بمب اتمی و انرژی اتمی

بمب اتمی چگونه ساخته می‌شود؟ این سوالی است که امروز برای بیشتر ایرانی ها پرسشی شده است. در ابتدا به این پرسش پاسخی داده و سپس نگاهی به طرز کار رآکتور هسته‌ای می اندازیم. تمامی اشیاء و موجودات پیرامون ما از ذرات ریزی بنام اتم ویا ترکیبی از اتمها یعنی مولکول ها تشکیل شده است. اتمها ساختمانی شبیه به منظومهٔ شمسی دارند که در آنها خورشید هستهٔ اتم و الکترونها سیارات آن می باشند. هستهٔ اتم شامل چندین ذره است که از آن میان دو تایش در این بحث مهم هستند. این دو تا پروتن ها و نوترون ها می باشند. پروتن ها دارای بار الکتریکی مثبت و نوترون ها دارای بار الکتریکی خنثی هستند. بار الکتریکی الکترونها منفی است. از میان تمامی اتمها تنها هیدروژن است که نوترون ندارد. هستهٔ هیدروژن تنها یک پروتن دارد. در اتمهای خنثی تعداد پروتن ها و الکترونها برابر است ولی تعداد نوترون ها می تواند متفاوت باشد. برخی از اتمها دارای تعداد پروتن و الکترون یکسان ولی دارای نوترون های متفاوت اند. این نوع اتمها را ایزوتوپ همدیگر میگویند. طول عمر برخی از این ایزوتوپ ها بسیار کوتاه است. چنانکه پس از بوجود آمدن بزودی نابود می شوند. ولی برخی دیگر عمری طولانی دارند.
در ساختن بمب و رآکتور اتمی از دو ایزوتوپ استفاده میکنند. یکی ایزوتوپ هیدروژن بنام دوتریم که هسته اش شامل یک پروتن و یک الکترون است و دیگری ایزوتوپ های اورانیم می باشند. ایزوتوپ های اورانیم شامل U235 و U238 که اولی دارای 143 و دومی دارای 146 نوترون می باشد در حالی که هردو به اندازهٔ یکسان یعنی 92 پروتن دارند. ایزوتوپ U235 در ساختن بمب و رآکتور اتمی بسیار مهم است. در طبیعت از هر 100% اتم اورانیم تنها 0.7% آن اتم U235 است که مقدار زیادی نیست. برای بدست آوردن یک کیلو گرم اورانیم U235 چندین تن سنگ معدن اورانیم لازم است. لازم به یادآوریست که برای کاراندازی یک رآکتور اتمی برای انرژی گیری از آن نیاز به اورانیم 1 تا 5 درصد غنی است. منظور از غنی کردن اورانیم اینست که مقدار اورانیم 235 آنرا بیشتر کنند. برای اینکار بایستی چندین عملیات انجام شود. در شروع کار سنگ معدن را در اسید حل می‌کنند (کیک زرد همان اکسید اورانیم است)و سپس آنرا از صافی می گذرانند و پس از آن با گاز فلور ترکیب می‌کنند تا گازی به اسم هگزافلورید اورانیم UF6 بدست آورند. این گاز را از صفحه‌های فلزی متخلخل که قطر سوراخ هایش 25 میلیاردم سانتیمتر است عبور می دهند، این عمل را دیفوزیون میگویند. در اثر این عمل گازهایی که سبکترند سریع تر از گازهایی که سنگین تر هستند از روزنه ها عبور می کنند. از این خاصیت گاز ها جهت غنی کردن، یعنی بالا بردن مقدار اورانیم 235 استفاده می کنند. پس از این عمل با سانتریفوژهایی که ویژهٔ این کار ساخته شده‌اند تصفیهٔ مواد شروع می‌شود.
حال چگونه از این ماده انرژی می گیرند؟ برای انرژی گیری باز سلسله مراتبی فیزیکی صورت میگیرد. در ابتدا یک نوترون که باری خنثی دارد وارد هستهٔ اورانیم 235 می‌شود. این عمل به این سادگی صورت نمی‌پذیرد بلکه برای اینکه نوترون وارد هسته شود بایستی بر خلاف تصور سرعت آن کم باشد. برای کم کردن سرعت نوترونها آنها را از آب سنگین عبور می دهند. چنانکه پیشتر اشاره شد. آب سنگین یا دوتریم از ایزوتوپ های آب سبک و یا به قول متعارف آب معمولی است. آب معمولی نمی‌تواند بدان مقداری که لازم است جلو سرعت نوترون را بگیرد. گیر آوردن این آب بود که آلمانی ها را به سوی نروژ کشاند و همین نیز باعث لو رفتن آلمانی ها به وسیلهٔ انگلیسی ها شد. انگلیسی ها در یافتند که آلمانی ها از نروژ آب سنگین می برند. بنابراین فهمیدند که آلمانی ها در صدد تولید بمب اتمی هستند. لذا با عملیاتی متهورانه مرکز تولید آب سنگین را در نروژ ویران کردند. در برخورد نوترون به هستهٔ اورانیم 235، هسته برانگیخته شده و سپس به دو و یا چند هستهٔ سبکتر تجزیه میشود. به این عمل شکافت هسته‌ای می گویند. در یکی از این پروسه ها پس از برخورد نوترون به هستهٔ اورانیم 235 دو عنصر باریم 138 و کریپون 95 و 3 تا نوترون ( در حقیقت برای هر 100 اتم اورانیم 235، تعداد 247 نوترون بوجود میآید) و حدود 200 میلیون الکترون ولت انرژی انتشار می یابد.
هر نوترون جدید تولید شده به اورانیم 235 برخورد کرده سه نوترون بهمراه انرژی و همچنین موجب سه شکافت جدید می‌شود. انرژیی که از این شکافت ها برای یک کیلو گرم اورانیم انتشار مییابد برابر صد ها میلیون مگاوات است. این مقدار انرژی نبایستی بیک باره آزاد شود. چرا که موجب انفجاری شدید می‌شود. در انفجار بمب اتمی آمریکا روی هیروشیما بمبی از همین جنس اورانیم 235 استفاده شد که قدرت تخریبی 13 کیلوتن داشت. با در نظر گرفتن اینکه هر کیلوتن برابر 1000،000 کیلو انفجار دینامیت (TNT) است. در حقیقت انفجاری معادل 13 میلیون کیلو دینامیت رخ داد. فاجعه بزرگی است، نه؟ اگر بخواهید از این فاجعه و ننگ بشریت تصویری بهتر بدست آورید. جریان بدین شرح است: زمانیکه بمب اتمی آمریکا به هیروشیما افتاد، جمعیت آنجا 350000 نفر بود. 200000 نفر از این جمعیت بطور مستقیم و یا غیر مستقیم جان باختند. 90% هیروشیما به ویرانه مبدل شد. ترومن رئیس جمهور وقت آمریکا خواسته بود که عکسی از این انفجار تهیه شود تا نتیجهٔ این آزمایش را که تلی از آتش و کباب انسان است به چشم ببینند. هیروشیما تنها جائی بود که آنجا باران کم می بارد. صخره‌ای بودن ژاپن نیز مهم بود که بمب سریع به آب ننشیند. پس قرعه به اسم هیروشیمای فلک زده افتاد. عکس یادگاری این جنایت لابد یکی از اسناد افتخارآمیز آمریکاست!
برگردیم روی بخش فنی جریان ، چنانکه پیشتر گفتیم اورانیم 238 با انفجار کاری ندارد ولی آنقدر ها هم بی خاصیت نیست. اورانیم 238 بر عکس اورانیم 235 در زیر بمباران نوترونهای سریع تر آنها را جذب کرده و نخست با گسیل یک ذرهٔ بتا (الکترون) به نپتونیم Np239 (23.5 دقیقه) و سپس با گسیل یک ذرهٔ بتای دیگر به پلوتونیم Pu239 که به ترتیب پلوتونیم یک نوترون از نپتونیم و نپتونیم یک نوترون از اورانیم 238 بیشتر دارند. این ایزوتوپ پلوتونیم چون هم با نوترونهای کند و هم با نوترونهای تند شکافت‌پذیر است. نقش بسزائی در ساختن بمب اتمی دارد. از همین نوع بمب بود که سه روز پس از بمب اتمی هیروشیما به تاریخ 9 اگوست روی سر ناکازاکی فرو ریخته شد. قدرت تخریبی آن برابر 22 کیلوتن بود. قدری کمتر از دو برابر بمب اتمی هیروشیما. در این فاجعه 122000 نفر از مردم بی گناه به زغال تبدیل شده و یا پودر گشتند. تقریبا تمامی بمب های اتمی کنونی از پلوتونیم ساخته شده است. مقدار بمب پلوتونیمی در سال 1994 در جهان بود 250000 برابر بمب اتمی هیروشیماست. هر 19.84 کیلو گرم پلوتونیم یک لیتر حجم دارد و از هر 1 تا 8 کیلوگرم پلوتونیم میتوان یک بمب ساخت ولی این رقم برای اورانیم 3 تا 25 کیلوگرم است.

