تبليغاتX
نبرد من

موشک فونیکس

 

موشک فونیکس  نصب شده به اف-۱۴
موشک فونیکس نصب شده به اف-۱۴

موشک فونیکس موشک هوابه‌هوای دوربردی است که فقط در جنگنده‌های اف-۱۴ نصب و استفاده می‌شود. این موشک با استفاده از رادار به سوی هدف می‌رود.

نیروی هوائی شاهنشاهی ایران ۲۸۵ فروند از این موشک داشت. گسترده‌ترین کارگیری از این موشک در جریان جنگ ایران و عراق بوده است. دورترین فاصله‌ای که این موشک به هدف خورده ۲۱۲ کیلومتر بوده که در سال ۱۹۷۹ در جریان تمرین نظامی در ایران رخ داده است. دورترین فاصله اصابت به هدف واقعی در حدود ۱۴۰ کیلومتر بوده است.

گفته می‌شود گونه‌ای از این موشک در ایران نیز تولید می‌شود.در حال حاضر ایران نمونه‌ای از این موشک را بر روی سایر جنگنده‌های خود نصب و آزمایش می‌کند.

+ نوشته شده توسط اکبر در سی ام آبان 1385 و ساعت 8:45 قبل از ظهر |
اینم FN-FAL که سلاح ژ-۳ از این سلاح الهام گرفته......

اینم سلاح OIWC که باید بگم خیلی...............

این هم MP5 ...........

خوب فعلا کافیه از اینا هر کدوم که انتخاب کردید من در خدمتم.

M4/M203
M4 یک مسلسل دستی بی نظیر ساخت امریکا هست.این سلاح از خانواده ام۱۶ میباشد که نارنجک انداز ام ۲۰۳ به روی آن قابل نصب میباشد. این سلاح در سال ۱۹۹۰ ساخته شد و تحویل ارتش آمریکا شد.در ضمن تمام اجزای آ به صورت یدکی یافت میشود . باید بگم این سلاح در نیروی ویژه ی امریکا گارد ساحلی وسازمان اف بی آی و ارتش آمریکاو در ارتش اسرائیل و.... خدمت میکند و جز پر طرفدار ترین و پر مشتری اسلحه های جهان محسوب می شود. قنداق پلاستیکی قابل تنظیم/ دوربین دید در شب/ شعله پوش ۴ شیاره/ قبضه/ با برگه ی ناظم آتش بهصورت رگبار و تک تیر و ضامن میباشد. (کالیبر۵.۵۶)

ظرفیت خشاب:۳۰ گلوله

سرعت گلوله:۷۵۰ تا ۸۵۰ متر بر ثانیه

برد مفید: ۴۰۰ متر

در مورد نارنجک انداز ام۲۰۳ بعدا می نویسم.

 

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و هشتم آبان 1385 و ساعت 2:41 بعد از ظهر |
اشتاير اسلحه ي هجومي

ساخت اتريش

ارتش اتريش از سال ۱۹۶۰بدنبال سلاحي بود تا آن را جانشين سلا فال بلژيكي مورد استفاده ي خود كند.كار طراحي و ساخت سلاح مذكور به كار خانه ي اشتاير سپرده شد چرا كه تا آن زمان ۳تن از طراحان سر شناس سلاح كشور اتريش يعني هرست وسپ و كارل واگنر و كارل موسر در اين كارخانه مشغول بودند.

سلاح مورد نظر در سال ۱۹۷۷ طراحي وساخته شد و با نام STG.77 به ارتش اتريش تحويل داده شد. و توليد انبوه ان در سال ۱۹۷۸ آغاز شد.هنوز يك ماه از توليد اين اسلحه نگذشته بود  كه صدها هزار قبضه ازآن توسط كشور هاي استراليا ...عمان...عربستان...زلاندنو... ايرلند...مالزي و همين طور گارد ساحلي امريكا پيش خريد شد.

همانطور كه در تصوير بالا ميبينيد اين سلاح مدل هاو كاليبرهاي مختلفي دارد..

مشخصات فني:

بدنه ي اين سلاح تماما از جنس آلومينيوم تزريقي ساخته شده و با نوارهاي فولادي تقويت شده. عملكرد گلنگدن اين سلاح چرخشي و بسته AUG به واسطه ي نيروي گاز باروت صورت ميگيرد. پيستون گاز اين سلاح از نوع كورس كوتاه است. حفاظ ماشه آنقدر بزرگ هست كه ميتوان تمام انگشتان دست را در آن قرار داد.. همچنين برگه ي ناظم آتش به صورت صليبي و ۳ نوع ضامن..تك تير...رگبار ميباشد....

البته اگر ماشه را تا نصف كورس فشار دهيد به صورت تك تير و اگر تمام ماشه را به عقب بكشيد به صورت رگبار خواهد بود. و همينطور دكمه ي آزاد كننده ي خشاب در پشت خشاب و در پايين قنداق قرار دارد.كه در تصوير بالا يك مورد را مشاهده ميكنيد.

كاليبر:۵.۵۶ يا ۹ ميليمتر لوگر در مدل SMG

مكانيزم مسلح شدن: فشار غير مستقيم گاز باروت.

نوع گلنگدن: چرخشي

نواخت تير:۶۵۰ تير در دقيقه

برد مفيد: ۴۵۰-۵۰۰ متر

وزن: ۳.۸ كيلوگرم

تصويري از سلاح اشتاير با قابليت نصب راكت انداز ام ۲۰۳ :

و با قابليت نصب دوربين ۱.۵ X  بر روي سلاح:

(البته فشار گاز باروت به صورت كم فشار و فشار متوسط براي انداختن تير و پر فشار براي پرتاب نارنجك تفنگي آن است.)

ونماي برش خورده ي سلاح و مشخصات آن:

و قطعات جدا شده ي سلاح:

و در دست يكي ازافراد نيروي ويژه :

 

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و هشتم آبان 1385 و ساعت 2:38 بعد از ظهر |
 

اسحله ی OICW از تجهیزات پیشرفته ی قرن ۲۱ به حساب می اید که در اینده میتواند جای اسلحه ی ام ۱۶ و ام۴ را در ارتش امریکا بگیرد.

اسلحه جدید((OICW)) از سیستم های نشانه روی ویژه ای بهره مند است و همچنین دارای سیستم کنترل تیر اندازی داخلی بوده و نسبت به دیگر اسلحه های هم کلاس خود بســــیار سبـک وزن است.به طـوری که طول آن ۳۳ اینچ(حدودا ۸۴ سـانتی متر) و وزن آن ۱۲ پونـــــــــد
(حدودا ۵/۵ کیلوگرم)است.در ساخت((OICW)) از مواد درجه یک و با استحـکام بالا استـفـاده شده است.این اسلحه قدرت تخریب و قابلیت مـقاومت سربازان را در برابر دشمن بالا خواهـد برد.پس از ساخت نمونه اولیه آزمایشی در سال ۹۸ارتش ایالات منحده در سال جدید میلادی
(۲۰۰۵) به این اسلحه فوق پیشرفته مجهز خواهد شد و هم اکنون((OICW)) آماده جایگزینی
با اسلحه های M16 , M203 وتفنگ لوله کوتاه M4 ارتش است.


سیستم کنترل تیر اندازی فوق پیشرفته این اسلحه از یک مسافت یاب لیزری بهره مند است
تا هدف را دقیقا به صورت نقطه ای تعیین نماید و دقت تیراندازی رابالا برد.سیستم نشانه روی
 ((OICW)) قابلیت عملکرد ۲۴ ساعته حتی در شب را با در بر داشتن و به کار بردن تکنولوژی
حسگر((IR)) باری دید شب دارد.ضریب احتمال اصابت گلوله به هدف در((OICW)) به ۵/۰ در
فاصله ۵۰۰ متری و ۳/۰ تا ۵/۰ در فاصله ۱۰۰۰ متری می رسد. این اسلحه همچنین از کارایی 
و تاثیر فوق العاده ای در مقابل زره های سبک برخوردار است به طوری که قادر به قلبه بر زره
((PASGT)) است.قدرت ضربه((OICW)) با قابلیت استفاده از فشنگ های:
20MM  He ,۲۰MM TPو  5/5 MMKE 

از  فشنگ های فوق انفجاری دو کاره M433 در اسلحه M203 و فشنگ های M885 در M16A2
بیشتر ور موثرتر خواهد بود. برد موثر این اسلحه فـوق پیشرفته ۱۰۰۰ متـر و از طراحی سـاده و
 ارگونومیک بهره مند است. لگد این اسلحه نیز به طور کاملا آشکاری درآن کاهش یافته است. 

سلاح هجومي M16 سلاحيست كه حتي در جنگ ويتنام هم به كار رفته در مدل  M16A1  با خشابهاي ۲۰ تيري در دستان سربازان آمريكايي براي جنگيدن با سربازان ويتنام قرار گرفت البته به دليل اينكه كلاشنيكفي كه ويتنامي ها ازش استفاده ميكردند به علت داشتن خشاب ۳۰ تير يه برتري خاصي نسبت به سلاح امريكايي ها داشت و اين مدل هم اكنون در واحدهاي مختلف پليس در اسوات و حتي پليس فدرال امريكا قرار دارد مدل بعدي اين سلاح با نام M16A2   جايگزين اسلحه هاي مدل M16A1 قرار گرفت و اين سلاح ها بنا به دلايلي و ضعفهايي جاي خودشان را به مدل هاي بالاتر يعني M16A3  دادند در حال حاضر اين مدل ها در ارتش امريكا در دستان تفنگدارن امريكايي قرار دارد البته مشتريهاي زيادي داره اين سلاح از  جمله كشورهاي هلند.اتريش .اسرائيل.مالزي.هند.و اكثر كشورهاي عضو پيمان ناتو از مشتريهاي محكم اين اسلحه هستند.البته در ايران سلاح ام ۱۶ وجود داره ولي ام ۱۶ ساخت چين كه در دستان نيروهاي ويژه ي نيروي دريايي سپاه قرار داره(البته اون طور كه من شنيدم).

اينم عكس M16A1 مدل اول اين سلاح در جنگ ويتنام:

و مدل دوم اين سلاح M16A2 عكسشو در زير اين متن ميبينيد:

 

خوب اينم از تصاوير مدل هاي مختلف اين اسلحه...نوبت ميرسه به تصاوير قابل استفاده ي اين سلاح:اين تصوير مربوط به سرباز امريكايي در دوره ي حضورشون در جنگ ويتنامه با اسلحه ي مدل اول:

سلاح هجومی G_36

ساخت کشور آلمان

 

سلاح هجوميG_36 يكي از بهترين و مدرنترين مسلسلهاي انفرادي حال حاضر است .اين مسلسل در واقع جانشين ارزنده سلاحG-۳۶ محسوب ميشود.سلاح مورد نظر ارتش آلمان مسلسلي انعطاف پذير ، قابل اعتماد و مطابق با استاندارهاي جديد ناتو بود.كارخانه ي هكلر و كخ در سال 1995 سلاح G- 36 با كاليبر 5.56 راتحويل ارتش المان داد.ارتش اسپانيا نيز در سال 1999 اين سلاح را اندكي متحول كرده و با نام G-36E  به نيروي زميني خود تحويل داد.طبق گزارش برخي منابع خبري پليس انگليس و اف بي آي هم تعداد قابل توجهي از اين سلاح را خريداري كردند.سلاحG-36 يك مسلسل خوشدست و دقيق و قابل اعتماد است.

قابل استفاده در یگان های ویژه ی پلیس :

عملكرد گلنگدن سلاح  G- 36 بر خلاف انواع مدل هاي قبلي ساخت هكلر و كخ به واسطه ي فشار غير مستقيم گاز باروت صورت ميگيرد.

بدنه و اكثر قسمتهاي خارجي اين سلاح از جنس پلاستيك فشرده و تقويت شده با الياف فلزي ساخته شده است. مكانيزم گلنگدن آن هم از پيستون كورس كوتاه تشكيل شده.سيلندر اين پيستون در بالاي وله جاسازي شده است. دستگيره ي گلنگدن اين سلاح دقيقا بالاي حمال گلنگدن وصل شده و قابل تا شدن به هر دو طرف ميباشد بنابراين ميتوان دستگيره ي گلنگدن را هم با دست چپ و هم با دست راست به عقب كشيد. دريچه ي پوكه پران هم دراي زائده ايست در سمت راست بدنه سلاح جا سازي شده كه مانع از برخورد پوكه هاي پرتاب شده با صورت تير انداز مي شود. تمامي قطعات سلاح با پين هاي تاشو به هم چفت شده اند پس براي باز و بسته كردن اين سلاح نيازي به ابزارهاي خاص نخواهيد داشت.

با قابليت نصب راكت انداز  KHG-36 از نوع 4.م.م.

سر نيزه هاي قابل نصب بر رو ي سلاح G -36 علاوه بر سرنيزه هاي ساخت كارخانه ي هكلر و كخ سرنيزه هاي مخصوص كلاشنيكف نيز نصب ميشود.(سلاح G- 36 را ميتوان يكي از بهترين سلاح هاي كاليبر 5/56 در حال حاضر دانست)

وقابلیت نصب دوربین ۳ ایکس با دستگاه نشانه روی لیزری.

برگه ناظم اتش در سه حالت ضامن ، سه تير ، رگبار ميباشد.

مشخصات فني:

كاليبر:5.56 در 45

طول لوله:480،318 و228 م.م

وزن خالي:3.6 كيلوگرم مدل پايه.

ظرفيت خشاب:30 و 100 تير (خشاب بتا سي)

نواخت تير:750 تير در دقيقه

برد مفيد:400 متر

اینم از این پست چون مطالب زیاد بود خلاصش کردم تا خسته نشید.

 

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و هشتم آبان 1385 و ساعت 2:36 بعد از ظهر |
تیر بار ام 240

نام اسلحه : ام-240 ( M240 ) ( این اسلحه به نام مگ 58 (MAG 58 ) نیز معروف است .

نوع اسلحه : تیربار ( Machine Gun )

کالیبر : 51 * 7.62 میلیمتر ناتو

کشور سازنده : آمریکا توسط شرکت فابریک نشنال ( (  Fabrique Nationale Manufacturing, Inc شرکت تابعه اف ان (FN Manufacturing, Inc. ) نام این اسلحه در این شرکت MAG  است ( این تیربار از سال 91 میلادی جایگزین تیربار ام-60 گردید )

طول اسلحه : 1245 میلیمتر ( 49 اینچ )

طول لوله : 368 میلیمتر ( 14.5 اینچ )

وزن اسلحه : 12.5 کیلوگرم ( 27.6 پوند )

حداکثر برد مؤثر ( 1800 متر ) ( 1.1 مایل ) ( حداکثر برد مؤثر در حالتی است که تیربار بر روی سه پایه قرار گرفته باشد )

برد نهایی : 3725 متر ( 2.31 مایل )

میزان آتش : 650 الی 950 گلوله در دقیقه

میزان آتش عملی در آتش مداوم (Sustained ) : 100 گلوله در دقیقه

سرعت گلوله در سرلوله ( سرعت اولیه ) : 905 متر در ثانیه ( 2970 فوت در ثانیه )

خشاب : نوار فشنگ 100 تایی  ( این اسلحه تغذیه از چپ (left hand feed ) است )

بر گرفته از وبسایت:q12.persianblog.com

تیربار ام-240

 

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و هشتم آبان 1385 و ساعت 2:26 بعد از ظهر |

سلاح کمری برتا ۸۰۰۰

ساخت ایتالیا

تپانچه ی سری ۸۰۰۰ ساخت کارخانه ی برتا موسوم به کوگار از جمله با ارزش ترین محصولاتی هستند که تا کنون توسط این کار خانه ساخته شدند.وزن و حجم کم خوشدستیفوق العاده دقت بالا و نیروی لگد ناچیز باعث شده تا این سلاح چه در نزد نیروی پلیس ایتالیا و چه در میان تبهکاران آن ارزش و اعتبار خاصی داشته باشد .ارزش واقعی این تپانچه زمانی آشکار شد که مهندسین ناتو آن را تا مرز ۳۰هزار گلوله آزمایش کردند.این سلاح کوچک آزمایش فوق را با موفقیت پشت سر گذاشته و مورد تایید قرار گرفت.مکانیزم لوله ی چرخشی آن در نوع خود بینظیر است.با ارسال بخشی از نیروی لگد سلاح به لوله ی چرخنده ی آن و جذب مقدار زیادی از این نیرو توسط لوله میزان انرژی منتقل شدهبه بدنه ی سلاح تا حدود زیادی کاهش پیدا کرده و لگد سلاح به طور محسوسی خنثی میشود.علاوه بر این مکانیزم لوله ی چرخشی باعث عملکرد سریعتر و دقیقتر سلاح در هنگام شلیکهای پیاپی میشود.تپانچه ی کوگار را باید خوش دست ترین تپانچه ی حال حاضر دانست.

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و هشتم آبان 1385 و ساعت 2:25 بعد از ظهر |
از حدود 10 سال پس از معرفی تانک ذوالفقار، حدس و گمانهای کارشناسان خارجی در مورد این تانک ادامه دارد. اصولن تمامی اطلاعاتی که می توان از رسانه های گوناگون به دست آورد، مبتنی بر حدث و گمان و برداشتهای اطلاعاتی است که از تصاویر و یا فیلمهای گرفته شده بدست آمده است. طراحی و ساخت این تانک، خود نمایانگر احساس نیاز واحدهای نظامی ایران به ادوات جنگی قابل اطمینان و ساخت داخل است؛ اندیشه ای که بر پایه ی تجارب ارزشمند زمان جنگ با عراق شکل گرفته است.

تانک متوسط T-62 بدنهء اصلی زرهی سپاه پاسداران ایران


بی شک در ساخت این تانک، از تجارب سایر کشورها نیز استفاده شده است. با این حال جالب است بدانید برخی از سایت های اينترنتی ، تانک ذوالفقار را در رده ی تانکهای بسیار مدرن جهان قرار داده اند و این خود نمایانگر زحمات باارزش مهندسان ایرانی است. ذوالفقار گذشته از شباهتها و همسانی هایی که با برخی تانکهای امریکایی و روسی دارد، طرحی کاملن جدید است که بر پایه تکنولوژی موجود در ایران به نتیجه رسیده و این خود مهمترین نقطه ی قوت ذوالفقار به حساب می آید. ساخت داخل بودن یک تکنولوژی نظامی، دارای ارزشهای فراوانی از جمله داشتن چشم اندازهای پیشرفت و بهسازی های مهندسی در آن وسیله است. مسئله ای که می توان آن را به عینه در روند تکامل تدریجی تانک ذوالفقار دید. از اولین نمونه های آن تا جدیدترین مدلهای ارائه شده، جای پای نوآوری و ابتکار به همراه الگوبرداری از نمونه هایی نظیر M-60 و M-1 و T-72 به خوبی دیده می شود.

تانک M-60، بدنهء اصلي زرهي نيروي زميني ارتش ايران 


اگر در اولین نمونه ی ارائه شده می شد نشانه های تانک M60 امریکایی را دید، اما در نمونه ذوالفقار3 این همخوانی ها کمتر به چشم می آید. اگر در دو مدل قبلی (ذوالفقار 1 و 2) ، برجک تانک رگه هایی از تانك T-72Z روسی را در خود داشت، اما در ذوالفقار3 مهندسین ایرانی این یکسانی و همخوانی را کاهش داده اند. در اولین نمونه های ذوالفقار احتیاط مهندسین و محافظه کاری را به خوبی می شد مشاهده کرد. زیرا طراحی آن زیبا ولی ساده صورت گرفته بود. در مدل های بعدی، رفته رفته این طراحی شکل بهتری به خود می گیرد و به ویژگی تانکهای معاصر جهان نزدیک تر می شود.



منابع اطلاعاتی غربی بر این باورند که کارشناسان روسی، کره ی شمالی و برخی کشورهای اروپای شرقی از جمله لهستان و یوگوسلاوی، ایران را در تکمیل این تانک یاری داده و تکنولوژی مورد نیاز چنین کاری را فراهم ساخته اند. با توجه به آنکه کشورمان ، تانک T-72S را تحت امتیاز روسیه در ایران تولید کرده است (تانک T-72S مدل ارتقاء یافته ی تانک T-72 محسوب می شود) کارشناسان امور نظامی اعتقاد دارند که در ذوالفقار، از تسلیحات این تانک از جمله سیستم کنترل آتش و توپ پرقدرت 125میلی متری آن استفاده شده است. گرچه مقامات نظامی ایران، این موضوع را رد و اعلام نموده اند در آخرین نمونه ی ذوالفقار، این تانک از جنبه های فنی کاملن بهینه شده و دارای سیستم کنترل آتش پیشرفته رایانه ای و مسافت سنج لیزری مدرن است و تکنولوژی ساخت آن کاملن بومی شده است. با وجود تحریم های ایالات متحده ی امریکا، احتمالن ایران برخی از تکنولوژی های نظامی مورد نیاز خود را از کشورهای بلوک شرق و همچنین کشورهای امریکای جنوبی (ازجمله برزیل) بدست آورده است.



اولین گمانه زنی ها در مورد مشخصات فنی ذوالفقار، مبتی بر این بود که این تانک حاصل مهندسی معکوس تانک های M60/2 و M-48 و T-72 می باشد . تصاویر این تانک نمایانگر این است که بدنه ی ذوالفقار شباهتهایی به تانک M-60 که سالها در نیروی زمینی ارتش شاهنشاهی ایران مورد استفاده قرار می گرفته است دارد. همچنین با توجه به شکل و ساختار برجک تانک، گمان می رفت که ذوالفقار از تجهیزات تانکهای روسی استفاده می کند. در مجموع این تانک را محصول آمیختگی تانکهای امریکایی و روسی می دانند. ایران از کاربران تانکهای روسی T-54 و T-55 و T-72 است.


نیروی زمینی ایران از کاربران قدیمی تانکهای سری M و به ویژه M60 محسوب می شود. تمامی تانک های مدل T روسی از موتور دیزلی استفاده می کنند که اگزوز آن، بالای بدنه و سمت چپ تانک قرار دارد. احتمالن ذوالفقار نیز از یک موتور دیزلV شکل با توانایی تقریبی 1000 اسب بخار استفاده می كند. این میزان قدرت با توجه به وزن تانک که آن را در حدود 40 تن تخمین می زنند، سرعت قابل توجهی معادل 70 تا 80 کیلومتر بر ساعت به ذوالفقار می دهد. برجک تانک دارای زاویه های هندسی مناسبی است که به خاطر نوع طراحی آن، برخی از صاحب نظران نظامی را بر آن داشته تا ادعا کنند که تانک ذوالفقار، تقلیدی ساده از تانک آبرامز (M-1) امريكايي است.



همانند سایر تانکها، راننده ی تانک ذوالفقار نیز در سمت چپ بدنه قرار می گیرد. راننده ی تانک می تواند با باز کردن دریچه دید بالای سر خود، به سمت راست به هدایت چشمی تانک بپردازد و یا اینکه از پریسکوپ استفاده نمايد. تانک ذوالفقار مجهز به سیستم دید در شب و سیستم تهویه هوا برای خارج کردن گاز ناشی از شلیک توپ است. صنایع نظامی ایران، کار مقاوم سازی تانک های نیروی زمینی ارتش را در برابر حملات میکروبی و شیمیایی آغاز کرده كه این تغییرات و بهسازی ها، شامل حال مدل های جدید ذوالفقار نیز شده است. توپ پرقدرت 125 میلی متری ذوالفقار همانند تانک T-72، به صورت خودکار مسلح می شود. همچنين تانک ذولفقار، مجهز به مسافت یاب لیزری است و برجک آن نیز دارای سیستم برقی می باشد.

ذوالفقار1


در ذوالفقار 1 ، می توان سیستم هشدار دهنده و پدافند لیزری ساخت سازمان صنایع دفاع ایران را نیز دید. این سیستم می تواند کاربران خود را با تابش پرتوهای لیزر هدایت کننده، از جنگ افزارهای هدایت شونده ی ضدتانک آگاه کند. این سیستم توانایی تشخیص پرتوهای مستقیم و یا غیرمستقیم مسافت یاب های لیزری را از نشانه گذارهای لیزری دارد. این سیستم قدرت واکنش پرسنل تانک را در برابر تهدیدها افزایش داده و حتی امکان فعال شدن خودکار و به موقع واحدهای پدافندی را در سمت زاویه تهدید فراهم می سازد. پدافند مورد استفاده این سیستم به صورت انتخابی، می تواند ترکیبی از پرتاب کننده های نارنجک دودزا باشد. این کار باعث شکستن قفل لیزری پرتابگرهای دشمن می شود. پوشش این سیستم هشدار دهنده 360 درجه در افق و 60 درجه در ارتفاع است.


عمده تغییرات مدلهای ذوالفقار، بیشتر در قسمت برجک تانک بوده است. آنچه که از تصاویر ذوالفقار3 به دست می آید آن است که بدنه ی ذوالفقار3 ، با اسکلت بندی پیشینیان خود تفاوت دارد. بدنه ی تانک ذوالفقار1 ، شباهت زیادی به تانک M-60 امریکایی داشت و شنی های آن نیز مشابه همان تانک بود. اما در ذوالفقار3 ، بدنه ی تانک دچار تغییرات زیادی شد. این تغییرات شامل افزایش قطر زره بدنه عقبی و همچنین تغییراتی در زره برجک تانک می شود. زره بخش جلویی تانک نیز برخلاف شباهت های قبلیش به زره M-60، این بار بخش بالایی آن با زاویه دید راننده تانک برابر شده و صاف به نظر می آید. این تغییرات به چند دلیل صورت گرفته است: اولین دلیل تزریق تکنولوژی های جدید به چرخه ی صنایع تانک سازی ایران است و دومین عامل آن می تواند افزایش تهدیدها از جانب تسلیحات جدید ضدتانک باشد. به این معنی که ذوالفقار، برای مقاومت بهتر در برابر این نوع تسلیحات (که روز به روز هوشمندتر می شوند) به زره بهتر و بسیار زخیم تری با آلیاژهای بهتر مجهز شده است.


مدلهای ابتدایی تانک ذوالفقار، نمایانگر نوع سمت گیری های نظامی ایران در همکاری های نظامی با کشورهایی نظیر کره ی شمالی و یوگسولاوی است. تانکهای ذوالفقار1 و 2 ، با استفاده از تکنولوژی روسیه و بلوک شرق ساخته شدند. اما ذوالفقار3 ، حاصل همکاری نظامی ایران با کشورهای خارج این حوزه است. برخی از منابع اطلاعاتی ، از همکاری نظامی ایران و برزیل خبر داده بودند و برخی دیگر احتمال خرید برخی تکنولوژی فاصله یاب دقیق لیزری از IAI (یا Israel Aircraft Industries) داده اند.
این احتمال که ایران تکنولوژی های تازه ای را از برزیل و اسرائیل (با واسطه ی کشور رومانی) دریافت کرده باشد زیاد است. باید دانست که برزیل خود دارای تکنولوژی ساخت تانک است و تاکنون صنایع نظامی آن کشور ، چند تانک را برای ارتش برزیل طراحی کرده و به مرحله ساخت رسانده است. به همین دلیل ذوالفقار 3 ، شباهتهایی با تانک برزیلی اوسریو دارد.

T-72Z



ایران به جز تانک ذوالفقار، تانک سفیر74 را نیز تولید می کند. (سفیر 74 ، همان تانک T-72S روسی است) صنایع دفاعی ایران همچنین زره پوش های تندر 1 و 2 و همچنين نفربری به نام براق را نیز به تولید رسانده است.

براق


این صنایع همچنین بر روی موشکهای ضدزره نیز کار می کند و تاکنون انواع مختلفی از موشک های هدایت شونده و غیرهدایت شونده را برای ارتش ایران تولید کرده است. (موشک ضدتانک طوفان و رعد 1 و 2) به نظر می رسد صنایع دفاعی ایران پس از هجوم امریکا به عراق و افغانستان، روند کار خود را شتاب بخشیده و به احتمال زیاد خط تولید تانک ذوالفقار نیز تقویت شده است. اکنون حدس زده می شود تانک ذوالفقار، تانکی بسیار مدرن و قابل اعتماد است و ارتش ایران می تواند به ساخت یک تانک ایرانی با استفاده از تکنولوژی داخلی افتخار کند. اگر شمار کشورهایی را که توانایی تولید تانک را دارند در نظر بگیریم، آنگاه اهمیت ساخت تانک ذوالفقار را برای ایرانیان بهتر درک می کنیم.

T-72S
 
+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و هشتم آبان 1385 و ساعت 2:16 بعد از ظهر |
گشودن اسرار فنی آلمان نازی

شصت سال قبل، آمريکا دانشمندان نازی را برای هدايت پروژه های پيشرو اين کشور مانند رقابت برای تسخير فضا به خدمت گرفت. اين مردان تکنولوژی های مرزشکنی را در اختيار آمريکا گذاشتند که حتی امروز نيز در خط مقدم علم و تکنولوژی قرار دارد، اما اين دستاورد بی هزينه نبوده است.
پايان جنگ جهانی دوم شاهد تکاپوی فشرده برای دست يافتن به اسرار انبوه فنی آلمان نازی بود. متفقين برای به چنگ آوردن حداکثر تجهيزات و تخصص ممکن از ويرانه های رايش تقلا می کردند و همزمان سعی داشتند مانع دسترسی سايرين به اين اسرار شوند.
وسعت و عمق دستاوردهای فنی بسیار پیشرفته ی آلمان، کارشناسان متفقين که نيروهای مهاجم را در سال 1945 همراهی می کردند به حيرت افکند.

موشک وی-2 از اولین موشکهای زمین به زمین (ساخت آلمان نازی)

راکت های مافوق صوت، گاز عصبی، هواپيمای مجهز به موتور جت، موشک های هدايت شونده، فناوری تجسسی و آلات پيشرفته زرهی تنها برخی از فناوری های بديعی بود که در آزمايشگاه ها، کارگاه ها و کارخانه های نازی، حتی در زمانی که در آستانه شکست بودند، توسعه می يافت.
آمريکا و اتحاد جماهير شوروی در نخستين روزهای جنگ سرد درگير مسابقه ای عليه زمان برای شکستن اسرار علمی هيتلر شدند.
در ماه مه 1945، قشون تحت فرمان استالين آزمايشگاه های اتمی در موسسه معتبر کايزر ويلهلم در حومه برلين را تحت کنترل درآوردند و بذر آنچه را بعدا به زرادخانه وسيع اتمی شوروی بدل شد تقديم پيشوای خود کردند.
آمريکايی ها درست پيش از آنکه نيروهای شوروی مجتمع وسيع نوردهازن را که در دل رشته کوه های هارتز در صفحات مرکزی آلمان ساخته شده بود تصرف کنند، موشک های وی-2 را از آن خارج کردند.
به علاوه تيمی به سرپرستی ورنر وان بران که وی-2 را ساخته بود نيز به دست آمريکايی ها افتاد.

وان بران: چهره متشخص ناسا و افسر سابق اس اس

جنايات
هيو نِر، معاون فرمانده نيروی هوايی آمريکا در اروپا، کوتاه زمانی پس از به چنگ آوردن اين غنائم نوشت: "اشغال تشکيلات علمی و صنعتی آلمان اين موضوع را که ما در بسياری از زمينه های پژوهشی به گونه تکان دهنده ای عقب مانده ايم آشکار کرد."
"اگر از اين فرصت برای به چنگ آوردن تشکيلات و مغزهايی که آن را توسعه داده اند استفاده نکنيم و آن دو را فورا به کار نگيريم، بايد برای کشف عرصه ای که قبلا کاوش شده تلاش کنيم که ما را چندين سال عقب خواهد انداخت."
به اين ترتيب پروژه موسوم به "گيره کاغذ" آغاز شد که طی آن وان بران و بيش از 700 نفر ديگر از دانشمندان آلمانی را به طور مخفيانه بدون آگاهی متحدان آمريکا به آن کشور منتقل شدند. اين پروژه هدف پيچيده ای نداشت: "بهره برداری از دانشمندان آلمانی برای پروژه های پژوهشی آمريکا و جلوگيری از دسترسی اتحاد جماهير شوروی به اين معدن غنی فکری."
 پس از آن تحولات سريعی روی داد: پرزيدنت ترومن پروژه "گيره کاغذ" را در ماه اوت 1945 تصويب کرد و سه ماه بعد در روز 19 نوامبر نخستين گروه از دانشمندان آلمانی وارد خاک آمريکا شدند.
با اين حال يک مشکل عمده وجود داشت. ترومن به وضوح دستور داده بود که هرکسی که "عضويت او در حزب نازی ثابت می شود و در فعاليت های آن شرکت داشته يا از حاميان فعال حکومت نظامی نازی ها بوده است" از اين پروژه حذف شود.
براساس اين معيار، حتی شخص وان بران، برای خدمت در آمريکا واجد شرايط نبود. او علاوه بر عضويت در سازمان های مختلف نازی از اعضای بلندپايه "اس اس" (از سازمان های موازی گشتاپو) بود. در پرونده امنيتی او درج شده بود که وی يک "خطر امنيتی" به حساب می آيد.
افراد ذيل از جمله همکاران وان بران بودند:
آرتور رودلف، مدير کل عملياتی نوردهازن، جايی که 20 هزار برده که به کار اجباری واداشته شده بودند در جريان توليد موشکهای وی-2 جان باختند. او تيم سازنده راکت "Saturn V" را که "صد در صد نازی، از نوع خطرناک" وصف می شد سرپرستی می کرد.

آرتور رودلف: یک فرد 100 درصد نازی در استخدام ناسا

کرت ديبوس، متخصص پرتاب موشک و از افسران اس اس. در پرونده او آمده بود: "او بايد به عنوان تهديدی برای امنيت نيروهای متفقين تحت نظر و کنترل باشد." 
* هوبرتوس استراگهولد، که بعدا "پدر پزشکی فضايی" لقب گرفت سيستم های "زيست ياری" تعبيه شده در فضاپيماهای ناسا را طراحی کرد. برخی از زيردستان او در اردوگاه های داکائو و آشويتس، آزمايش های انسانی انجام می دادند، جايی که اسرای (کشورهای شرق اروپا) منجمد شده و در اتاقکهای کم فشار قرار داده می شدند که معمولن به مرگ آنها منجر می شد.
تمامی اين افراد از صافی اخلاقی گذرانده شدند تا به آمريکا خدمت کنند: ارتش آمريکا که پيروزی در جنگ سرد، نه برقراری عدالت را، نخستين اولويت خود می دانست، بر جناياتی که ادعا می شود اين افراد مرتکب آن شده بودند سرپوش گذاشت و لکه های سياه را از پيشينه آنها زدود.
و گيره ای که اطلاعات تازه آنها را در پرونده های شخصی محکم می کرد وجه تسميه کل اين عمليات شد. با گذشت شصت سال، ذره ای از اهميت ميراث آن پروژه کاسته نشده است.
می توان استدلال کرد که هواپيمای موسوم به "هورتن هو 229" با روکشی از تخته سه لای باردار کربنی با بال های رو به عقب که از چشم رادار مخفی می مانند و در سال 1944 ساخته شد نخستين هواپيمای تجسسی جهان بود.
ارتش آمريکا يکی از اين مدل ها را در اختيار شرکت هواپيماسازی "نورثروپ" گذاشت. اين شرکت بعدن بمب افکن های تجسسی بی-2 را که از کليه جهات کاربردی نمونه مدرن هورتون بود ساخت.

Horten GO 229 که بمب افکن آمريکایی B-2 با الهام از این طرح سال 1944 هواپيمای آلمانی ساخته شده

موشک های کروز هنوز بر طرح موشک وی-1 استوار است و موتور جتی که نيروی محرکه هواپيمای "هايپرسونيک" پيشرفته ناسا موسوم به ایکس-43 (با سرعتی پنج برابر صوت) را فراهم می کند تا حدود زيادی مديون پيشگامان صنعت جت آلمان است.
همچنین آلمان، تاسیسات بسیار عظیمی را در تلمارک واقع در نروژ برای تولید آب سنیگن و غنی سازی اورانیوم ایجاد کرده بود که اگر بمب افکن های انگلیسی آنجا را بمباران نمی کردند در همان سال 1944 اولین سلاح هسته ای آلمان، آمادهء استفاده شده بود.
علاوه بر اينها، شمار بزرگ اسناد پروژه گيره کاغذ که هنوز محرمانه است باعث شده بسياری از کارشناسان، از جمله نيک کوک، مشاور هوافضای "هفته نامه دفاعی جينز" مظنون باشند که آمريکا ممکن است به توسعه فناوری های حتی پيشرفته تر نازی پرداخته باشد که از جمله آنها دستگاه های ضدجاذبه است که منبع بالقوه ای برای مقادير وسيعی انرژی خواهد بود.
کوک می گويد که اين فناوری "می تواند چنان ويرانگر باشد که صلح جهان را به خطر خواهد انداخت و آمريکا تصميم گرفته است آن را برای مدت های مديد مخفی نگاه دارد."
اما خيلی ها ضمن کف زدن برای موفقيت غيرقابل انکار پروژه گيره کاغذ، ترجيح می دهند هزاران نفری را که جان باختند تا نوع بشر به فضا برود به ياد بياورند.

