست. او سپس برای به دست آوردن بازارهای جديد برای محصولات آلمانی ، مسئله نابودی «يهوديت – بلشويسم» را مطرح نمود. کارفرمايان آلمانی از قبيل زيمنس ، باير و کروپ از نظرات هیتلر پشتيبانی کرده و صندوق های نازیسم را پر از پول و امکانات نمودند. کارفرمای فولادسازی تيسن نیز ۱۰۰ هزار مارک طلا به نازیها داد و هیتلر در سال ۱۹۳۳ به قدرت رسيد. ورث در کتابی که در سال ۱۹۶۴ (روسيه در جنگ ، از استالينگراد تا برلين) منتشر نمود ، چنين نوشت:«مبارزه با بلشويسم جهانی هدف اصلی سياست آلمان بود.» هیتلر در سال ۱۹۳۹ ، به تاريخدانی به نام کارل بورکهاردت گفت:«هر چه من در نظر دارم برضد روسيه است. غرب آنقدر احمق است که تا اين موضوع را بفهمد ، من مجبورم با روس ها سازش کنم تا غرب را به صورت نظامی شکست دهم و سپس تجديد قوا کرده و اتحاد جماهير شوروی را نابود نمايم.» عملاً غرب در سال ۱۹۴۰ از پای درآمد و هیتلر یک سال بعد عليه شوروی وارد عمل شد.