حال بمب اتمی چگونه منفجر می‌شود؟

در بخشی از کپسولی که بمب تویش است لوله‌ای که «لوله توپی» نامگذاری شده وجود دارد. از این لوله اولین نوترونها بیرون می آیند. در بر خورد این نوترونها به هسته ها چنانکه پیشتر رفت شکافت هسته‌ای و سه عدد نوترون و مقدار متنابهی انرژی خارج می‌شود. این را رآکسیون هسته‌ای نیز می گویند. این رآکسیون ها در داخل بمب در مدت تقریبا یک میلیونیم ثانیه رخ می دهند. دلیلش روشن است. اگر فرض کنید که در درون حوض آبی جلبکی روئیده باشد و با فرض اینکه یک ماه طول بکشد که حوض پر شود و هر روز این جلبک ها دو برابر خودشان را تولید کنند. یک روز پیش از اینکه حوض پر شود، یعنی روز 29 ام تنها نصف حوض پر است. فردای آن روز یعنی روز 30 ام تمامی حوض پر می‌شود. این عمل در رآکسیونهای هسته‌ای نیز صادق است. نوترون اول سه نوترون و سه نوترون جدید 9 نوترون و سپس 27 و 81 و ... و سرعت این عمل آنقدر زیاد است که انفجار اجتناب ناپذیر می‌شود. دما از 27 درجهٔ هوای هیروشیما به 100 درجه و سپس 1000، 5000، 6000 (دمای سطح خورشید) و بالاخره به چندین میلیون درجه می رسد که گرمائی معادل گرمای درون خورشید است. این انرژی گرمائی بایستی هر چه زودتر خارج شود که در ابتدا به صورت اشعهٔ X و پس از یک لحظه آرامش تبدیل به کوهی از آتش و گرما می‌شود. این حالتی است که ما تازه قادر به مشاهدهٔ انفجار می شویم. نیم ثانیه بعد دما به بالاترین حد خود میرسد که سه ثانیه پس از آن خاموش می‌شود. این حرارت باعث حرکت سریع هوا شده و یک خلاء تقریبا مطلق در مرکز انفجار بوجود میآورد. بازگشت مجدد هوا آنقدر سریع است که از هر توفانی قوی تر است و باعث ویرانی تمامی بنا ها، جاده ها، اتوموبیلها، پارکها و بویژه نابودی آدمیان می‌شود. در رآکتورهای هسته‌ای این راکسیونها را مهار می کنند. بطوری که با فرو کردن صفحه هایی که بتواند نوترونها را جذب کند (مثلا کادمیم) در داخل محلول اورانیم و آب قرار می دهند تا اینکه انرژی به سرعت آزاد نشود و انفجار صورت نگیرد. در حقیقت رآکتور را کنترل می کنند. ولی انرژی آزاد شدهٔ لازم آب موجود در رآکتور را به جوش می آورد و بخار حاصل از آن از طریق لوله‌ای به توربین منتقل می‌شود و باعث چرخش توربین شده و الکتریسیته تولید می‌شود. بخار موجود در این پروسه و همچنین با عبور لوله‌های سرد از درون آن سرد شده و مجددا وارد رآکتور می‌شود.
 