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و هشتم آبان 1385 و ساعت 2:12 بعد از ظهر |
عملیات طوفان صحرا

آماري از جنگ سال 1991 {خليج فارس}


16 ژانويه تا 3 مارس 1991
اين عين ترجمه‏ي مطلبي است در مورد جنگ خليج‏فارس از قول يك خبرنگار نظامي آمريكا.

دليل اشغال كويت توسط عراق به زمان قبل يعني جنگ ايران و عراق باز مي‏گردد. عربستان سعودي و كويت منابع مالي عراق در جنگ با ايران را تامين كردند. پس از اتمام جنگ، عراق با انبوهي از بدهي باقي ماند كه از پس دادن آن خودداري مي‏ورزيد. صدام كويت را متهم به پائين آوردن قيمت نفت و برداشت بي‏وريه‏ي نفت از منطقه‏ي بي‏طرف كرد. لشگر عراق در نزديكي مرز كويت مجهز و آماده‏ي نبرد شد و وضع هر لحظه وخيم‏تر مي‏شد. صدام در تاريخ 2 آگوست 1990 دستور تهاجم به كويت و عبور از مرز را صادر كرد.
(در آن زمان) عراق چهارمين ارتش بزرگ دنيا را داشت و به راحتي مي‏توانست هرگونه مقاومتي را در كويت درهم بشكند. صدام (ظرف 5 ساعت) كويت را اشغال كرد و آن را يكي از استانهاي عراق ناميد.
سازمان ملل متحد اين تهاجم و اشغال را محكوم كرد. صدام اشتباه ديگري نيز مرتكب شد: وي سپاه عراق را به نزديكي مرز عربستان گسيل داشت. شاه فهد (پادشاه وقت عربستان) از ترس صدام، نيروهاي نظامي آمريكايي را به كشورش دعوت كرد. صدام كه از حمايت هاي بي
دريغ آمريكا در زمان جنگ با ايران بهره‏مند شده بود اين بار نيز خيال مي‏كرد آمريكا خود را گرفتار اشغال كويت نخواهد كرد.
نقشه ي جنگ: http://www.rand.org/multi/gulfwar/images/summarylarge.jpg
(48 ساعت قبل از حمله به كويت، صدام اين موضوع را به اطلاع سفير آمريكا در بغداد رسانده بود و خانم سفير اظهار داشته بود كه آمريكا در مناقشات منطقه
اي دخالت نخواهد كرد!)
صدام به طرز اغراق آميز از كيسه‏هاي جسدي سخن مي‏گفت كه به منزلشان باز مي‏گردند و مدام از ايجاد ويتنامي ديگر براي نيروهاي آمريكايي سخن مي‏گفت.
در اين ميان آمريكا مشغول ايجاد ائتلاف جهاني براي بيرون راندن نيروهاي عراقي از كويت بود. آمريكا از اينكه حتا سوريه و افغانستان هم به اين ائتلاف پيوسته بودند شگفت زده شده بود.
روز 15 ژانويه ي 1991 قطعنامه ي شماره ي 678 ، آخرين فرصت براي عراق، جهت عقب نشيني، از طرف سازمان ملل ارائه شد. تنها چند ساعت بعد نيروهاي ائتلاف، جنگ را آغاز و كويت را آزاد كردند.

نيروهاي عراقي
سرفرماندهي: صدام حسين
ارتش عراق:
5500 دستگاه تانك؛ شامل: 1600 دستگاه
T-55 ، 500 دستگاه خودرو زرهي نوع 59، 900 دستگاه خودرو زرهي نوع62، 1500 دستگاه T-62 ، 1000 دستگاه T-72 ، 1000 دستگاه نفربر زرهي، 1100 دستگاه خودرو شناسايي (نظير جيپ)، 6000 دستگاه خودرو زرهي سبك، 2800 عراده توپ سنگين، 500 عراده توپ خودكششي، 200 دستگاه موشك انداز كاتيوشا.

نيروي هوايي عراق:
بمب افكن: 24 فروند سوخوي24، 8 فروند توپالف22، 8 فروند توپالف16، 4 فروند
H-6
شكاري‏بمب‏افكن:
70 فروند ميگ 23
64 فروند ميراژ
F-1
45 فروند سوخوي 20
30 فروند سوخوي 25
شكاري رهگير:
40 فروند
J-6
150 فروند ميگ 21
40 فروند ميراژ
F-1
10 فروند ميگ 25
24 فروند ميگ 29
60 فروند هواپيماي ترابري (نظير ايلوشين 76)
600 آشيانه‏ي ضد بمب هواپيما
(ساخت چين)بمب افکن سنگين
H-6 

نيروي دفاع هوايي عراق:
160 لانچر موشك سام2
140 لانچر موشك سام3
100 لانچر موشك رولند
300 لانچر موشك سام6 و سام8
10000 دستگاه آتشبار ضدهوايي

عراق (در آن زمان) چهارمين ارتش و نيروي هوايي بزرگ دنيا را داشت. نيروهاي نظامي عراق كارآزموده بودند و تجربيات فراواني از جنگ با ايران داشتند. بهترين نيروهاي عراق، گارد رياست جمهوري صدام بودند. آنها بهترين تجهيزات نظامي را داشتند، كاملترين آموزشها را ديده بودند و بالاترين ميزان وفاداري به صدام را داشتند. تنها نقطة ضعف عراق، يك نيروي دريايي قوي بود. نيروي دريايي عراق در جنگ با نيروي دريايي قدرتمند ايران، در همان اوايل جنگ (با ايران)، به طور كامل نابود شده بود. صدام مي‏دانست كه بهترين تجهيزات نظامي‏اش، تانك‏ها و توپخانه‏هاي سنگين‏اش هستند. نيروي هوايي عراق شامل جديدترين جنگنده‏هاي روسي به همراه خلباناني بود كه به وسيله‏ي روس‏ها آموزش ديده بودند. اين بود كه صدام خيال مي‏كرد برتري بالايي نسبت به نيروهاي نظامي آمريكايي دارد. صدام بر اين باور بود كه افكار عمومي (آمريكا) از جنگي پشتيباني نمي‏كنند كه امكان تبديل آن به ويتنامي ديگر براي ايالات متحده باشد.
توپالف22 (يکي از بمب افکن هاي سنگين، استراتژيک و مافوق صوت ساخت روسيه)

ژنرال نورمن شوارتسکوف

نيروهاي نظامي ائتلاف
سرفرماندهي: ژنرال نورمن شوارتسكوف
كشورهاي شركت كننده به ترتيب الفباي زبان انگليسي:
افغانستان: 300 سرباز
استراليا: 4 ناو جنگي
بحرين: 36 هواپيماي جنگنده
بنگلادش: 6000 سرباز
بلژيك: 18 هواپيماي جنگنده
كانادا: 4500 سرباز، 36 هواپيماي جنگنده، 3 ناو جنگي
دانمارك: 1 ناو جنگي
مصر: 40000 سرباز
فرانسه: 18000 سرباز، 160 هواپيماي جنگنده، 120 هليكوپتر، 12 ناو جنگي، 40 تانك، 110 نفربر و خودروي زرهي
آلمان: 18 هواپيماي جنگنده و 7 ناو جنگي
يونان: يك ناو جنگي
ايتاليا: 18 هواپيماي جنگنده و 7 ناو جنگي
كويت: 11000 سرباز و 3 شناور نظامي
هلند: 2 ناو جنگي
نيجريه: 500 سرباز
نروژ: يك ناو جنگي
عمان: 25500 سرباز، 63 هواپيماي جنگنده و 4 شناور نظامي
قطر: 12 هواپيماي جنگنده
پرتغال: 1 ناو جنگي
عربستان سعودي: 118000 سرباز، 180 هواپيماي جنگنده (
F-5E و F-15C/D)
اسپانيا: 3 ناو جنگي
سوريه: 17000 سرباز و 300 تانك
T-72
تركيه: 150000 سرباز، 60 هواپيماي جنگنده و 2 ناو جنگي
امارات متحده عربي: 40000 سرباز، 80 هواپيماي جنگنده و 200 دستگاه تانك
انگلستان: 43000 سرباز، 120 هواپيماي جنگنده، 26 ناو جنگي، 168 دستگاه تانك چيفتن، 632 دستگاه نفربر زرهي
ايالات متحده آمريكا: 540000 سرباز، 1800 هواپيما (جنگنده، بمب‏افكن، ترابري و تانكر)، 1700 هليكوپتر، 160 شناور نظامي (هواپيمابر، ناو جنگي، مين‏روب، نيروبر)، 3000 دستگاه تانك، 3000 نفربر و خودروي زرهي

عامل اصلي پيروزي (نيروهاي ائتلاف) در جنگ خليج‏فارس، سرعت عمل نيروهاي آمريكايي بود. اين يك پيروزي بزرگ بود كه تا قبل از آن هرگز ديده نشده بود. آمريكا طي مدت كوتاهي، اين حجم عظيم از نيروهايش را در عربستان گردآورد و سازماندهي نمود. ائتلاف از 37 كشور سامان‏دهي شده بود. (همه‏ي اين كشورها حضور نظامي نداشتند) هر كشور در قسمت كوچكي از نبرد به رهبري آمريكا، نيروهايش را شركت داد. ولي نيروهاي نظامي بريتانيا و فرانسه، نقش كليدي در جنگ داشتند. اين حقيقتي بود كه صدام اصلن انتظارش را نداشت. (صدام) هيچ پشتيبان نظامي نداشت. تنها اردن و ياسر عرفات حامي صدام بودند. روسيه تنها به عراق پيشنهاد كرده بود كه از كويت خارج شود و هيچ كمكي به نيروهاي ائتلاف نكرده بود.

تلفات و خسارات نيروهاي عراقي:
حدود 30000 سرباز كشته شدند.
3847 دستگاه تانك، 2917 عراده توپ، 1450 دستگاه خودرو و نفربر زرهي، 141 فروند هواپيما بر روي باند و 43 فروند طي نبرد هوايي از بين رفت.
با اولين تهاجم هوايي (به وسيله بمب‏افكن‏هاي
F-117 و B-1)، نيروهاي ائتلاف، ابتكار عمل را بدست گرفتند. در روزهاي بعد، نيروهاي ائتلاف از قدرت مطلق برتري هوايي خود بر عراق، نهايت استفاده را بردند. عراق، صدها پناهگاه زيرزميني مجهز و ضدبمب براي هواپيماهاي جنگي‏اش ساخته بود، ولي اين پناهگاهها به راحتي با بمبهاي هوشمند استحكام‏شكن از بين رفتند و بنابراين هيچ مكاني براي مخفي كردن هواپيماهاي عراقي، باقي نماند. اين شد كه صدام هواپيماهايش را به ايران فرستاد. تا اتمام جنگ، حدود 150 فروند هواپيماي عراقي به ايران پرواز كردند. ايران اين هواپيماها به عنوان خسارت جنگي براي خود نگه داشت.
رادارها و ادوات ارتباطي عراق در جنگ از بين رفت و ارتش عراق زمين‏گير شد. قبل از آغاز جنگ زميني، حدود 70% قدرت نيروهاي نظامي عراق به واسطة بمباران هوايي از بين رفته بود.
ميزان خسارات (عراق) بسيار عظيم بود، هزاران عراقي كشته شدند و روحيه‏ي آنهايي كه مانده بودند بسيار ضعيف گشته بود.
يک ميگ29 منهدم شده ي عراق

عراقي‏ها خسارات زيادي ديدند و هرچه كه داشتند برجاي گذاشتند. (نظير هليكوپتر، انواع خودروي نظامي و . . . )
65000 عراقي به وسيله‏ي آمريكايي‏ها و 20000 تن ديگر به وسيله‏ي ساير متحدانش به اسارت درآمدند. حداقل 30000 و حداكثر 100000 نفر از عراقي‏ها كشته شدند. هرچند كه رقم 100000 نفر به واقعيت بسيار نزديكتر است. آنچه كه اين كار را سخت مي‏كند، آمار دقيق سربازاني است كه درون سنگرهايشان كشته شدند و توسط سربازان ديگر دفن شدند.
بزرگترين شكست نيروهاي عراقي هنگام عقب نشيني آنان از كويت رخ داد. اين واقعه به نام بزرگراهي به جهنم شناخته شد. راه عقب‏نشيني نيروهاي عراقي در شمال، جنوب و غرب بسته شده بود. آنها هيچ گزينه‏اي (براي عقب‏
نشيني و حفظ جانشان) نداشتند، آنها مي‏توانستند تنها به طرف ايران بروند. نيروهاي ائتلاف جهت پاكسازي باقي‏مانده‏ي نيروهاي عراقي، از بمب‏افكن‏هاي سنگين B-52 به همراه ستونهاي عظيمي از بمب‏ها استفاده كردند.
تصويري از بمب افکن توپالف22 عراقي، که توسط آمريکا بمباران و نابود شده است:
http://www.acig.org/artman/uploads/iraf_tu-22u_destroyed_at_al-taqaddum_rear_view.jpg

تلفات و خسارت نيروهاي ائتلاف:
148 نفر كشته، 458 نفر مفقود، (207 نفر به طور اشتباه و به وسيله‏ي آتش نيروهاي خودي)
4 دستگاه تانك
M1 آبرامز (همگي به علت شليك اشتباه نيروهاي خودي)
9 دستگاه نفربر زرهي
17 فروند هليكوپتر جنگي
44 جنگنده با آتش زميني (23 فروند از آمريكا)
1 جنگنده
F-18 طي نبرد هوايي

تانک سنگين ام-۱  موسوم به آبرامز


تلفات نيروهاي ائتلاف كمتر از پيش‏بيني 10 تا 15 هزارنفري قبل از جنگ بود. فرماندهي (بي‏نقص) ژنرال شوارتسكوف، هرگونه شك و ترديد را از بين برد. اين جنگ بهتر از اين زمان نمي‏توانست اتفاق بيفتد، زيرا بودجه‏ي نظامي بسيار زيادي در زمان رياست جمهوري ريگان هزينه شده بود. پس از جنگ ويتنام، اصلاحات بسيار در ساختار نيروهاي نظامي (آمريكا) صورت گرفته بود كه نتيجه‏ي آن بسيار رضايت‏بخش بود. اين اولين باري كه نيروهاي نظامي داوطلب عمليات (در آن) بودند، افسران آموزشهاي بهتري ديده بودند و برعكس جنگ ويتنام، فرماندهان بر جنگ احاطه‏ي كامل داشتند.

نتيجه‏ي نهايي
پنتاگون، قدرت نيروهاي نظامي عراق را بيش از حد، بزرگ تصور كرده بود. در ابتدا آنها بر اين باور بودند كه عراق حدود 550 هزار نفر نيروي نظامي در كويت و اطراف آن مستقر كرده است. ولي كمي بعد تعداد 300 هزار نفر تاييد شد. تهاجم عراق به كويت با حدود 120 هزار نفر سرباز، 300 تانك آغاز شده بود. كويت تنها 15000 نفر نيروي آماده براي مقابله‏ي فوري با عراق داشت كه آنها نيز در زمان كوتاهي شكست خورده بودند. تنها نقطة روشن كويت، دفاع هوايي آنها بود. دفاع هوايي كويت كه با موشكهاي
Mim-23 (هاوك) آمريكايي مجهز بود، توانسته بود در روز اول تهاجم عراق (2 آگوست1990) 22 جنگنده و يك هليكوپتر جنگي عراقي را سرنگون سازد.
نيروهاي ائتلاف صفحه‏ي جديدي از جنگ را باز كردند كه (آن) حمله به وسيله‏ي موشكهاي تام‏هاوك (كروز) به مراكز مهم بغداد بود. هليكوپترهاي
AH-64 (آپاچي) و جنگنده‏هاي ضربتي، رادارها و دفاع هوايي عراق را هدف قرار دادند. برتري هوايي ائتلاف و تحريم‏هاي اعمال شده (بين زمان اشغال كويت تا شروع جنگ)، تلفات و خسارات بسياري بر سازمان نيروهاي نظامي عراق وارد كرده بود. به طور كلي، عمليات نظامي هوايي ائتلاف، جمعن به تعداد 109876 سورتي پرواز در طول 43 روز جنگ بود. (حدود 2555 سورتي در روز) به همراه اين اين پروازهاي جنگي، بيش از 27000 مقر نظامي عراق شامل موشكهاي اسكاد، فرودگاه، ادوات دفاع هوايي، نيروگاههاي برق، كارخانجات توليد مواد شيمايي و ميكروبي، مراكز فرماندهي، مراكز اطلاعاتي، خطوط ارتباطي، محل تجمع نيروها و پالايشگاهها مورد هدف قرار گرفت. پس از پايان اين عمليات، نيروهاي پياده نظام به كويت وارد شدند و كار پاكسازي كويت از نيروهاي عراقي انجام پذيرفت.
موشک زمين به هواي
HAWK

جنگنده‏ي F-117 (نايتهاوك= پرنده‏ي شكاري شب) براي اولين بار در اين جنگ مورد استفاده قرار گرفت. (هرچند گفته مي‏شود كه در جنگ عليه پاناما نيز عملياتي بوده است)

اف16 (فالكون= شاهين)، اي10 (وارتهاگ = گراز زگيل دار) و هليكوپتر AH-64 (آپاچي) بهترين عملياتهاي تاريخ‏اشان را با منهدم كردن هزاران دستگاه از ادوات زميني و ساير اهداف به انجام رساندند.
جنگنده‏هاي
F-15C تعداد قابل توجهي از ميگ‏هاي 29 را به راحتي سرنگون ساختند و عنوان خود را (در آن زمان) به نام بهترين جنگنده در جهان, با انجام 100 عمليات موفقيت آميز و بدون تلفات، حفظ كردند.
نقطه ي درخشان ديگر در جنگ، برخورد يك لشگر گارد رياست جمهوري (صدام) با يگانهاي نيروي دريايي (آمريكا) بود. براي اولين بار در جهان، تانكهاهاي
M1 (آبرامز) در مقابل تانكهاي T-72 صف آرايي كردند. پس از فروكش كردن يك نبرد سنگين، 200 تانك T-72 و 1 تانك M1 منهدم شده بودند!
هنگامي كه صدام دريافت هيچگونه شانسي براي پيروزي ندارد سعي كرد در بين نيروهاي انتلاف اختلاف ايجاد كند. وي موشكهاي اسكاد را به سمت اسرائيل و رياض (عربستان سعودي) شليك كرد. وي اميدوار بود كه با پيوستن اسرائيل به صف نيروهاي ائتلاف، شكافي را در بين كشورهاي عرب ائتلاف ايجاد كند، زيرا كه بسياري از آنها، اسرائيل را به رسمت نمي‏شناختند. اسرائيل موشكهاي هسته‏اي خود را براي پاسخ‏دهي به عراق، آماده‏
ي شليك كرد، زيرا بنا به مشاهدات ماهواره‏هاي جاسوسي، اطلاعات مهمي از آماده‏سازي موشكهاي عراق با گازهاي شيميايي ديده شده بود.
ژنرال شوارتسكوف شماري از بهترين نيروهاي تكاور آمريكايي را به همراه تكاوران بريتانيايي به منظور شناسايي و نابودي محل و پايگاههاي موشكهاي اسكاد، مامور كرد.
اما مهمترين دليلي كه باعث شد اسرائيل در جنگ خويشتن‏داري نشان دهد، ارسال موشكهاي
Mim-104 (پاتريوت) به اسرائيل بود. پاتريوتها 60% اسكادها را در عربستان سعودي و 40% را در اسرائيل ساقط كردند، هرچند باقي‏مانده‏ي اسكادهاي ساقط شده باعث ايجاد خرابي و كشتار گشتند و اين دليلي است كه باعث ميشود نتوان اين موشك را به عنوان يك ساقط كننده‏ي موفق اسكاد به شمار آورد.
موشک زمين به هواي پاتريوت

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و هشتم آبان 1385 و ساعت 2:8 بعد از ظهر |

از اوایل جنگ جهانی دوم ناوهای هواپیمابر در نبرد های نقش یافتند بعنوان فرودگاه های متحرک که بر هر ناو یا زیر دریایی برتر بود البته هر ناو هوپیمابر توسط یک گروه رزمی متشکل از دو رزم ناو و 3 ناوچه اسکورت میشه و عملا شکست ناپذیر و آسیب نا پذیر است تا 1960 از موتور های دیزلی در این ناو ها استفاده میشد تا در 1960 اولین ناو هواپیما بر اتمی به نام اینترپرایز را که بزرگترین ناو زمان خود بود آمریکا به آب انداخت  این ناو گنجایش تا 100 جنگنده را داشت و سرعتی بیش از ۳۰ گره ی دریایی داشت عرشه ی آن 335 متر بود و 5000 خدمه داشت و  از 8 راکتور هسته ای استفاده می کرد این ناو میتوانست 3 سال در سفر باشد بدون آنکه نیاز به سوخت گیری مجدد پیدا کند یا لنگر بگیرد البته این ناو ها ناوهای هواپیمابر سنگین محسوب میشوند بطور مثال انگلستان از ناو های هواپیمابر سبک استفاده میکند که برای هواپیما های عمود پرواز مناسب هستند و بسیار کوچک تر از ناو های آمریکایی هستند البته بیشتر آنها بجای سوخت هسته ای از موتور های گازی استفاده میکنند
ناو های هواپیما بر امروزی گاها تا 270 فروند جنگنده را با خود حمل میکنند این ناو ها از دو عرشه استفاده مینمایند یکی عرشه ی پارکینگ و پروازی و دیگر ارشه ی زیرین که پارکینگ تعمیراتی و انبارهای جنگنده ها محسوب می شود جنگنده ها توسط آسانسور های مخصوص به عرشه برده می شوند توجه داشته باشید جنگنده ها از ابزار های کمک برای پرواز یا فرود از این ناو ها اغستفاده میکنند بطور مثال برای  فرود از یک قلاب نگهدارنده که بعد از فرود جنگنده باید هواپیما به آن گیر کند تا سرعت آن کاهش یابد
اما دوران ناو های کنونی نیز در حال بسر رسیدن است ناو های کنونی نیز بزودی با ورود ناو های قرن 21 از رده خارج خواهند شد ناوهای جدید که بیشتر از کلاس CVNX خواهند بود اولین  ناو کلاس CVNX در سال 2013 جانشین اولین و سالخورده ترین ناو هواپیما بر اتمی جهان میشود(اینترپرایز) این ناو ها از ویژگی های پنهانک اری شگرفی برخوردارند نگهداری و تعمیر آسانتری دارند و مدت دوام بیشتری در دریا دارند همچنین از یک مجموعه زره جدید برای بقا در صحنه ی نبرد نیز بهره میبرند این ناوها می توانند80 هواپیمای بزرگ 60 فروند متوسط و 40 فروند کوچک را با خود حمل کنند(نگهداری یک ناو هواپیمابر در یک سال 1 میلیارد دلار هزینه دارد)


اما از نظر سیستم دفاعی بجز گروه قوی محافظ آن همیشه دو فروند جنگنده آماده ی واکنش سریع به هر تحدیدی هستند چه هوایی و دریایی سیستم جنگ الکترونیک این ناوها بقدری سنگین است که هر راداری را مختل میکنند این ناوها تا فاصله ی 500 کیلومتری اطراف خود را همواره با رادار های خود و هواپیما های شناسایی زیر نظر دارند و به سیستم های کامل پرتاب تاماهاوک مجهز هستند که هر هدفی را در زمین هدف قرار میدهند آخرین ناو هواپیما بری که غرق شد مربوط به جنگ جهانی دوم بود و مربوط به ژاپن(کالا دو فروند ناو هواپیمابر در طول تارخ غرق شده)
در گوشی( ایران در سالهای 1370 تا 1375 بدنبال خرید ناو هواپیمابر گرچکف بود و بالاترین پیشنهاد قیمت را نیز داد ولی بدلیل ملاحظات سیاسی رد شد.

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و هفتم آبان 1385 و ساعت 2:42 بعد از ظهر |

در سال 1995، خبرهايي منتشر شد مبني بر اينكه روسها يك موشك زيرسطحي غيرهدايت شونده توسعه داده اند كه سرعت آن به طور فوق العاده اي از سرعت موشك هاي دیگر این رده بيشتر است و هيچ نمونه مشابه غربي نيز ندارد. از همان هنگام از اين موشك با عنوان اشكوال، در منابع نام برده شد. ويژگي مورد توجه اين موشك سرعت فوق العاده بالاي آن در نزديك شدن به هدف است كه عملاً شانس زيادي براي شناورهاي سطحي و زيرسطحي براي فرار از اين موشك باقي نمي گذارد.


اين موشك را مي توان در دسته اژدرهاي روسي كلاس BGT طبقه بندي نمود. اين سيستم تسليحاتي احتمالاً در اوايل دهه 90 ميلادي طراحي شده و به توليد رسيده ودر سال 1995 كه علني شده چندين سال از به خدمت گرفته شدن آن مي گذشته است.


آغاز كار بر روي اين سيستم تسليحاتي به دهه 1960 ميلادي برمي گردد. درآن زمان به موسسه تحقيقاتي NII-24 به سرپرستي ميخائيل مركولوف، ماموريت داده شد تا براي مقابله با زيردريايي هاي هسته اي دشمن متخاصم، بر روي يك موشك زير سطحي فوق سريع مطالعه كند. اين موسسه بعدها با ادغام در چندين موسسه تحقيقاتي ديگر به سازماني تبديل شد كه اكنون «گروه توليدات علمي Region» خوانده مي شود. تحقيقات گسترده اين مجموعه تحقيقاتي بر روي مسئله «كاويتاسيون» باعث شد تا اين مجموعه بتواند به ساخت موشكي فوق سريع و منحصر به فرد دست بيابد.


مدل اوليه موشك اشكوال، غيرهدايت شونده بود كه به نظر مي رسد يك ضعف براي اين موشك محسوب مي شود. گرچه اين ويژگي، موشك را از خطر جم شدن (Jamming) مصون نگه مي دارد. با اين وجود روس ها اعلام كرده اند كه مدل هدايت شونده اين موشك را نيز توسعه داده اند كه براي اين منظور پس از آنكه مسيري را با سرعت زياد طي نمود، سرعت خودرا كاهش مي دهد تا موقعيت هدف را شناسايي و به سمت آن، مسير خود را تصحيح نمايد (هدايت آشيانه يابي).


پس از سال 1995، كه روس ها در نمايشگاه دفاعي ابوظبي مدل غيرهدايت شونده اشكوال را به نمايش درآوردند كار را بر روي توسعه يك مدل پيشرفته تر از اين موشك ادامه دادند كه اولاً از سرجنگي غيرهسته اي (معمولي) برخوردار بود و هم قابليت هدايت و رديابي هدف را داشت و بدين ترتيب به نحو قابل ملاحظه اي كارايي آن نسبت به مدل بيشين افزون تر بود. روسها اولين بار اين مدل را در سال 1998 آزمايش كردند.


شركت سازنده اين موشك، مدلی صادراتي از آن را نيز توسعه داده و آن را اشكوال اي نامگذاري كرده است. روسيه اين موشك را در نمايشگاه دفاعي ابوظبي در سال 1999 عرضه كرده و بازاريابي آن را آغاز نمود. اين مدل به گونه اي است كه پيش از پرتاب آن لازم است تا موقعيت هدف و سرعت و جهت حركت آن به اتوپايلوت (سيستم كنترل خودكار) موشك داده شود.


پس از آن موشك پرتاب شده و به عمق بهينه خود مي رود. سپس موتورها را روشن كرده و به سمت هدف روانه مي شود. نكته قابل توجه در اين مدل آن است كه اين مدل مجهز به سيستم هدايت آشيانه ياب نيست.


امريكايي ها در سال 2000 تلاش كردند تا با استفاده از عوامل امنيتي و جاسوسي خود به تكنولوژي و اطلاعات اين موشك دست پيدا كنند. ماجرا از اين قرار بود كه در آوريل سال 2000 ميلادي سرويس امنيتي فدرال روسيه يك بازرگان آمريكايي به نام پوپ را دستگير و متعاقب آن اعلام نمود كه فرد مزبور تلاشهايي در جهت سرقت اطلاعات محرمانه علمي از روسيه داشته است. وي كه افسر بازنشسته نيروي دريايي بود عمده تلاش خود را بر روي دستيابي به اطلاعات مربوط به تسليحات درياپايه متمركز كرده بود.


اندكي بعد سرويس امنيتي روسيه اعلام كرد كه پوپ تلاش كرده تا به نقشه هاي موشك اشكوال دست پيدا كند و وي در حالي دستگير شده كه در يك جلسه غيررسمي با يك دانشمندان روسي كه در ساخت اين موشك سهيم بوده ملاقاتي داشته است.


بلافاصله پس از دستگيري پوپ شخص ديگري به نام «دانيل هاوارد كيلي» در روسيه بازداشت شد. كيلي در آن زمان رئيس يك مركز تحقيقاتي در آمريكا بود كه سالهاي متمادي در زمينه توسعه اژدرهاي متفاوت فعاليت داشت. طبق ادعاي منابع امنيتي روسيه پروفسور كيلي به مسكو آمده بود تا براي گرفتن اسناد «اشكوال» به «پوپ» مشاوره فني دهد.


اظهارات كيلي به عنوان شاهد مورد استفاده روسها قرار گرفت و وي پس از اثبات ادعاي منابع امنيتي روسيه به آمريكا بازگردانده شد. پوپ پس از 8 ماه حبس و با وجود محكوم شدن به 20 سال حبس با نظر مساعد «ولاديميرپوتين» به خاطر ملاحظات انساندوستانه آزاد شد. وي مبتلا به سرطان استخوان بود.


منابع امنيتي ايالات متحده ادعا كرده اند كه موشك اشكوال مدل اوليه كه از سرجنگي هسته اي بهره مي گيرد يك موشك انتحاري است. چرا كه هم هدف و هم زيردريايي كه موشك از آن شليك مي شود با هم از بين مي روند. البته روسها اين ادعا را رد كرده اند با استناد به اين موضوع كه ساختار دوجداره مستحكم زيردريايي هاي روسي توانايي تحمل موج فشاري شديد ناشي از انفجار هسته اي زير آب را دارد.




مشتريان:


طبق گفته منابع روسي، در اواسط دهه 50 ميلادي حدود 40 فروند از اين موشك از نوع صادراتي آن (اشكوال-اي) با سرجنگي متعارف به چين تحويل داده شد.




 


مدلهاي مختلف موشك اشكوال


الف-مدل اوليه:


اين مدل همانطور كه گفته شد غيرهدايت شونده است. از سرجنگي هسته اي برخوردار بوده و بردي در حدود 16(؟) كيلومتر دارد.


ب-مدل بهبوديافته:


اين مدل همان مدل اوليه است كه از سرجنگي متعارف درآن استفاده شده و سيستم هدايت بر روي آن نصب شده است.


ج-اشكوال-اي:


مدل صادراتي موشك اشكوال كه به جاي سيستم هدايت از يك اتوپايلوت بهره مي گيرد و لازم است قبل از شليك، موقعيت، سرعت و جهت حركت هدف به آن داده شود. اين مدل داراي سرجنگي معمولي بوده و مشخصات فني آن در قسمت مشخصات فني موشك در همين نوشتار آمده است.



مدلهاي ديگر:


اطلاعات بسيار اندكي از ادامه تحقيقات بر روي اين موشك تاكنون منتشر شده است. شايعات، سرعت اين موشك را حتي تا 720 كيلومتر بر ساعت نيز عنوان مي كنند و حتي برخي منابع برد مدل بهبود يافته اين موشك را تا 100 كيلومتر نيز ذكر نموده اند. به هرحال اطلاعات رسمي و منتشر شده اي در اين رابطه موجود نيست.




مشخصات فني موشك:


اشكوال يك موشك زيرسطحي سوخت جامد است كه با بهره گيري از پديده سوپركاويتاسيون قادر است با سرعتهاي بسيار بالايي (3 تا 4 برابر اژدرهاي معمولي) به سمت هدف روانه شود.


اين موشك با توليد حبابهاي بخار كه از نوك دماغه و پوسته خود خارج مي كند لايه اي از گاز در اطراف خود شكل مي دهد و بدين ترتيب خود را از تماس مستقيم با آب و پساي قابل ملاحظه ناشي از آن دور مي كند.


اين موشك قابليت پرتاب از روي شناور و يا زيردريايي در عمق 100 متري را دارد. با سرعت حدود 50 نات (93 كيلومتر بر ساعت) كپسول پرتاب خود را ترك مي كند. با فرو رفتن در آب و رسيدن به عمق مناسب، موتور خود را روشن كرده و به سمت هدف راهي مي شود.


از چالش هاي فني توسعه چنين موشكي مي توان به كاويتاسيون اشاره نمود كه لازم است ميزان حبابهاي كاويتاسيون براي حفظ و پايدار نگهداشتن لايه گاز اطراف موشك ونيز رسيدن به كمترين پسا كنترل شود. در همين رابطه توجه به تداخل گازهاي خروجي از راكت و نيز سطوح كنترل موشك با لايه گاز ايجاد شده در اطراف آن، پيچيدگيهاي اين مساله را روشن تر مي سازد. به ويژه زمان شروع به كار موتور و شرايط گذار (Transision) ناشي از آن از اين حيث قابل توجه است.


سيستم هدايت چنين موشكي نيز با چالشهاي خود روبرو است. تغيير محيط سيال اطراف موشك، شكست امواج و نيز سرعت خودموشك از مواردي است كه هدايت آن را با مشكلات عديده اي مواجه مي سازد.


 


توضیح: 


كاويتاسيون چيست؟


زماني كه فشار روي سطح كم فشار يك ملخ كه در حال چرخش در آب است از حدي پايين تر مي رود يك فضا ي خلائي شكل مي گيرد كه البته اصطلاحاً خلاء گفته مي شود و در عمل خلاء كامل نيست. بلكه در اين ناحيه فشار نسبت به فشار محيط كمتر مي شود. در اين ناحيه به جاي آب، بخار آب دماغه و پوسته اين موشك به بيرون تزريق مي شود وبدين ترتيب موشك همواره در حبابي از بخار آب حركت مي كند كه روشن است در اين صورت پساي بسيار كمتري را به همراه خواهد داشت. اين ايده اصلي بسيار ساده به نظرمي رسد ولي به خصوص هنگامي كه موشك قرار باشد تغيير مسير دهد يا در معرض امواج قرا رگيرد و يا هنگامي كه موتور روشن مي شود وهنوز به وضعيت پايدار نرسيده حفظ اين حباب به شكلي پايدار كه از اثرات تداخل كمترين تاثير را بپذيرد كار ساده اي نيست.



+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و هفتم آبان 1385 و ساعت 2:40 بعد از ظهر |

زیر دریایی های کلاس کیلو روسی برای اولین بار در 1980 وارد خدمت شد این زیر دریایی ها توسط دفترطراحی مرکز دریایی روبین در سن پترزبورگ طراحی گردید نوع 877EKM که برای جایگزینی برخی از انواع 636 طراحی گردیده بود وکلا تاکنون 24 فروند زیر دریایی کلاس کیلو وارد خدمت گردیده که از این تعداد بیشتر آن در خدمت روسیه 3 فروند درخدمت ایران 2 فروند در خدمت چین و 6 فروند در خدمت هند است(البته رومانی الجزایر ولهستان هم انواع قدیمیتر را دارند)

مدل  877EKM کلاس کیلو اساسا به عنوان یک زیر دریایی هجومی ضد زیر دریایی و ضد کشتی طراحی گردید

این زیر دریایی دارایی یک گروه شناور با دو مخزن هوا در طرفین است قسمت سینه ی زیر دریایی در موقعیت بسته نسبت به میان کشتی برای کارایی بهتر سونار قرار دارد دریچه های غرق سازی در فاصله ی کمی از جلوی زیر در یایی واقع هستند با یک سیستم جدید آزاد کننده ی هوا

بدنه ی زیر دریایی با یک پوشش لاستیکی ضد سونار(کم پیدا در برابر سونار) پوشیده شده مدل 877EKM قابلیت پیمایشی تا 2,300 در زیر آب و t 3,950t در روی آب را داراست و بیشترین عمقی که میتواند برود 300است و بیشترین سرعت آن در زیر آب 10 knots  knotsو در روی آب 17  می باشد             

    از نظر تجهیزات از یک کامپیوتر MVU-110EM  با قابلیت ردگیری 5 هدف بطور همزمان که قفل روی 2 هدف اتوماتیک و 3 هدف دستیست

 

 

این مدل زیر دریایی دارای 6 دریچه ی شلیک اژدر 533 میلیمتری که دو بدو شلیک میشوند (بجز شش فروند آماده برای شلیک 12 فروند هم رزرو دارد) که میتواند با دو هدف بطور همزمان درگیر شود همچنین میتواند با سیستم   TEST-71MKE TV  دو اژدر تلوزیونی شلیک کند که بطور دستی کنترل می شوند  این اژدر ها میتوانند تا عمق 500 متری و برد 40 کیلومتری هر هدفی را مورد حمله قرار دهند

این زیر دریایی برای دفاع از خود در برابر اهداف هوایی همچون هواپیما ها و هلیکوپتر ها یک لانچر با هشت موشک Strela-3(اسم ناتو SA-N-8) با برد شش کیلومتر یا Igla (اسم ناتو SA-N-10 ) با برد 5 کیلومتر و سرعت 1.65 ماخ دارد که این موشک ها نیز ساخت دفتر طراحی روبین هستند البته در انواع در خدمت هند از موشک های ضد کشتی 3M-54E1 با برد 230 کیلومتر نیز استفاده شده(که مشخصا برای زمانهاییست که زیر دریایی در سطح است)

این زیر دریایی از یک سیستم تدابیر متقابل الکتریکی و پشتیبانی) و پش اخطار رادار نیز استفاده میکند

زیر دریایی 877EKM از یک سونار از نوع MGK-400 که توانایی ردگیری و هشدار در مورد سیگنالهای سونار  رادارد(اعلام وظعیت از روی سیگنالهای سونار دشمن) برای کاستن از اشتباه از دو کانال برای جستجو بهره میبرد که بهمراه یک رادار فعال جداکننده ی حدف عمل میکند

از نظر نیروی محرکه این زیر دریایی از دو ژنراتور 1000 kW و یک موتور 5,500 hp  ساخت Elektrosila و Kolomensky Zavod روسیه استفاده مینماید

 
 
+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و هفتم آبان 1385 و ساعت 2:34 بعد از ظهر |
پهپاد عمود پرواز CL-327 نیروی دریایی




این پهپاد توانایی نشست و برخاست عمودی را دارد و یک پهپاد تاکتیکی بحساب می آید.ماموریت این پرنده شناسایی در دریا و خشکی است.CL-327 سومین پرنده از این نوع بوده و انواع قبلی آن CL-89 و CL-289 توسط نیروهای دریایی فرانسه و آلمان مورد استفاده قرار گرفت . این پرنده در شرایط نامساعد جوی مورد آزمایش قرار گرفته و تواناییهای خود را در این شرایط نیز نشان داده است. با افزودن این پهپاد به شناوری که توانایی حمل بالگردها را ندارد می توان از مزایای آن در خصوص رفع کمبود ناشی از فقدان بالگرد در شناور موردنظر استفاده نمود.




+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و هفتم آبان 1385 و ساعت 2:32 بعد از ظهر |

قبل از اينكه شما را با معرفي و تشريح انواع كشتي ها آشنا كنم لازم است بدانيد كه كشتي ها و يا كلا ترابري در دريا در دو خطوط منظم و نا منظم به ترتيب لاينر و ترمپ انجام ميشود.كشتي هايي كه در خطوط منظم ترابري ميكنند مقصدشان در كل معلوم است يعني با برنامه ريزي ترابري ميكنند اما در خطوط نامنظم چنين چيزي نيست يعني ممكن است باري كه حمل ميكنند براي چند بندر باشد.(95 در صد حمل و نقل جهان از طريق دريا صورت ميگيرد.)

معرفي كشتي ها و تشريح انها:

براي شروع بهتر است از كشتي فله بر شروع كنم:

در كل فله به معناي بار غير بسته بندي ميباشد.پس كشتي هاي فله بر كالاهايي از قبيل :غلات..سنگ معدن..سيمان..شكر..فسفات.. زغال سنگ و ..... را حمل مي كنند و از نظر طبقه بندي در رديف كشتي هاي كالابر عمومي قرار دارند.

منظور از ساخت اينگونه كشتي ها جلوگيري از هزينه هاي زياد مربوط به انجام خدمات بندري و بسته بندي كالاها و همچنين استفاده از فضاي بيشتر داخلي كشتي ميباشد.

موتور خانه و محل زيست سر نشينان آن در قسمت انتهايي كشتي يعني پاشنه كشتي واقع است. به منظور حفظ تعادل كشتي يك مخزن آب اضافي در قسمت جلو يعني سينه ي كشتي تعبيه گرديده كه همواره مملو از آب ميباشد.ظرفيت اين گونه كشتي ها بستگي به سفارش دهنده دارد و تا 150000 تن هم ساخته شده است.

انواع كشتي هاي فله بر:

در اشكال مختلف مطابق سليقه ي كشورهاي مختلف ساخته شده اند. اكثر آنها داراي يك نقص مشترك هستند و آن  كه اين گونه كشتي ها پس از تخليه ي بار هنگام مراجعت با انبار هاي خالي در حفظ تعادل خود دچار مشكل بوده اند.اين نارسايي متفكرين صنعت كشتي سازي را بر آن داشت تا به طراحي كشتي هاي چند كاره موسوم به  oil.bulk.ore ship كه از خانواده ي كشتي هاي فله بر به حساب مي ايند.اين نوع كشتي هادر ظرفيت هاي متفاوتي تا 250000 تن ساخته شدند و مشخصات ظاهري آنها آميزه ايست از شكل كشتي هاي فله بر با لوله هاي متعدد نفت و هواكشهاي ويژه مخازن بر روي عرشه.

 
 
+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و هفتم آبان 1385 و ساعت 2:30 بعد از ظهر |

در سال 1966 ارتش ایالات متحده قراردادی با شرکت BELL برای تحویل یک هزار و صد فروند هلیکوپتر تهاجمی AH-1G کبرا بست که این هلیکوپتر با ثبت بیش از یک میلیون ساعت پرواز از باتلاق ویتنام با سربلندی بیرون آمد. متعاقبا سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده نوع دریایی این هلیکوپتر را سفارش داد که مجهز به دو موتور بود وبا کد AH-1J معروف به SEA COBRA شناخته شد. در اواسط دهه هشتاد سپاه تفنگداران دریایی هلیکوپتر AH-1W معروف به SUPER COBRA را که یک هلیکوپتر پیشرفته جهت انجام انواع ماموریت های تهاجمی دریایی بود تحویل گرفت که تاکنون این هلیکوپتر در خدمت بوده اند. برنامه تبدیل AH-1W Super     COBRA  به  استاندارد

AH-1Z King Cobra تحت نام پروژه H-1 بهسازی یا در واقع تولید دوباره 180 فروند هلیکوپتر سپاه تفنگداران دریایی را امکان پذیر نی سازد. AH-1Z هلیکوپتری با چهار تیغه بدون لولا و یاتاقان می باشد که جای ترکیب ملخ دو تیغه و نیمه سخت را خواهد داشت. اولین پرواز AH-1Z  در سال 2000 انجام شد. برنامه های تولید مهندسی از سال 2003 آغاز شد و اولین اسکادران های این هلیکوپتر در سال 2007 عملیاتی خواهند شد.سیستم های الکترونیکی King Cobra با آنکه به اندازه هلیکوپتر آپاچی پیشرفته نمی باشد ولی در کلاس خود و با توجه به نوع ماموریت های محموله به این هلیکوپتر در حد قابل قبولی هستند. یکی از پیشرفته ترین تجهیزات نمایشگر نصب شده روی کلاه  خلبان  وکمک خلبان /افسر تسلیحات می باشد که نظیر این سیستم را در هلیکوپتر های تایگر و رویوالک نیز می توان مشاهده کرد.رادار موج میلیمتری Longbow (تکمیل شده توسط لاکهید مارتین و نورث روپ گرومن ) در ah-1z نیز نصب شده است که بر پایه رادار استفاده شده در آپاچی می باشد. این رادار قابل نصب روی نوک بال و یا برجک بوده و توانایی جستجو کلاس بندی و اولویت بندی اهداف چند گانه ثابت و متحرک را به صورت خودکار دارا میباشد.


 


تسلیحات:تسلیحاتی که این هلیکوپتر می تواند شلیک کند حتی از آپاچی نیز متنوع تر است. انواع موشک های ضد زره TOW,Hellfire وهمچنین موشک هوا به زمین MAVERICKو موشک هوابه هوای  Sidewinder وضد رادار Sidearm توسط AH-1Z قابل شلیک هستند.قابلیت شلیک راکت های 70 میلیمتری APKWS هایدراوراکت های 127 میلیمتری معروف به ZUNI  توانایی آتش این هلیکوپتر را تا حد بالایی افزایش داده است. توپ سه لوله چرخان کالیبر بیست با 750 تیر وبرد مفید 2 کیلومتر مستقیما به سایت نشانه گذار خلبان یا افسر تسلیحات متصل است بطوریکه اگر هر کدام از خدمه فقط نگاه خود را را معطوف هدف کند برجک توپ به صورت خودکار چرخیده وبه سمت هدف شلیک خواهد کرد.

اقدامات متقابل: با توجه به ماهیت ماموریت هایی که بر فراز دریا انجام می شود این هلیکوپتر مجهز به انواع سنسور های جنگ الکترونیک واقدامات متقابل می باشد که شامل یک هشدار دهند ه شناسلیی توسط رادار دشمن و تعقیب توسط موشک به همراه سنسور هشدار قفل لیزر بر روی هلیکوپتر می باشد. سیستم های اقدامات متقابل نیز شامل پخش کنند های FLARE, CHAFF است .

موتورها:  دو موتور جنرال الکتریک T700-GE-401 توربو شفت به قدرت 3380 شفت اسب بخار نیروی مورد نیاز King Cobra  را تامین می کنند. این هلیکوپتر با تسلیحات کامل فقط با یک موتور از زمین برخاسته وبا نرخ صعود 1/4 متر در هر ثانیه اوج می گیرد. چنین شاخصی ضریب اطمینان هلیکوپتر را در پرواز بر روی دریا بالا می برد. همچنین حداکثر ارتفاع پرواز ایستاده با تسلیحات کامل 914 متری سطح زمین می باشد. با گذشت بیش از چهل سال به پرواز در آمدن این هلیکوپتر هنوز هم جای بهسازی موجود است و King Cobra  به سادگی می تواند رقبای خود را در کلاس خود پشت سر بگذارد. 

انواع مدلها:

AH-1E: مدل اولیه تهاجمی

AH-1F: مدل مجهز به موشک ضد زره تاو

TAH-1F: مدل آموزشی اف

AH-1G: هیویی کبری مدل اولیه برای تحویل به نیروی زمینی

AH-1J: سی کبری، اولین مدل 2موتوره برای خدمت تو نیروی دریایی که ایران از همین مدلهارا داراست. 

AH-1P: مدل ارتقا یافته و مجهز به موشکهای تاو

AH-1S: اصلاح شده مدل جی،با قابلیت شلیک موشک تاو

AH-1T: سی کبری اصلاح شده مدل جی با قابلیت پرواز بالاتر

AH-1W: سوپر کبری، قادر به انجام رزم شبانه

TH-1G: مدل آموزشی با فرامین دوگانه

AH-1Q: هیویی کبری قابلیت رزم شبانه و قادر به حمل 8 موشک تاو

AH-1S:  هیویی کبری

TH-1S: مدل آموزشی برای رزم شبانه

AH-1RO: دراکیولا شبیه مدل W ،برای صدور به رومانی

کابرها: آمریکا-ایران-اردن-اسراییل-پاکستان-ژاپن-تایلند-کره جنوبی-ترکیه-رومانی

قیمت بر اساس قیمت سال 1996برای مدل W: حدود 10.7 میلیون $


+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و هفتم آبان 1385 و ساعت 2:22 بعد از ظهر |

نیروهای نظامی می توانند بعد از هر نبرد از نفربر زرهی (برادلی) (BRADLEY) جهت دیدبانی , واکتشاف وهمچنین انتقال سربازان به خط مقدم  جبهه استفاده  کنند. یک وسیله آبی- خاکی  با  500 اسب بخار قدرت است و به اندازه کافی جنگ افزار دارد تا بتواند تانک های دشمن رانابود و ازافراد درون خود محافظت کند.این نفربر زرهی جهت جایگزینی سری نفربر های (M113) ساخته شده  و از سال 1981 آماده خدمت شده است . دو گونه اصلی برادلی  M2,M3 هستند. هدف  اولیه  استفاده از M2 امور ترابری است و  M3  نیز جهت  جنگ  با  تانک های  دشمن و انجام عملیات  شناسایی طراحی شده است. تا کنون 7122 دستگاه برادلی ساخته شده است که از این تعداد 6722 دستگاه  در در اختیار نیروی زمینی ایالات متحده و400 دستگاه نیز به عربستان سعودی فروخته شده است.قیمت هر یک از مدلهای برادلی M2A2,M3A2,    25/1میلیون دلار و قیمت مدل های جدید  M2A3 و M3A3 که صنایع دفاعی ایالات متحده از سال 2001 میلادی شروع به تولید آنها کرده 54/1 میلیون دلار است. M2و  M3 نفربر های  زرهی  سبکی  به حساب می آیند که برای  فراهم  آوری  سرعت مناسب طراحی شده اند. یک برادلی استاندارد9/24تنی , توسط پیشرانه8 سیلندر دیزلی سوپر شارژر دار با قدرت 500 اسب بخار نیرو می گیرد. برادلی با نسبت نیرو به وزن 20 اسب بخار برای هر تن می تواند به بالاترین سرعت  4/64کیلومتر در سرعت در جادهای هموار دست یابد.مدل های برادلی گنجایش سوختی بین 175 تا 197 گالن (662 تا 746 لیتر ) دارند. یک برادلی M2A2 ارتقاء یافته دارای موتوری با600 اسب بخارقدرت است که نسبت نیرو به  وزن 24 اسب بخار  برای هر تن  را فراهم آورده است.برادلی توانایی عبور از هر منطقه و مسیری را دارد:حال  این  مسیر  آبی  باشد  یا خاکی ومی تواند در 5 دقیقه به بک وسیله نقلیه آبی تبدیل شود. حداکثر سرعت این نفربر در آب نیز به 4/6کیلومتر در ساعت می رسد.نفربر M3 دارای 3 خدمه است که  شامل  فرمانده  و توپچی و راننده می شود.مدل پایه M2  می تواند 7 سرباز مجهز ومسلح را با خود حمل می کند. این در حالی است که مدل تغییر یافته M2A2 6سرباز ومدل M3 که خصوصیات تهاجمی بیشتری دارد تنها دو سرباز علاوه برسه خدمه خود جابجا می نماید .اتاقک  مرکزی  نفربر  در  برابر  حملات  اتمی و بیولوژیکی وشیمیایی ایمن است.


 bradley


 تسلیحات: برادلی یک نفربر سهمگین وقدرتمند است . چرا که دارای  مسلسل های  قوی   و گلوله های ضد تانک می باشد.جنگ افزار اولیه دومدل M3و M2 یک Chain-gun مدلM242 Buh Master25 میلیمتری است.همچنین هر دو مدل برادلی دارای پرتاب کننده گلوله های هدایت شونده  ضد  تانک BGM-71 TOW  بوده که در سمت چپ تورت نصب شده است. این  گلوله  می تواند  هر هدفی  در فاصله 75/3کیلومتری برادلی رامنهدم نماید. M2 هفت گلوله هدایت شونده و M3 12عدد ازاین گلوله را حمل می کنند. علاوه بر این برادلی به مسلسل M240 7062 میلیمتری مجهز است. برادلی  دارای پرتاب کنند نارنجک دودزاست که هر کدام دارای 4 نارنجک هستند. با پرتاب  نارنجک ها  در  هنگام مبارزه دود برادلی را فرا می گیرد و آن را از دید دشمن مخفی می سازد.

تاریخچه: (عمر نلسون برادلی )در زمان جنگ جهانی دوم در سال 1981 در  گذشت.  سال  مرگ  او مصادف با ورود نفربرهای جدید به ارتش ایالات متحده بود وآنها را به احترام او(برادلی)  نامیدند. این نفربر پس از ورود به نیروی  زمینی  جایگزین  M113 شد. این نفربر در سال 1985از یک  عملیات آزمایشی هولناک که در آن چند ین جنگ افزار آمریکایی وروسی برای انهدام آن  به  کار  گرفته  شدند پیروز مندانه بیرون آمد.


در عملیات طوفان صحرا 2200نفربر برادلی به کار گرفته شد وتنها 3دستگاه از آنها منهدم شد.

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و هفتم آبان 1385 و ساعت 2:17 بعد از ظهر |
بمب اتمی و انرژی اتمی

بمب اتمی چگونه ساخته می‌شود؟ این سوالی است که امروز برای بیشتر ایرانی ها پرسشی شده است. در ابتدا به این پرسش پاسخی داده و سپس نگاهی به طرز کار رآکتور هسته‌ای می اندازیم. تمامی اشیاء و موجودات پیرامون ما از ذرات ریزی بنام اتم ویا ترکیبی از اتمها یعنی مولکول ها تشکیل شده است. اتمها ساختمانی شبیه به منظومهٔ شمسی دارند که در آنها خورشید هستهٔ اتم و الکترونها سیارات آن می باشند. هستهٔ اتم شامل چندین ذره است که از آن میان دو تایش در این بحث مهم هستند. این دو تا پروتن ها و نوترون ها می باشند. پروتن ها دارای بار الکتریکی مثبت و نوترون ها دارای بار الکتریکی خنثی هستند. بار الکتریکی الکترونها منفی است. از میان تمامی اتمها تنها هیدروژن است که نوترون ندارد. هستهٔ هیدروژن تنها یک پروتن دارد. در اتمهای خنثی تعداد پروتن ها و الکترونها برابر است ولی تعداد نوترون ها می تواند متفاوت باشد. برخی از اتمها دارای تعداد پروتن و الکترون یکسان ولی دارای نوترون های متفاوت اند. این نوع اتمها را ایزوتوپ همدیگر میگویند. طول عمر برخی از این ایزوتوپ ها بسیار کوتاه است. چنانکه پس از بوجود آمدن بزودی نابود می شوند. ولی برخی دیگر عمری طولانی دارند.
در ساختن بمب و رآکتور اتمی از دو ایزوتوپ استفاده میکنند. یکی ایزوتوپ هیدروژن بنام دوتریم که هسته اش شامل یک پروتن و یک الکترون است و دیگری ایزوتوپ های اورانیم می باشند. ایزوتوپ های اورانیم شامل U235 و U238 که اولی دارای 143 و دومی دارای 146 نوترون می باشد در حالی که هردو به اندازهٔ یکسان یعنی 92 پروتن دارند. ایزوتوپ U235 در ساختن بمب و رآکتور اتمی بسیار مهم است. در طبیعت از هر 100% اتم اورانیم تنها 0.7% آن اتم U235 است که مقدار زیادی نیست. برای بدست آوردن یک کیلو گرم اورانیم U235 چندین تن سنگ معدن اورانیم لازم است. لازم به یادآوریست که برای کاراندازی یک رآکتور اتمی برای انرژی گیری از آن نیاز به اورانیم 1 تا 5 درصد غنی است. منظور از غنی کردن اورانیم اینست که مقدار اورانیم 235 آنرا بیشتر کنند. برای اینکار بایستی چندین عملیات انجام شود. در شروع کار سنگ معدن را در اسید حل می‌کنند (کیک زرد همان اکسید اورانیم است)و سپس آنرا از صافی می گذرانند و پس از آن با گاز فلور ترکیب می‌کنند تا گازی به اسم هگزافلورید اورانیم UF6 بدست آورند. این گاز را از صفحه‌های فلزی متخلخل که قطر سوراخ هایش 25 میلیاردم سانتیمتر است عبور می دهند، این عمل را دیفوزیون میگویند. در اثر این عمل گازهایی که سبکترند سریع تر از گازهایی که سنگین تر هستند از روزنه ها عبور می کنند. از این خاصیت گاز ها جهت غنی کردن، یعنی بالا بردن مقدار اورانیم 235 استفاده می کنند. پس از این عمل با سانتریفوژهایی که ویژهٔ این کار ساخته شده‌اند تصفیهٔ مواد شروع می‌شود.
حال چگونه از این ماده انرژی می گیرند؟ برای انرژی گیری باز سلسله مراتبی فیزیکی صورت میگیرد. در ابتدا یک نوترون که باری خنثی دارد وارد هستهٔ اورانیم 235 می‌شود. این عمل به این سادگی صورت نمی‌پذیرد بلکه برای اینکه نوترون وارد هسته شود بایستی بر خلاف تصور سرعت آن کم باشد. برای کم کردن سرعت نوترونها آنها را از آب سنگین عبور می دهند. چنانکه پیشتر اشاره شد. آب سنگین یا دوتریم از ایزوتوپ های آب سبک و یا به قول متعارف آب معمولی است. آب معمولی نمی‌تواند بدان مقداری که لازم است جلو سرعت نوترون را بگیرد. گیر آوردن این آب بود که آلمانی ها را به سوی نروژ کشاند و همین نیز باعث لو رفتن آلمانی ها به وسیلهٔ انگلیسی ها شد. انگلیسی ها در یافتند که آلمانی ها از نروژ آب سنگین می برند. بنابراین فهمیدند که آلمانی ها در صدد تولید بمب اتمی هستند. لذا با عملیاتی متهورانه مرکز تولید آب سنگین را در نروژ ویران کردند. در برخورد نوترون به هستهٔ اورانیم 235، هسته برانگیخته شده و سپس به دو و یا چند هستهٔ سبکتر تجزیه میشود. به این عمل شکافت هسته‌ای می گویند. در یکی از این پروسه ها پس از برخورد نوترون به هستهٔ اورانیم 235 دو عنصر باریم 138 و کریپون 95 و 3 تا نوترون ( در حقیقت برای هر 100 اتم اورانیم 235، تعداد 247 نوترون بوجود میآید) و حدود 200 میلیون الکترون ولت انرژی انتشار می یابد.
هر نوترون جدید تولید شده به اورانیم 235 برخورد کرده سه نوترون بهمراه انرژی و همچنین موجب سه شکافت جدید می‌شود. انرژیی که از این شکافت ها برای یک کیلو گرم اورانیم انتشار مییابد برابر صد ها میلیون مگاوات است. این مقدار انرژی نبایستی بیک باره آزاد شود. چرا که موجب انفجاری شدید می‌شود. در انفجار بمب اتمی آمریکا روی هیروشیما بمبی از همین جنس اورانیم 235 استفاده شد که قدرت تخریبی 13 کیلوتن داشت. با در نظر گرفتن اینکه هر کیلوتن برابر 1000،000 کیلو انفجار دینامیت (TNT) است. در حقیقت انفجاری معادل 13 میلیون کیلو دینامیت رخ داد. فاجعه بزرگی است، نه؟ اگر بخواهید از این فاجعه و ننگ بشریت تصویری بهتر بدست آورید. جریان بدین شرح است: زمانیکه بمب اتمی آمریکا به هیروشیما افتاد، جمعیت آنجا 350000 نفر بود. 200000 نفر از این جمعیت بطور مستقیم و یا غیر مستقیم جان باختند. 90% هیروشیما به ویرانه مبدل شد. ترومن رئیس جمهور وقت آمریکا خواسته بود که عکسی از این انفجار تهیه شود تا نتیجهٔ این آزمایش را که تلی از آتش و کباب انسان است به چشم ببینند. هیروشیما تنها جائی بود که آنجا باران کم می بارد. صخره‌ای بودن ژاپن نیز مهم بود که بمب سریع به آب ننشیند. پس قرعه به اسم هیروشیمای فلک زده افتاد. عکس یادگاری این جنایت لابد یکی از اسناد افتخارآمیز آمریکاست!
برگردیم روی بخش فنی جریان ، چنانکه پیشتر گفتیم اورانیم 238 با انفجار کاری ندارد ولی آنقدر ها هم بی خاصیت نیست. اورانیم 238 بر عکس اورانیم 235 در زیر بمباران نوترونهای سریع تر آنها را جذب کرده و نخست با گسیل یک ذرهٔ بتا (الکترون) به نپتونیم Np239 (23.5 دقیقه) و سپس با گسیل یک ذرهٔ بتای دیگر به پلوتونیم Pu239 که به ترتیب پلوتونیم یک نوترون از نپتونیم و نپتونیم یک نوترون از اورانیم 238 بیشتر دارند. این ایزوتوپ پلوتونیم چون هم با نوترونهای کند و هم با نوترونهای تند شکافت‌پذیر است. نقش بسزائی در ساختن بمب اتمی دارد. از همین نوع بمب بود که سه روز پس از بمب اتمی هیروشیما به تاریخ 9 اگوست روی سر ناکازاکی فرو ریخته شد. قدرت تخریبی آن برابر 22 کیلوتن بود. قدری کمتر از دو برابر بمب اتمی هیروشیما. در این فاجعه 122000 نفر از مردم بی گناه به زغال تبدیل شده و یا پودر گشتند. تقریبا تمامی بمب های اتمی کنونی از پلوتونیم ساخته شده است. مقدار بمب پلوتونیمی در سال 1994 در جهان بود 250000 برابر بمب اتمی هیروشیماست. هر 19.84 کیلو گرم پلوتونیم یک لیتر حجم دارد و از هر 1 تا 8 کیلوگرم پلوتونیم میتوان یک بمب ساخت ولی این رقم برای اورانیم 3 تا 25 کیلوگرم است.

حال بمب اتمی چگونه منفجر می‌شود؟

در بخشی از کپسولی که بمب تویش است لوله‌ای که «لوله توپی» نامگذاری شده وجود دارد. از این لوله اولین نوترونها بیرون می آیند. در بر خورد این نوترونها به هسته ها چنانکه پیشتر رفت شکافت هسته‌ای و سه عدد نوترون و مقدار متنابهی انرژی خارج می‌شود. این را رآکسیون هسته‌ای نیز می گویند. این رآکسیون ها در داخل بمب در مدت تقریبا یک میلیونیم ثانیه رخ می دهند. دلیلش روشن است. اگر فرض کنید که در درون حوض آبی جلبکی روئیده باشد و با فرض اینکه یک ماه طول بکشد که حوض پر شود و هر روز این جلبک ها دو برابر خودشان را تولید کنند. یک روز پیش از اینکه حوض پر شود، یعنی روز 29 ام تنها نصف حوض پر است. فردای آن روز یعنی روز 30 ام تمامی حوض پر می‌شود. این عمل در رآکسیونهای هسته‌ای نیز صادق است. نوترون اول سه نوترون و سه نوترون جدید 9 نوترون و سپس 27 و 81 و ... و سرعت این عمل آنقدر زیاد است که انفجار اجتناب ناپذیر می‌شود. دما از 27 درجهٔ هوای هیروشیما به 100 درجه و سپس 1000، 5000، 6000 (دمای سطح خورشید) و بالاخره به چندین میلیون درجه می رسد که گرمائی معادل گرمای درون خورشید است. این انرژی گرمائی بایستی هر چه زودتر خارج شود که در ابتدا به صورت اشعهٔ X و پس از یک لحظه آرامش تبدیل به کوهی از آتش و گرما می‌شود. این حالتی است که ما تازه قادر به مشاهدهٔ انفجار می شویم. نیم ثانیه بعد دما به بالاترین حد خود میرسد که سه ثانیه پس از آن خاموش می‌شود. این حرارت باعث حرکت سریع هوا شده و یک خلاء تقریبا مطلق در مرکز انفجار بوجود میآورد. بازگشت مجدد هوا آنقدر سریع است که از هر توفانی قوی تر است و باعث ویرانی تمامی بنا ها، جاده ها، اتوموبیلها، پارکها و بویژه نابودی آدمیان می‌شود. در رآکتورهای هسته‌ای این راکسیونها را مهار می کنند. بطوری که با فرو کردن صفحه هایی که بتواند نوترونها را جذب کند (مثلا کادمیم) در داخل محلول اورانیم و آب قرار می دهند تا اینکه انرژی به سرعت آزاد نشود و انفجار صورت نگیرد. در حقیقت رآکتور را کنترل می کنند. ولی انرژی آزاد شدهٔ لازم آب موجود در رآکتور را به جوش می آورد و بخار حاصل از آن از طریق لوله‌ای به توربین منتقل می‌شود و باعث چرخش توربین شده و الکتریسیته تولید می‌شود. بخار موجود در این پروسه و همچنین با عبور لوله‌های سرد از درون آن سرد شده و مجددا وارد رآکتور می‌شود.

 

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و هفتم آبان 1385 و ساعت 2:10 بعد از ظهر |

این مقاله برگرفته شده از دانشنامه ویکی پدیا میباشد و مطالب و نظرات موجود در آن نظر شخصی بنده نمیباشد. از جمله مطالب مربوط به کشتار یهودیان که به نظر من همش از بیخ و بن دروغ هست.

دلایل آغاز جنگ

جنگ جهانی دوم به دلایل بسیاری آغاز شد. بعضی از اصلی تربن آن ها، بحران اقتصادی و تورم، درخواست غرامت جنگی از جمهوری وایمار آلمان پس از جنگ جهانی اول. رکود اقتصادی و نیاز ژاپن به مواد اولیه بود که باعث ظهور و رواج اندیشه فاشیسم و ملی گرایی، ظهور اندیشه دیکتاتوری و محدود کردن فکر و اندیشه شد.

جنگ جهانی اول به پایان رسید، اما نظام سرمایه‎داری اروپا جنگ دیگری را آبستن بود. سرمایه‎داری اروپا از بازارهای پس از جنگ فربه شده بود. تنها چند ماه پس از جنگ جهانی اول بود که شوراهای انقلابی کارگری به ویژه در آلمان پدید آمده و شدیداً طبقه‎ی حاکم را نگران کرده بودند. به همین خاطر طبقه‎ی حاکم آلمان به تسلیح میلشیای ارتجاعی همت گمارد تا «خطر» انقلاب را برطرف کرده و بتواند روسیه را از حمایت کارگران اروپا محروم نماید. شوراهای انقلابی کارگری درهم‎کوبیده شدند و بحران اقتصادی بر جای ماند تا این که در سال ۱۹۲۹ میزان بیکاری به درجه‎ای بی‎سابقه رسید. اشتهای استعماری قدرت‎های بزرگ سرمایه‎داری و رقابت‎هایشان هم در این زمان به شدت تقویت شده بودند.

پیش زمینه جنگ

در آلمان چهار میلیون نفر بیکار بودند و از آن جایی که این کشور مستعمره نداشت، نمی‎توانست محصولاتش را به فروش برساند. هیتلر سال ۱۹۲۵ در کتابی به نام نبرد من (Mein Kampf) اعلام کرد که باید در فکر «فضایی برای حفظ موجودیت نژادژرمن» بود و باید برای این مهم «به شرق نگریست». او سپس برای به دست آوردن بازارهای جدید برای محصولات آلمانی مسئله‎ی نابودی «یهودیت – بلشویسم» را مطرح نمود. این تنها کارفرمایان آلمانی از قبیل زیمنس، بایر، کروپ یا بُش نیستند که از نظرات هیتلر پشتیبانی کردند، و صندوق‎های نازیسم را پر از پول و امکانات نمودند. کارفرمای فولادسازی تیسن ۱۰۰ هزار مارک طلا به نازی‎ها داد و هیتلر سال ۱۹۳۳ به قدرت رسید. ورث در کتابی که سال ۱۹۶۴ به نام (روسیه در جنگ، از استالینگراد تا برلین)، منتشر نمود، چنین نوشت:«مبارزه با بلشویس جهانی هدف اصلی سیاست آلمان بود.» هیتلر سال ۱۹۳۹ به تاریخدانی به نام کارل بورکهاردت گفت:«هر چه من در نظر دارم برضد روسیه است. اگر غرب آن قدر احمق است تا این موضوع را بفهمد، من مجبورم با روس‎ها سازش کنم تا غرب را به صورت نظامی شکست دهم و سپس تجدید قوا کرده و اتحاد شوروی را نابود نمایم.» عملاً غرب در سال ۱۹۴۰ از پای درآمد و هیتلر یک سال بعد علیه شوروی وارد عمل شد.

نیروهای درگیر

جنگ در اروپا

آلمان در ۱ سپتامبر، ۱۹۳۹ به لهستان حمله کرد، این تاریخ متداول آغاز جنگ جهانی دوم در غرب می‌‌باشد. در پی این با اعلام جنگ کشورهای انگلیس، فرانسه و بلژیک به آلمان جنگ جهانی دوم آغاز گشت.

روز ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ عملیاتی با نام رمز بارباروسا آغاز گشت. پنج میلیون سرباز ارتش هیتلری (Wehrmacht) به شوروی حمله‎ای برق‎آسا کردند. روز ۳ مارس همان سال هیتلر دستوری با این مضمون صادر کرده بود:«تمام شوراها باید نابود شوند، هر سرباز آلمانی که در این راه قوانین بین‎المللی جنگ را زیرپا بگذارد عفو و بخشوده می‎شود.»

ارتش فرانسه در سال ۱۹۴۰ فقط ۲۸ روز در برابر ارتش هیتلری دوام ‎آورد و نابود گردید. پس از این شکست بود که روزنامه‎ی آمریکایی نیویورک پست در شماره ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ نوشت:«باید معجزه‎ای به بزرگی نازل شدن انجیل روی دهد تا ارتش سرخ بتواند در مدت کوتاهی از یک شکست کامل رهایی یابد.» کمی بیش از یک ماه بعد، در ژوئیه، ارتش آلمان در مقابله با ارتش سرخ ۲۰۰ هزار کشته داد و این تعداد ۴ برابر کل کشته‎شدگان این ارتش در حملاتش در غرب بین سال‎های ۱۹۳۹ و ۱۹۴۰ بود. در سال ۱۹۴۲ نبرد استالینگراد ۳۳۰ هزار سرباز آلمانی را کنار زد، در سال ۱۹۴۳ ارتش هیتلری ۵۰۰ هزارنفر را در نبرد کورسک معروف به نبرد تانک ها از دست داد. نخبگان اس اس در این زمان به کلی نابود ‎شدند. ارتش سرخ موفق ‎گردید که ۶۰۷ لشکر از ۷۸۳ لشکر هیتلری را در تمام جبهه‎های جنگ نابود نماید.

در ۶ ژوئن ۱۹۴۴ نیروهای متفقین مرکب از ارتش‌های کشورهای انگلستان، کانادا و ایالات متحده آمریکا به اتفاق واحدهایی از ارتش فرانسه آزاد عملیات پیاده شدن در ساحل نرماندی(ساحل کانال مانش) را آغاز کردند. هدف این اردوکشی، آزاد کردن فرانسه و سپس اروپای غربی از چنگال هیتلر و سبک کردن بار جنگ از دوش ارتش روسیه شوروی بود تا روس‌ها بتوانند به سرعت آلمانی‌ها را از خاک خود برانند. در نتیجه از دو بخش شرقی و غربی اروپا هیتلر در محاصره قرار گرفت و برلین در ۸ مه ۱۹۴۵ پس از خودکشی هیتلر سقوط کرد.در پی مرگ هیتلر دریادار فون دونیتس که از سوی هیتلر پیشوای دولت نازی شده بود تسلیم بی قید و شرط را در برابر متفقین پذیرفت.