+ نوشته شده توسط رومریما در نوزدهم آذر 1385 و ساعت 2:17 بعد از ظهر |
این مقاله برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا می باشد  و به نظر من بخشهای که راجع به حالات روانی هیتلر نوشته شده است همه اش از بیخ وبن دروغ است.

دوران کودکی

کودکی آدولف هیتلر
کودکی آدولف هیتلر

آدولف هیتلر حدود ساعت ۰۶:۳۰ بعد از ظهر۲۰آوریل۱۸۸۹ دربراونا-آم-این، شهری کوچک در نزدیکی لینتز در ایالت اتریش شمالی، نزدیک به مرز آلمان زاده شد. پدر او آلویس هیتلر ( ۱۸۳۷۱۹۰۳)، یک کارمند پائین رتبه گمرک بود.


شایعاتی مبنی بر یهودی بودن هیتلر وجود داشت که هنوز هم ادامه دارد. گفته می‌شود، مادر بزرگش ماریا شیکل گروبر پدر هیتلر را وقتی در خانه یک یهودی به نام خانوادهٔ «فرنکِن برگِر» در گراتز اتریش کار می‌کرد، به دنیا آورد. به هر حال تاریخ دانانی همچون ورنر مازر و ایان کِرشاو این امر را غیرممکن می‌دانند. مطالعات دقیق دانشگاهی (از جمله بررسی و تطبیق دقیق اسناد دوائر دولتی کوچک‌ترین اثری از وجود چنین خانواده‌ای در آن منطقه نیافتند - مثلاً بر مبنای اسناد مالیاتی و یا ثبت احوال و یا اسناد مالکیت و غیرو) بدون کوچک‌ترین شکی نادرستی این شایعات را ثابت کردند. ظاهراً این شایعات را خود یهودیان بعد از پایان جنگ دوم جهانی دامن زدند به دو دلیل: یکی آنکه نشان دهند نفرت هیتلر از یهودیان ریشه در پیچیدگی‌ها و مشکلات ژرف روانی و خودبیزاری دارد، و دوم اینکه به هر صورت، حتی با نگاهی منفی، نمی‌توان نبوغ و قابلیت‌های سترگی در وجود هیتلر را انکار کرد، و یهودیان همواره کوشش دارند که چنین وانمود کنند که قوم یهود از سایر نوع بشر دارای قابلیت‌های درونی سترگ تری است. به هرروی نظریهٔ یهودی بودن هیتلر از دیدگاه جهان آکادمیک کاملاً مترود و متروک است.

مادر هیتلر، کلارا هیتلر (زادهٔ پولزل)، دومین دختر عموی آلویس بود. او شش بچه به دنیا آورد. تنها آدولف، که دومین فرزندش بود، و خواهر کوچکش پاولا در کودکی زنده ماندند.

آدولف یک پسر باهوش بود، او شیفته سخنرانی‌های پرفسور لئوپولد پُچ شده بود، کسی که در عقیده مرد جوان تأثیر زیادی داشت. هیتلر علاقه زیادی به مادرش داشت ولی می‌توان گفت که از پدرش متنفر بود، کسی که اهل انضباط بود. در کتابش نبرد من، که تا اندازه‌ای تبلیغاتی نوشته شده بود، آدولف لحنی مودبانه درباره پدرش دارد، به هر حال او اظهار می‌کرد تصمیم جدی که برای نقاش شدن داشت باعث اختلاف نظرات بسیاری در بین آنها شده بود. در ژانویه ۱۹۰۳ الویس مُرد، ودر دسامبر ۱۹۰۷ کلارا به دلیل ابتلا به سرطان سینه درگذشت.

 اوایل بزرگسالی

اندکی پس از مرگ مادرش، هیتلر ۱۸ ساله، لینز را به قصد وین در جستجوی نقاش شدن ترک کرد، او حقوق یتیمی داشت، وبه عنوان یک طراح، برای خانه‌ها و ساختمان‌های مجلل مشغول به کارشد. او دوبار برای دانشکده هنر وین درخواست داد، ولی پذیرفته نشد. حقوق یتیمی او در ۱۹۱۰ قطع شد، اما مقداری پول از خاله اش به ارث برد. پول موروثی او نیز به زودی تمام شد. برای چندین سال او از روی کارت پستال‌ها نقاشی می‌کرد و آن‌ها را به تاجران می‌فروخت. هنوز هیتلر در حاشیه شهر و در محله‌های بی خانمانها زندگی می‌کرد. او در اوقات فراغتش بارها در اپرای تالار کنسرت وین شرکت کرده بود، به خصوص اساطیر اسکاندیناوی که توسط ریچارد وگنر اجرا می‌شد. او همچنین اوقات بسیاری را به مطالعه می‌گذراند.

هیتلر در سالهای اقامت خود در وین به عضویت یک گروه فعالضد یهود در آمد. در آن زمان اغلب، اهالی وین مردم یهودی را تحقیر می‌کردند. علاوه بر این مخالفت با یهود ریشه‌ای عمیق در فرهنگ کاتولیک‌های اتریش داشت. وین دارای یک جامعه بزرگ یهودی، شامل بسیاری از یهودی‌های ارتدکس اروپای شرقی بود. هیتلر تحت تأثیر روزنامه نگارانی هم چون لنز ون لیبن فیلز و سیاستمدارانی چون کارل لوگر، شهردار وین، یا جورج ریتر ون اسچونر قرار گرفت. و به واسطه آن‌ها هیتلر به برتری نژاد آریایی اعتقاد یافت که این اساس شکل گیری تفکر سیاسی او بود. سرانجام هیتلر باور نمود که یهودی‌ها دشمن فطری و مسلم آریایی‌ها هستند و هم چنین عامل اصلی مشکلات اقتصادی آلمان هستند.