جنگ در اقیانوس آرام و خاور دور

جنگ در افریقا و خاورمیانه

در افریقا

«ژنرال اروین رومل» که در فوریه 1941 با یک لشکر کامل زرهی به شمال افریقا فرستاده شده بود، در ابتدای پیاده شدن در افریقا به پیروزی‌های حیرت انگیزی در مقابل بریتانیایی‌ها دست یافته بود. در اواخر سال 1941 و اوایل سال 1942 که سوخت کافی به نیروهای وی رسیده بود، رومل با یک حمله برق آسا در ظرف یک هفته، سیصد مایل پیشروی کرد و از مرز مصر گذشت، ولی در ایستگاهی کوچک به نام «العلمین» متوقف شد. این به آن دلیل بود که متفقین پاشنه آشیل دیگری برای ارتش آلمان ایجاد کرده بودند و این پاشنه آشیل «جزیره مالت» بود که از آنجا به تمام کشتی‌های تدارکاتی کشورهای محور حمله می‌‌شد و دلیل دیگر متوقف شدن نیروهای رومل این بود که متفقین کلیدهای رمز آلمان و ایتالیا را کشف کرده بودند. به هر کاروان تدارکاتی به سرعت حمله می‌‌شد. توقف آلمانی‌ها در «العلمین» فرصتی به بریتانیا داد تا نیروهای خود را تجدید کند، «ژنرال برنارد لاو مونتگومری» به فرماندهی سپاه هشتم بریتانیا منصوب شد. نیروهای بریتانیا آماده ضد حمله به آلمانی‌ها شدند. نخستین جنگ رومل و مونتگومری به «جنگ علم حلفا» مشهور شد. نیروهای رومل نمی‌توانستند از سد آتش توپخانه انگلیسی‌ها بگذرند. در ضمن بیشتر سوخت ارسالی به افریقا به قعر دریا رفته بود. رومل تقاضای کمک سریع کرد، ولی این کمک هرگز به وی نرسید. مونتگومری در 23 اکتبر، ضد حمله خود را با آتش شدید توپخانه آغاز کرد. این «نبرد دوم العلمین» بود که کار آفریکا کورپس رومل را یکسره کرد. غرق شدن چهار کشتی حامل بنزین در بندر «طبرق» سبب شد تا نیروی زرهی رومل از کار بیفتد. فاجعه دیگر زمانی رخ داد که نیروهای آمریکایی در مراکش و الجزایر در مسیر عقب نشینی رومل پیاده شدند. نیروهای آلمان و ایتالیا در شمال افریقا که 91 هزار نفر بودند تا ماه مه همان سال تسلیم شدند. در نوشته‌های رومل که پس از مرگش چاپ شده است، این جمله به چشم می‌‌خورد:

«از دلاورترین مردان، بدون اسلحه کاری ساخته نیست، اسلحه بدون مهارت به هیچ دردی نمی‌خورد و در جنگ متحرک از اسلحه و مهمات کاری بر نمی‌آید، مگر وسیله نقلیه و سوخت کافی برای جابه جایی آنها وجود داشته باشد».

انگیزه ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم

دولت ایالات متحده آمریکا در فاصله بین دو جنگ جهانی یعنی ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۹ در حالی که اروپا در یک بحران فزاینده اقتصادی به سر می‌‌برد و این بحران هم در آمریکا به وجود آمد، اما دولت آمریکا و صاحبان صنایع چرخ صنایع خود را در جاده تولید صنایع نظامی به حرکت درآوردند، به طوری که در زمان آغاز جنگ دوم جهانی در اروپا در ۱۹۳۹ توانسته بود که در زمینه تولید هواپیما، کشتی جنگی و تجارتی، توپ و تانک و صنایع جنبی نظامی بیش از کشورهای روسیه، انگلستان، فرانسه و آلمان جنگ افزار تولید نماید. این حرکت در آمریکا باعث رونق صنایع و اقتصاد آمریکا شد اما محصولات تولید شده می‌‌بایستی در جایی مصرف شود تا روند تولید متوقف نشود. روزولت رئیس جمهور آمریکا در ابتدای جنگ اعلان بی طرفی کرد اما به فکر مصرف سلاح‌های تولید شده بود. به این جهت در ۱۱ مارس ۱۹۴۱ قانونی از کنگره آمریکا به نام «قانون وام و اجاره» (The Lend Lease Act) به تصویب رسید. به دنبال تصویب این قانون بود که زیردریایی‌های آلمان در اقیانوس اطلس مزاحم کشتی‌های آمریکا شدند که برای انگلستان ملزومات نظامی حمل می‌‌کردند. به دنبال حمله ناگهانی ارتش آلمان به روسیه در ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ و پیشرفت سریع ارتش هیتلر به سمت مسکو، لنینگراد و استالینگراد و اعلان جنگ میهنی در روسیه بر ضد تجاوز نازیسم، چرچیل از فرصت استفاده کرد و ضمن ملاقات با روزولت در عرشه کشتی «پرنس آف ولز» (Prince of Wales) ضمن محکوم کردن تجاوز به شوروی، روس‌ها را به کمک آمریکا امیدوار ساخت. از آن پس عملاً دولت آمریکا نیز به متفقین پیوست و در ۲۵ اوت ۱۹۴۱ برای انتقال کمک‌های انگلیس و آمریکا به شوروی خاک ایران اشغال شد و سیل کمک‌های تسلیحاتی آمریکا به سوی روسیه شوروی سرازیر شد. واقعه حمله ژاپن که متحد آلمان بود، به بندر «پرل هاربور» در هاوایی باعث شد که آمریکا در دسامبر ۱۹۴۱ به آلمان اعلان جنگ داده و کشور ایالات متحده در این مرحله رسماً و عملاً با آلمان و ژاپن و ایتالیا وارد جنگ و جنگ از محدوده اروپا خارج شد و جنبه جهانی پیدا کرد.

تاریخچه تدارک جنگ جهانی دوم

در قطعنامه‎ای که روز ۱۹ دسامبر ۱۹۲۷ در پانزدهمین کنگره‎ی حزب کمونیست شوروی تصویب شد، آمده است:«باید احتمال حمله‎ی نظامی به شوروی را در نظر گرفت.» این تنها یک مصوبه‎ی بی‎سرانجام برای کتاب‎های تاریخ نبود و دولت شوروی برای آن یک برنامه‎ریزی دقیق کرد به طوری که ۱۵۲۳ کارخانه که سال ۱۹۴۱ با تهدید آلمان هیتلری روبه‎رو بودند به شرق کوه‎های اورال منتقل گشتند. استالین در سال ۱۹۳۷ تصمیم گرفت تا صفوف حزب را پاکسازی و تصفیه کنند. گوبلز در سال ۱۹۴۳ گفت:«ما گمان می‎کردیم که استالین با این کار ارتش سرخ را نابود می‎کند، اما عکس این قضیه اتفاق افتاد. بلشویسم قادر شده است تا تمام نیرویش را علیه دشمن خود به کار گیرد.» در ژوئن ۱۹۴۱ بود که حزب کمونیست شوروی ۹۵ هزار تن را بسیج کرد، در ۱۹۴۳ این حزب ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار تن عضو داشت و تقریباً همین تعداد در سازمان جوانان بودند که در جبهه‎ها فعالیت داشتند. حزب کمونیست در مناطق اشغالی هم نیروهای پارتیزان را سازماندهی کرد. تعداد پارتیزان‎ها یک میلیون نفر بود که در ۱۰۰۰ واحد مخفی متشکل شده بودند. یک آمریکایی به نام اورل هاریمان در کتابی که سال ۱۹۷۵ به نام فرستاده ویژه منتشر نمود، نوشت:«استالین از روزولت اطلاعات بیش‎تری داشت،‎ از چرچیل واقع‎گراتر بود و از جنبه‎های مختلفی بهترین فرمانده جنگی بود.»

نتیجه جنگ

نتیجه‎ی سیاست تجاوزگرانه آلمان هیتلری در چهار سالی که از پی آمد ۲۵ تا ۳۰ میلیون کشته در شوروی بود، یعنی روزی ۱۷ هزار نفر. پنجاه درصد این کشته‎شدگان خارج از شرایط «عادی» جنگ جان خود را از دست دادند. به جز اینان، ۳ میلیون روس در اردوگاه‎های آلمان و به ویژه در اتاق‎های گاز از پای درآورده شدند. در بلاروس یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر در پی اشغالگری ارتش هیتلری کشته شدند و در لنینگراد هم یک میلیون نفر قربانی ۹۰۰ روز محاصره گشتند. نتیجه‎ی سیاست جنگی آلمان هیتلری در چهار سالی که از پی آمد .۵ میلیون کشته در دنیا و تقسیم مجدد جهان بود.

جنایات جنگ دوم جهانی

بزرگ‌ترین جنایت جنگ دوم چه بود؟ کشتن یهودیها، مرگ مردم در لنینگراد، کشتار هزاران نفر در رم، کشتارهای دسته جمعی در پاریس و کشتار شهر درسدن آلمان...؟ متفقین با کمک قدرت عظیم تبلیغاتی خود موفق شدند تا بزرگ‌ترین جنایات خود را «اقدامی عادی» جلوه دهند.

۱۳ فوریه ۱۹۴۵ (۲ماه قبل از پایان جنگ) در حالی که پیروزی متفقین قطعی می‌‌نمود به فرمان چرچیل برای «پیشبرد سریع تر»، دستور محو شهر داده شد. ۲ هزار بمب افکن سهمگین متفقین طی ۴۸ ساعت شهر را به ویرانه تبدیل کردند. شدت انفجارها به حدی بود که آسفالت خیابانها نیز ذوب شد. آتش نشانی برای کمک به مردم بیگناه نبود. ۲۵۰ هزار نفر اهالی شهر طی ۲ روز جان باختند. درسدن را بی گمان می‌‌توان فاجعه جنگ دوم جهانی در اروپا دانست. نظامیان انگلیسی و آمریکایی در پاسخ به این سؤال که دلیل چنین بمباران مدهشی چه بود تنها اظهار داشتند «بررسی توان هوایی» و حذف دشمن. اما اکنون پس از ۶۰ سال این سؤال باقی است اگر ارتشهای چند میلیون نفره متفقین این شهر را دور می‌‌زدند و به برلن بدون دفاع حمله می‌‌کردند چه می‌‌شد؟ باید به این نکته تلخ اعتراف کرد که جنایتکاران جنگ دوم تنها آلمانها نبودند.

تلفات آلمان در جنگ دوم در برخی منابع ۵ میلیون نفر اعلام شد که ۳‎/۳ میلیون نفر آن سرباز و ۱‎/۷ میلیون آن (تخمینی) مردم بیگناهی بودند که در بمباران کشته شدند. پس از پایان جنگ اعلام شد که ۱‎/۳ میلیون تن بمب بر سر ۱۳۱ شهر آلمان فرو ریخته شده که نتیجه آن بی خانمانی ۸ میلیون آلمانی بود.

پی آمد جنگ

پیروزی ارتش سرخ بر نازیسم و ارتش هیتلری تنها یک پیروزی برای مردم شوروی نبود، آثار آن در کشورهای غرب اروپا هم با نفوذ احزاب کمونیست در میان مردم پدیدار شد در سال ۱۹۴۶ نزدیک به ۲۸ % به حزب کمونیست فرانسه رأی دادند. حزب کمونیست حتا در بلژیک در سال ۱۹۴۴ دوازده هزار عضو داشت و تعداد آنان یک سال بعد به ۱۰۳ هزار نفر افزایش یافت و از همین جا بود که طبقه‎ی کارگر کشورهایی مانند ایتالیا، فرانسه، بلژیک و غیره توانستند دستاوردهای اجتماعی بسیاری را مطالبه کرده و به چنگ آورند.

چند سال پس از پیروزی ارتش سرخ بر آلمان هیتلری جنبش‎های رهایی‎بخش ملی شکل گرفتند و یکی پس از دیگر بر استعمارگران پیروز شدند.

نویسنده امریکا یی ارنست همینگوی پس از پیروزی شوروی بر آلمان هیتلری در جنگ جهانی دوم نوشت: «هر انسانی که آزادی را دوست دارد بیش از طول عمرش به ارتش سرخ و شوروی سپاسگزاری بدهکار است.»

پایان جنگ

کنفرانس تهران با شرکت چرچیل، روزولت و استالین از ۲۸ نوامبر تا اول دسامبر ۱۹۴۳ به صورت سری برگزار شد. هدف کلی این کنفرانس‌ توافق در مورد چهره جهان پس از پایان جنگ جهانی دوم بود.

جنگ در اروپا پس از تسلیم آلمان نازی در ۸ می  ۱۹۴۵ پایان یافت، اما در آسیا و اقیانوس آرام تا بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی و بعد آن تسلیم ژاپن در ۲ سپتامبر، ۱۹۴۵ ادامه داشت.

اشتباهات جنگی هیتلر

بزرگ‌ترین اشتباهات هیتلر که منجر به تغییر سرنوشت جنگ شد:

  • عدم استفاده از تکنولوژی‌های پیشرفته
  • توقف ۴۸ ساعته دونکرک
  • حمله به روسیه
  • حمله به یوگسلاوی

 

جنگ جهانی دوم دراروپا (تصویر متحرک)
آبی: مناطق محور
سرخ: مناطق متفقین
سبز: شوروی قبل از ورود به جنگ

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و هفتم آبان 1385 و ساعت 2:4 بعد از ظهر |
 

در دنياي خمپاره اندازها ، نام M252 بيانگر اعتبار و ارزش خاصي است. اين خمپاره انداز با بردي متوسط و دقتي كم نظير ، در ميادين رزم سلاحي موثر و كشنده مي باشد. در دهه 80 ، ارتش امريكا نيازمند يك خمپاره انداز 81 ميليمتري موثر و دقيق بود. در سال 1986 ، M252 به عنوان خمپاره انداز استاندارد 81 ميليمتري در ارتش امريكا پذيرفته و جايگزين انواع قبلي گرديد.
در طراحي و ساخت M252 ، علاوه بر استفاده از استانداردهاي ارتش امريكا ، از استانداردهاي ارتش انگليس در زمينه خمپاره اندازهاي 81 ميليمتري كه در دهه 70 تهيه شده بود ، استفاده شاياني گرديد و در حال حاضر ، كمتر ارتشي در دنيا وجود دارد كه به اين سلاح مجهز نباشند.
يكي از موارد تمايز اين خمپاره انداز با ساير مدل هاي هم خانواده ، طرح دهانه آن است. در دهانه اين خمپاره انداز از يك طرح ابتكاري موسوم به BAD (مخفف BLAST ATTENUATION DEVICE) استفاده شده است كه وظيفه آن ، كاهش صداي سوت پرتاب گلوله است كه اين امر ، باعث ايجاد يك وضعيت مناسب براي خدمه اين سلاح از لحاظ صوتي مي شود.

خمپاره انداز M252

اين سلاح براي واحدهاي هوابرد ، پياده نظام و ساير واحدهاي نظامي ، بسيار ايده آل و ارزشمند است. براي استفاده موثر و سريع از اين سلاح ، به سه خدمه نياز است. حداكثر برد موثر آن 5700 متر و كمترين برد قابل شليك حدود 80 متر مي باشد. با اين سلاح ، در يك دقيقه حداكثر 33 گلوله مي توان شليك كرد. اما براي شليك مداوم ، تنها 16 گلوله در دقيقه مي توان شليك كرد. زاويه شليك اين خمپاره انداز ، از 45 تا 85 درجه قابل تنظيم است.
M252 علاوه بر استفاده از مهمات كلاسيك ، از مهماتي با قدرت انفجاري بالا نيز مي تواند استفاده كند. M252 از سيستم نشانه روي استاندارد خمپاره اندازهاي 60 ميليمتري M64 استفاده مي كند. وزن اين خمپاره انداز به همراه دو پايه ، سيستم نشانه روي و ساير قطعات ، در حدود 40.5 كيلوگرم مي شود كه نسبت به كارايي قدرت آن ، بسيار ايده آل و مناسب است.

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و چهارم آبان 1385 و ساعت 10:6 قبل از ظهر |
 

پليس ويژه لس آنجلس ، زمانی که خواهان یک سلاح کمری خوب بود ، بر روی یک سلاح مدل 1911 تأکید کرد. مارک کیمبر از میان 5 اسلحه ساز بزرگ انتخاب شد. نیروهای ویژه دریایی امریکا نیز این سلاح را انتخاب کردند. چرا؟ چون کیمبر بهترین اسلحه مدل ضد زنگ تی ال 2 ، یکی از 60 مدل کیمبر موجود در گروه 1911 می باشد.

کلت کمري کيمبر

مدل فولاد ضد زنگ آن که در اختیار پلیس ویژه لس آنجلس است ، دارای سیستم دید در شب و دستگیره شطرنجی سفارشی می باشد. ماشه لوله و قسمت خشاب آن ، همانند سایر محصولات کیمبر قابل باز شد هستند.
مدل آن دارای مقاومت عالی در مقابل بدترین شرایط جوی می باشد. مدل آن در امریکا ساخته شده و نیاز تمامی نیروهای مسلح امریکا را برآورده کرده است. همچنین این مدل دارای یک کیت تبدیل به کالیبر ۲۲/۰ ال آر می باشد.

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و چهارم آبان 1385 و ساعت 10:3 قبل از ظهر |
 

هنگامی که یک شکارچی به شکار می رود ، علاوه بر تفنگ و متعلقات آن نیاز به یک همراه ساده اما کارآمد دیگر نیز دارد. چاقو ها و کاردها ، یکی از این همراهان کوچک و کارآمد می باشند.چاقو یا کارد می تواند علاوه بر برآوردن نیازهای مختلف مثل بریدن ، شکستن و پوست کندن ، درصورت لزوم به عنوان یک وسیله دفاعی نیز در دسترس باشند.

چاقوی شکار

به همین دلیل این شرکت ، دو نمونه چاقو و کارد مخصوص شکارچیان را که از جنس تیغه استیل ضدزنگ با مقاومت بسیار بالا و دو نوع دسته خوش فرم از جنس پلیمر و یا آلومینیم سخت است را عرضه نموده است. نمونه کوچک آن دارای یک تیغه نگهدارنده بر روی کمربند و تیغه جمع شونده و نمونه بزرگ آن دارای غلاف جدید پلیمری با قاب نصب بر روی کمربند می باشد. دسته این چاقوها به رنگ های مختلف و طرح استتاری نیز عرضه می شود.

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و چهارم آبان 1385 و ساعت 9:59 قبل از ظهر |
 

این تپانچه نمایانگر نسل جدیدی از سلاح های کمری با ظرفیت های بالا می باشد.
ترکیب فوق العاده پلاستیک فشرده و فولاد در ساختار این سلاح بسیار جالب توجه می باشد که باعث کاهش وزن و امکان استفاده روزمره شده است. مکانیزم ماشه با یک سوزن امنیتی برای انصراف از شلیک همراه شده است. با شلیک آخرین گلوله ، گلنگدن عقب می ماند. همچنین این سلاح دارای ضامن انصراف از شلیک می باشد.
طرح خوب سلاح حتی زمانی که تیرانداز دستکش بدست کرده است ، وی را قادر می سازد تا به راحتی شلیک نماید. مکانیزم عملکردی و امنیتی در این سلاح ، آن را در رده سلاح های به اصطلاح «فقط پر کن و تیراندازی کن» قرار می دهد.

CZ100

مشخصات سلاح سی زد 100 (CZ100):
کالیبر : 9 میلیمتری لوگر و 0/40 اسمیت وسون
ظرفیت خشاب : 10 گلوله
طول کل سلاح : 180 میلیمتر
طول لوله سلاح : 98 میلیمتر
ارتفاع سلاح : 130 میلیمتر
عرض سلاح : 31 میلینتر
فاصله شکاف درجه تا مگسک : 148 میلیمتر
وزن سلاح خالی : 665 گرم
مکانیزم ایمنی دارای پیم سوزن

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و چهارم آبان 1385 و ساعت 9:55 قبل از ظهر |
 

در بعضي مواقع در دنياي تسليحات ، به جنگ افزارهايي برخورد مي كنيم كه حتي تصوير آنها ، رعب آور و وحشت انگيز است و TOS-1 ، يكي از اين هيولاهاست. سيستم آتشبار سنگين TOS-1 ، در سال 1998 توسط كشور روسيه ساخته شد. دو قسمت اصلي اين آتشبار عبارتند از:
BATTLE MACHINE
TRANSPORT-CHARGING MACHINE
BATTLE MACHINE ، كل سيستم موشك اندازي است كه بر روي يك كشنده زرهي نصب گرديده و شامل سكوي چرخنده با قابليت نوساني (OP) ، گرداننده هاي پر قدرت (FTD) و سيستم كنترل آتش است. OP ، شامل 30 لوله براي پرتاب موشك هاي غيرهدايت شونده است. اين مجموعه ، توسط محورها و اتصالاتي خاص ، طوري به سيستم انتقال قدرت مرتبط مي باشند كه امكان ايجاد حركت و ترازهاي افقي و عمودي را به آن مي دهد و اين قابليت باعث مي شود كه بتوان از آتشبار TOS-1 ، در هر شرايط و موقعيت فيزيكي استفاده كرد. زيرا OP در هر سطح و زاويه اي ، موقعيت دلخواه و مناسب را مي گيرد. سيستم كنترل آتش شامل سيستم هدفگير ، محاسب بالستيك و سيستم سنجش اهداف مي باشد.

هيولاي آتشبار TOS-1

موشك هاي مورد استفاده در TOS-1 ، از نوع غيرهدايت شونده است و از لحاظ برد عملياتي ، محدوده اي بين 400 تا 3500 متر را پوشش مي دهد و از سوخت جامد استفاده مي كنند. TOS-1 ، از موشك هاي كاليبر 220 استفاده مي كند كه اين نمايانگر قدرت سهمگين و هولناك اين آتشبار است. نكته تعجب برانگيز اين است كه شليك تمام موشك ها ، طي 7.5 ثانيه صورت مي گيرد! تصور كنيد در منطقه اي كه طي 7.5 ثانيه ، 30 موشك كاليبر 220 ميليمتري فرود آيد ، چه جهنمي شكل مي گيرد!

هيولاي آتشبار TOS-1

TRANSPORT-CHARGING MACHINE ، شامل سيستم كشنده زرهي و سيستم پركردن لانچر يا موشك انداز است. وزن اين آتشبار ، 42 تن بوده و از 3 خدمه استفاده مي كند. حداكثر سرعت آن 60 كيلومتر در ساعت و شعاع عمل آن 550 كيلومتر مي باشد.

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و چهارم آبان 1385 و ساعت 9:54 قبل از ظهر |

براي اولين بار در نبردهاي سنگين و خشونت بار خياباني در استالينگراد بود كه ايده ساخت تسليحات گوشه زن ، به ذهن سربازان آلماني خطور كرد و در مدت زمان كوتاهي نيز ، اين سلاح توسط طراحان قدرتمند كارخانه اشمايزر طراحي شد و نمونه هاي اوليه آن ، براي آزمايش به استالينگراد ارسال شد و در آن زمان بود كه سربازان روسي ، متوجه نكته عجيبي در زد و خوردهاي كوچه به كوچه استالينگراد شدند. آنها گلوله را مي ديدند ، اما اثري از تيرانداز نبود.
با پايان يافتن جنگ جهاني دوم ، اين ايده بي نظير نيز مانند دهها پروژه ديگر ، در اثر رخوت بعد از جنگ از يادها رفت و به فراموشي سپرده شد.در جنگ هاي شهري يا درگيري هاي پليسي و كلآ در هر نوع عملياتي كه در فضاهاي محدود و بسته صورت مي گيرد ، يك سلاح گوشه زن مي تواند جان دهها سرباز يا پليس را نجات دهد و تجهيز نيروهاي نظامي و انتظامي هر كشوري منجمله ايران به اين نوع تسليحات ، بسيار مهم و حياتي است.

ايده اي كه آلمان ها طي جنگ جهاني دوم از آن استفاده نمودند ، استفاده از مسلسل هاي لوله كج بود كه تكنولوژي آن براي پياده سازي در اين زمان نيز پيچيده است. به همين دليل بسياري از سازندگان مطرح و مشهور تسليحات ، از راه حلي بسيار ساده و جالب استفاده نمودند. اين راه ، طراحي كيتي بود كه بتوان سلاح هاي كمري استاندارد را از طريق آن ، به سلاح گوشه زن تبديل نمود. در حالت عادي ، اين كيت از سلاح كمري ، به فرم معمول و براي نشانه روي مستقيم استفاده مي كند. اما زماني كه لازم باشد ، بلافاصله توسط اين كيت (كه داراي يك دوربين سبك و كارا مي باشد) ، سلاح كمري در زاويه دلخواه قرار گرفته و تيرانداز توسط يك صفحه نمايش با كيفيت ، هدفگيري نموده و شليك مي كند.

سلاح گوشه زن

بر روي اين كيت مي توان سلاح هاي كمري توليدي كارخانه هاي CZ ، GLOCK ، BRETTA ، SIG SAUER را نصب كرده و به راحتي استفاده نمود. در كيت ها و سيستم هاي جديد گوشه زن كه در سال 2005 معرفي شدند ، امكان استفاده از نارنجك هاي 40 ميليمتري انفجاري ، دودزا و ... فراهم گرديده است. همچنين امكان پرتاب گازهاي اشك آور ، بيهوش كننده و سمي نيز توسط اين كيت هاي گوشه زن وجود دارد.

سلاح گوشه زن

در اسرائیل ، واحدهای رهایی گروگان (لهد) و در آمریکا نیروهای S.W.A.T (Special Weapon And Tactics) و جوخه های ضدتروریست ، از این اسلحه استفاده می کنند. در ایران نيز نیروهای رهایی گروگان و جنگ شهری سپاه ، از این اسلحه استفاده می کنند. اولین بار ایران این اسلحه را به طور غنیمت از نیروهای بعثی عراق به دست آوردند و پس از آشنایی با طرز کار این اسلحه ، مقدار محدودی از آن را خریداری و در اختیار نیروهای ویژه خود قرار داد.

سلاح گوشه زن

خصوصیات اصلی اسلحه:
1) دوربین كه نصب و جداشدن آن ، به راحتی انجام می شود.
2) مانیتور دوربین كه دارای یک خط دید نشانه روی به شکل + است. چون این اسلحه در محیط های کوچک داخل ساختمان و کلآ در محیط شهری استفاده می شود ، نیاز به تغییر زاویه جدی ندارد. (مثل کلت)
3) خروجی ویدئویی که می توان از آن به عنوان فرستنده تصویر هم استفاده کرد.
4) باتری كه تعویض آن به راحتی انجام می شود.
5) عمومآ دارای قنداق تاشو هستند.
خصوصیات قابل ارتقای اسلحه:
1) تعویض دوربین و نصب دوربین دلخواه كه مي تواند هر امکاناتی داشته باشد.
2) لیزر نشانه روی مرئی و نامرئی.
3) فیلتر اشعه فروسرخ (یعنی می تواند اشعه ای را که از چراغ قوه فرستاده مي شود را به اشعه فروسرخ تغییر دهد و دوربین برگشت آن را دریافت می کند. اين یعنی دوربین دید در شب)
4) دوپایه با خاصیت جدا شدن و جمع شدن.
5) جعبه حمل ضد آب.

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و چهارم آبان 1385 و ساعت 9:51 قبل از ظهر |
 

با ورود به قرن جديد و تغيير شيوه هاي رزمي در ميادين جنگ ، خانواده جديدي از مسلسل هاي دستي معرفي شده كه به Personal Defence Weapon يا به اختصار PDW يا سلاح دفاع شخصي معروف هستند. از ويژگي هاي اصلي اين گروه نوظهور مي توان به سبكي ، نواخت تير بالا (برخلاف ساير مسلسل هاي دستي كنوني كه نواخت تيري بين 550 تا 650 تير در دقيقه دارند) ، سرعت دهانه بيشتر و ضريب كشندگي قابل قبول اشاره كرد.

مسلسل دستي MP-7

كارخانه هكلر و كخ ، به عنوان يكي از پيشگامان طراحي و ساخت سلاح هاي كارآمد ، دست به طراحي و ساخت مسلسل دستي مدرن MP-7 زده تا با دستي پر ، وارد قرن 21 شود. به جرآت مي توان گفت كه تاكنون ، در ساخت هيچ سلاحي همانند MP-7 به وفور از پلاستيك استفاده نشده است. نوع پلاستيكي كه در ساخت قبضه و روپوش لوله اين اسلحه به كار رفته ، از ضريب مقاومت بالايي در برابر ضربه و حرارت برخوردار است. اسكلت اصلي اين سلاح ، از فولاد ساخته شده و براي افزايش استحكام و كاهش هرچه بيشتر وزن سلاح ، ساختمان آن به شكل نردباني طراحي شده است. خشاب سلاح همانند مسلسل يوزي ، در داخل قبضه جاي مي گيرد. دستگيره كمكي جلو كه آن هم از جنش پلاستيك است ، به راحتي تا شده و در زير روپوش لوله جاي مي گيرد. قنداق سلاح از نوع كشويي بوده و از جنس آلومينيم تزريقي ساخته شده است.

مسلسل دستي MP-7

مكانيزم گلنگدن اين سلاح كه از نوع چرخشي و مشابه سلاح G-36 هكلر و كخ است حداقل در دنياي مسلسل هاي دستي ، همتايي ندارد. مزيت اصلي اين سلاح ، كاهش كورس حركت گلنگدن و حفظ هرچه بهتر تعادل سلاح در هنگام شليك رگباري است. منحصر بفردترين قسمت اين سلاح ، همان كاليبر 4.6 ميليمتري آن است در واقع گلوله هاي 30 * 4.6 ميليمتري ، منحصرآ براي اين سلاح توليد مي شوند و هيچ سلاح ديگري با اين يافت نمي شود.
بيشتر گلوله هاي معمولي ، از جنس فلز سرب ساخته شده و با ورق مس روكش مي شوند. ولي گلوله هاي اين سلاح كه وزن آنها 1.6 گرم است ، از جنس فولاد ساخته شده و با ورق برنج روكش مي شوند. علت بكارگيري فلز فولاد در ساخت گلوله هاي اين سلاح ، افزايش توانايي اين گلوله ها در نفوذ در انواع زره سبك است. ظاهرآ اين امر با موفقيت همراه بوده است ؛ چراكه گلوله هاي اين سلاح كه پس از شليك داراي سرعتي معادل 725 متر بر ثانيه هستند ، پس از طي يك فاصله 200 متري ، قادر به سوراخ كردن و نفوذ در يك زره CRISAT (متشكل از 1.6 ميليمتر فلز تيتانيوم و 20 لايه كولار) مي باشند.

مسلسل دستي MP-7

مسلسل دستي MP-7 را مي توان مدرن ترين مسلسل دستي حال حاضر دانست. وزن كم ، سرعت دهانه بالا و نواخت تير فوق العاده اين سلاح ، دست به دست هم داده اند تا آن را به عنوان كارآمدترين مسلسل دستي در ميادين جنگ و محيط هاي بسته و درون شهري بشناسند.

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و چهارم آبان 1385 و ساعت 9:41 قبل از ظهر |
ن تپانچه پرقدرت توسط كارخانه Magnum Research طراحي و توسط رژيم اشغالگر اسرائيل ، بهينه سازي شده است. اين سلاح كمري علاوه بر داشتن قدرتي فوق العاده ، از مكانيزم منحصر به فردي بهره مي گيرد. عمده سلاح هاي كمري ، از گلنگدن مورس كوتاه استفاده مي كنند. درحالي كه عملكرد گلنگدن اين سلاح ، توسط فشار گاز باروت صورت مي گيرد. درواقع مكانيزم گلنگدن اين سلاح ، از تفنگ M-16 اقتباس شده است. مزيت اين نوع گلنگدن در اين است كه مي توان از فشنگ هاي بسيار قدرتمندي استفاده كرد كه قبلآ تنها توسط رولورها قابل شليك بودند.

تپانچه Desert Eagle

اين سلاح ، در سه مدل ساخته شده است كه عبارتند از:
Mark I : توليد اين مدل متوقف شده است.اين مدل داراي قاب آلومينيومي بوده و قادر به شليك گلوله هاي كاليبر 375/0 مگنوم و 44/0 است.
Mark VII : توليد اين مدل نيز متوقف شده است. اين مدل داراي لوله 6 يا 10 اينچي (152 يا 254 ميليمتري) بوده و قادر به شليك گلوله هاي 44/0 مگنوم مي باشد.
Mark XIX : اين مدل قادر به شليك گلوله هاي كاليبر 375/0 مگنوم ، 44/0 مگنوم و 50/0 مي باشد. كارخانه سازنده اين سلاح ، كاليبر 44/0 مخصوص Cor-Bon و 50/0 AE را نيز براي آن درنظر گرفته است. ولي تاكنون هيچ تپانچه اي را با دو كاليبر ذكر شده در آخر توليد نكرده است. براي تعويض كاليبر سلاح ، كافي است لوله و مكانيزم تغذيه ان را با نوع مورد نظر تعويض كنيد. طبق يك نظرسنجي ، محبوب ترين لوله هاي مورد استفاده در اين سلاح ، انواع 6 اينچي هستند. تمامي اين لوله ها ، مجهز به زائده اي مي باشند كه براي نصب دوربين درنظر گرفته شده است.

تپانچه Desert Eagle

به علت استفاده از گلوله هاي حجيم و پرقدرت در اين سلاح ، ظرفيت خشاب آن كمي كاهش پيدا كرده است. ظرفيت خشاب اين سلاح در كاليبر 375/0 مگنوم 9 تير ، در كاليبر 44/0 مگنوم 8 تير و در كاليبر 50/0 AE معادل 7 تير مي باشد. براي مقايسه ، بد نيست بدانيد ظرفيت خشاب سلاح كمري SIG-Sauer P226 ، معادل 16 تير است. صنايع اسلحه سازي اسرائيل (IMI) ، گونه مشابه اين سلاح را با نام Jericho 941 طراحي كرده است كه البته تنها در ظاهر به Desert Eagle شباهت دارد. گلنگدن اين مدل ، از نوع مورس كوتاه و ماشه آن دوزمانه مي باشد. شباهت ديگر اين بچه عقاب (!!!) با نمونه هاي اصلي ، گلوله هاي بكار رفته در آن با كاليبر 41/0 يا 41/0 AE است. همچنين مي توان گلوله هاي 9 ميليمتري Luger را در آن به كار گرفت كه براي اين كار ، تنها تغيير مورد نياز ، تعوض لوله سلاح است. دليل اين امر اين است كه گلوله هاي 41/0 AE ، همان گلوله هاي كوتاه شده 41/0 مگنوم هستند. همچنين مكانيزم گلنگدن و خزانه اين سلاح ، بر مبناي پوكه گلوله هاي 9 ميليمتري Luger ساخته شده كه كاربرد هر دو كاليبر را تنها با تعويض لوله ممكن مي سازد.
درخصوص كاليبرهاي 44/0 مگنوم و 50/0 AE نيز همين مسئله صدق مي كند. تعويض اين دو كاليبر ، تنها به تعويض لوله و خشاب نياز دارد. البته به علت به كارگيري مكانيزم گلنگدن مسلح شونده با گاز باروت ، لوله اين سلاح از جنس بسيار مخصوص و گرانقيمتي ساخته مي شود كه همين امر ، تعويض كاليبر را به يك گزينه پرهزينه تبديل مي كند.

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و چهارم آبان 1385 و ساعت 9:40 قبل از ظهر |
 معرفي سلاح وينچستر

اين سلاح ساخت کارخانه «ترايسل» بوده و نحوه کارکرد آن ، مانند تفنگ هاي غرب وحشي و لوله تفنگ هشت خاني است که به راستي یک تفنگ کابوي مي باشد. مدل 94 اين سلاح ، با قنداقي از چوب گردوي آمريکايي بسيار راحت و خوش دست ساخته شده است. طول آن 20 اينچ و شکل آن به صورت 8 ضلعي مي باشد. کاليبرهاي ۳۷۵/۰ مگنوم ، ۴۴/۰ رمينگتون مگنوم و 0/45 کلت در اختيار شما قرار دارند و انتخاب هر يک از آنها به عهده شماست. قنداق با طراحي عالي و دستگيره خوش دست به همراه طرح کلاسيک آن به جذابيت اين سلاح مي افزايد. خشاب آن ظرفيت 11 فشنگ را دارد و روزنه ديد عقب آن قابل تنظيم مي باشد.

سلاح وينچستر

سلاح «وينچستر 94 اکتاگون» ، بهترين انتخاب براي آناني است که خواهان اسلحه اي راحت و خوش دست با طرحي سنتي هستند.