در سال ۱۹۱۳، هیتلر برای اجتناب از خدمت سربازی در ارتش اتریش- مجارستان به مونیخ نقل مکان کرد. بیشتر هم نژادان آلمانی او نیز این مشکل را داشتند. ارتش اتریش بعدها او را بازداشت کرد و مورد آزمایش جسمانی قرار داد که برای خدمت نامناسب تشخیص داده شد، او مجاز به بازگشت به مونیخ شد. اما وقتی در اوت ۱۹۱۴ امپراتوری آلمان جنگ جهانی اول را آغاز کرد، برای لشکر باواریَن داوطلب شد. او یک سرباز وظیفه فعال بود که به عنوان پیغام آور در فرانسه و بلژیک در معرض دید آتش دشمن خدمت کرد. اگر چه خدمت هیتلر قابل تقدیر بود ولی به خاطر اینکه تابعت آلمانی او مفقود شده بود هرگز به بالاتر از سرجوخه ترفیع نیافت. او دوبار برای شجاعت در جنگ نشان صلیب آهنی، درجه دو، در دسامبر ۱۹۱۵، و صلیب آهنی، درجه یک (به ندرت به سرجوخه‌ها اعطا می‌شود)، در اوت ۱۹۱۸ را دریافت کرد.

در مدت جنگ هیتلر یک آلمانی میهن پرست دو آتشه شد، هرچند او تا سال ۱۹۳۲ تابعیت آلمانی نداشت. وقتی که مردم اعتقاد به شکست ناپذیری ارتش آلمان داشتند، آلمان در نوامبر سال ۱۹۱۸ تسلیم شد. هیتلر به خاطر تسلیم شدن آلمان دچار شوک شدیدی شد. او در آن زمان به خاطر حمله گازهای سمی در بیمارستان صحرائی بود و به طور موقت دچار نابینایی شده بود. مانند بسیاری از میهن پرستان، او سیاست مداران غیرنظامی را در تسلیم شدن آلمان مقصر می‌دانست.

حزب نازی

پس از جنگ هیتلر در ارتش ماندگار شد، و وظیفه سرکوبی شورش سوسیالیست‌ها را به خصوص در مونیخ، به عهده گرفت، چون او در سال ۱۹۱۹به آنجا بازگشته بود.

در همین زمان بود که فعالیت سیاسی هیتلر آغاز شد و وی به عنوان مأمور مخفی سازمان ضداطلاعات ارتش آلمان، و در رابطه با برخی رهبران افراطی نظامی چون ژنرال لودندروف، گروه کوچک خود را تأسیس کرد؛ همان گروهی که سپس به حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان (حزب نازی) بدل شد.

در نوامبر 1923 ژنرال لودندروف و هیتلر کودتای نافرجامی را ترتیب دادند که به کودتای مونیخ معروف است.

نتیجه جنگ جهانی اول برای آلمان شکستی فاجعه بار بود. کشورهای پیروزمند در "عهدنامه ورسای" شرایطی بس خفت بار را به این کشور تحمیل کردند. هیتلر مانند بسیاری از هم نسلان خود، تسلیم آلمان را رد می‌کرد، شکست آلمان را نتیجه اتحاد یهودیان و کمونیست‌ها می‌دانست و خواهان جبران آن بود. هیتلر پس از جنگ در سی سالگی به فعالیت تشکیلاتی روی آورد و در سال ۱۹۱۹ به جریان فاشیستی حزب کارگری آلمان پیوست. در جریان فعالیت‌های تبلیغاتی استعداد بی نظیر خود را در ایراد سخنرانی‌های پرهیجان و تحریک آمیز نشان داد. او شعارهای ساده و تکراری را با لحنی تند و آتشین بیان می‌کرد و نفرت و کینه توزی را به جان هواداران می‌دمید.

در سال ۱۹۲۱ هیتلر و هواداران افراطی او جریانی به نام حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان با نام اختصاری (حزب نازی) تشکیل دادند. این حزب در سال ۱۹۲۳ در مونیخ دست به شورش مسلحانه زد. اقدام نازی‌ها به شکست انجامید، هیتلر دستگیر شد و نه ماه به زندان افتاد.

هیتلر مرام سیاسی خود را به روشنی در کتاب "نبرد من" تشریح کرده است. به عقیده او عناصر "بیگانه" یا "غیر آریایی" باید از میان ملت آلمان زدوده شود، تا پاکی و اصالت خون ژرمن تأمین گردد. ملت آلمان باید خود را برای سروری جهان آماده کند. نازی‌ها حق خود می‌دانند که برای رسیدن به این هدف از هر وسیله‌ای استفاده کنند و تمام اقوام و ملت‌های "پست و غیر اصیل" را از سر راه خود بردارند. ناسیونال سوسیالیسم بیان ایدئولوژیک ساده و در عین حال کاملی برای یک نظام تام گرا (توتالیتر) است، که سلطه مطلق و انحصاری شالوده آن است، با شعارهایی از قبیل: ملت واحد، رهبر واحد، ایدئولوژی واحد، حزب واحد. حزب نازی از سال ۱۹۲۵ سیاست تازه‌ای در پیش گرفت . هیتلر در نطق‌های آتشین خود وعده می‌داد که با تشکیل رایش سوم مردم آلمان به پیشرفت و بهروزی کامل دست خواهند یافت و تمام مشکلات جامعه حل خواهد شد. با شکست "رایش دوم" در جنگ جهانی اول، در آلمان "جمهوری وایمار" تشکیل شده بود، که در بحران غرقه بود. در جامعه‌ای که لایه‌های گسترده مردم با بی کاری و فقر روبرو بودند، سخنان هیتلر برای برخی جذابیت داشت.

 مسیر قدرت

در انتخابات سال ۱۹۳۲ حزب نازی ۳۰ درصد آرا را کسب کرد و نشان داد که به مهم‌ترین نیروی کشور تبدیل شده است. نیروهای مترقی و چپ نسبت به خطر قدرت گیری هیتلر هشدار می‌دادند. در سال ۱۹۳۳ بحران سیاسی عمیقی آلمان را فرا گرفته بود. حاکمیت راست گرای کشور بر آن شد که با استفاده از هیتلر به بن بست سیاسی خاتمه دهد و قدرت روزافزون نیروهای چپ را مهار کند. هیتلر در رأس دولتی ائتلافی صدر اعظم آلمان شد.

 رژیم نازی

هیتلر با رشته‌ای از عملیات خشن و توطئه‌های رذیلانه (مانند به آتش کشیدن رایش تاگ، پارلمان آلمان) به درهم شکستن مقاومت نیروهای مترقی، سرکوب مخالفان و تحکیم قدرت خود دست زد. او آشکارا اعلام کرد که برای رسیدن به هدف، یعنی پیروزی "رایش سوم" از هیچ جنایتی روی گردان نیست. رژیم نازی طی دوازده سال حاکمیت جهنمی خود در داخل کشور به اختناق شدید، و در سیاست خارجی به تهدید و تجاوز ویرانگرانه دست زد. حزب نازی برای سرکوب مخالفان سیاسی و عقیدتی، در پپگرد و کشتار یهودیان، یگان‌های ضربتی ویژه‌ای مانند اس اس، اس آ و گشتاپو را سازمان داد. این باندها در گسترش رعب و وحشت در سراسر آلمان و سرزمین‌های اشغال شده، و برپایی نظامی وحشیانه و خفقان آلود فعال بودند. هیتلر برای نیل به آرزوهای جهانگشایانه خود زرادخانه عظیمی تدارک دید تا با آتش و باروت "برتری جهانی رایش" را تأمین کند.


تجدید تسلیحات و اتحاد دوباره

آدولف هیتلر با بنیتو موسولینی در مونیخ
آدولف هیتلر با بنیتو موسولینی در مونیخ

در مارس سال ۱۹۳۵ هیتلر با اعلام سربازگیری مجدد در ارتش قرارداد ورسای را زیر پا گذاشت. او مصمم به ساخت نیروی نظامی جدید، متشکل از نیروی دریایی و نیروی هوائی بود. نام نویسی بسیاری از مردان و زنان در ارتش جدید، برای حل مشکل بیکاری مناسب بود. ولی مشکلات اقتصادی آلمان بسیار جدی بودند.

در مارس سال ۱۹۳۶ او بار دیگر، با اشغال دوباره مناطق غیر نظامی راین لند به مفاد قرارداد ورسای تجاوز کرد. او جسورتر شد، چون انگلیس و فرانسه هیچ کاری برای توقفش انجام ندادند. در ژوئیه سال ۱۹۳۶ جنگ داخلی اسپانیا آغاز شد در آن زمان ارتش اسپانیا تحت فرماندهی ژنرال فرانچسکو فرانکو بود. شورشیان مخالف دولت خواستار حکومتی فاشیستی در اسپانیا بودند. هیتلر یگانهایی از ارتش را برای کمک به شورشیان فرستاد. نیروهای مستقر در اسپانیا سلاحهای جدید ارتش آلمان و شیوه‌های جنگی خود را آزمایش نمودند، که از آن جمله می‌توان به بمباران شهرهایی همچون جورنیکا و نابودی آن توسط نیروی هوایی آلمان در آوریل سال ۱۹۳۷ اشاره کرد.

هیتلر در ۲۵ اکتبر سال ۱۹۳۶ با دیکتاتور فاشیست ایتالیا بنیتو موسولینی پیمان اتحاد بست. این اتحاد بعدها توسط کشورهایی چون ژاپن، مجارستان، رومانی و بلغارستان گسترش یافت. مجموعه تمام این کشورها، با نام نیروهای محور شناخته می‌شدند. پس از آن در ۵ نوامبر، سال ۱۹۳۷، آدولف هیتلر با مقام رایش جلسه‌ای سری داشت که در آنجا طرح خود، یعنی بدست آوردن "فضای حیاتی" برای ملت آلمان را مطرح نمود. رژیم نازی در سال ۱۹۳۸ الحاق اتریش را به آلمان اعلام کرد. در اول سپتامبر ۱۹۳۹ با حمله برق آسای پیاده نظام مجهز آلمان (ورماخت) به لهستان، جنگ جهانی دوم آغاز گشت.

 کشتار و سوزاندن جمعی

هیتلر باهاینریش هیملر، رئیس اِس اِس  (متهم به جمع آوری یهودیان، کولی ها، اسلاوها و "دشمن بشریت")
هیتلر باهاینریش هیملر، رئیس اِس اِس (متهم به جمع آوری یهودیان، کولی ها، اسلاوها و "دشمن بشریت")

بین سالهای ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۵، اِس اِس، با همکاری حکومت و نیروهای جدیدی که از کشورهای اشغالی بودند، با روشی معین در حدود سه و نیم میلیون یهودی را در اردوگاه‌های ایرا کشتند. گروهی دیگر نیز به دلیل گرسنگی و بیماری در حین کار اجباری جان می‌دادند.علاوه بر یهودی ها، کمونیستها، هم جنس بازان، پروتستانها، معلولهای جسمی، عقب ماندگان ذهنی، اسیران جنگی شوروی، روشنفکران لهستانی، پیروان یهوه، روحانیون مخالف نازی، بیماران روانی، نیز جزو قربانیان بودند. این کشتارها که توسط نازی‌ها انجام می‌شد، در حال حاضر به طور کلی کشتار و سوزاندن جمعی گفته می‌شوند.

جنگ جهانی دوم

اول سپتامبر ۱۹۳۹ با حمله آلمان به لهستان، جنگ جهانی دوم آغاز گشت. هیتلر در در سال ۱۹۴۱ به خاک اتحاد شوروی حمله برد. در آخر سال ۱۹۴۱ با ورود آمریکا به جنگ، ارتشیان هیتلر در برابر جبهه وسیعی از نیروهای متفقین قرار گرفتند. ارتشیان نازی در سال ۱۹۴۳ در جبهه اتحاد شوروی (مقاومت استالینگراد) و در سال ۱۹۴۴ در جبهه غرب (پیاده شدن نیروهای متفقین در نورماندی) ضربات سنگینی متحمل شدند.