سلاح ساچمه زني Jakhammer MK3A1

اين سلاح در سال1984 توسط مبتكر سوئدي تبار ساكن امريكا ، يعني آقاي جان اندرسن طراحي و ساخته شد. اين سلاح بين سال هاي 1984 تا 1990 ، مورد بازنگري ها و بهينه سازي هاي متعددي قرار گرفت. ولي هيچ گروه خاصي تاكنون خواهان خريداري اين سلاح در مقياس انبوه نبوده است. تنها تعداد كمي از اين سلاح ، آن هم به صورت مدل هاي اوليه ساخته شده كه از اين تعداد كم ، 2 قبضه به صورت تمام اتوماتيك هستند. اين سلاح داراي جلوه خاصي است كه هر شخص علاقمند به سلاح را به سوي خود جذب مي كند. اين سلاح ساچمه زني ، تنها سلاح ساچمه زني تمام اتوماتيك موجود در جهان است. عملكرد اين سلاح نيز همانند نام آن عجيب و البته جالب است.

سلاح ساچمه زني Jakhammer MK3A1

مكانيزم گاز اين سلاح ، از دو قسمت اصلي تشكيل شده است. سيلندر گاز كه درواقع دور لوله قرار گرفته و پيستون گاز كه دقيقآ جلوي دريچه خروج گاز قرار گرفته است. وقتي سلاح شليك مي شود ، گاز باروت وارد سيلندر شده و لوله سلاح و پيستون گاز را به جلو هل مي دهد. اين حركت خلاف حركت فنر ارتجاع است كه دور لوله و جلوي پيستون گاز قرار گرفته است. وقتي لوله سلاح به جلو رانده مي شود ، ابتدا تماس خود با توپي و گلوله شليك شده را از دست داده و سپس خاري را كه لوله و سيستم تغذيه و آتش را به هم وصل مي كند فعال مي شود. اين خار ، با سطح بيروني توپي چرخنده كه به شكل دندانه دار در آمده در تماس است و هرگاه كه به جلو رانده مي شود ، باعث چرخش 12 درجه اي توپي در جهت عقربه هاي ساعت مي گردد. خار در هنگام بازگشت به جاي خود ، باعث يك چرخش 12 درجه اي ديگر مي شود كه اين كار به نوبه خود ، باعث قرار گرفتن فشنگ جديد در امتداد لوله مي شود.
در آخرين مرحله از اين فرايند ، لوله سلاح به عقب برگشته و با فشنگ جديد در انتها چفت مي شود. در اين لحظه ، خار ذكر شده كه وظيفه چرخاندن توپي را دارد ، در جاي خود آماده چرخاندن مجدد توپي در صورت شليك مجدد سلاح است و چنانچه ماشه سلاح در حالت كشيده نگه داشته شود ، اين رويه ادامه پيدا خواهد كرد و سلاح به صورت اتوماتيك ، تا آخرين گلوله شليك خواهد كرد. گونه اي از اين توپي را مي توان بدون قرار دادن فشنگ پر كرد. بدين صورت كه سوراخ هاي قرارگيري فشنگ را پس از مسدود كردن انتهاي آن ، از باروت پر كرده و گلوله مورد نظر را درون آن قرار مي دهند. سپس قسمت جلويي سوراخ را با پلاستيك مخصوص ، مهر و موم مي كنند.

سلاح ساچمه زني Jakhammer MK3A1

براي مسلح كردن اين سلاح بايد روپوش لوله ان را اول به جلو و سپس به عقب حركت دهيد. (برخلاف شاتگان هاي متد اول) براي درآوردن خشاب سلاح ، كافيست ماشه را تا نيمه به عقب كشيده و روپوش لوله را به جلو هل دهيد. اين كار باعث آزاد شدن ضامن خشاب و درآمدن آن خواهد شد. سوزن آتش سلاح ، در قنداق آن جاسازي شده و مي توان آن را به صورت دستي ، فعال يا غيرفعال كرد. لوله اين سلاح ، براحتي تعويض مي شود. براي اين كار ، روپوش لوله و فنر ارتجاع را در آورده و لوله سلاح را 90 درجه بچرخانيد تا از خار مخصوص خلاص شود. سپس آن را بيرون بكشيد. لوله جديد را در محل خود وارد كرده و 90 درجه بچرخانيد تا با خار مخصوص درگير شود و سپس روپوش لوله و فنر ارتجاع را در جاي خود نصب كنيد. مگسك سلاح ، درون دستگيره حمل سلاح جاسازي شده است.
در مورد نام اين سلاح جالب است بدانيد Jakhammer ، نوعي چكش مستعمل در قرون وسطي بوده كه سر جادوگران و كافران را با آن خرد مي كردند!!!

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و چهارم آبان 1385 و ساعت 9:33 قبل از ظهر |
 

اين سلاح در اواخر دهه 90 توسط كارخانه ZID PLAND واقع در شهر گورف روسيه طراحي و ساخته شد. اين سلاح ، درواقع نوع بهينه سازي شده SVN-98 مي باشد. درباره توانايي نفوذ اين گلوله در زره ، اطلاعات دقيقي در دست نمي باشد. ولي از آنجايي كه نيروهاي روسيه در جنگ چچن ، در طيف گسترده اي از اين سلاح استفاده كردند ، مي توان قدرت آن را قابل توجه دانست. اين سلاح از نوع بولپاپ مي باشد و خشاب آن ، ظرفيت 5 گلوله را دارد. نكته جالب اين سلاح ، شعله پوش آن است كه نقش يك صداخفه كن ساده را نيز ايفا مي كند.

سلاح تك تيرزن دورزن KSVK-12.7

اين سلاح به صورت استاندارد ، از يك دوربين ريلي بهره مي گيرد. ولي مي توان انواع دوربين مادون قرمز و ديد در شب را در آن تركيب كرد. دو مگسك كمكي نيز در ابتدا و انتهاي لوله سلاح و براي مواقع ضروري تعبيه شده است. جالب است بدانيد يكي از مشكلات سلاح هاي تك تيرزن كاليبر 12/7 در روسيه ، كمبود مهمات مخصوص تك تيراندازي مي باشد. براي حل اين مشكل ، سربازان معمولآ از مهمات 12/7 مسلسل هاي سنگين استفاده مي كنند كه اين خود ، باعث كاهش دقت سلاح مي شود.

مشخصات فني:
كاليبر: 108* 12/7
مكانيزم مسلح شدن: دستي
طول سلاح : 1400 ميليمتر
طول لوله سلاح : 1000 ميليمتر
وزن سلاح بدون مهمات: 12 كيلوگرم
ظرفيت خشاب: 5 تير

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و چهارم آبان 1385 و ساعت 9:28 قبل از ظهر |

هواپیمای اف-16 مدل های ئی و اف یا همان بلاک 60، جدیدترین، به روز ترین و مدرن ترین جنگنده های صادراتی حال حاضر جهان هستند که فعلاً، تنها توسط امارات متحده عربی و به تعداد 80 فروند، 55 فروند تک سر نشینه مدل ئی و 25 فروند دو سرنشینه مدل اف، سفارش داده شده اند.


جنگنده اف-16 اف متعلق به امارات متحده عربی، مدرن ترین جنگنده صادراتی جهان


این هواپیماها، که با نام دیزرت فالکون یا شاهین صحرا نیز شناخته می شوند، جزء پیچیده ترین هواپیماهای روز جهان به شمار آمده و به راستی هم اکنون، می توان آن را سلاح برتر نامید. پس از ادامه نیافتن تولید هواپیمای اف-16 ایکس ال که در پست های قبلی معرفی شد، امارات متحده عربی نیاز خود را به یک جنگنده همه منظوره دوربرد تسلیم شرکت های هواپیمایی نمود. در همین راستا، هواپیماهایی چون یوروفایتر و رافال نیز به امارات پیشنهاد گردید، اما نهایتاً، هواپیمای اف-16 بلاک 60 شاهین صحرا، به عنوان برنده این خرید شناخته شد. برای افزایش برد این هواپیما، در این جنگنده از مخازن سوخت تطبیقی که در بالای ریشه بال ها قرار گرفته اند، استفاده می شود. استفاده از این مخازن، بردی معادل 1.500 کیلومتر بدون سوخت گیری هوا به هوا به این هواپیمای نسبتاً کوچک می دهد که بردی بسیار عالی محسوب می شود.


جنگنده اف-16 ئی، به مخازن سوخت تطبیقی روی ریشه بال ها توجه کنید


سیستم هدف گیری و مسیریابی شبانه که در مدل های قدیمی تر اف-16، مانند تسلیحات در زیر بدنه نصب می شد، هم اکنون در دماغه هواپیما جاسازی شده است. هم چنین استفاده از سیستم فوق العاده پیشرفته مغشوش کننده الکترونیکی، دیگر این هواپیما هدف موشک های زمین به هوای روسی SA-10 و SA-12 قرار نخواهد گرفت. این هواپیما، مجهز به صفحه نمایش های پنج در پنج اینچی رنگی است که برای آگاهی از موقعیت فعلی خلبان به بهترین نحو در نظر گرفته شده است. به دلیل افزایش وزن این نمونه جدید هواپیما به علت به کارگیری سیستم های جدیدتر و پیچیده تر، این هواپیما برای پیشرانش خود، از آخرین، جدیدترین و پر قدرت ترین موتورهای نسل F-110 جنرال الکتریک با کد F-110-GE-132 استفاده می نماید که با تولید 32.000 پوند نیروی تراست، موتورهای واقعاً نیرومندی بوده و اف-16 شاهین صحرا را قادر می سازند که به سرعت های تا دو ماخ نیز دست پیدا کند.


جنگنده اف-16 اف متعلق به امارات متحده عربی در حال پرواز


این جنگنده جدید، قابلیت استفاده از تمامی موشک های نسل جدید مانند آسرام و موشک های قدیمی تر سایدوایندر و آمرام را داشته و قادر است که با استفاده از موشک های هوا به زمین پیشرفته AGM-154 و AGM-84E درس خوبی نیز به اهداف زمینی بدهد! این هواپیما در حقیقت برای جایگزینی هواپیمای موفق ضد تانک A-10 تاندربولت توسعه یافت و هم اکنون نیز به خوبی آشکار شده است که این هواپیمای جنگنده، در ماموریت های ضد تانک، بی نظیر می باشد. هر چند این هواپیما از ابتدا با بال های دلتا شکل طراحی شده بود، اما ضعف بال های دلتایی در پرواز و عملیات در ارتفاع کم و ماموریت های ضد تانک که دقیقاً مسئله مد نظر شاهین صحراست، این برنامه را لغو نموده و اف-16 بلاک 60، با همان بال های معمولی طراحی شد. این هواپیما، قادر است از عهده ایفای نقشهای برتری هوایی، دفاع منطقه ای و گشت دریایی به شایستگی بر آید.

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و چهارم آبان 1385 و ساعت 9:16 قبل از ظهر |

جنگنده اف-14 تامکت هواپیمایی دو موتوره، بال متغیر و دو سرنشینه می باشد که به منظور حمله، رهگیری و نابودی جنگنده های دشمن به صورت بیست و چهار ساعته و در هر وضعیت جوی و اقلیمی طراحی گشته است و قادر به انجام عملیات از روی ناو هواپیمابر نیز می باشد.


اف-14 تامکت متعلق به نیروی دریایی آمریکا در حال پرواز


اف-14 قادر است به طور همزمان بیست و چهار هدف را به وسیله سیستم های راداری پیشرفته خود شناسایی کرده و به وسیله موشک فوق پیشرفته فینیکس- که بر روی هیچ جنگنده دیگری قابل نصب نمی باشد- شش فروند از آنان را نابود نماید. همچنین تسلیحات اف-14 شامل موشک های دیگری از جمله موشکهای هوا به هوای ساید ویندر AIM-9L، موشک اسپارو AIM-7 و موشک پیشرفته برد متوسط آمرام AIM-120 و ترکیبی از راکتها و بمب های دیگر نیز می شود. همانطوری که بیان شد، اف-14 جنگنده ای دارای دو خدمه و دو سکان عمودی و همچنین بال های متغیر می باشد. موتورهای اف-14 به طور موازی هم و در یک ساختار مرکزی شکل گرفته اند.


اف-14 تامکت روی عرشه ناو هواپیمابر در حال تاکسی


ترمز های بال پروانه ای اف-14 در بین دو سکان عمودی و در سطوح بالا و پایین بدنه واقع شده اند. باله ای این جنگنده به منظور جمع شدن اتوماتیک در هنگام پرواز البته همراه با یک کنترل دستی برای تغییر اندازه زاویه بالها در مواقع غیر پرواز برنامه ریزی شده اند. دو سکان عمودی، متمایل بر روی سطح بالایی موتور و منحرف به سمت خارج سوار شده اند. دامنه عادی جمع شدن بالها از 20 درجه تا 68 درجه و برای جاگیری کمتر روی عرشه ناوهای هواپیما بر تا 70 درجه می باشد. نا گفته نماند سرعت جمع شدن بالها 7/5 درجه بر ثانیه است. برای کنترل غلتش کمتر از 57 درجه اف-14، از بالچه هایی در نقطه ابتدایی بالها و نزدیک ورودی موتورها استفاده می نمایند که به صورت جداگانه عمل می نمایند. اگز از جلو به اف-14 نظری بیفکنیم، دو مدخل ورودی هوای بزرگ را مشاهده می نماییم که اندکی به سمت خارج متمایل شده اند. این اندک تمایل به منظور تقلیل مقاومت بین هوای موتور و لایه های جانبی ای موتور صورت گرفته است.گازهای اگزوز موتور ها از میان فلپ های مکانیکی متغیر، که در دور های مختلف موتور به اندازه معین و به طور منظم باز و بسته می شوند، خارج شده و فشار نیروی تولیدی موتور را ایجاد می نماید. اخیراً با استناد بر مطالعاتی که بر روی گازهای خروجی موتور های اف-14 انجام شد، نیروی دریایی محدودیت هایی را برای پرواز آن در ارتفاعات کم و سرعت های بالا در چنین فواصلی قرار داد و کاربرد سیستم پس سوز برای اف-14 های مدل D و B در هر ارتفاعی به جز موارد بحرانی و موقعیت های خطرناک نظامی و جنگی ممنوع گردید. اف-14 گرومن، اصلاً برای جایگزینی هواپیمای اف-4 فانتوم طراحی گردید و اولین اف-14 مدل A در اوسط دهه 1970 معرفی شد.


موتور جدید اف-110 جنرال الکتریک نصب شده روی اف-14 دی


اف-14 مدل +A، مدل ارتقا یافته اف-14 A، با موتور های جدید جنرال الکتریک F-110، که هم اکنون هم در تمام ناوگان های دریایی آمریکا معمول است، بیش از یک حریف معمولی برای هواپیماهای هم سطح به شمار می آید. سیستم پالس دوپلر AWG-9 یک رادار چند حالته است که قادر به شناسایی بیست و چهار هدف به طور همزمان و شلیک مستقیم به شش عدد از آنان می باشد. البته این سیستم که در دهه 1960 طراحی شده است، یکی از قدیمی ترین سیستم های رادار هوا به هوا می- باشد که هنوز هم بسیار پرقدرت می نماید و با استفاده از نرم افزار های کنترلی جدید توانایی های آن برای تبدیل به یک سیستم برای قرن بیست و یکم افزایش می یابد.


کاکپیت پیشرفته و پیچیده جنگنده اف-14 تامکت


کاکپیت اف-14 دارای یک سیستم هد آپ دیسپلی (HUD-Head Up Display) کیسرAN/AVG-12  و دستگاه نمایش موقعیت افقی و عمودی هواپیما می باشد. همچنین یک دستگاه دوربین راداری نورث راپ AN/AXX برای شناسایی هدف های ماورای دید بصری (BVR) در دوردست به کار می رود. در اف-14 یک سیستم تلوزیونی وضوح بالای مداربسته با قابلیت پخش انتخابی در هر یک از کاکپیت ها (FOV) نیز تعبیه شده است. این سیستم مدار بسته می تواند با نصب در کاکپیت عملیات را به وسیله سیستم تلوزیونی کاکپیت ها ضبط نماید. البته یک سیتم جدید تر نیز در حال نصب بر روی هرسه مدل اف-14 (A+,B,D) می باشد. تجهیزات الکترونیکی اف-14 نیز شامل رادار هشدار دهنده و کنترل AN/ALR-45، رادار هشدار گیرنده AN/ARL-50، سیستم پرتاب فلر یعنی همان گوی های آتشینی که باعث گمراه شدن موشک های حرارتی می شوند AN/ALE-29/39 که این سیستم در بین دو سکان عمودی در پشت بدنه هواپیما قرار گرفته است و سیستم سردرگم کننده رادار های دشمن Sanders AN/ALQ-200 Deception Jamming Pod می شود.


ابعاد و سه نمای هواپیمای جنگنده اف-14 تامکت


تامکت قابلیت حمل یک توپ 20 میلیمتری داخلی گتلینگ را که در سمت چپ بدنه واقع گشته است، دارا می باشد. این جنگنده می تواند انواع موشک های فونیکس، سایدویندر، اسپارو و موشک میان برد پیشرفته AIM-120 را حمل نماید. بیش شش موشک فونیکس در چهار مقر زیر بدنه و بین موتور ها و دو مقر در قسمت ثابت بالها، دو سایدویندر در مقر های ثابت بالها و بالای موشک فونیکس می تواند حمل شود. اف-14 تامکت اولین پروازش را در 20 دسامبر 1970 و اولین پرواز عملیاتی اش را در سال 1973 انجام داد. قبل از انقلاب سال 1979، 79 فروند اف-14 به ایران تحویل شد. البته تعدادی از جنگنده های ارزشمند در جنگ میان ایران و عراق از بین رفتند تعداد باقیمانده نیز به دلیل فقدان وسایل یدکی قابل به پرواز نبوده و زمینگیر هستند. در حال حاضر نیروی دریایی آمریکا 699 فروند از این پرنده ارزشمند را در خدمت خود دارد.


هواپیمای اف-14 تامکت در حال برخاست


معرفی مدل های گوناگون اف-14 تامکت


F-14 A  اولین نمونه گونه اف-14 می باشد. این مدل به وسیله دو موتور TF30-P414A تجهیز شده است. تعداد شصت فروند از اف-14 های مدل ای در حال تجهیز به سیستم اقدام متقابل هشدار و کنترل AN/ALR-67، سیستم لانتیرن LANTIRN و سیستم نمایش اطلاعات تاکتیکی قابل برنامه ریزی می باشند. همچنین در تمام سری ها اف-14 سیستم اتوماتیک کنترل پرواز (AFCS) در حال جایگزینی با سیستم کنترل پرواز دیجیتال (DFCS) می باشند. در اواخر دهه 1970، حوزه دفاع هوایی آمریکا مشکلات اساسی موتورهای اف-14 با موتور TF30 و هواپیماهای اف-16 و اف-15 با موتور های F-100 را ارزیابی و ازمایش نمود. آین حوزه به طور بسیار جدی به تحلیل مشکلات موتورهای اف-14 پرداخت.


اف-14 تامکت در حین برخاست و آتش پس سوزهای آن


سرانجام، تصمیم بر آن شد که به جای ارتقا دادن و بهبود بخشیدن موتور های عیب دار فعلی، بهتر است موتور های کاملاً جدیدی جایگزین این نوع موتور ها شوند، به طوری که موتور های جدیدی که در مدلهای پایانی اف-14 تعبیه شد، کاملاً تکافوی نیاز های آن را می کرد. همچنین موتورهای اف-14 مدل A نیز در حال بهبود بخشی هستند؛ چه بسا که اگر از ابتدا موتور های جانشین خوبی برای موتور های فعلی این مدل موجود بودند، این موتور ها موتور هایی نبود که نیروی دریایی حاضر به به کار گرفتن آن ها بر روی اف-14 باشد. در اواسط دهه 90 تنها تغییری که در اف-14 داده شد عبارت بود از معرفی یک سیستم کنترل کنترل پرواز دیجیتال که خلبان را از انجام مانور های خطرناک یا نا ایمن باز داشته ، بار مسئولیت و وظیفه را بر روی خلبان تقلیل داده و باعث می شود که خلبان نسبت به موقعیتی که در آن است، اقدام به بهترین عمل نماید.


هواپیمای اف-14 تامکت در حال تاکسی به سمت موقعیت برخاست


سرمایه گذاری برای پیاده کردن این سیستم از سال 1996 شروع شد (حدود 80 میلیون دلار). همچنین سیستم تاکتیکی شناسایی هوابرد (TARPS) با سیتم دیجیتال آن جایگزین شده و سیستم پرتاب فلر بول به عنوان جزئی از برنامه کامل کننده اضافه خواهد گشت. البته اعمال این تغییرات، باعث تغییر نقش هوایی اصلی اف-14 A نخواهد شد. اف-14 مدل بی را می توان هم یک اف-14 مدل آ بازسازی شده بنامیم، هم یک جنگنده جدید به تمام معنا، که هر یک از این مدلهای بی با موتورهای پرقدرتF-110-GE-400، با موتور TF30-P414 اف-14 های قدیمی جایگزین شده اند، مجهز شده است. اف-14 تامکت، هواپیمایی آن اندازه پیچیده بود که خود نیروی دریایی آمریکا، در به کارگیری آن دچار مشکل بود. همچنین، آمریکا به هیچ وجه حاضر به انتقال این تکنولوژی به روس ها نبود، به طوری در اف-14 های ایرانی هم که امکان آن می رفت زمانی به چنگ روس ها بیفتند، قطعات کلیدی نشانگر تکنولوژی نوین آن حذف گشته بود.


تصویری تعجب برانگیز در مورد هواپیمای اف-14 با سه سرنشین


به همین صورت، هنگامی که یک فروند تامکت از فرود موفق روی یک ناو هواپیمابر آمریکایی باز ماند، لاشه این هواپیما به سرعت و در کوتاهترین زمان، از بیم اینکه روس قطعات لاشه آن را از دریا بازیابی کنند، از دریا بیرون کشید. بر طبق آخرین اخبار، قرار است که در سال 2008، جنگنده نوین سوپر هورنت، جایگزین این جنگنده افسانه ای و به واقعیت جلوتر از زمان بشود. آیا واقعاً، هیچ جایگزینی برای اف-14 تامکت، که در زمان تولیدش سی سال جلوتر از زمان بود، وجود دارد؟

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و چهارم آبان 1385 و ساعت 9:10 قبل از ظهر |
Notice5
Notice 7
Notice6
Notice3
Notice4
Notice

Quality Aluminium Rifle Cases - Now In Stock

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و سوم آبان 1385 و ساعت 10:55 قبل از ظهر |

هواپیمای F-16

 

تاریخچه

در سال 1974 وزیر دفاع وقت آمریکا خواستار تجدید نظر در هواپیماهای جنگی و القای پروژه هواپیمای تاکتیکی مافوق صوت برای جانشینی هواپیمای اف-4 شد، هواپیماهایی که بتوانند در نیروی هوایی کشورهای عضو ناتو نیز مورد استفاده قرار گیرند. قبل از این تصمیم کمپانی مک دانل داگلاس بطور متوالی شروع به تولید هواپیمای پیشرفته اف-15 نمود، منظور از ساخت این هواپیما حفظ برتری در نبردهای هوایی مقابل هواپیماهای میگ - 23 شوروی بود.

اف-15 هواپیمای موفقی در مقابل هواپیماهای روسی شد و رکوردهایی کسب کرد. از جمله (حمل سلاح بیشتر ، برد پروازی ، همچنین سرعت اوج‌گیری نسبت به هواپیماهای روسی مشابه‌اش. به دنبال آن شرکت هوافضایی جنرال دینامیکز (General Dynamics) شروع به ساخت مدلهای آزمایش مدرنترین و پیشرفته‌ترین هواپیمای شکاری سبک تاکتیکی به نام اف - 16 نمود.


img/daneshnameh_up/f/f8/HAVA_PEIMAF_16_01.jpg

مراحل آزمایش

مدلهای آزمایشی این هواپیما تحت عنوان وای اف - 16 تولید و به مدت 10ماه بر روی آن آزمایشات زیادی انجام شد و این هواپیما تمام مراحل آزمایش را با موفقیت به پایان رساند. پس از پروازهای آزمایشی خلبان هواپیما از سیستمهای کنترل آتش ، دستگاههای ناوبری ، سرعت عمل در مانورها و قبلیتهایی در بدست آوردن سرعت و سقف پرواز اظهار رضایت کرده و موفقیتهایی را به دست آورد. جمعا هواپیمای وای اف-16 ، 286 پرواز آزمایشی انجام داد. طبق آزمایشات اف - 16 کارایی انجام هر ماموریتی در هر نوع شرایط آب و هوای را دارا می‌باشد.

بی‌نظیر بودن هواپیمای اف - 16 در کلاس شکاریهای سبک

وزن اف - 16 نصف وزن اف-4 (فانتوم) است. از جمله شعاع گردش اف - 16 نصف اف-4 است و همچنین اف - 16 در نوع خود قابلیتهای حمل سلاح ، نبردهای هوایی و حمله به مواضع زمینی نظیر ندارد. در این هواپیما از سیستم‌های پیشرفته و پیچیده‌ای برای ایجاد برتری نسبی هوایی استفاده شده است.

دستگاه هدآپ یا سایت (Head up-Sight)

این دستگاهها عمل نشانه‌روی و قفل کردن رادارها را روی هدف انجام می‌دهند. به گونه‌ای طرح‌ریزی شده که هدف‌یابی و پرتاب موشکهای هوا به هوا و هوا به سطح را بدون هیچ‌گونه اشکالی و با کمترین زمان با ضریب دقت 90% ، یعنی سریع‌تر از هر هواپیمای مشابهی عمل می‌کند.

دستگاههای ارتباطی و ناوبری

دستگاهها و کانالهای بسیار مدرن و پیچیده‌ای در اف - 16 بکار رفته است که قادر به فرستادن و دریافت طول موجهای مختلف و رفع اختلالات کانالهای ارتباطی هستند. این دستگاهها شامل سیستم‌های ارتباطی VHF و UHF هستند که در هنگام پرواز کور و اضطراری بدون دید اجازه فرود در هر باندی را به خلبان می‌دهد. دستگاه IFF کار تشخیص دوست از دشمن و کاهش گمراهی هواپیما را انجام می‌دهد و در سیستم جدید ناوبری اف-16 که دستگاه ILS است که به هواپیما اجازه برخاستن سریعتر در مدت کمتر از 5 دقیقه را می‌دهد.

رادار هواپیما

پوشش رادار در اف - 16 بگونه‌ای متمایز از دیگر رادارها ، که قادر است 80 درصد از پوشش هوایی را در اختیار خلبان قرار دهد.

موتور هواپیما

موتور هواپیما توربوفن اف - 100 پی‌دبلیو - 100 ساخت پرت اندوتینی است که قادر به تولید کششی برابر 11340 کیلوگرم همراه پس سوز و کشش استاتیکی معادل 7711 کیلوگرم می‌باشد که در آن سیستم‌های زیر بکار رفته است :


  1. ژنراتور سی‌دی‌اس (CDS)
  2. درایو گیربکس متحرک فرعی
  3. پمپ هلی هیدرولیک دوبله (دوتایی)
  4. سیستم بجریان انداختن سوخت جهت

ابعاد هواپیما

مساحت بال 28 متر مربع ، فاصله دو نوک بال بدون موشک 9.4 متر ، موشک سایدویندر 10 متر ، زاویه لبه حمله بال 40 درجه و طول هواپیما 14.63 متر ، ارتفاع 5 متر ، فاصله بین ارابه‌های اصلی فرود و ارابه دماغ هواپیما 4 متر ، فاصله بین دو ارابه اصلی 2.387 متر می‌باشد.

وزنهای هواپیما

وزن هواپیما همراه سوخت داخلی 10056.6 کیلوگرم ، وزن هنگام بلند شدن 10419 ، کیلوگرم وزن کل هواپیما 14970 ، حداکثر وزن تسلیحات حمل شونده در قسمت خارجی هواپیما 6885.6 کیلوگرم ، وزن خالی هواپیما 6900کیلوگرم.

تسلیحات

تسلیحات هواپیما شامل مهمات مختلفی برای ماموریتهای هوا به هوا و هوا به سطح مورد استفاده می‌شود.
  1. توپ ام - 16 الی 20 میلیمتری ولکان که در سمت چپ کابین خلبان می‌باشد.
  2. موشکهای برد کوتاه آی ام 9 (سایدویندر) و موشکهای برد متوسط ای آی ام-7 (اسپارو) برای نبردهای هوایی
  3. تجهیزات سیستم اختلال الکترونیک در رادارهای دشمن (ECM)
  4. دارای قابلیت حمل بمب‌های از نوع ام کی-28 و ام کی-84 انواع بمب‌های شیمیایی ، خوشه‌ای و ناپالم و راکت . قادر بحمل موشکهای هوا به زمین و هدایت‌شونده تلویزیونی (AIM-65) برای حمله به مواضع زمینی
  5. اف-16 قادر به حمل یک بمب تاکتیکی اتمی برای حملات هسته‌ای است.

قابلیتها

اف - 16 دارای حداکثر سرعتی معادل 2+ برابر صوت ، در ارتفاع 9340 متری ، قادر به بدست آوردن سرعتی معادل 1.6 برابر صوت و همچنین دارای سرعت 1.2 برابر صوت (سرعت صوت برابر با 1224 کیلومتر در ساعت) در سطح دریان می‌باشد.
+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و سوم آبان 1385 و ساعت 10:43 قبل از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

نام اسلحه : بازوکا ام 1 آ 1 (M1A1 Bazooka )

نوع اسلحه : راکت انداز شانه پرتاب ضد تانک (Anti-Tank Rocket Launcher  )

کشور سازنده : آمریکا

تاریخ ساخت : 1942 میلادی

تعداد خدمه : 2 نفر

نوع مهمات : راکت ام 6 آ 1 (M6A1 Rocket  )

کالیبر : 60 میلی متر

وزن راکت (M6A1 Rocket  ) : 2.8 کیلوگرم

طول اسلحه : 139 سانتی متر

وزن اسلحه خالی : 5.8 کیلوگرم

وزن اسلحه آماده شلیک : 8.9 کیلوگرم

سرعت راکت در سرلوله ( سرعت اولیه ) : 105 متر بر ثانیه

میزان آتش : 2 راکت در دقیقه

برد مؤثر : 80 متر

توان سوراخ کنندگی : 100 میلی متر در 100 متری

بازوکا

بازوکا

بازوکا که اسمش از یک آلت موسیقی گرفته شده است نوعی اسلحه راکت انداز شانه پرتاب ضد تانک (Anti-Tank Rocket Launcher  ) محسوب می شود و جزء اولینها از نوع خود می باشد . از دلایل ساخت این اسلحه می توان به این امر اشاره کرد که ارتش آمریکا متوجه شده بود که فاقد یک اسلحه مؤثر برای پیاده نظام خود در مقابله با تانکهای دشمن است .

این اسلحه توسط دو تن از افسران ارتش آمریکا به نامهای سروان لسلی اسکینر (Skinner   Leslie  Captain) و ستوان ادوارد اهل (Lieutenant Edward Uhl  ) در سال 1940 میلادی طراحی شد. اولین مدل از این اسلحه نام M1 را به خود گرفت که بعدها مدلهای بهتر و پیشرفته تری جایگزین آن شد .

این اسلحه از سه قسمت تشکیل شده بود که عبارت بودند از : یک لوله دو سر باز ساده ، کلاهک جنگی و تجهیزات شلیک . تجهیزات شلیک در این سلاح به گونه ای بود که با تولید یک جرقه الکتریکی موجب پرتاب راکت می شد و این جرقه نیز از دو باتری کوچک تامین می گردید . یک قسمت چوبی نیز در این اسلحه تعبیه شده است که شخص شلیک کننده راکت کتفش را به آن تکیه دهد .

بازوکا یک سلاح دو نفره محسوب می شد که یک نفر وظیفه شلیک راکت (gunner ) و دیگری وظیفه راکت گذاری و مسلح کردن دوباره سلاح را به عهده داشت .

موشک ضد زره سنگین ERYX

اریکس یک سیستم موشکی ضد زره سنگین کوتاه برد است که برای واحدهای پیاده نظام و نیروهای ویژه طراحی و ساخته شده است ، این سیستم ضد زره برای استفاده در موقعیتهای خاص و فضاهای محدود ( همانند جنگهای شهری و کوماندویی ) بسیار مناسب و مؤثر است .

اریکس توسط کنسرسیومی مرکب از MBDA فرانسه و صنایع هوافضای کانادا تولید می گردد ، در سال 1989 فرانسه و کانادا تفاهم نامه ای را برای تولید اریکس با سرمایه گذاری مشترک امضا نمودند و در سال 1994 بعد از سالها تحقیق و آزمایش اریکس وارد خدمت ارتشهای فرانسه و کانادا گردید و تا این لحظه ارتشهای نروژ ، برزیل ، مالزی نیز از اریکس بهره می برند .

همچنین بسیاری از کشورهای حوزه خلیج فارس من جمله بحرین ، کویت ، قطر ، عربستان و امارات متحده عربی نیز در زمره مشتریان علاقه مند به این سیستم ضد زره قرار دارند .

ترکیه در سال 1999 قرار دادی با فرانسه امضا نمود که طی آن امتیاز تولید 10000 موشک اریکس را در طی 10 سال به دست آورد اما در سال 2004 وزیر دفاع ترکیه خبر از لغو این پروژه داد .

اریکس ، می تواند بر ضد اهداف زرهی متحرک و ثابت مورد استفاده قرار گیرد ، کمترین برد عملیاتی آن 50 متر و بیشترین برد آن 600 متر می باشد . اریکس می تواند بر ضد انواع زره های کلاسیک ، تقویت شده و انعکاسی استفاده گردد . علاوه بر اهداف زرهی ، ساختار اریکس به گونه ای طراحی شده است که قادر به انهدام انواع خاکریزها ، سنگرها و استحکامات بتونی نیز می باشد .

در آزمایش انجام شده توسط MBDA از 1000 موشک اریکس شلیک شده 950 موشک اهداف را با موفقیت از بین بردند یعنی 95% شلیکها موفقیت آمیز بوده است .

سیستم اریکس از سه قسمت تشکیل شده است ، موشک ، لوله پرتاب و واحد آتش .

اریکس را می توان به صورت نشسته یا دراز کش از روی شانه شلیک نمود همچنین امکان استفاده از سه پایه نیز وجود دارد .

موشک اریکس ، از نوع هدایت شونده باسیم است و از یک سیستم هدایت نوری نیمه خودکار بهره می برد . در انتهای موشک اریکس یک منبع تولید کننده مادون قرمز وجود دارد . سیستم هدف گیر اریکس با استفاده از این امواج می تواند مسیر موشک را تشخیص داده و در صورت لزوم توسط سیم رابط با موشک مسیر را تصحیح نماید .

سیستم پیشرانه اریکس از نوع کنترل برداری است و این قابلیت را دارد که در سرعت پایین مؤثر عمل نماید و اجازه می دهد که پرتاب موشک با کمترین نیروی ممکن انجام شود .

با توجه به این قابلیت موتور موشک اریکس از سیستم پرتاب آرام یا Soft Launch بهره برده و در فضاهای محدود و بسته می توان از آن به راحتی و با ایمنی بالا استفاده کرد .

لازم به ذکر است که موتور موشک اریکس توسط شرکت مشهور راکسل فرانسه ( ROXEL ) تولید شده است .

موشک در کمتر از 5 ثانیه آماده شلیک می گردد ، بعد از شلیک موشک تنها وظیفه تیرانداز تنظیم نگه داشتن سیستم هدف گیر اریکس بر روی هدف تا زمان اصابت می باشد .

در زمان شلیک موشک سرعتی در حدود 18 متر در ثانیه می گیرد و در زمان رسیدن به مرز 600 متر ، سرعت موشک از مرز 245 متر در ثانیه نیز می گذرد .

در زمان 2 دقیقه می توان 5 موشک اریکس را آماده نمود ، هدف گیری کرد و شلیک نمود .

کلاهک جنگی 137 میلیمتری موشک مجهز به سیستم دو گانه High Explosive بوده و قادر به نفوذ در خودروهای مجهز به زره های انعکاسی به میزان 90 سانتی متر است .

دو شبیه ساز برای آموزش استفاده از اریکس به سربازان وجود دارد ، شبیه ساز مقدماتی و پیشرفته .

شبیه ساز مقدماتی توسط شرکت سیمتران ( SIMTRAN ) کانادا طراحی و ساخته شد ، شبیه ساز پیشرفته توسط بخشی از لاکهید مارتین تولید شده و به نام EPGS مشهور می باشد .