از اوایل سال ۱۹۴۵ ارتش‌های متفقین راه خود را به درون سرزمین آلمان باز کردند. ارتش ایالات متحده از غرب و ارتش سرخ از شرق به سوی برلین، پایتخت رایش سوم پیشروی کردند. در ماه آوریل ارتش سرخ برلین را به محاصره گرفت و به طرف ستاد فرماندهی رایش پیش رفت. این جنگ که مسئولیت مستقیم آن با هیتلر بود، به بهای جان نزدیک پنجاه میلیون انسان تمام شد.

آغاز حرکت

در ۱۲ مارس سال ۱۹۳۸، هیتلر اهالی اتریش را برای وحدت با آلمان تحت فشار قرار داد.

 مسیر شکست

حمله آلمان به روسیه در آغاز برق‌آسا بود و پیروزیهای چشمگیری را برای نازیها به دست آورد ولی با آغاز سرما ورق برگشت.سازمان هواشناسی آلمان پیشبینی زمستان گرمی را کرده بود ولی در عمل چنین نشد،زمستان پیش رو بسیار سخت و سوزان بود.شهر استالینگراد انرژی سربازان آلمان را گرفت.استالین که از سوی ژاپن احساس آرامش کرده بود نیروهای خاوری شوروی را به جبهه باختری کشاند.حمله به ایران نیز آذوقه و سوخت و مهمات و جنگ‌افزار غربی‌ها و البته انبارهای آرد و گندم و سوخت ایران را به روسها رساند.فرماندهان و سپهبدان آلمانی تسلیم شدند و روسها به سوی آلمان پیشروی کردند.در باختر نیز نیرویهای آمریکایی و انگلیسی و تنی چند فرانسوی در روزی شناخته شده به روز دی(D-Day) در کرانه نرماندی پیاده شدند.هیتلر دستور سیاست جنگی سرزمین سوخته را داد که البته انجام نشد.

 شکست و مرگ

آدولف هیتلر رهبر رایش سوم در شامگاه سی ام آوریل ۱۹۴۵ به زندگی خود پایان داد. هیتلر در زمان مرگ تنها ۵۶ سال داشت، اگرچه به گفته شاهدان عینی، در آخرین دوران زندگی پیرمردی خسته و تکیده و بیمار شده بود. ارتشیان نازی در سال ۱۹۴۳ در جبهه اتحاد شوروی (استالینگراد) و در سال ۱۹۴۴ در جبهه غرب (پیاده شدن نیروهای متفقین در نورماندی در روزِدیD-Day) ضربات سنگینی متحمل شدند. از آغاز سال ۱۹۴۵ ارتش‌های متفقین راه خود را به درون سرزمین آلمان باز کردند. ارتش ایالات متحده و انگلستان از غرب و ارتش سرخ از شرق به سوی برلین، پایتخت رایش سوم پیشروی کردند. در ماه آوریل ارتش سرخ برلین را به محاصره گرفت و به طرف ستاد فرماندهی رایش پیش رفت. هیتلر در مخفیگاه خود، به همراه همسر تازه اش اوا براون دست به خودکشی زد. اوا براون با شکستن کپسول سیانور و هیتلر نیز با سیانور و شلیک هم‌زمان گلوله تپانچه به سرش دست به خودکشی زدند.پیکر بی جان آن دو را کسانی که در سنگر بودند به بیرون بردند و به خواست خود هیتلر که خواسته بود پیکرش چون موسولینی به دست دشمنان نیفتد سوزانده شد.

 تحلیل شخصیت هیتلر

والتر لانگر در سال ۱۹۴۳ در گزارشی با عنوان ذهن آدولف هیتلر که برای اداره نیروهای مسلح استراتژیک ایالات متحده تهیه کرده بود ویژگی‌های وضع و حال روانی هیتلر را این‌گونه بیان می‌کند :

عقدهٔ حاد اودیپ ,پیامدهای مرگ زود هنگام والدین ,دلمشغولی به عصیان دوران بلوغ ,ضعف سازگاری اجتماعی ,نگرشی دوسویه نسبت به زنان ,دوسویه‌نگری مشابهی در قبال اقتدار و تسلط ,کیفیات زنانهٔ انفعالی ,هم‌جنس‌خواهی نهفته ,تک بیضه‌ای بودن ,احساس کهتری ,آزارپرستی ,گرایش مدفوع‌خواری ,ترس از مرگ ,خودبیمارانگاری و تمایل به جنون .

شایان توجه است که هیتلر در برابر چنین سدبلندی از مشکلات پس از سال‌ها بیماری و نومیدی (از ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۴) توانست قدرت و تخیل کافی در جهت غلبه بر آنها را در خود جمع کند .جستجوی راه‌حل برای رسیدن به رضایت خاطر هیتلر را به راه‌های غریبی کشاند و او را نیازمند تلاش‌ها و جبران‌خواهی‌های نامعمولی از جمله در قالب عادات غریبی چون گیاه‌خواری ,سامی ستیزی ,جنون ,بدگمانی ,رازوری ,عقدهٔ منجی و ابرمرد بودن ,تورم روانی ,قدرت‌طلبی مفرط ,تأکید بر مردانگی ,عمل ,پرخاشگری و همسان‌پنداری با شور عریزه و قدرت ناخودآگاه کرد .