 

منبع : ماهنامه جنگ افزار شماره 13 ، گردآوری و ترجمه : مهندس یاشا محمدی رفیع

اریکس در سایتهای دیگر :

MBDA.NET

SFU.CA

army-technology.com

 

eryx

ERYX

ERYX

بسم الله الرحمن الرحیم

نام اسلحه : پانزرفوست 100 (Panzerfaust 100  )

نوع اسلحه : راکت انداز شانه پرتاب

کشور سازنده : آلمان

سال ساخت : 1944 میلادی  

میزان تولید : بیش از 3.5 میلیون

کالیبر اسلحه ( لوله ) : 6 سانتی متر

قطر راکت : 142 میلی متر  

طول اسلحه با راکت سوارشده : 105.4 سانتی متر

طول اسلحه ( لوله ) : 98.5 سانتی متر

وزن اسلحه خالی : 2.27 کیلوگرم

وزن راکت : 3 کیلوگرم

وزن اسلحه آماده شلیک : 6.8 کیلوگرم

سرعت راکت در سرلوله ( سرعت اولیه ) : 62 متر بر ثانیه

برد مؤثر : 100 متر

وزن چاشنی : 190 گرم

نوع چاشنی : پودر سیاه  (blackpowder)

 

ویدئو کلیپ ( 1.68 مگا بایت )  

 

پانزرفوست 100

  

نام اسلحه : پانزرفوست 60 (Panzerfaust 60 )

نوع اسلحه : راکت انداز شانه پرتاب

کشور سازنده : آلمان

شرکت سازنده : هوگو اشنایدر آ جی Hugo Schneider AG  (HASAG)) )

سال ساخت : 1944 میلادی

میزان تولید : بیش از 4.5 میلیون عدد

کالیبر اسلحه ( قطر لوله ) : 5 سانتی متر

کالیبر راکت ( قطر ) : 142 میلی متر

طول اسلحه : 105.4 سانتی متر

طول لوله : 98.5 سانتی متر

وزن اسلحه : 2.27 کیلوگرم

وزن راکت : 2.94 کیلوگرم

وزن کلی اسلحه آماده شلیک : 6.1 کیلوگرم

وزن چاشنی : 134 گرم

نوع چاشنی : پودر سیاه (black powder )

سرعت در سرلوله ( سرعت اولیه ) : 45 متر بر ثانیه

برد مؤثر : 60 متر

توان سوراخ کنندگی زرهی : 200 میلی متر در فاصله 60 متری

Panzerfaust 60

 

نام اسلحه : پانزرفوست-30 کلین ( klein )

نوع اسلحه : راکت انداز شانه پرتاب

کشور سازنده : آلمان

سال ساخت : 1944 میلادی

کایبر سر جنگی ( راکت ) : 100 میلی متر

قطر لوله ( اسلحه ) : 3.3 سانتی متر

طول اسلحه با سر جنگی : 98.5 سانتی متر

طول اسلحه ( لوله ) : 80 سانتی متر

طول راکت : 36 سانتی متر

وزن اسلحه : 3.3 کیلوگرم

وزن راکت : 0.68 کیلوگرم

میزان ماده منفجره راکت : 400 گرم

نوع ماده منفجره راکت : تی ان تی و آر دی ایکس (( TNT + RDX

میزان چاشنی : 54 گرم

نوع چاشنی : پودر سیاه (black powder )

سرعت راکت در سرلوله ( سرعت اولیه وی صفر) : 27 متر بر ثانیه

حداکثر برد : 30 متر

توان سوراخ کنندگی زرهی : 140 میلی متر

 

پانزرفوست-30

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و سوم آبان 1385 و ساعت 8:42 قبل از ظهر |
یک تحلیل : روز اول جنگ آمریکا و اسراییل با ایران

لينك مطلب به زبان انگليسي : http://www.rense.com/general69/dayone.htm

یک توضیح : تمامی مطلب فقط ترجمه ای با کمی تلخیص در متن اصلی است و فقط گویای تحلیل های نویسنده مطلب است و اینجانب فقط کار ترجمه مطلب را انجام داده ام.

روز اول جنگ آمریکا و اسراییل با ایران
جنگ همانطور که برنامه ریزی شده شروع می شود . خلبانان اسراییلی قبل از سحر تیک اف کرده از لبنان و شمال عراق گذشته و اکنون بر روی کرکوک هستند و در حالیکه اف 15 ها و اف 16 های ساخت آمریکا را به پرواز در می آورند نزدیک کوههای غربی ایران به گروههای مجزا تقسیم می شوند و در حالیکه سکوت رادیویی را رعایت میکنند خود را برای حمله آماده می کنند .
لحظاتی قبل از اینکه هوا روشن شود و مسلمانان برای نماز به پاخیزند ( توضیح مترجم : نویسنده تصور می کند نماز صبح بعد از روشن شدن هواست ) موشک ها به هدفهای خود اصابت میکنند .
در حالیکه آواکس های نیروی هوایی آمریکا مشغول گشت زنی و مراقبت هستند بمب افکن های سنگین آمریکایی دقایقی بعد وارد می شوند و مناطق را با فرشی از بمب می پوشانند در حالیکه پدافند ضد هوایی ایران مشغول تلاش است .
نیروگاه بوشهر به تلی از خاکستر بدل شده است . اهدافی در یزد و نطنز که از ماهها قبل توسط پنتاگون شناسایی شده اند نابود شده اند . تاسیسات غنی ساز ی اورانیوم در نطنز-تاسیسات آب سنگین در اراک – تاسیسات اردکان و اصفهان همگی بوسیله خلبانان اسراییلی و آمریکایی مورد حمله قرار گرفته اند . همچنین تمام تاسیسات موجود در تهران نیز مورد حمله قرار گرفته و نابود شده اند .
جنگنده های ایرانی در گروههای پراکنده از روی زمین بلند می شوند . حداقل آندسته از جنگنده هایی که به علت بمباران خلبانان اسراییلی و آمریکایی بر روی زمین نابود نشده
اند . تعداد کمی از جنگنده های ایرانی حتی موشک هم شلیک می کنند که ممکن است یک یا دو هواپیمای مهاجم را سرنگون کند . ولی تاپ گان های آمریکایی در اکثر داگفایت ها چیره می شوند .
نیروی دریایی ایران همانند نیروی هوایی نمی داند که از کجا مورد حمله قرار گرفته ( همانند ملوانان امریکایی در بندر پرل هاربر ) . حمله در کمتر از چند ساعت نصف سیستم دفاعی ایران را از کار انداخته است .
در ساعات اولیه صبح دومین و سومین حمله خلبانان آمریکایی و اسراییلی بر علیه اهداف ثانویه صورت میگیرد . اکنون تنها مشکل قابل توجه قدرت دفاع موشکی ایران است . تعداد قابل توجهی از هواپیماهای مهاجم پتوسط پدافند هوایی ایران سرنگون می شوند .

در ساعت 7 و 35 دقیقه به وقت تهران اولین موشک ضد کشتی ایرانی که از یک جنگنده ایرانی شلیک شده یک نفتکش پانامایی که از کویت به مقصد هوستون حرکت کرده را هدف قرار می دهد . موشک به وسط کشتی برخورد می کند و آنرا در تنگه هرمز به آتش تبدیل می کند . همینطور نفتکش های دوم و سوم همه قبل از اینکه کاملا غرق شوند آتش گرفته و دود سیاهی را در فضا پراکنده اند . تا 8 و 15 دقیقه رفت و آمد تمام کشتی ها در خلیج فارس متوقف شده است . کشنی های نیروی دریایی که از اقیانوس هند به پایگاهی در جنوب بحرین اعزام شده اند حملاتی را انجام میدهند . جنگنده های نیروی دریایی بر فراز کشتی های سوخته در تنگه هرمز به پرواز در می آیند ولی دیگر خبری از جنگنده های ایرانی نیست .
در ساعت 9 چند ساعت پس از شروع حمله CNN خبر از حمله کامیکازه یک اسکادران از جنگنده های ایرانی به کشتی های نیروی دریایی مستقر در جنوب بحرین میدهد .
همه جنگنده های مهاجم ایرانی نابود شده اند ولی قبل از آن دهها موشک ضد کشتی شلیک کرده اند . یک ناو هواپیما بر و دو کشتی مورد حمله و صدمات شدید قرار گرفته اند . هر دو کشتی غرق می شوند و 600 نفر نیز کشته می شوند . ناو هواپیمابر نیز
یکساعت بعد غرق می شود .
در اواسط صبح همه پایگاهای نظامی ایران بطور کامل یا جزیی آسیب دیده اند . انفجاراتی در تهران رخ میدهد و برق قطع می شود . دفتر شبکه الجزیره مورد اصبت یک بمب ماهواره ای قرار می گیرد.
در ساعت 9 و 15 دقیقه به وقت بغداد اولین موشک اسکاد ایرانی به منطقه سبز (توضیح مترجم : در متن اصلی از عبارتGreen zone استفاده شده است .کسی میدونه چیه؟ ) برخورد میکند. برای 30 دقیقه بعدی سیلی از موشک ها که بوسیله GPS هایی که در اختیار سربازان شیعه قرار دارد هدایت میشوند پایگاهای آمریکا در عراق را هدف قرار میدهند . اگرچه خلبانان آمریکایی و اسراییل 90 درصد تاسیسات موشکی ایران را نابود کرده اند ولی باز هم شهاب به تعداد کافی برای نابود کردن منطقه سبز – فرودگاه بغداد – و یک پایگاه تفنگداران دریایی وجود دارد . هزاران سرباز آمریکایی در پادگانها مرده اند . جای تعجب ندارد که CNNو Fox news مقدار تلفات را از مخاطبان پنهان می کنند .
در ساعت 9 و 30 دقیق قیمت نفت در بازارهای جهانی شروع به بالا رفتن می کند . در ابتدا آهسته آهسته ولی متعاقبا بر قیمت به سرعت افزوده می شود . ابتدا در هر گالن 4 دلار افزایش سپس 5 دلار و سپس 6 دلار . قیمت ها همینطور به سرعت بالا می روند . همه وسایل موتوری به سمت پمپ بنزین ها هجوم می برند . و ایستگاههای رادیویی نتایج حمله به ایران را جار می زنند . در حالیکه در پمپ بنزین های آمریکا بر سر بنزین زدن دعوا وجو دارد سومسن جنگ خاورمیانه شروع شده است .
در واشنگتن سخنگوی کاخ سفید اعلام می کند که حمله تنبیهی یک جنگ تمام عیار و کامل نیست . دونالد رامسفلد بهCNN گفت که ایران ممکن است جا در پای عراق بگذارد و از میوه آزادی لذت ببرد .
رییس جمهور یک سخنرانی در ساعت 2 انجام داد . قبل از آن قیمت نفت 2 دلار دیگر بالا رفته بود قیمت هر اونس طلا به 120 دلاررسید و ارزش دلار در مقابل یورو کاهش یافت .
CNN خبر از تظاهرات خشونت آمیز ضد آمریکایی در پاریس – لندن – رم – برلین و دوبلین داد . رستوران های FAST food که آرمهای آمریکایی داشتند در اروپا به آتش کشیده شدند .
یک کودتای خشونت بار رییس جمهور پاکستان را سرنگون میکند . در بورس نیویورک قیمت ها سقوط می کند . یک فروند موشک شهاب ایرانی به تل آویو اصابت می کند و یک بلوک ساختمان را کلا از بین می برد. اسراییل اعلام انتقام جویی می کند وتهران را به حمله اتمی تهدید می کند .
رییس جمهور بوش در ساعت 2 لزران به نظر می رسد . زیر نویس شبکه های خبری حکایت از این دارد که سرام کشورهای خلیج فارس تولید نفت را تا زمان حل شدن منازعه به طور صلح آمیز متوقف کرده اند . رییس جمهور ونزوئلا هوگو چاوز اعلام می کند که در اسرع وقت توقفی در ارسال نفت به آمریکا صورت خواهد گرفت . تونی بلر آمادگی خود را برای میانجی گری بین آمریکا ایرام و اسراییل اعلام می کند ولی بلافاصله رد میشود .
در ساعت 6 عصر قیمت نفت در حدود 10 دلار افزایش یافته است . یک پمپ بنزین نزدیک تگزاس به آتش کشیده شده است .
در غروب آفتاب هنگامی که مسلنانان به خواندن نماز می پردازند در تهران بغداد اسلام آباد آنکارا بیت المقدس ریاض و ... صداهای خشمگینانه ای به گوش می رسد .

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و یکم آبان 1385 و ساعت 2:18 بعد از ظهر |

B-52

در سال 1991 زمانی که ایالات متحده و هم پیمانانش تصمیم گرفتند تا کویت اشغال شده توسط عراق را بازپس گیری کنند در میان بمب افکن های موجود در زرادخانه آمریکا بمب افکن نامریی از چشم رادار B-2 معروف به شبح هنوز آماده خدمت نشده بود و بمب افکن B-1 نیز دچار مشکلات عملیاتی جدی بود. بعضی از این مشکلات عبارت بود از نبود فرصت کافی برای آموزش خدمه – مشکلات جدی در زمینه پایداری مکانیکی هواپیما – عدم توانایی این هواپیما در حمل موشک های کروز به دلیل توافقنامه کنترل تسلیحات .

B-1 همچنین توانایی کمی در حمل بمب های سقوط آزاد داشت بطوری که فقط می توانست 84 بمب 500 پوندی MK-84 را حمل کنند . این مسایل باعث شد تا بمب افکن قدیمی B-52 مجددا وارد عملیات شود . در مقایسه با B-1 بمب افکن B-52 دارای قابلیت حمل مقادیر زیادی مهمات را در شب و روز و حتی در آب و هوای بسیار بد بود . این بمب افکن مجهز به تجهیزات جنگ الکترونیکی جدید شده بود اویونیک به روز آن قابلیت استفاده از رادار را به آن اضافه کرده بود . هر بمب افکن قادر بود تا 75000 پوند تسلیحات را با خود حمل کند به عنوان مثال 51 بمب 750 پوندی یا 18 بمب MK84 2000 پوندی .

نیروی هوایی آمریکا از 68 فروند B-52G در عملیات طوفان صحرا استفاده کرد. این 68 فروند در حدود  1741 سورتی عملیات انجام دادند و مجموعا 27000 تن مهمات را بر فراز عراق پرتاب نمودند . این میزان مهمات 29 درصد کل مهماتی بود که در کل جنگ استفاده شد . 1741 سورتی پروازی که این بمب افکن ها انجام دادند برابر با 3.2 درصد کل پروازهای عملیاتی بود .از این تعداد کل  79 سورتی عملیات بر علیه پایگاه های هوایی و هواپیماهای پارک شده روی زمین انجام شد . 759 سورتی عملیات به ادعای آمریکا بر علیه سایتهای تولید تسلیحات شیمیایی و اتمی – خطوط راه آهن – پادگان ها – مراکز پشتیبانی لجستیکی – سایتهای موشک های اسکاد – نیروگاههای برق – صنایع نظامی و سیستم دفاع هوایی عراق انجام شد . همچنین 527 سورتی پرواز عملیاتی نیز بر علیه یگانهای زرهی و پیاده نظام ارتش عراق انجام شد .

همچنین این بمب افکن ها 37 درصد از ماموریتهای خود را بر علیه نیروهای گارد ریاست جمهوری عراق انجام دادند . ماموریتهایی که در آنها اکثرا از بمب 500 پوندی MK-82 یا بمب خوشه ای CBU-87 استفاده می شد .

قابلیت این بمب افکن در حمل مقادیر عظیم سلاح در شب و روز و حتی در آب و هوای بسیار بد مهاجمان را مطمئن کرده بود که نیروهای عراقی در طول 24 ساعت شبانه روز تحت فشار خواهند بود .

در اولین ساعات عملیات 7 بمب افکن 14000 مایل مسیر را طی 35 ساعت طی کردند تا 35 موشک              

AGM-86C CALCM را شلیک کنند . این موشک نوع تغییر یافته ای از موشک AGM-86C بود که در آن به جای کلاهک اتمی از مواد انفجاری با قابلیت بالا استفاده شده بود .

در نخستین روز های جنگ بمب افکن ها روش حمله خود را تغییر داند تغییری که کمی به کاهش تاثیر گذاری آنها انجامید .

در 3 روز اول جنگ خدمه بمب افکن ها پرواز های شبانه در ارتفاع پایین را با استفاده از GPS و دوربین های دید در شب انجام داند .  از روز چهارم روش حمله به عملیات های بمباران از ارتفاع بالا تغییر کرد . این

اکثر ماموریتهایی که این بمب افکن ها انجام میدادند بصورت پرواز گروهی بود از این رو نیاز به اسکورت از سوی جنگنده های دیگر احساس می شد . در هر عملیات هواپیماهایی مانند F-15C و EF-111 و F-4G و همچنین تانکر های سوخت رسان KC-10 یا KC-135 گروه بمب افکن ها را همراهی می کردند . تعداد هواپیماهای شرکت کننده در هر ماموریت با حساب جنگنده های اسکورت و تانکر ها از 24 تا 36 فروند متغیر بود . در هر روز حداقل یک دوجین از این گروهها عملیات انجام می دادند .

بمباران ها اکثر در ارتفاع 30000 پایی یا بیشتر انجام می شد . استفاده از این روش باعث شده بود تا کار بمب افکن ها آسانتر شود  با این وجود بمباران از ارتفاع بالا مشکلاتی همچون کمبود دقت را نیز در بر داشت .

اکثر خدمه B-52 همچون قدیم بیشتر برای بمباران در ارتفاع پایین آموزشهای تخصصی می دیدند و گاهی اوقات در انجام عملیات در پروازهای فرمیشن یا گروهی مشکل داشتند . بعدها معلوم شد که بمب های بیشتری از آنچه که انتظار می رفت روانه هدفهای خود نشده بودند .

تحقیقات نیروی هوایی آمریکا در مورد خسارات وارده بعد از بمباران های این بمب افکن به جایی نرسید یا حداقل به طور عمومی اعلام نشد ولی یکی از آنالیست های نیروی هوایی کار آنها را اینگونه توصیف کرده بود : آنقدر مهیب و ترسناک که دیگر راهی وجود ندارد تا خساراتی که آنها وارد کردند را تعمیر و نوسازی کرد.

نیروی هوایی عراق بعد از عملیات طوفان صحرا اعلام کرد که : باید از نقش B-52 در عملیات تقدیر شود نه به خاطر عملیات های که انجام داد و خساراتی که وارد کرد بلکه به خاطر تاثیرات روانی که در بین نیروها داشت . ذکر این نکته نیز شاید جالب باشد که  از بین 68 فروند بمب افکن حاضر در عملیات فقط به یک فروند آسیب وارد شده بود .

باید این نکته را نیز در نظر گرفت که آینده بمب افکن ها و روش بمباران ها می تواند بسیار مرگبار تر از آنی باشد که B-52 ها در عملیات طوفان صحرا انجام دادند .

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و یکم آبان 1385 و ساعت 2:12 بعد از ظهر |

 

آشنايي با جنگنده F-111 *** بخش اول

 

این مطلب در دو بخش مجزا ارائه خواهد شد که بخش اول به بحث در مورد تاریخچه ساخت جنگنده بمب افکن اف ۱۱۱ و مدلهای مختلف آن می پردازد و بخش دوم نیز به مباحثی چون عمر خدمتی جنگنده - تسلیحات قابل حمل و سایر جنبه های این هواپیما اختصاص دارد.

 

تاریخچه تولید 

 

در اوایل دهه 1960 میلادی هر دو نیروی هوایی و دریایی آمریکا نیاز به جنگنده ای جدید داشتند . «رابرت مک نامارا» که در آن زمان وزیر دفاع وقت آمریکا بود با توجه به نیاز های مشترک این دو نیرو پیشنهاد کرد تا به منظور صرفه جویی در هزینه های طراحی و تولید ، جنگنده ای مشترک برای هر دو نیرو تولید شود وی پیش از آن نیز پیشنهاد استفاده نیروی هوایی از جنگنده موفق نیروی دریایی F-4 Phantom II را نیز ارائه کرده بود .  بدین منظور در سال 1960 مناقصه ای با عنوان Tactical Fighter Experimental یا TFX برگزار گردید و از شرکت های فعال در زمینه هوانوردی درخواست گردید تا طرح های خود را بر اساس شرایط ذکر شده در مناقصه ارایه کنند .  بعضی از شرایطی که برای جنگنده در مناقصه ذکر شده بود عبارت بود از :

  • وزن خالی در حدود 20 تن
  • حداکثر وزن برخاست در حدود 50 تن
  • حداکثر سرعت در ارتفاع پایین : 1.2 ماخ
  • حداکثر سرعت در ارتفاع بالا  :2.5 ماخ
  • حداقل شعاع عملیاتی : 890 مایل (1430 کیلومتر)

 تا اواخر سال 1961 شرکت های مطرحی همچون بوئینگ ، جنرال داینامیکز ، لاکهید ، نورثروپ گرومن ، مک دانل داگلاس و چند شرکت دیگر طرح هایی را ارائه کرده بودند . پس از بررسی طرح ها نیروی هوایی و دریایی اعلام کردند که هیچ کدام از طرح ها ، طرح کامل و جامعی نبوده ولی طرح های شرکت بوئینگ و شرکت جنرال داینامیکز بهتر از سایر طرح ها به نظر می رسند .  

پس از مدتی بررسی ، هر دو نیرو اعلام کردند که طرح شرکت بوئینگ را به عنوان طرح برگزیده انتخاب کردند ولی «رابرت مک نامارا » وارد عمل شد و تصمیم آنان را نقض کرد و طرح شرکت جنرال داینامیکز را برنده مناقصه اعلام کرد (دلیل این عمل آن بود که طرح شرکت جنرال داینامیکز اقتصادی تر به نظر می رسید ) .

بلافاصله بعد از اعلام طرح شرکت جنرال داینامیکز به عنوان برنده مناقصه ، تلاش ها برای ساخت هواپیما آغاز شد . هواپیمای جدید که اکنون F-111 نامیده میشد از دو موتور توربوفن TF30-P-100 شرکت پرات اند ویتنی بهره میبرد و بالهای آن بطور متغیر طراحی شده بود . همچنین طراحی کابین هواپیما نیز در نوع خود بی سابقه بود ، تا قبل از این پروژه در همه جنگنده ها نحوه طراحی کابین خلبان و کمک خلبان به این صورت بود که کابین خلبان در جلوی جنگنده قرار می گرفت و کابین افسر تسلیحات یا کمک خلبان در پشت سر خلبان قرار می گرفت ولی در F-111  طرز طراحی کابین خدمه به طور Side by side بود یعنی خدمه همانند هواپیماهای مسافربری در کنار یکدیگر می نشستند .


 

نمایی از کاکپیت غیر معمول اف ۱۱۱


در 21 دسامبر 1964 اولین پرواز F-111 انجام شد و نمونه مخصوص نیروی هوایی که با کد F-111A شناخته می شد در  تاریخ 18 جولای 1967 وارد خدمت گردید . همزمان با طراحی نمونه مخصوص نیروی هوایی ، نمونه دیگری با کد F-111B نیز به منظور خدمت در نیروی دریایی طراحی شد . عملکرد نامناسب این نمونه باعث شد تا نیروی دریایی استفاده از آن را در سال 1968 لغو کند و هواپیمای F-14 Tomcat را جانشین آن سازد .

 

 مدلهای مختلف :

 

F-111A

این مدل نمونه اولیه ای بود که وارد خدمت گردید و از موتور های TF30-P-3 بهره می برد . هواپیماهای این مدل از اویونیک Mark I بهره می بردند که شامل سیستم های راداری AN/APQ-113 و AN/APQ-110 و AJQ-20 بود . از مدل A تعداد 158 فروند تولید شد .

اولین اف 111 در تاریخ 18 جولای 1967 تحویل اسکادران 428 هنگ 474 شکاری مستقر در نیومکزیکو شد و به تدریج سه اسکادران جنگنده اف 111 تشکیل شد . بعد از مدتی 6 فروند اف 111 راهی جنوب شرق آسیا شدند تا مورد آزمایش در شرایط جنگی قرار بگیرند . بعد از یک ماه 3 فروند از 6 فروند ارسالی ساقط شده بودند و آزمایشات متوقف شده بود . بعد از بررسی مشخص شد که سقوط این 3 فروند به خاطر سوء عمل خدمه بوده نه آتش پدافند دشمن .  همچنین بعضی از بررسی ها مشخص کرد که پیمانکاری که وظیفه تولید بالهای جنگنده را داشته از مواد غیر استاندارد استفاده کرده و با رشوه دادن به بازرسان بر عمل خود سرپوش گذاشته بود . به این خاطر قرار شد تا قسمت مورد نظر برای تمام هواپیما ها مجددا ساخت و نصب گردد .

پس از انجام پاره ای تغییرات ، سال 1972 ویتنامی ها  مجددا اف 111 را در آسمان مشاهده کردند . طی عملیات Linebacker II از F-111 استفاده وسیعی شد . این هواپیما برای انجام ماموریت خود نیازی به سوختگیری هوایی نداشت و قادر بود تا 4 برابر یک فروند  F-4 Phantom II مهمات با خود حمل کند . هواپیمای جدید کم کم داشت ارزش واقعی خود را به رخ همگان می کشید . طی عملیات Linebacker II مجموعا 4000 سورتی پرواز عملیاتی توسط اف 111 انجام شد و فقط 6 فروند طی این همه پرواز آسیب دیدند .

بعد از جنگ ویتنام 42 فروند هواپیمای F-111A به نمونه مخصوص جنگ های الکترونیکی EF-111 ارتقا داده شدند . 4 فروند نیز به استاندارد C   ازتقا یافته و به نیروی هوایی استرالیا انتقال یافتند . مابقی هواپیماهای این مدل در سال 1992

ازخدمت بازنشست شدند .

 

همچنین 3 فروند از پیش نمونه های این مدل برای تحقیقات بیشتر به ناسا انتقال یافتند .


یکی از نخستین جنگنده های اف ۱۱۱


F-111B

این نمونه قرار بود تا بعنوان جنگنده رهگیر دوربرد نیروی دریایی در مقابل بمب افکن ها و موشک های ضد کشتی شوروی ایفای نقش کند . این نمونه با رادار قدرتمند AN/AWG-9 تجهیز شده بود و قابلیت حمل و شلیک 6 فروند موشک دوربرد هوا به هوای AIM-54 Phoenix را دارا بود . از آنجایی که شرکت جنرال داینامیکز نجربه ای در تولید جنگنده های ناونشین نداشت از شرکت گرومن برای ساخت این نمونه کمک گرفته شده بود . این مدل کمی کوچکتر از نمونه A بود ولی طول بالهای آن حدود 2 متر بیشتر از نمونه A بود .

نیروی دریایی تقاضای جنگنده ای که قابلیت حمل راداری48 اینچی را داشت ولی ساختار اف 111 تنها توانایی حمل راداری 36 اینچی را داشت . همچنین حداکثر وزن برخاست مورد نیاز نیروی دریایی 50000 پوند بود ولی اف 111 در بهترین شرایط حداقل 55000 پوند وزن داشت  . ولی در هر دو مورد وزیر دفاع وقت مک نامارا اعمال نفوذ کرد و نیروی دریایی را مجبور به کنار آمدن با شرایط اف 111 کرد .

تلاشهایی برای حل مسئله وزن اضافی انجام شد ولی این تلاش ها تنها کار را خرابتر کردند . گذشته از وزن زیاد هواپیما برای یک ناو هواپیمابر ، اف 111 هنگام اپروچ به ناو برای فرود دید کمی داشت و فرود با آن بسیار خطرناک و سخت بود .

با تلاشهای آدمیرال توماس کونولی (معروف به تامکت) پروژه F-111B لغو شد و مناقصه ای دیگری برای ساخت جنگنده مورد نیاز نیروی دریایی انجام شد . مناقصه ای که شرکت گرومن برنده آن شد و با استفاده از سیستم راداری و موشکی F-111B و همچنین سیستم بالهای متغیر اف 111 ، جنگنده جدیدی با نام F-14 Tomcat را طراحی و تولید کرد.

 

F-111C

این مدل نمونه صادراتی F-111A برای نیروی هوایی استرالیا بود . 24 فروند در سال 1963 سفارش داده شدند ولی تحویل آنها تا سال 1973 به تعویق افتاد . 4 فروند از این نمونه با حفظ قابلیت تهاجمی خود به مدل مخصوص عملیات های شناسایی RF-111C تبدیل شدند .

هواپیماهای این نمونه قادر به حمل سیستم هدف یاب Pave Tack بودند و بعد ها مورد یکسری تغییرات در اویونیک قرار گرفتند . تغییراتی همچون :

تعویض رادار AN/APQ-113 با نمونه قویتر AN/APQ-169

اضافه کردن GPS ، ارتقا کامپیوتر هواپیما ، اضافه کردن صفحه نمایش های چند منظوره در کابین و ارتقا موتور ها به استاندارد TF30-P-108/109RA

 

F-111D

هواپیماهای این نمونه عبارت بود از ساختار قدیمی  F-111A با اویونیک MARK II

و موتورهایی قویتر . اولین نمونه در سال 1967 سفارش داده شد ولی مشکلات بسیاری باعث شد تا تحویل آن تا سال 1974 به تعویق بیفتد . از این نمونه نیز 96 فروند ساخته شد . رادار نصب شده در هواپیماهای این نمونه AN/APQ-114  بود .

اویونیک این مدل قابلیت های زیادی را به هواپیما اضافه می کرد ولی مشکلات زیادی را هم ایجاد می کرد . مشکلاتی که باعث شد تا این نمونه  در سال 1992 از خدمت بازنشست شود .

 

F-111E

هواپیماهای این نمونه برای جلوگیری از بروز همان مشکلاتی که برای مدل D پیش می آمد  از اویونیک قدیمی MARK I استفاده می کردند . اگر چه در ترتیب الفبایی مدل E بعد از مدل D قرار دارد وای این مدل عملا زودتر از مدل D وارد خدمت شد . اولین پرواز F-111E در 20 آگوست 1969 صورت گرفت و مجموعا 94 فروند از مدل E تولید شد . هواپیماهای این نمونه در عملیات طوفان صحرا (آزادسازی کویت) نقش وسیعی داشتند و در سالهای 1993 و 1994 به انبارهای نیروی هوایی فرستاده شدند .

 

F-111F

این نمونه آخرین مدلی بود که برای نیروی هوایی تولید شد . هواپیماهای این نمونه با اویونیک رفع عیب شده MARK IIB مجهز شده بودند . از این نمونه 106 فروند بین سالهای 1971 تا 1976 تولید شد . رادار نصب شده در این نمونه AN/APQ-144 بود که بعدها با نمونه های AN/APQ161  و AN/APQ-71 تعویض شد . هواپیماهای این نمونه به سیستم هدف یاب AVQ-26 نیز مجهز بودند .

از هواپیماهای این نمونه در عملیات های El Dorado Canyon بر ضد لیبی و Desert storm  بر ضد عراق استفاده شد .

آخرین فروند از این نمونه در 27 جولای 1996 بازنشست شد .

 

FB-111A

این مدل نمونه ای از F-111A بود که جهت انجام بمباران های استراتژیکی  تغییراتی بر روی آن صورت گرفته بود . از این نمونه برای بازنشسته کردن B-58 و بعضی از نمونه های قدیمی B-52 استفاده شد . در ابتدا قصد بر آن بود تا 263 فروند از این نمونه تولید شود ولی بعدا این عدد به 76 فروند کاهش یافت . اولین نمونه در سال 1968 وارد خدمت گردید . FB-111A در حدود 650 میلیمتر دراز تر از F-111A بود که این درازی بیشتر قابلیت حمل 2124 لیتر سوخت اضافی را به آن میداد .  ارابه های فرود این مدل نیز برای تحمل وزن برخاست بیشتر تقویت شده بود . هواپیماهای این نمونه نیز از اویونیک MARK IIB استفاده می کردند . از نظر تئوری و بر روی کاغذ هواپیماهای این نمونه قادر به حمل پنجاه تیر بمب 750 پوندی MK-117 بودند ، مسئله ای که هیچگاه صحت آن به صورت عملی تایید نشد .

بعد از ورود به خدمت B-1B تمام FB-111A های عملیاتی با حذف بعضی قسمت ها از نقش بمب افکن استراتژیک به بمب افکن تاکتیکی تغییر یافتند و مجددا با نام F-111G نامگذاری شدند و بطور عمده به منظور پروازهای تمرینی به کار گرفته شدند . این هواپیماها نیز در سال 1993 بازنشست شدند .

 

EF-111A

نمونه مخصوص جنگ الکترونیک که جهت جایگزینی EB-66 طراحی و تولید شد . قرارداد تولید EF-111A در سال 1974 به عهده شرکت گرومن گذاشته شد و اولین نمونه در تاریخ 10مارس 1977 وارد خدمت شد . تا سال 1985 که خط تولید EF-111A تعطیل شد 42 فروند عملیاتی شده بودند . این نمونه نیز در حمله به لیبی و عراق نقش وسیعی را ایفا نمود . این نمونه نیز در سال 1998 بازنشست شد و قرار است که نقش آن به عهده EA-18G گذاشته شود .


نمایی از یک فروند  در حال پروازEF-111A

آشنايي با جنگنده F-111 *** بخش دوم

در بخش قبلی این مطلب با تاریخچه ساخت F-111 و مدلهای مختلف آن آشنا شدید .

در این بخش نیز  با سایر ویژگی های این جنگنده بمب افکن آشنا خواهید شد .

 

تسلیحات قابل حمل

هواپیماهای اف 111 از ابتدا به خاطر توانایی شان در حمل مقادیر زیادی مهمات همواره مورد توجه بوده اند . بطور مثال یک فروند اف 111 در جنگ ویتنام بیش از 4 فروند فانتوم مهمات بار گزاری می کرد و راهی میدان عملیات می شد .  در این قسمت با تسلیحات قابل حمل توسط اف 111 آشنا می شوید :

 

توپ M61 Vulcan

اکثر مدلهای اف 111 به جز مدلهای EF-111A و FB-111A و F-111G قادر به حمل یک قبضه توپ 20 میلیمتری با 2084 تیر فشنگ بودند .

 

تسلیحات متعارف

 بمب های سقوط آزاد

MK-82

MK-83

Mk-84

MK-117

 

انواع بمب های خوشه ای

 

بمب های هدایت شونده

GBU-10

GBU-12

GBU-15

GBU-28

 

موشک های زمین به هوای

AGM-130

AGM-69

 

تسلیحات اتمی

 همه مدلهای اف 111 به جز EF-111A و مدل صادراتی به نیروی هوایی استرالیا قابلیت حمل سلاح های اتمی سقوط آزاد را دارا بودند . همچنین مدل FB-111A توانایی حمل دو تیر موشک اتمی AGM-69 SRAM را دارا بود.

 در ضمن همه مدلهای اف 111 قابلیت حمل بمب های هدایت لیزری را دارا بودند ولی فقط مدلهای F-111C و  F-111F توانایی هدف یابی و هدایت دقیق بمب ها را دارا بودند . در ضمن F-111C صادر شده به استرالیا قابلیت حمل سلاح های اتمی را دارا نمی باشند ولی توانایی شلیک موشک های AGM-84 Harpoon و AGM-88 HARM و AGM-142 را دارا هست .


                        نمایی از تسلیحات قابل حمل توسط اف ۱۱۱


 

عمر خدمتی :

هواپیمای اف 111 در طول بیش از 3 دهه  عمر خدمتی  خود میدان های جنگ زیادی را تجربه کرده اند که از مهمترین این میدان ها  می توان به جنگ ها و عملیات های زیر اشاره کرد .

شرکت در جنگ ویتنام

شرکت در حمله به لیبی در سال 1986

شرکت در حمله به عراق در سال 1991

شرکت در حمله به بوسنی در سال 1995 ( فقط EF-11A )

 

موفقیت در نبرد هوایی :

از آنجا که اف 111 توانایی اندکی در حمل موشک های هوا به هوا دارا می باشد و همچنین وظیفه اصلی آن درگیری با اهداف زمینی است شکار های زیادی توسط اف 111 انجام نشده است . تنها یک مورد شکار به طور رسمی برای F-111 ثبت شده و آن هم مربوط به عملیات طوفان صحرا می باشد . زمانی که یک فروند EF-111A توانست با انجام مانور های سریع باعث برخورد یک فروند Mirage F1 عراقی به زمین شود .ذکر این نکته ضروری می باشد که جنگنده اخلالگر الکترونیکی  EF-111A هنگام پرواز کاملا غیر مسلح می باشد .

 

 

فروش به کشور خارجی :

استرالیا :

اف 111 تنها به نیروی هوایی استرالیا صادر شد . در سال 1963 استرالیا سفارش 24 فروندی خود را به آمریکا ارائه کرد ولی تحویل هواپیماها تا 10 سال بعد یعنی در سال 1973 به تعویق افتاد . مدل این هواپیماها F-111C بود که مدتی بعد از تحویل  4 فروند  به RF-111C تبدیل شدند . همچنین در سال 1982 4 فروند F-111A  نیروی هوایی آمریکا به F-111C تبدیل و به نیروی هوایی استرالیا تحویل داده شد . در سال 1992 نیز بعد از بازنشسته شدن F-111G در نیروی هوایی آمریکا ، 18 فروند از این هواپیماها به استرالیا فروخته شد . اف 111 موجود در نیروی هوایی استرالیا تاکنون در هیچ نبردی شرکت نجسته اند . در سال 1991 و هنگام حمله به عراق نیز آمریکا درخواست کرد تا استرالیا RF-111C های خود را به منطقه بفرستد که استرالیا درخواست امریکا را رد کرد .

 

انگلستان :

نیروی هوایی سلطنتی انگلستان نیز رد سال 1967 سفارش 50 فروند F-111K را ارائه کرده بود . سفارشی که یکسال بعد به بهانه قیمت زیاد اف 111 لغو شد و انگلستان به جای آن F-4 Phantom II را خریداری کرد .

 

مشخصات :

خدمه : 2 نفر – خلبان و افسر تسلیحات

طول : 22.4 متر

ارتفاع : 5.22 متر

دهانه بالها : 19.2 متر در حالت کاملا باز  -  9.74 در حالت کاملا بسته

وزن خالی : 21537 کیلوگرم

وزن بارگیری شده : 37577 کیلوگرم

حداکثر وزن برخاست : 44896 کیلوگرم

موتور : دو عدد TF30 ساخت شرکت پرات اند ویتنی

حداکثر سرعت : 2.5 ماخ  یا 2985 کیلومتر بر ساعت

شعاع عملیاتی : 2140 کیلومتر

برد مستقیم : 5185 کیلومتر

سقف پروازی : 56650 پا (17270 متر)

سرعت اوج گیری : 131.5 متر بر ثانیه

مهمات : 1 قبضه توپ 20 میلیمتری  +  31500 پوند     (14300 کیلوگرم) انواع مهمات

 

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و یکم آبان 1385 و ساعت 2:9 بعد از ظهر |
 

نمايي كلي از هليكوپتر  آپاچي :

هليكوپتر تهاجمي آپاچي ساخت شركت بوئينگ براي ارتش آمريكا كه جايگزين هليكوپترهاي كبرا (AH-1 Cobra) شده است و AH ابتداي نام هليكوپتر مخفف Attacker Helicopter است .

 

تاريخچه هليكوتر آپاچي:

در سال1972 ارتش ايالات متحده در حال آماده كردن طرح (AAH)براي هليكوپتر پيشرفته تهاجمي (Advanced Attack Helicopter) بود و بعد از آماده شده اين طرح مناقصه اي براي شاخت اين هليكوپتر  برگزار شد  و از ميان 5 پيشنهاد  ارائه شده 2 پيشنهاد  گروه هيوز و  شركت بل  در نهايت  مورد توجه مسئولان ارتش آمريكا قرار گرفتند و بعد از ساخت نمونه ابتدايي طرحهاي اين دو شركت در نهايت  هم مدل 97/YAH-64 شركت هيوز بر مدل  409/YAH-63 شركت بل پيروز و  براي طرح هليكوپتر آپاچی براي ارتش آمريكا انتخاب شد .

اولين پرواز نمونه اوليه هليكوپتر آپاچي در 30 سپتامبر1975 بود اما تا سال 1982 و تا دريافت اولين سفارش نمونه ي ديگري از آن ساخته نشد در سال 1983 اولين نمونه ساخته شده هليكوپتر آپاچي در بيرون از ساختمان شركت هيوز در آيريزونا ناپديد شد و بعدها معلوم شد كه سقوط كرده  كه تاثير بدي بر طرح و مسئولان شركت هيوز گذاشت  . يك سال بعد از اين حادثه مسئولان شركت مك دانل داگلاس طرح هليكوپتر آپاچي را به مبلغ500 مليون دلار از شركت هيوز خريداري كردند و اين طرح بعد از ادغام دو شركت مك دانل داگلاس و بويينگ در سال 1996 طرح هليكوپتر آپاچي از سوي صنايع هليكوپتر بويينگ ادامه يافت  .

 

توسعه و بهينه سازي هليكوپتر آپاچي :

دو نمونه از هليكوتر در خدمت ارتش آمريكا هستند نمونه اول  AH-64A يا همان نمونهابتدايي ساخته شده و نمونه دومدي AH-64D با لقب لانگ بو است .از اين هليكوپتر نمونه هاي  B و C هم  ساخته شده ولي هرگز وارد خدمت نشدند . انگليس  نمونه وست لند (Westland) از اين هليكوتر با كد (WAH-64) كه مدل سفارشي شده و تغييريافته  هليكوتر آپاجي مدل دي (AH-64D) است را براي ارتش اين كشور توليد ميكند .

ساختمان هليكوپتر آپاچي به گونه اي طراحي و ساخته شده  كه توانايي پايداري در تمام محيطهاي جوي را دارد  و خلبان هليكوپتر  ميتواند با استفاده از سيستم پيشرفته (IHADSS) كه سيستم  كشف و شناسايي و هدفگيري اهداف  نصب شده در كلاه خلبان است  در روز و شب و تمام شرايط آب هوايي  به خوبي ماموريتهاي خود را انجام دهد.  (IHADSS مخفف Integrated Helmet and Display Sight System ).  هليكوپتر آپاچي از  وسايل پيشرفته و دقيق ديگر مانند آخرين سيستمهاي آيونيكي و الكترونيكي  كه امكان شناسايي اهداف كاذب را به خلبان ميدهد و دوربين  مادون قرمز براب استفاده در شب و نقشه راهنماي زمين و موقعيت ديجيتال خودكار و سيستم مكان ياب (GPS) استفاده ميكند .هليكوپتر آپاچي از سيستم  /15Y MOS 15X كه يك سيستم الكترونيكي تعمير تسليحات است به همراه سيستم  MOS 15R براي راهنمايي خلبان براي پيروزي آسان در نبردها است هم  استفاده ميكند.

 

 

مشخصات عمومي هليكوپتر آپاچي:

 به طور عمومي هليكوپترهاي آپاچي بر خلاف ظاهر ترسناك و پر ابهت خود ضعفهاي زيادي دارند كه با دانستن اين نقاط ضعف ميتوان به راحتي به آپاچي ضربه زد و حتي اين هليكوپتر را نابود كرد . هدف از ساخت اين هليكوپتر درگير شدن و نابود كردن وسايل زرهي و مواضع دشمن  در فواصل معين است . هليكوپتر آپاچي در ماموريتهاي خودميتواند تا حدودي مستقل عمل كند كه به دليل سيستمهاي پيشرفته هدايت و ناوبري و سلاحهاي گوناگون ميباشد .

در ماموريتهاي هليكوپتر آپاچي يك نقص عمده در هليكوپتر آپاچي شناسايي شد كه آسيب پذيري زياد اين هليكوپتر در برابر حملات نيروي زميني يا آتش نيروي هاي زميني (آتش پدافند و موشكهاي دوش پرتاب و .... )  بود . در  جنگ دوم عراق در سال2003 حدود80% هليكوپترهاي آپاچي بر اثر آتش زميني آسيب ديدند  و در جاهاي كوهستاني آسيب پذيري بيشتري دارند و عموما هليكوپتر آپاچي در  جنگ شهري و يا در برابر نيروهايي كه كمين كرده اند ضعف دارد  . زيرا نيروهاي پياده از حفاظت بيشتري  براي استتار و مخفي شدن برخوردار هستند و هليكوپتر آپاچي هم نميتواند در اكثر مواقع اين كمين ها را شناسايي كند . در جنگ عراق نيروهاي عراقي و نيروهاي شورشي بعد از جنگ با هدف قرار دادن سيستم كنترل  هليكوپتر  و ورودي و خروجي موتورهاي هليكوپتر بارها باعث صدمه ديدن و فرود اظطراري و  يا حتي از كار افتادن اين هليكوپتر شده است . هليكوپتر آپاچي در برابر آتش سلاحهايي مانند مسلسل  هم تا حدي آسيب پذير است  و اين هليكوپتر براي حمله به هدف از فاصله بيشتر از 850 متر استفاده ميكند. از ديگر نقاظ ضعف اين هليكوپتر آپاچي اين اسن كه تنها ميتواند به روي يك هدف تمركز كند و  با يك هدف درگير شود و در صورت وجود تعداد زيادي هدف و فاصله داشتن اهداف آسيب پذير و ناكارامد است .

 

 

  براي مقابله با اين وضعيت دشوار در نقاط مختلف هليكوپتر ژره محافظ  بيشتر استفاده كرده اند ولي با وجود تمام اين سخنان هليكوپتر آپاچي  از ساير هليكوپترها ديگر موفق تر است  به دليل آنكه  تسليحات بيشتري حمل ميكند و سرعت بيشتري دارد و از قدرت مانور زيادي برخوردار است . هليكوپتر آپاچي با تمام ضعفهايي كه دارد  مقاوم ترين و موفق ترين هليكوپتر ارتش آمريكا است  و با توجه امكان استفاده از موشكهاي سايدوايندر امكان درگيري و نبرد با هواپيماها را هم دارد . از هليكوپتر هاي آپاچي بيشتر به صورت تركيبي استفاده ميشود يعني اينكه در يك گروه به پرواز در مي آيند و يك گروه وظيفه حمله به اهداف را دارد و گروه ديگر براي پشتياني از هليكوپترهاي مهاجم در برابر خطرات است . از هليكوپتر آپاچي براي پشتيباني نيروي زميني و هدايت آتش توپخانه هم استفاده ميشود

 

معرفي نمونه هاي مختلف هليكوپتر آپاچي :

 

*هليكوپتر آپاچي مدل اي  AH-64A:

اين نمونه مدل اوليه اين هليكوتر است  و هم اكنون در حال جايگزيني با نمونه جديدتر هليكوپتر آپاچي يعني لانگ بو ميباشد .

       *هليكوپتر آپاچي مدل دي  AH-64D :

اين نمونه مدل بهينه سازي شده نمونه ابتدايي ميباشد  كه در آن از گيرنده هاي حساس و پيشرفته و تسليحات  پيشرفته تر استفاده شده است و از مهمترين تغييرات در اين نمونه نسبت به نمونه ابتدايي در اضافه كردن FCR رادار كنترل آتش(Fire Control Radar) است كه در بالاي  پره هاي هليكوپتر نصب شده است و از آن در شناسايي اهداف و خطراتي كه هليكوپتر را تهديد ميكن استفاده ميكنند ارتفاع زيادتر  سيستم FCR و پوشش جاذب امواج رادار  به خلبان هليكوپتر كمك ميكند تا با پنهان شد در پشت يك درخت و يا ساختمان  و يا هر نوع مانع ديگه بدون انكه ديده شود محيط را زير نظر داشته باشد و اهداف را شناسايي كند و با استفاده از اصل غافلگيري به انها حمله كند . سيستم FCR  توانايي شناسايي موشكهاي شليك شده به سوي هليكوپتر را دارد  و با هشدار به خلبان ميتواند از هليكوپتر دفاع كند . از  ديگر تفاوتهاي نمونه لانگ بو با نمونه ابتدايي در استفاده از موتورهايT700-GE-701C  و كاكپيت  يكپارچه براي ديد بهتر  ميباشد .

 

استفاده كنندگان از هليكوپتر آپاچي:

ايالات متحده :

اولين نبرد اين هليكوپتر بعد از ورود به خدمت  در سال 1989 در هنگام حمله به پاناما بود . از هنگام ورود به خدمت تا به حال اين هليكوپتر در  ماموريتهاي مهمي مانند جنگ اول و دوم  خليج فارس  و افغانستان شركت داشته است  . هليكوپترهاي آپاچي  بزرگترين شكارچي تانكها و وسايل زرهي عراق در جنگ با اين كشور بودند و قسمت زيادي از توان زرهي عراق را  نابود كردند .

اسراييل:

اسراييل با بهينه سازي اين هليكوپتر آپاچي مدل اي(AH-64A) و سازگاري با سلاحهاي ساخت اين كشور از اين هليكوپتر براي شليك موشكهاي هدايت شونده وساير موشكها استفاده ميكند .

مشتريان و قيمت هليكوپتر آپاچي  :

قيمت نمونه ابتدايي هليكوپتر آپاچي AH-64A 14.5 مليون دلار است و  سنگاپور در سالهاي1999 تا2001 تعداد 20 فروند هليكوپتر آپاچي نوع دي هر كدام به مبلغ 56.25 مليون دلار را خريداري كرد . يونان در سال2003 12 فروند هليكوپتر آپاچي دي جمعا به مبلغ675 مليون دلار را سفارش داد كه اين رقم شامل تسليحات و قطعات يدكي هم ميشود .

 

تسليحات مورد استفاده هليكوپتر آپاچي :

يك توپ خودكار 30 ميلي متري با 1200 گلوله و موشكهاي هل فاير 1 و 2 / AIM-92 Stinger / AIM-9 Sidewinder/ AGM-122 Sidearm/ Hydra 70

 

كشورهاي دارنده هليكوپترآپاچي :

بجز آمريكا كشورهاي اسراييل/سنگاپور/يونان/ژاپن/مصر/هلند/بحرين/عربستان/امارات/اردن/انگلستان هم از دارندگان اين هليكوپتر هستند .

 

مشخصات فني هليكوپتر آپاچي:

 

تعداد خدمه: 2نفر

ارتفاع :3.87 متر

قطر پروانه : 14.63 متر

وزن خالي: 5.165 كيلوگرم (بدون سوخت و اسلحه)

وزن قابل حمل : 8000 كيلوگرم

حداكثر وزن برخاست : 9.520 كيلوگرم

نيروي محركه : 2 موتور  توربوشفت  General Electric T701

حداكثر سرعت : 273 كيلومتر در ساعت

برد عملياتي :  بدون سوخت گيري 480 كيلومتر و با  سوخت گيري 1900 كيلومتر

ارتفاع قابل  فعاليت : حداكثر 6400 متر

سرعت صعود : 13 متر در ثانيه

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و یکم آبان 1385 و ساعت 2:3 بعد از ظهر |

آشنايي با موشك كروز توماهاك BGM-109 Tomahawk Cruise Missile

military-aviation : نویسنده

موشك كروز توماهاك (TLAM) موشكي مادون صوت براي حمله و هدف قرار دادن اهداف در روي سطح زمين Tomahawk Land Attack Missile است كه قادر به انجام ماموريت در تمام شرايط آب و هوايي و با برد 1100 كيلومتر میباشد با دقت 10 متر در حمله به اهداف است كه براي اولين بار توسط شركت جنرال ديناميك در دهه1970 ساخته و معرفي شد كه با برد زياد و ارتفاع كم پرواز به سوي اهداف قابليت شليك از زير دريايي را دارا بود . اين نمونه موشك بعد از تغيير و بهينه سازي هاي مختلف در حال حاضر توسط شركت Raytheon توليد ميشود ( با مشاركت شركت مك دانل داگلاس) .


هواپیمای تامکت در حال اسکورت یک موشک توماهاک


موشك توماهاك توسط نيروي دريايي آمريكا مورداستفاده قرار ميگيرد و در حال حاضر نمونه هاي مختلفي از موشك بي جي ام 109 توماهاك مورد استفاده قرار ميگيرد كه تفاوت آنها بيشتر در كلاهك و سر جنگي متفاوت است كه شامل نمونه TLAM-C نمونه متعارف آن و براي هدف قرار دادن اهداف زميني و نمونه TLAM-D كه از سر جنگي خوشه اي استفاده ميكند و نمونه TLAM-A  و TLAM-N مجهز به كلاهك هاي هسته اي هستند و از ديگر مدل هاي اين موشك TASM است كه به عنوان يك موشك ضد كشتي مورد استفاده قرار ميگيرد . نمونه TLAM-D كه از سر جنگي خوشه اي استفاده ميكند

ازبلاك 3 اين موشك كه از سال 1993 وارد خدمت شده است  موشك توماهاك مجهز به سيستم موقعيت ياب جهاني GPS شده است كه ميتواند اهداف را با دقت بيشتري مورد حمله قرار دهد ودر بلاك 4 اين موشك با استفاده از موتورهاي بهينه سازي شده  WR-402 كه به سيستم كنترل سوپاپ مجهز بود ضمن مصرف شوخت كمتر كه امكان افزايش محدوده قابل دسترسي اين موشك امكان حركت با سرعت كمتر از قبل و يا افزايش و كاهش دلخواه سرعت را هم به موشك توماهاك افزوده است و نمونه دوم موشكهاي توماهاك بلاك 4 قادر به هدف قرار دادن اهداف متحرك هم هستند .

بزگترين بهينه سازي صورت گرفته بر روي موشك توماهاك افزودن يك مركز فوق پيشرفته براي مبادله اطلاعات با ساير مراكز اطلاعاتي ميدان جنك به مانند هواپيماهاي آواكس و بدون سرنشين و كشتي ها و  ماهواره ها و حتي سربازان و تانك ها در ميدان نبرد است كه موشك را قادر ميسازد با اين مراكز تبادل اطلاعات داشته باشد و در شناسايي و حمله به اهداف با دقت بيشتري عمل كند . اين موشك در كنار اين تجهيزات پيشرفته به يك دوربين تلويزيوني هم مجهز است كه با ارسال تصاوير به مركز فرماندهي به فرماندهان اجازه ميدهد تا اهداف را مشاهده نمايند و يكي از آنها را براي نابود كردن به وسيله موشك انتخاب كنند . سيستم GPS موشك توماهاك ميتواند موقعيت 16 هدف را در حافظه خود نگهداري كند كه موقعيت اين اهداف ميتواند قبل از شليك و يا بعد از شليك توسط مركز فرماندهي و يا ماهواره ها و هواپيماهاي بدون سرنشين و .... يا ديگر شبكه هاي اطلاعاتي پنتاگون در اختيار موشك قرار گيرد . از امكانات ديگر موشك توماهاك امكان ارسال اطلاعات به مركز فرماندهي است به طور مثال در صورت دستور از مركز فرماندهي براي حمله به يك هدف سيستم هوشمند موشك اين فرمان را با توجه به اطلاعات خود تجزيه و تحليل ميكند و در صورتي كه موشك سوخت كافي براي اجراي دستور  و يا هر مشكل ديگر مركز فرماندهي را مطله ميكند آخرين نمونه از موشك تومهاك در سال2004 در اختيار نيروي دريايي آمريكا قرار گرفته است .


نمای کلی از ساختار موشک


 توماهاك كه در ناوهاي نيروي دريايي آمريكا مورد استفاده قرار ميگيرد در يك استوانه تحت فشار نگهداري و شليك ميشود و از سيستم VLS  يا همان سيستم شليك عمودي Vertical Launch Systems استفاده ميكند  اما با تغييراتي كه در سيستم شليك آن داده شده است  توماهاك ميتواند از زير آب توسط زير دريايي هاي كلاس لوس آنجلس هم شليك شود و براي اين كار از محفظه شليك اژدر استفاده ميشود . براي شليك توماهاك از زيردريايي بعد از خروج موشك از محفظه شليك اژدر در زير آب به دو  روش انجام ميشود روش اول به وسيله فشار گاز ( مانند سيستم VLS) و يا با فشار آب شليك ميشود بعد از خروج از محفظه اژدر يك بوستر تقويت كننده مجهز به سوخت جامد به موشك كمك ميكند تا به سطح آب برسد. بالهاي موشك توماهاك بعد از شليك ( چه در سطح و در زير آب بعد از رسيدن به سطح ) بعد از مدت كوتاهي باز ميشود و بعد از آن دريچه هوايي موتور توربوفن موشك باز ميشود و موتور موشك فعال ميشود.

موشك توماهاك مثل تمام موشكهاي كروز از سيستم هدايت داخلي براي شناسايي وو حمله به هدف استفاده ميكند و سيستم هدايت موشك توماهاك از  TMPC يا مركز برنامه ريزي ماموريت Theater Mission Planning Center و سيستم برنامه ريزي در كنار سيستم كنترل تسليحات ( براي نمونه مورد استفاده در ناوها) و سيستم كنترل نبرد ( در نمونه مورداستفاده در زير دريايي ها) تشكيل شده است .


تصویری از موشک شلیک شده از یک زیردریایی


نمونه هاي مختلفي از سيستمهاي كنترل براي توماهاك ساخته شده است كه 3 سيستم مورد استفاده قرار گرفته اند :

·                  TWCS ( Tomahawk Weapon Control System ) : اولين سيستم مورد استفاده در توماهاك بود كه در سال 1983 مورد استفاده قرار گرفت .

·                  ATWCS(Advanced Tomahawk Weapon Control System ): اين سيستم از سال1994 در موشك توماهاك استفاده شد .

·                  TTWCS(Tactical Tomahawk Weapon Control System) :اين سيستم از سال2003 در موشك توماهاك مورد استفاده قرار گرفت .

موشك كروز توماهاك BGM-109 Tomahawk Cruise Missile  :

شركت سازنده : Raytheon/McDonnell Douglas

سال ورود به خدمت : 1983

قيمت هر واحد : 750 هزار دلار

موتور موشك : F107-WR-402 turbofan

وزن هنگام شليك : 1440 كيلوگرم

طول : 5.56 متر با بوستر 6.25 متر

قطر : .52 متر

طول بالها : 2.67 متر

سرعت : 880 كيلومتر در ساعت

سر جنگي : در نمونه استاندارد 450 كيلوگرم

سيستم هاي هدايتي :  GPS/ TERCOM/ DSMAC

 كشورهاي استفاده كننده :

نيروي دريايي آمريكا و انگليس و هلند و فرانسه

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و یکم آبان 1385 و ساعت 1:49 بعد از ظهر |
 

"اسمرچ" نبیره کاتیوشا

  Rambler's Top100 SpyLOG

 

 

 

 

مسکو، "ویکتور لیتوفکین" مفسر نظامی خبرگزاری «نووستی»/

در بین انواع منحصر بفرد سلاح و تجهیزات نظامی که توسط صنایع دفاعی روسیه تولید می شوند، سیستم های رآکتیو رگباری از جایگاه ویژه ای برخوردارند. در بین آنها، قویترین ماشین نظامی 300 میلیمتری "اسمرچ" (گردباد) است که گاهی وقت ها نیز نبیره "کاتیوشا" نامیده می شود.

این یک واقعیت تاریخی است که روسیه در ساخت سلاح های آتشبار برتری جهانی دارد. اولین امتیاز اختراع در تاریخ 9 آپریل 1939 بخاطر "مکانیزه نمودن دستگاه شلیک مهمات موشکی با کالیبرهای مختلف" به مخترعین روسی "آندره کاستیکوف"، "ایوان گوای" و "واسیلی آبورینکوف" اعطا شده بود که سازندگان همان "خمپاره انداز رآکتیو" تحت عنوان "کاتیوشا" بودند که 14 جولای 1941 با یک شلیک، چندین ردیف از فاشیست ها به همراه سوخت، مهمات و تجهیزات آنان را در ایستگاه "اورش" نابود نموده و آن ها را با خاک یکسان کرد.

 Вторая мировая войнаنبیره کاتیوشا، یعنی "اسمرچ" در سال 1986 پدیدار شد و در سال 1989 در نیروی مسلح پذیرفته شد. در زمان میان این دو، سیستم هایی همچون "بی ام 13"، "بی ام 14"، "گراد" (تگرگ)، "اوراگان" (طوفان) و مدل های تغییر یافته آنها وجود داشتند. به گفته "نیکلای ماکاروفتز" دکترای علوم فنی و مدیر کل موسسه علمی-تولیدی "اسپلاو" در شهر تول و همچنین طراح و تولید کننده سیستم رآکتیو آتشبار، این سیستم ها در جهان از لحاظ محبوبیت جایگاه دوم را و آنهم تنها پس از اسلحه خودکار "کالاشنیکوف" به خود اختصاص داده اند. این مطلب نیاز به اثبات ندارد و حوادث اخیر در خاور نزدیک نیز گواه این هستند.  

اما حقیقتاً نمی بایست روسیه را مورد سرزنش قرار می دادند که این سیستم ها را به حزب الله عرضه کرده است. مسئله در این است که سیستم آتشبار "گراد" را در تمام جهان تولید می کنند و می فروشند و در بیشتر آنها حتی بدون مجوز روسیه، و در حدود 15 کشور نیز بعنوان محصولی تقلبی وجود دارد. حتی به ارتش شوروی نیز که تقریباً 10 سال در افغانستان بود، با سیستم "گراد" شلیک می کردند، در صورتی که در خود اتحاد جماهیر شوروی تولید آنها مدت بسیاری بود که متوقف شده بود. کارخانه "اشتامپ" در شهر تول نیز نیز که 5% از تولیدات آن را سماورهای مشهور و 95% آن را زمانی سیستم های آتشبار تشکیل می دادند، در سال های 80 قرن گذشته، تولید و صادرات "گراد" به کشورهای خارجی را متوقف کرده بود.

بدین ترتیب باید گفت که جهان جنگجو، مدت بسیاری است که بدون حضور ما هم از عهده کار بر می آید. هرچند محض حقیقت باید یادآور شد که "مدل پارتیزانی" این سلاح که مردم افغانستان و مجاهدین در این کشور توسط آن ارتش ما را مورد هدف قرار می دادند نیز در شهر تول "بنا به تصمیم کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی برای کمک به کشور برادرمان ویتنام که با متجاوز آمریکایی نبرد می کرد" ساخته شده بود و به دست آنان افتاده بود.

اما داستان ما درباره این زمان های دور دست نیست.

حال باید دید که تفاوت سیستم های آتشبار "اسمرچ" با مدل های قدیمی خود، یعنی سیستم های "گراد" و "اوراگان" و سیستم معروف آمریکایی MLRS چیست؟ در وهله اول، باید از برد و موثر بودن آن و نیز مساحت اصابت آن به نیروهای زنده و تجهیزات اشاره کرد. عملاً "اسمرچ" سلاحی با سطح کیفی جدیدی است که بطور چشمگیری از پیشنیان و همتاهای خارجی خود برتری دارد.  

اگر "گراد" 20 کیلومتر را نشانه می رود و مساحتی 4 هکتاری را پوشش می دهد، "اوراگان" به ترتیب 35 و 29 و سیستم آمریکایی MLRS 30 و 33 را، باید گفت که برد شلیک "اسمرچ" 12 موشکی، برابر با 20-70 کیلومتر است و در برخی از مدل های تغییر یافته آن تا 100 کیلومتر و مساحتی برابر با 67 هکتار و یا 672 هزار متر مربع را مورد هدف قرار می دهد.

در موشک "اسمرچ" که وزن آن 800 کیلوگرم می باشد، 280 کیلوگرم را مهمات تشکیل می دهد (کارشناسان تایید می کنند که این نیز تناسبی منحصر بفرد است). در شاسی موشک 72 ذخیره مهماتی وجود دارد که وزن هر یک 2 کیلوگرم است.

دقت و شلیک رگباری "اسمرچ" در مقایسه با "گراد" و "اوراگان" دو- سه برابر افزایش داده شده است. برای آماده سازی آن به جنگ و هدفگیری تنها به سه دقیقه زمان نیاز است و برای شلیک کامل 38 ثانیه. این نیز زمانی منحصر بفرد است. تا دشمن کشف کند که از کدام طرف به مقر و تجهیزات نظامی او شلیک شده، چه کسی گردباد فلزی بر فراز سرش فرود آورده، دستگاه سرد خواهد شد.

مسلم است "اسمرچ" را که تنها در شهر تول نساختند. در ساخت این قویترین دستگاه آتشبار با کالیبر 300 میلیمتری، 20 سازمان همت گماشته اند.

طبق اطلاعاتی که من در دست دارم، "اسمرچ" در خارج از روسیه تنها به هند و کویت عرضه شده است. مجوز ساخت آن را نیز نه به کسی داده ایم و نه فروخته ایم. در مرزهای اسرائیل نیز وجود ندارد. اما اگر کسی ناگهان آن را کشف کند، باید بداند که مسکو هیچ ارتباطی بدین مسئله ندارد. این نیز همچون "گراد" در خاور نزدیک، تقلبی است.


+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و یکم آبان 1385 و ساعت 1:22 بعد از ظهر |
آشنایی مختصر با سپر دفاع ضدموشکی اسرائیل: Arrow

آرو، یک سیستم ضد موشکهای بالستیک است که برای اولین به تاریخ 7 نوامبر 2002 بار در پایگاه هوایی Palmachim (پايگاهي هوايي در اسرائیل) به نمایش عموم گذاشته شد. این موشک هنوز در یک کارزار واقعی مورد آزمایش قرار نگرفته است هرچند پس از شلیک 40 فروند موشک Scud-C عراقی در جریان نبرد خلیج فارس به سال 1991 به سمت اسرائیل، انگیزه ی ساخت چنین سیستم دفاعی‏ايي به وجود آمد.

7 نوامبر 2002 – پایگاه Palmachim – اولین نمایش عمومی سیستم Arrow

سیستم دفاع ضدموشکهای بالستیکی آرو2 (Arrow-2) توسط شرکت MLM وابسته به صنایع هوا- فضای اسرائیل (IAI) یا (Israel Aircraft Industries) طراحی شده است و اکنون در سازمان نیروهای دفاعی اسرائیل به صورت عملیاتی درآمده است.
این سیستم در اسرائیل با نام دیگر هما (Homa = پرنده‏ی افسانه‏ای) یا در ايالات متحده به نام Fence (سپر دفاعی) نیز شناخته می شود. لانچرهای آرو اکنون در دو نقطه‏ی اسرائیل به حال آماده باش کامل جهت شلیک قرار دارند: یکی در نزدیکی تل آویو و دیگری در جنوب حیفا. اولین مجموعه‏ی لانچر آرو در سال 2000 عملیاتی شده است.

فاز تحقیقاتی و توسعه ی این برنامه، به سال 1998 آغاز شد. هرچند خیلی پیشتر از آن، سازمان دفاع استراتژیک ایالات متحده، قراردادی برای تولید مشترک یک سیستم ضدموشک بالستیک (ATBM) به نام Chetz-1 (کلمه ی Chetz-1 در زبان عبری، همان معنای Arrow-1 را می‏دهد) با شاخه‏ی الکترونیک صنایع هوافضای اسرائیل (IAI) منعقد ساخته بود.
به دنبال تکمیل و انجام موفقیت آمیز طرح، این سیستم به صورت انبوه تولید شد و به مرور توسعه و بهبود یافت. هر موشک Arrow-1 حدود 2000 کیلوگرم وزن دارد. ولی موشك بهسازي شده‏ي Arrow-2 وزنی برابر 1300 کیلوگرم را داراست. آرو2 برای اولین بار در سال 1995 مورد آزمایش قرار گرفت.
سيستم آرو2 با موفقيت كامل اكنون در اختيار نيروي دفاعي اسرائيل است. موشكهاي TM-91 متعلق به سيستم آرو، مي‏توانند اهدافي را در فواصل بين 60 تا 100 كيلومتري را كشف و منهدم نمايند. همچنين توسعه و بهسازي سيستم آرو با همكاري مشترك اسرائيل و ايالات متحده همواره و به صورت دائم در حال انجام است.
در فوريه 2003، IAI (صنايع هوافضاي اسرائيل) قراردادي را با شركت بوئينگ منعقد كرد. طبق اين قرارداد شركت بوئينگ متعهد مي شد اجزاي الكترونيكي حساس سيستم آرو را در ايالات متحده توليد كند. بوئينگ همچنين متعهد شد تا حدود 50 درصد قطعات و اجزاي موشك را در ايالات متحده توليد نمايد.
شركت بوئينگ اجزاي گوناگوني از سيستم موشك را توليد خواهد كرد. بدين جهت همزمان از همكاري 150 كمپاني آمريكايي نيز جهت توليد نهايي موشك بهره خواهد گرفت. IAI نيز عهده‏دار شد تا مونتاژ و جمع‏آوري نهايي قطعات منفصله‏ي موشكهاي ارسال از سوي ايالات متحده را انجام دهد.
هر مجموعه از سيستم موشكي آرو، شامل 4 يا 8 لانچر (پرتابگر) موشك است هر لانچر نيز شامل شش فروند موشك آماده‏ي شليك است.

مجموعه‏ي Arrow شامل بخش‏ها و ادوات زير است:
يك كاميون حمل كننده‏ لانچرهاي موشك موسوم به Hazelnut Tree Launch Control Center، (فندق)
يك كاميون حمل كننده‏ي ادوات مخابراتي Communications Center ،
يك كاميون حمل كننده‏ي سيستم كنترل آتش موسوم به Citron Tree Fire Control Center، (لیمو)
و سيستم رادار متحرك موسوم به Mobile Green Pine Radar System (کاج سبز)

Hazelnut Tree Launch Control Center

پروژه‏ي TMD
اسرائيل برنامه‏ي كار بر روي سيستم دفاع ضدموشكهاي بالستيك موسوم به TMD يا (Theater Missile Defense) را در سال 1986 آغاز كرد. اين برنامه با كد MOU نیز شناخته مي‏شد. (Memorandum Of Understanding) يعني «يادداشت هوشمند» كه با همكاري ايالات متحده آغاز شد.
تهديد موشكهاي بالستيك در اواسط دهه‏ي 1980، به يك خطر جدي در منطقه مبدل شده بود و هنگامي كه موشكهاي بالستيك عراقي (Scud-C) در جريان جنگ 1991 خليج فارس مورد استفاده قرار گرفتند، زنگ خطر دست‏يابي منطقه به تكنولوژي موشكهاي بالستيك به صدا درآمد.
به علت عدم دسترسي اسرائيل به تكنولوژي ایجاد دفاع ضدموشكي، ايالات متحده، قراردادی را جهت پشتیبانی مالی و فنی در جهت تولید و بومی سازی آن در سال 1998 با اسرئیل منعقد ساخت.
به سال 1998، ایالات متحده و اسرائیل، فاز سوم توسعه‏ی موشکهای ضدبالستیک آرو را آغاز کردند. اولین تست موشک آرو بهبود یافته‏ی جدید، به تاریخ 8 سپتامبر 1999 انجام شد.
آور2 که نامزد یک سیستم رهگیر هوایی دوربرد برای دفاع ضدموشکی اسرائیل شده بود، اینک تمام نیازهای اسرائیل را برای رهگیری و پدافند هوایی و حفاظت از مراکز نظامی و مناطق پرجمعیت غیرنظامی تامین می‏کند. تکنولوژی‏ایی که از طرف ایالات متحده برای مقابله با موشکهای پیشرفته بالستیک جدید که وجودشان در سازمان دفاع موشکی ایالات متحده به اثبات رسیده است (نظیر نودونگ و شهاب)، همواره پشتیبانی خواهد شد و نیازهای جدید اسرائیل را با انجام بهسازی تامین خواهد کرد. بدین جهت همواره شاهد به روزآوري و رفع نواقص و عیوب احتمالی این سیستم از طرف کمپانی معظم بوئینگ خواهیم بود.
موشک آرو2 ، حاصل یک همکاری بین المللی مرتبط با اسرائیل بود؛ یک رهگیر بسیار دوربرد که تکنولوژی ساخت آن، توسط ایالات متحده تقدیم شد. اطلاعات مرگ آور (براي هدف)، توسط یک سیستم هدفياب تصویری پیشرفته تکمیل شده است كه هم براي دفاع زميني و هم براي استفاده در نيروي دريايي قابل استفاده است. اين اطلاعات به تفكيك عبارتند از: سرعت، شتاب و فشار ديناميكي هدف مورد نظر (موشك بالستيك) به همراه پشتيباني فني و همكاري ايالات متحده براساس سيستم TMD، براي توسعه و رفع اشكال و به روزآوري هر چيزي كه در آينده براي سپر دفاع موشكي مورد نياز باشد.
سيستم مركزي كنترل آتش (Citron)، توسط صنايع الكترونيك TADIRAN (شركتي در اسرائيل) ساخته شده است. وظيفه‏ي Citron رهگيري و هدايت موشك شليك شده‏‎ي آرو2 مي‏باشد. اين سيستم سپس شركت MLM (شركتي وابسته به صنايع هواپيماي سازي اسرائيل)، توسعه و بهبود يافته است. كل سيستم ضدموشك آرو به نام هما ناميده مي‏شود.
نقطه‏ي تلاقي سعي و تلاش مهندسان اسرائيلي، برداشتن يك گام چشمگير رو به جلو بود كه در تابستان سال 1995 با آزمايش اولين سري جديد آرو يعني Arrow2 به سرانجام رسيد. يك سال قبل از آن، آزمايش موشك Arrow1 در اسرائيل، باموفقيت تمام، توانسته بود هدف مورد نظر خود را رهگيري و در آسمان منهدم نمايد.
تستهاي پروازي موشك آرو2 همچنان ادامه دارد. در 14 سپتامبر 1998، يك آزمايش موفقيت‎آميز ديگر نيز انجام شد. به تاريخ 1 نوامبر 1999، همچنين آزمايش موفقيت‏آميز ديگري نيز توسط نيروي هوايي اسرائيل براي اثبات توانايي Arrow انجام شد تا سرانجام به تاريخ 14 مارس 2000، اولين سري از مجموعة سيستم ضدموشكي آرو در سازمان دفاعي اسرائيل، رسمن وارد خدمت شدند.
سيستم آرو همزمان مي‏تواند 14 موشك زمين به زمين را كه از جهت‏هاي مختلف مي‏آيند شناسايي و منهدم نمايد. (يعني سيستم كنترل آتش هر مجموعه‏ي آرو، 14 موشك را به 14 هدف شليك مي‏كند و همزمان مي‏تواند اين 14 فروند را به سمت اهداف هدايت نمايد)
اولين آزمايش در جهت شناسايي و انهدام اهداف گوناگون كه از جهات مختلف مي‏آيند، در ژانويه 2003 انجام شد. در اين آزمايش هفت موشك زمين به زمين شليك شد كه شش فروند از آنها با موفقيت در آسمان منهدم گشتند.
هزينه مالي پيشرفت و توسعه‏ي سيستم، مشتركن توسط ايالات متحده و اسرائيل تامين شده است. از سال 1998 تاكنون، ايالات متحده اعتباري به مبلغ 628 ميليون دلار را در جهت تحقيق، توسعه و پيشرفت برنامه‏ي آرو از محل بودجه‏ي نظامي خودش به اسرائيل اهداء كرده است. هنگامي كه برنامه‏ي آرو به طور كامل تحقق يابد، اسرائيل متعهد شده است كه 60 درصد هزينه‏ها را بپردازد. كل پروژه به مبلغ حدود 1 ميليارد دلار تخمين زده مي‏شود.
دو مجموعه از سيستم ضدموشك آرو، تاكنون عملياتي شده‏اند، يكي در پايگاه Palmachim به منظور ايجاد پوشش پدافندي بر روي تل‏آويو و ديگري در نزديكي شهر Hadera (حيفا) نصب شده‏اند. سومين مجموعه نيز در حال توليد است.