با توجه به سرشت بیمار بودن هیتلر ,آشکار است که او نمی‌توانست به عنوان یک وکیل مجلس وارد سیاست شود .نوع مداخلهٔ وی در سیاست باید با منش او همخوان می‌بود .موفقیت نهایی او تا حدود زیادی نتیجهٔ این بود که توانایی یادگیری و به‌کارگیری مهارت‌های سیاسی همساز باخلق و خوی خود را داشت و هم‌زمان توانست بخش قابل ملاحظه‌ای از مردم آلمان را متقاعد سازد که شیوهٔ نگرش و کنش او را در عرصهٔ سیاست ,شیوه‌ای مناسب و موثر بدانند .در این چارچوب استعداد ذاتی او برای سخنوری ,توانایی متظاهرانه‌ای که برای بهره‌برداری از جنون خویش در قالب توفان‌های حساب شدهٔ خشم داشت ,استفادهٔ موثری که از روان‌شناسی توده‌ای تبلیغات و نمادها به عمل می‌آورد ,پرورش فره در وجود خویش ,تواناییش برای اقدام و واداشتن دیگران به اقدام و فداکاری و شم سیاسی او جنبه‌هایی از شخصیتش بود که به او یاری می‌رساند .

خانواده هیتلر

تبارنامه آدولف هیتلر
+ نوشته شده توسط رومریما در هجدهم آذر 1385 و ساعت 10:54 قبل از ظهر |
 نوع اسلحه : تیربار (Machine Gun ) ( این اسلحه دارای کاربری آفندی ( تهاجمی : offensive ) و پدآفندی ( تدافعی : defensive ) می باشد و بصورت انفرادی یا با دو خدمه مورد استفاده قرار می گیرد که از این نظر جزء تسلیحات با خدمه بیش از یک نفر (crew-served weapon ) محسوب  می شود . در این حالت تیربارچی اسلحه را حمل می کند و کمک تیربارچی لوله یدکی و مهمات اضافی را . در حالت انفرادی میزان مهمات سرباز بین 600 تا 900 فشنگ متغیر است . )

کالیبر : 51 * 7.62 میلیمتر ناتو

کشور سازنده : آمریکا ( این اسلحه در سال 57 م. وارد ارتش آمریکا شد که در سال 91 م. تیربار ام 240 ( M240 ) جایگزین آن شد )

حالات آتش : 1- رگبار

طول اسلحه : 1077 میلیمتر ( 42.4 اینچ )

طول لوله : 560 میلیمتر ( 22 اینچ )

وزن اسلحه فشنگ گذاری نشده : 10.5 کیلوگرم ( 23.1 پوند )

برد مؤثر : 1100 متر ( 1202 یارد ) ( 1100 متر در حالیکه تیربار بر روی سه پایه سوار باشد و اگر بر روی دو پایه سوار باشد این برد مؤثر به 800 متر کاهش می یابد )

برد نهایی : 3725 متر ( 4075 یارد )

میزان آتش : 550 تیر در دقیقه

میزان آتش عملی در آتش مداوم (Sustained  ) یا رگبار : 100 تیر در دقیقه

سرعت گلوله در سرلوله یا سرعت اولیه تیر : 853 متر بر ثانیه ( 2800 فوت بر ثانیه )

محفظه فشنگ : نوار فشنگ 100 تایی ( این نوار معمولا در محفظه فشنگ در زیر اسلحه قرار دارد . در طول این نوار احتمال دارد بین هر چهار فشنگ یک فشنگ رسام ( Tracer ) قرار دهند تا تیربارچی بتواند در نشانه گیری دقت بیشتری داشته باشد . اشکالی که در این زمینه وجود دارد این است که خط سیر گلوله (Trajectory ) یا بهتر بگوییم منحنی مسیر گلوله در فشنگ رسام با فشنگ معمولی جنگی یکسان نیست . اشکال دیگر این است که فشنگ رسام در کایبر 7.62 ناتو تا 800 متر می تواند مسیر گلوله را نشان دهد و بعد از آن ماده رسام سوخته و تمام می شود ) .

تیربار ام60

+ نوشته شده توسط رومریما در هجدهم آذر 1385 و ساعت 9:0 قبل از ظهر |

میل Mi-28 از جدیدترین هلیکوپترهای تهاجمی روسیه است که در سال 2003 بر رقیب خود یعنی کاموف Ka-50 غلبه کرد ( مدل Mi-28N ) و به عنوان جانشین هلیکوپتر تهاجمی قدیمی Mi-24 در ارتش سرخ انتخاب شد. طراحی Mi-28 که Havoc به معنای ویرانی خوانده می شود در دهه 1970 میلادی برای جانشینی Mi-24 شروع شد. Mi-28 دارای بیشینه سرعت 300 کیلومتر در ساعت بوده و قابلیت پرواز به عقب و اطراف با حداکثر سرعت 100 کیلومتر در ساعت را دارد. همچنین می تواند در حالت ایستا 45 درجه در ثانیه بچرخد. در آگوست 1996 شرکت میل پیش نمونه مدل تهاجمی در شب و هر گونه شرایط آب و هوایی را با نام Mi-28N Night Havoc به نمایش گذاشت.

Mi-28 از طرحی تقریبا ساده برخوردار بوده و با دیگر هم رده های خود به لحاظ ظاهری تفاوت چندانی ندارد. خلبان و افسر تسلیحات/سیستم در دو کاکپیت جدا و پشت سر هم در زیر کاناپی های اختصاصی قرار گرفته اند. ارابه فرود Mi-28 مثل AH-64 آپاچی و یورو کاپتر تایگر از سه چرخ غیر قابل جمع شونده تشکیل یافته است که به همراه جایگاه خدمه با جذب نیروهای وارد باعث سالم ماندن آنها در برخوردهای شدید با زمین حتی با سرعت 12 متر در ثانیه (در برخورد عمودی)می شود. Mi-28 از دو موتور توربو شفت TV3-117VMA هر کدام با قدرت 2465 اسب بخار نیرو می گیرد که علائم حرارتی آن نسبت به Mi-24 کمتر شده است.