سيستم ضدموشك Arrow2
موشك دو مرحله‏اي آرو، به بوستركمكي سوخت جامد جهت تقويت موتور اصلي موشك مجهز شده است.
در مرحله‏ي اول، موشك يك پرواز عمودي انجام مي‏دهد تا به نقطه‏ي مناسب جهت پرواز منحني برسد، سپس در مرحله‏ي دوم، موشك مسير خود را تا رسيدن به هدف با سرعت 9 ماخ يا 5/2 كيلومتر بر ثانيه طي مي‏كند.
سيستم كنترل بردار رانش و هدايت موشك (نسبت به آرو1) هم در موتور اصلي موشك و هم در راكت كمكي، تقويت شده است.
در هنگام فعال شدن راكت مرحله‏ي دوم، راكت مرحله‎‏ي اول از بدنه‏ي اصلي موشك جدا مي‏شود.
ضدموشك آرو هنگامي شليك مي‏شود كه هنوز موشك بالستيك شليك شده به محدوده‏ي تهديدآميز و خطرناك نزديك نشده است و نقطه‏ي رهگيري موشك بالستيك كاملن براي رادار ضدموشك آرو، شناسايي و كشف شده است. اگر براي يك هدف، بيش از يك داده از مختصاتش به سيستم آرو ارسال شود، كامپيوتر مركزي با انجام محاسبات، محل رهگيري را با دقت بسيار زياد محاسبه كرده و موشك را به سمت نقطه‏ي تخميني هدايت مي‏كند.
قسمت مرگ‏آور موشك آرو كه شامل سرجنگي، فيوز انفجاري و سيستم هدف ياب نهايي راداري مي‏باشد به چهار بالچه‏ي كوچك آئروديناميكي شكل مجهز شده است. وظيفه‏ي اصلي اين بالچه‏ها، ايجاد قابليت ديناميكي براي آرو  براي رهگيري موشكهايي است كه در ارتفاع پائين حركت مي‏كنند.
سرجنگي به شدت پرقدرت آرو، هنگام انفجار به قطعات و تركش‏هاي مرگ‏آوري تقسيم مي‏شود. اين مجموعه‏ي انفجاري نيز ساخت شركت رافال (Rafael) اسرائيل است و هنگام انفجار، تا شعاع 50 متري، هر پرنده‏اي را فورن ساقط مي‏كند.
سيستم هدفياب موشك آرو، داراي دو سيستم موازي مي‏باشد. يك سيستم از نوع جستجوي حرارتي (Infrared) و ديگري جستجوي راداري فعال (Active Radar) مي‏باشد. سيستم جستجوي حرارتي به حرارت زياد خروجي موشكهاي بالستيك حساس است و سيستم راداري فعال كه معمولن جهت رهگيري دقيق موشكهايي به كار مي‏روند كه در ارتفاع پائين پرواز مي‏كنند (مانند موشك كرم ابريشم)
در كانون جستجوگر حرارتي نيز از سنگ معدني اينديوم (Indium) به عنوان آنتن استفاده شده است. جستجوگر حرارتي ساخت كارخانه‏ي Raytheon است. (شركت Amber Engineering سابق)
سيستم آرو قادر است اهداف هوايي را در ارتفاع بين 10 تا 50 كيلومتر و فاصله‏ي 90 كيلومتري، به طور بسيار دقيق ساقط كند.

جزئيات سيستم و شرايط

قدرت و تاثيرگذاري
* ايجاد پوشش دفاعي در منطقه‏اي وسيع با سيستمي مستقل.
* سيستم بسيار انعطاف پذير جهت مقابله با انواع موشكهاي بالستيك.
* قابليت رهگيري و نابودسازي موشكهاي بالستيك چند كلاهكي.
* قابليت رهگيري موشكهايي كه در ارتفاع پائين پرواز مي‏كنند.
* رهگير زودهنگام، شناسايي دقيق مختصات پروازي موشك بالستيك و اصابت بسيار دقيق به هدف.
* توليد شده با قطعات انعطاف پذير گوناگون (Modular) كه به راحتي قابليت تغيير و انعطاف با مشكلات احتمالي را دارند.
* طراحي سيستم باز (Open architecture) كه به تبادل اطلاعات با ساير سيستم هاي پدافند هوايي مي‏پردازد.

قابليت انعطاف و سازگاري
* طراحي باز سيستم كه امكان همكاري و رد و بدل اطلاعات با ساير انواع پدافندهاي هوايي نظير هاوك يا پاتريوت را مي‏دهد.
* سيستم از قطعات مجزايي تشكيل شده است كه امكان توسعه و رفع عيوب را آسان مي‏سازد.
* انعطاف پذيري سيستم مديريت تسليحات.
* سيستم تمام اتوماتيك مديريت آتش.

سيستم رادار بسيار قدرتمند آرو2 مي‏تواند اهداف هوايي و موشكهاي زمين به زمين شليك شده را از فاصلة 500 كيلومتري شناسايي و رهگيري كند و در فاصله‏ي بين 50 تا 90 كيلومتري به سمت آنها شليك كند. (البته اين فاصله در سيستم آرو1 حدود 16 تا 48 كيلومتر بود.)
در قسمت سرجنگي موشك آرو (Warhead)، از يك هدفياب و هدايت كننده‏ي نهايي جهت افزايش دقت اصابت استفاده شده است كه به آرو امكان مي‏دهد موشكهاي زمين به زمين را در ارتفاع‏هاي بسيار متفاوت از 10 تا 50 كيلومتر در حالي كه 9 برابر سرعت صوت به سمت هدف مي‏رود، با موفقيت ساقط كند. ضمن اينكه لازم نيست آرو به موشك زمين به زمين برخورد كند بلكه تنها انفجار سرجنگي به شدت انفجاري آن در محدوده‏اي به شعاع 40 تا 50 متري، هر موشك زمين به زميني را نابود مي‏كند.
هر سيستم رادار موشك آرو، همزمان مي‏تواند 14 فروند موشك زمين به زمين را با موفقيت رهگيري كرده و به سمت آنها شليك كند.

اجزاء تشكيل دهنده

* رادار هدفياب دوربرد Green Pine (كاج سبز)
سيستم رادار پيش اخطار بسيار دوربرد و رادار كنترل آتش «گرين پاين»، ساخت شركت التاي اسرائيل است. (Elta)
اين رادار قدرتمند اهداف را به راحتي از فاصله‏ي 500 كيلومتري شناسايي و رهگيري مي‏كند. اين شناسايي به راحتي شامل اهدافي مي‏‎شود كه سرعتي بيش از 3000 متر در ثانيه دارند.

رادار Green Pine

اين رادار با نام EL/M2090 در فركانس L-Band كار مي‏كند. سيستم كامپيوتري پيچيده‏ي اين رادار بر خلاف سيستم دودويي (Binary) از سيستم دهدهي (Decades) استفاده مي‏‎كند. اين امر، كمك بسياري به سيستم پيش‏‎اخطار شناسايي اهداف هوايي مي‏كند.
صنايع الكترونيك التا (Elta) كمكهاي فراواني به گروه صنايع هواپيمايي اسرائيل (IAI) در طراحي و پياده‏‎سازي رادار و سيستم كنترل آتش «گرين پاين» نمود.
يك تريلي مخصوص، سيستم رادار شامل قسمت الكترونيكي EM/M-2090 و آنتن مخصوص را حمل مي‏كند. در اين مجموعه يك سيستم خنك كننده‏ي سيستم‏هاي الكترونيكي و يك مولد برق AC (ژنراتور) تعبيه شده است.
گرين پاين يك جستجوگر الكترونيكي پيشرفته جهت شناسايي دقيق اجسام دارد. اطلاعات بدست آمده مي‏تواند سرعت، ارتفاع و شتاب هدف رهگيري شده باشد. رادار در باند L (L-Band) و فركانس بين 500 تا 1000 مگاهرتز كار مي‏كند. اين رادار در قسمت «توليد پارازيت رادار» شركت التا طراحي و ساخته شده است. اين رادار قدرتمند با دقت 4 متر، مي‏‎تواند ضدموشك آرو را به سمت هدف رهنمون كند.
اين رادار شامل جزئيات زير است:
* فاز عمليات: L-Band
* عملگر دو حالته – سيستم پيش اخطار و كنترل آتش
* هدفياب بسيار دوربرد با برد صدها كيلومتر
* شناسايي و رهگيري همزمان 14 موشك زمين به زمين بالستيك
* قابليت تميز دادن بين موشك بالستيك، هواپيما يا ساير انواع موشكها
* قابليت خنثا سازي سيستم ضدعمل الكترونيك (ECCM)
* قابليت حمل و نقل آسان

گرین پاین در هندوستان
هندوستان دو دستگاه رادار «گرين پاين» جهت سيستم پدافند هوايي و شناسايي موشكهاي زمين به زمين سفارش داده است كه اولين سيستم در سال 2001 تحويل هندوستان شده است. اين رادار دوربرد، اكنون در هند به صورت عملياتي در آمده و استفاده مي‏شود.
سيستم راداري كه براي ضدموشك آرو ساخته شده بود، اكنون به عنوان يك رادار چندكاره‏ي دوربرد، با قابليت حمل و نقل آسان، جهت شناسايي انواع موشكهاي زمين به زمين و ساير اهداف هوايي كاربرد دارد.
رادار گرين پاين، يك وسيله دفاعي استراتژيك و بسيار ارزشمند در مرز پرتنش بين هند و پاكستان محسوب مي‎شود.
بنا به گفته‎ي وزير دفاع هند، «اين رادار به راحتي توانسته است تمام مراكز مهم نظامي پاكستان بين اسلام‏آباد تا مرز بين دو كشور را كاملن زير نظر بگيرد. همچنين اين رادار در جهت تحت نظر قرار دادن مراكز اتمي پاكستان و شناسايي سايتهاي موشكي اين كشور، كمك بسياري به هند كرده است.»

پرتاب كننده‎ي آرو2

جزئيات پرتابگر (لانچر)
* پرتاب اوليه به صورت افقي
* پرتاب به سمت جهت‏هاي مختلف
* هر لانچر شامل 6 محفظه‏ي نگهدارنده‏ي موشك
* سيستم عيب ياب جهت استفاده‏ي بهينه از سيستم
* زمان پرتاب كم
* قابل حمل و نقل

طراحي و ساخته شده توسط شركت MLM (وابسته به صنايع هواپمايي اسرائيل)

لانچر به صورت رابطي بين سيستم كنترل آتش FCC يا (Fire Control Center) عمل مي‏كند. لانچرها اطلاعات لازم را از FCC دريافت كرده، سپس موشكهاي را شليك مي‏كنند.

جزئيات مرکز کنترل پرتابگر (LCC) يا (Launch Control Center)
* مديريت كدبندي تمام اتوماتيك
* سيستم عيب ياب كامل مجموعه
* اتصال به صورت راديويي به ساير اجزاي سيستم
* قابلیت عیب یابی موشکها
* درجه ی اعتماد بالا؛ (سوئیچ های چندگانه ایمنی جهت جلوگیری از شلیک اشتباه موشک)

مجموعهء کنترل آتش (Citron Tree Fire Control Center) یا FCC
شرکت اسرائیلی TADIRAN اولین پیمانکار جهت طراحی و تولید سیستم کنترل موسوم به Citron آتش بود. این سیستم که بر روی یک کشنده (کامیون) سوار می شود، وظیفه اش پیاده سازی و انتقال اطلاعات کسب شده توسط رادار آرو و همچنین سایر اطلاعاتی است که به موازات این رادار به سیستم می رسند. (ممکن است اطلاعاتی از موشکهای دشمن توسط رادار هاوک یا پاتریوت دریافت شود و این اطلاعات به موازات اطلاعات کسب شده توسط رادار آرو توسط سیستم کنترل آتش یکپارچه سازی می شوند)
حال این سیگنالهای رسیده در FCC به وسیله ی پردازشگری قدرتمند، مدیریت و یکپارچه می شوند و در نهایت عمل رهگیری موشک زمین به زمین دشمن، با دقت هرچه تمام و کاملن خودکار انجام می شود.
سیستم به گونه ای است که تمامی مراحل، بدون دخالت انسان انجام می گیرد.

سیستم کنترل آتش و مدیریت نبرد، دارای کامپیوترهای ایستگاهی (Workstation) زیر است:
* تطبیق دهنده ی وضعیت آب و هوایی (Sky Situation Coordinator)
* افسر هوشمند (Intelligence Officer)
* افسر تجزیه وتحلیل گر عملیات (Post Mission Analysis Officer)
* افسر منبع اطلاعات و افسر درگیر ارشد (افسر فرمانده پایگاه) (Resource Officer and Senior Engagement Officer)

این کامپیوترهای ایستگاهی که دارای پردازشگرهای 128 بیتی ساخت اینتل می باشند، یک نقشه ی بزرگ الکترونیکی از فضای نبرد را شبیه سازی کرده و بر نمایشگرهای بزرگ ۲۰ اینچی نشان می دهند، اطلاعات را از وضعیت موشکهای بالستیک دشمن استخراج می کنند و بر حسب اولویت در شلیک آرو، آنها را با رنگهای مخصوصی کدبندی کرده و نمایش می دهند.
هنگامی که یک موشک بالستیک شلیک شده، کشف می شود، محل سایت پرتاب کننده ی موشک، وضعیت مکانی موشک (ارتفاع و سرعت)، خط سیر (جغرافیایی) و محل تخمین زده شده جهت اصابت موشک، روی نقشه ی الکترونیکی سیستم به نمایش در می آیند. سپس محل دقیق برخورد آرو با موشک بالستیک براساس خط سیر موشک و اطلاعات بدست آمده از کامپیوتر در اختیار قرار می گیرد. ضمنن تصویر خط سیر موشک بالستیک شلیک شده از محل پرتاب با رنگ خاصی بر روی صفحه، نمایش داده می شود. حال بهترین نقطه جهت رهگیری و ساقط کردن موشک، بر روی صفحه نشان داده می شود. این سیستم بدین طریق، تا 14 موشک بالستیک یا هدف هوایی را می تواند همزمان رهگیری، شناسایی و ساقط کند.

وظائف اصلی سیستم FCC عبارتند از:
* پردازش اطلاعات با کامپیوترهای بسیار قدرتمند
* ارزیابی وضعیت
* بهینه سازی رهگیری موشکها
* کنترل عملیات

جزئیات اصلی سیستم FCC عبارتند از:
* مدیریت عملیات ضدموشکی به صورت کاملن خودکار یا با استفاده از نیروی انسانی
* شبیه سازی همزمان 14 هدف
* طراحی باز سیستم جهت امکان همکاری با دیگر یگانهای پدافند هوایی (Open System Architecture)
* امکان هدایت کردن یا هدایت شدن با سایر سیستم های مشابه (مانند هاوک یا پاتریوت)
* سیستم پیشرفته ی رابطه ی متقابل انسان و ماشین (MMI) یا (Advanced Man Machine Interface) (بر اساس تجربیات بدست آمده از طراحی کابین میگ21 لنسر)
* قابلیت شبیه سازی کامل نقشه ی عملیات
* سیستم ضبط و نمایش عملیات قبلی جهت توجیه (رفع اشکالات و مشاهده ی نواقص)
* قابلیت حمل و نقل

 

آزمایشات آرو1

* آزمایش(1): 9 آگوست 1990
آزمایشی جهت صحت عمل سیستم هدایت کننده ی موشک پس از پرتاب.
در این آزمایش چند ثانیه پس از شلیک آرو، با صدور فرمانی از اپراتور زمینی و انفجار موشک در هوا، آزمایش متوقف شد. زیرا موشک از مسیر اصلی خود خارج شده و بیم برخورد آن با مناطق مسکونی می رفت.
دلیل شکست: رادار زمینی موفق به هدایت موشک به سمت هدف نشده بود.

* آزمایش(2): 25 مارس 1991
آزمایش سیستم های موشک حین پرتاب.
این آزمایش بر روی عرشه یک کشتی در دریا انجام شد ولی به دلیل نقص فنی موشک، این آزمایش نیز ناموفق بود.

* آزمایش(3): 31 اکتبر 1991
هدف: سنجش قدرت رهگیری موشک آرو
موشک از روی عرشه ی یک کشتی در دریا با موفقیت پرتاب شد و به همان دلیل آزمایش(2) ناموفق بود.

* آزمایش(4): 23 سپتامبر 1992
آزمایش سیستم های موشک حین پرتاب.
آزمایش مطابق برنامه پیش رفت و موشک آرو به هدف از پیش تعیین شده در آسمان رسید و طبق برنامه 45 ثانیه پس از پرتاب، توانست با موفقیت هدف مورد نظر در آسمان منهدم کند. این آزمایش موفقیت آمیز، منجر به توقف فاز اول آزمایشات شد.

* آزمایش(5): 28 فوریه 1993
هدف: سنجش قدرت رهگیری موشک آرو
موشک موفق شد خود را به نزدیکی هدف مورد نظر برساند و برای اولین بار توانایی رهگیری موشکهای زمین به زمین توسط آرو به اثبات رسید.

* آزمایش(6): 14 جولای 1993
هدف: سنجش قدرت رهگیری موشک آرو
موشک موفق شد خود را به نزدیکی هدف مورد نظر برساند.

* آزمایش(7): 14 اکتبر 1993
هدف: آزمایش کل سیستم
موشک موفق شد خود را به نزدیکی هدف مورد نظر برساند.

آزمایش ( 8 ): 1 مارس 1994
موشک نتوانست پرتاب شود. علت: خرابی کامپیوتر رادار زمینی.

آزمایش (9): 12 ژوئن 1994
آرو با موفقیت توانست موشک هدف را رهگیری و ساقط کند.

 

آزمایشات آرو2

* آزمایش(1): 30 جولای 1995
این آزمایش به منظور سنجش هدایت پذیری، کنترل و سرعت موشک جدید آرو انجام پذیرفت. این آزمایش بدون وجود یک هدف انجام شد.

* آزمایش(2): 20 فوریه 1996
یک آزمایش موفقیت آمیز دیگر.

* آزمایش(3): 20 آگوست 1996
 رهگیری موفق هدف. آرو همچنین باموفقیت هدف مورد نظر خود را منهدم کرد.

* آزمایش(4): 11 مارس 1997
رهگیری موفق هدف. آرو همچنین باموفقیت هدف مورد نظر خود را منهدم کرد.

* آزمایش(5): 20 آگوست 1997
موشک با فرامین ارسال شده از زمین، در هوا منفجر شد. دلیل: نقص فنی در سیستم هدایت موشک.

* آزمایش(6): 14 سپتامبر 1998
موشک به سمت یک هدف مجازی با موفقیت هدایت شد.

* آزمایش(7): 1 نوامبر 1999
هدف: آزمایش کل سیستم
آرو به سمت یک موشک زمین به زمین اسکاد شلیک شد و با موفقیت آن را منهدم کرد.

* آزمایش( 8 ): 14 سپتامبر 2000
آرو به سمت یک موشک Black Sparrow (شبیه ساز موشک اسکاد) که از یک هواپیمای F-15E شلیک شده بود پرتاب شد. آرو هدف را با موفقیت منهدم کرد.

موشک Black Sparrow

* آزمایش(9): 28 آگوست 2001
هدف: آزمایش کل سیستم
آرو به سمت یک موشک Black Sparrow جهت شبیه سازی موشکهای بالستیک، پرتاب شد. رهگیری در فاصله ای بیش از 100 کیلومتر و در ارتفاع بالا، با موفقیت انجام شد. آرو هدف خود را با موفقیت منهدم کرد.

* آزمایش(10): 5 ژانویهء 2003
هدف: آزمایش کل سیستم بدون رهگیری هدف.
4 موشک آرو به سمت 4 هدف شبیه سازی شده به منظور سنجش کارایی سیستم رهگیر در شرایط پروازی خاص و سنجش پرتابهای مداوم، شلیک شدند.

5 ژانویه 2003 – پایگاه هوایی Palmachim – موشک آرو، هدف خود را بر روی دریای مدیترانه رهگیری می کند

+ نوشته شده توسط اکبر در بیستم آبان 1385 و ساعت 2:8 بعد از ظهر |

موشك هاي بالستيك

 

هنگامي كه ايالات متحده آمريكا و اتحاد جماهير شوروي پيمان منع گسترش موشك هاي بالستيك را امضا كردند فقط ۹ كشور موشك بالستيك داشتند در صورتي كه امروز بيش از ۳۰ كشور موشك بالستيك دارند و ۱۴ كشور در توليد يا صادرات موشك بالستيك و تكنولوژي مربوط به آن دست دارند.
يكي از بازوان پر قدرت و تواناي هر كشوري يا بهتر است بگوييم پر قدرت ترين بازوي تواناي هر كشور نيروي نظامي آن است. نيروهاي نظامي به چندين بخش زميني، هوايي و دريايي تقسيم مي شوند كه در تمام آنها هدف اصلي يكي است ولي شيوه كارها با يكديگر تفاوت دارد. در تمامي بخش ها وجود چندين هزار خدمه لازم است تا نقشه ها به صورت صحيح و كامل اجرا شود.
وجود خدمه زياد در يك يگان نظامي هنگام جنگ باعث تلفات جاني زيادي خواهد شد همان طور كه مي توان در جنگ جهاني اول و دوم اين فاجعه را به وضوح ديد. به همين خاطر چندين دهه است كه كشورها به دنبال ساخت تجهيزاتي هستند كه بدون استفاده از انسان و تنها با يك نظارت الكتريكي به مناطق مختلف كشورها حمله برد تا ديگر از تلفات جاني خبري نباشد. هواپيماهاي بدون سرنشين (UAV) از اين قبيل هستند ولي از مهم ترين مقوله اين امر مي توان موشك ها را نام برد.
رعب انگيزترين و مخوف ترين وسيله نظامي است به گونه اي كه اگر كشوري قدرت موشكي بالايي داشته باشد مي تواند با آسايش و آرامش امنيت خود را حفظ كند.
در دنياي امروز به رغم امضاي پيمان نامه هاي متعدد كشورها و قراردادهاي بين المللي كه براي كنترل تكنولوژي موشكي در سازمان ملل به امضا مي رسد، در نهايت كشوري حرف اول را مي زند كه به لحاظ موشكي مجهزتر باشد. تا قبل از جنگ جهاني دوم بنا به مقتضيات جنگ فقط چندين كشور در حال جنگ بودند كه ابرقدرت موشكي محسوب مي شدند مانند روسيه و آلمان. در واقع جنگ براي اينها مانند كاتاليزوري در عرصه پيشرفت در صنايع موشكي بود.
پس از فروكش كردن التهابات جنگ جهاني دوم، بسياري از كشورها دست به كار شدند و شروع به ساخت و يا حداقل خريد موشك كردند زيرا مي دانستند اگر سيستم موشكي قوي داشته باشند پشتوانه خوبي براي حفظ امنيت دارند. هر روزه انواع موشك ساخته و آزمايش مي شد كه در اين ميان يك تكنولوژي توجه همگان را به خود جلب كرد و آن موشك هاي بالستيك بود.
يك موشك بالستيك يك ماشين تحويل موشك ـ مولد، شامل سيستم رهيابي و محفظه حمل مهمات است كه اساساً عليه اهداف زميني و سطحي مورد استفاده قرار مي گيرد. انواع گوناگون موشك هاي بالستيك برحسب برد طبقه بندي شده اند.


۱ـ موشك بالستيك جنگي كوتاه برد (BSRBM) با برد ۱۵۰ كيلومتر
۲
ـ موشك بالستيك كوتاه برد (SRBM) با برد ۷۹۹ـ۱۵۰ كيلومتر
۳
ـ موشك بالستيك ميان برد (MRBM) با برد ۲۳۹۹ـ۸۰۰ كيلومتر
۴
ـ موشك بالستيك دوربرد (IRBM) با برد ۵۴۹۹ـ۲۴۰۰ كيلومتر
۵
ـ موشك بالستيك قاره پيما (ICBM) با برد ۵۵۰۰ كيلومتر به بالا


نوع خاص ديگري از موشك بالستيك هم وجود دارد كه از زيردريايي شليك مي شود و با نام اختصاري SLBM شناخته مي شود. در ساخت موشك هاي بالستيك مبحث پيشرانش كه مشخص كننده برد موشك است مهم ترين مسئله است كه اين ميزان برد، معيار سنجش قدرت تخريبي موشك است. موشك هاي بالستيك براي شناسايي دقيق هدف يك محفظه هدايت براي حمل دقيق كلاهك به هدف مورد نظر را دارا هستند و فرق ميان اين محفظه هدايت كنترل موشك و دقت آنها را متفاوت مي كند.


شليك يك موشك بالستيك در چندين مرحله انجام مي شود. پس از اين كه موشك به فضاي بالاي جو رفت و در اصل فاز شليك را به پايان رساند قسمتي از آن جدا شده و ديگر تبديل به يك RV «دستگاه ورود مجدد» مي شود كه خود را در فضا رها مي كند و شامل كلاهك و قسمت هاي رهيابي است. پس از جداشدن RV ديگر وظيفه اش را به تنهايي انجام مي دهد تا خود را به هدف موردنظرش برساند. «ماشين هاي ورود مجدد چندمنظوره MIRV كه توسط موشك هاي بزرگتر حمل مي شوند نيز مي توانند به طور مستقل به سوي هدف سير كنند


برد بسيار بالا و توانايي حمل مقدار زياد مهمات و حمل كلاهك هاي هسته اي موشك هاي بالستيك را از ديگر موشك ها جدا مي كند. با وجود اين كه موشك هاي بالستيك جزو سلاح هاي كشتارجمعي (WMD) محسوب نمي شود ولي مي تواند مقدار زيادي از انواع سلاح هاي كشتارجمعي را حمل كند و به عنوان يك منبع نگراني براي كشورها به  حساب آيد. فناوري موشك هاي بالستيك هم بعد از جنگ جهاني دوم رشد و نمو پيدا كرد و از دهه ۱۹۵۰ ابرقدرت هاي موشكي به وجود آمدند كه تهديدي براي كشورهاي ديگر محسوب مي شدند.
در اين زمينه اتحاديه جماهير شوروي يك سر و گردن از رقباي خود بالاتر بود. با گذشت زمان پر قدرت تر شد و همواره حرف اول را مي زد؛ اين امر كشورهاي ديگر مخصوصاً رقيب سرسختش يعني ايالات متحده آمريكا را آزار مي داد. روسيه در عين حال با توجه به مصالح اقتصادي ـ سياسي كشورش گوشه اي از اين قدرت را با برخي از كشورها، خصوصاً چندين كشور آسيايي تقسيم كرد. اين قضيه آمريكا را به تاملي سخت در عرصه نظامي كشاند زيرا به جز قدرتمندشدن كشورها اين نگراني وجود دارد كه كشورهاي تحت سلطه، خود به تنهايي به گسترش تكنولوژي موشك بالستيك دست يافته و به ساخت موشك بپردازند.


تقريباً تمامي كشورهاي آسيايي خريدارهاي بسيار خوبي براي روسيه هستند و در فهرست موشك هاي اين كشورها حداقل نام يك يا دوتا از موشك هاي روسي ديده مي شود و حتي به غير از كشورهاي آسيايي، اروپايي ها نيز به همين گونه اند. به غير از روسيه و چين در آسيا، ايران و كره شمالي نيز در زمينه موشكي قوي هستند. كره شمالي با داشتن موشك هاي بالستيك از قبيل تائپودونگ ۱و۲ (Taepodong1,2) و يا نودونگ ۱ و ۲ (Nodong1,2) به گستره اي به شعاع ۴۰۰۰ تا ۶۰۰۰ كيلومتري اطراف كشورش مسلط است و ايران نيز با داشتن موشك هاي زلزال و شهاب سه (شهاب چهار در حال آزمايش است) قدرت بزرگي در منطقه محسوب مي شود. نگراني هاي آمريكا از گسترش و فروش موشك هاي بالستيك دولت رونالد ريگان را متاثر كرد. به نحوي كه تمركز نيروي نظامي آمريكا را به اين موضوع برانگيخت و زماني شوروي نخستين موشك بالستيك قاره پيماي (ICBM) خود را پرتاب كرد كه توانايي حمل سلاح هاي هسته اي و غيرهسته اي در حجم بالا را داشت. نيروي نظامي آمريكا موفق به طرح سيستم دفاع موشك هاي بالستيك (Defensive Ballestic Missile) شد ريگان طراحان و مهندسان هوافضاي خود را بر سيستم ابتكاري دفاع راهبردي ـ فضايي متمركز كرد كه اين تمركز موجب ارتقاي چشمگير سطح تكنولوژي دفاع موشكي بالستيك (BMD) آمريكا شد. گونه هاي جديد اين سيستم را در دوران رياست جمهوري جورج بوش هم به گونه اي تكميل يافته تر مي بينيم.
بسياري از متخصصان آمريكايي متذكر شدند كه سيستم دفاع موشكي بالستيك بسيار پرهزينه تر از سيستم حمله موشكي است و بايد بيشتر به حمله موشكي متكي بود. موشك هاي بالستيك در جنگ ها خسارات زيادي به كشورها وارد كرده اند. به عنوان مثال در جنگ جهاني دوم آلمان چيزي بيش از سه هزار موشك بالستيك به نام V-2 «ملقب به اسلحه انتقام» به انگلستان و آنتروپ طي سال هاي ۴۵ـ۱۹۴۴ شليك كرد. در جنگ ايران و عراق بارها از موشك هاي اسكاد روسي استفاده شد در جنگ خليج فارس عراق از موشك هاي بالستيك استفاده كرد و بسياري از نقاط عربستان سعودي را در سال ۱۹۹۱ نشانه گرفت كه يك موشك به يك پايگاه نظامي آمريكايي اصابت كرد و ۲۸ سرباز آمريكايي در آن مردند.


موشك هاي بالستيك همواره باعث ايجاد تنش بين كشورها بود. براي نمونه بحران موشك هاي بالستيك كوبا در سال ۱۹۶۲ كه با تحويل موشك هاي دوربرد اتحاديه جماهير شوروي به كوبا انجام شد جنگ سرد را گرم تر كرد يا بحران تايوان در سال ۱۹۹۶ پس از انتخابات دموكراتيك چين چندين موشك بالستيك به خطوط كشتيراني نزديك تايوان شليك كرد و در اواخر دوران تائپودونگ در سال ۱۹۹۸ كه كره شمالي يك موشك بالستيك را به طور غيرمنتظره روي محدوده هوايي ژاپن آزمايش كرد باعث اعتراض كشورهاي غربي شد.
هنگامي كه ايالات متحده آمريكا و اتحاد جماهير شوروي پيمان منع گسترش موشك هاي بالستيك را امضا كردند فقط ۹ كشور موشك بالستيك داشتند در صورتي كه امروز بيش از ۳۰ كشور موشك بالستيك دارند و ۱۴ كشور در توليد يا صادرات موشك بالستيك و تكنولوژي مربوط به آن دست دارند. پس همواره تهديد شليك يك موشك بالستيك از طرف اين كشورها وجود دارد و مهم تر از آن فروش يك موشك به يك گروه تروريستي !
براي جلوگيري از اين امر موافقتنامه بين المللي كنترل تكنولوژي موشكي (MICR) كه موافقتنامه اي داوطلبانه است در سال ۱۹۸۷ بين ملل و دول مختلف براي كنترل جابه جايي موشك ها و تكنولوژي هاي مربوطه كه قابليت  حمل سلاح هاي كشتارجمعي (WMD) را ايجاد مي كند بسته شده است ولي آيا مي توان مطمئن بود كه تمامي كشورها به همه توافقنامه هايي كه امضا كرده اند، پايبند بمانند. همانند آمريكا كه يك شبه بدون گرفتن هيچ اجازه و مدركي و با زير پا گذاشتن تمامي موافقتنامه ها و تعهدنامه هاي بين المللي به عراق حمله كرد و هيچ كدام از آنها را در نظر نگرفت؟

 


 

موشک بالستیک

+ نوشته شده توسط اکبر در بیستم آبان 1385 و ساعت 1:57 بعد از ظهر |
هر نوع سلاح برای کشتن هر نوع موجود
+ نوشته شده توسط اکبر در هجدهم آبان 1385 و ساعت 2:56 بعد از ظهر |
تولد پل ژوزف گوبلز

 گوبلز از برجسته ترین اعضای حزب نازی در بود او در سال 1897 میلاد ی به دنیا آمد . دکتر گوبلز وزیر تبلیغات آلمان نازی و از یاران نزدیک هیتلر بود . او نقش مهمی در پیروزی های هیتلر و نازی ها به عهده داشت . گوبلز یک روز پس از خود کشی هیتلر ،  به اتفاق اعضای خانواده خود  ، خود کشی کرد . تبلیغات گوبلزی با مفهوم دروغ گویی و تکرار آن برای قبولاندن به مخاطبان ، ضرب المثل شده است

 ژوزف گوبلز

+ نوشته شده توسط اکبر در هفدهم آبان 1385 و ساعت 10:25 قبل از ظهر |
موشک های بالستیک موشک پاتریوت موشک کاتیوشا موشک کروز موشک دستی بازوکاموشک های بالستیک

+ نوشته شده توسط اکبر در هفدهم آبان 1385 و ساعت 9:22 قبل از ظهر |
انگشتر هیتلر
+ نوشته شده توسط اکبر در هفدهم آبان 1385 و ساعت 9:7 قبل از ظهر |