تیغه های 5 تایی ملخ اصلی از مواد کمپوزیت ساخته شده و روتور عقبی مانند AH-64 بصورت دو تیغه دو ملخی است. طراحی منحصر بفرد روتور Mi-28 به آن اجازه فرود و ادامه پرواز حتی با تیغه های روتور اصلی آسیب دیده را می دهد. تیغه های جدیدتر نصب شده بر روی Mi-28N در مقابل گلوله های توپ 30 میلیمتری نیز مقاوم هستند. خدمه هلیکوپتر پشت سر هم قرار گرفته اند بطوریکه خلبان در پشت و افسر تسلیحات/سیستم در قسمت جلو قرار می گیرد. کابین خدمه هم زره پوش شده است بطوریکه شیشه جلو در مقابل گلوله های 7.62 و 12.7 و تکه های توپ های 20 میلیمتری مقاوم است.

+ نوشته شده توسط رومریما در هجدهم آذر 1385 و ساعت 8:56 قبل از ظهر |
 

موشک هارپون یکی از معروفترین و قویترین سلاح های ضد کشتیست که با وجود عمر طولانی آن هنوز یکی از موشک های اصلی ضد کشتی در نیروی دریایی آمریکا و بسیاری از کشورهای جهان از جمله ایران است(هارپون به معنی نیزه ی شکار نهنگ است)
موشک هارپون بسور اختصاصی و تنها برای مقابله با کشتی ها ساخته شد و اولین بار به خدمت نیروی زمینی و دریایی آمریکا  در آمد موشک هارپون بدلیل نیاز شدید نیرو های هوایی و دریایی در مدل های مختلف به تولید انبوه رسید بعدها موشکSLAM که به معنی  (Stand-off Land Attack Missile) است از روی آن تولید گردید
در 1965 نیروی دریایی بصورت آزمایشی در قالب یک طرح پژوهشی بر روی موشک برای مقابله ی سطحی با زیر دریایی ها و با برد 45 کیلومتر شروع به بررسی نمود پس از نابودی رزم ناو اسرائیلی Eilat توسط دو ناوچه ی موشک انداز ساخت روسیه در 1967 احمیت این پروژه دوچندان شد چرا که نیاز به یک موشک ضد کشتی قوی در برابر اهداف سطحی بسیار حس میشد با سرعت گرفتن رشد پروژه در 1970 اولین نمونه ی هارپون تحت عنوان ZAGM-84A  مورد آزمایش قرار گرفت با این وجود نتیجه ی آزمایشات رضایت بخش نبود در نتیجه سال بعد این قرار داد طی مناقصه ای به شرکت McDonnell-Douglas اعطا گردید بدنبال این امر مکدانل داگلاس طی مدت کوتاهی سه مدل مختلف از این موشک را تدوین نمود و سریعا اولین تست ها انجام شد نمونه ی اولیه در 1972 آزمایش شدمدل هایی که مکدانل داگلاس ارائه کرد به این ترتیب بود موشک هوا به دریا مدل پایه AGM-84A و موشک دریا به دریا RGM-84A  و زمین به دریا UGM-84A ولی طرح ایراداتی نیز داشت از جمله برد کم در حالی که حد اقل نیاز به دامنه برد 90 کیلومتر می بود که بعدها اصلاح شد
اولین مدل در 1977 وارد خدمت شد و اولین نمونه هم نمونه ی دریا به دریا بود پس از آن اولین نمونه ی هوا به دریا (AGM-84A ) در 1979 بر روی هواپیما های P-3 اوریون نصب شد اولین نمونه ی زمین به دریا هم در 1981 وارد خدمت گردید

ATM-84A/RTM-84A /UTM-84A
-----------------------------------------------------------
در مدل پایه ی هار پون که در فاصله ی سالهای 1977 تا 1981 وارد خدمت گردید از موتور های توربوجت Teledyne/CAE J402  استفاده میشد که بردی تا 185 کیلومتر را در انواع هوا پرتاب به موشک می بخشید در انواع دریا پایه و زمین پایه از یک بوستر (راکت) با سوخت جامد نیز استفاده میشد (از مدل A/B44G-2 یا 3) در این مدل ها برد به 140 کیلومتر میرسید
پس از شلیک موشک به سمت هدف موشک در سه محور توسط هواپیما یا ناو یا پایگاه لانچر کنترل میشود البته موظک از یک سیستم کنترلی AN/DSQ-44  نیز بشکل کمکی استفاده می نمود  البته این سیستم با یک سیستم مکانیابی بصورت تجربی نیز پشتیبانی میشد که خیلی قابل اعتماد نبود با این وجود عملکر آن در انواع پایه مثبت بود این موشک از 4 باله ی صلیبی برای کنترل وضعی وتعادلی خود استفاده مینمود همچنین از یک رادار مکایابی هدف AN/DSQ-28 فعال در باند J که نیاز مند قفل مستقیم روی هدف و اصلاح از مبدا بود با این وجود استفاده از این سیستم در میادین جنگ ریسک زیادی داشت چرا که شدیدا در برابر تجهزات جنگ الکترونیک آسپب پذیر بود به همین دلی در بیشتر موارد رادار روشن نمی شد کلاهک موشک در انواع هواپرتاب قابلیت جستجوی هدف در شعاع +/-45 درجه را داشت و از کلا هک های WDU-18/B (221 کیلوگرمی) استفاده مینمود
مدل RGM-84A  از لانچر های سبک MK 140 یا استاندارد MK 141 و بعدها از MK 112 یا MK 26  نیز استفاده شد این مدل از بالچه های جمع شو و فلپ های باز شونده ی اضطراری در هنگام شلیک بهرمند است و معمولا برای کنترل آن کشتی ها از سیستم کنترل آتش AN/SWG-1 استفاده مینمودند

UGM-84B , AGM-84B, RGM-84B
------------------------------------------------------------
این مدل به سفارش نیروی دریایی انگلیس از روی مدل A طراحی شد این موشک در نیروی دریایی انگلیس GWS-60 خوانده میشد

AGM-84C, RGM-84C , UGM-84C
------------------------------------------------------------
این مدل که در نیروی دریایی آمریکا به Harpoon Block 1B معروف بود در 1982 وارد خدمت شد این موشک همانند مدل در خدمت نیروی دریایی انگلیس می توانست در سطح کمی از دریا بسوی هدف حرکت کند و این به مشکل شدن یافتن آن کمک میکرد
توجه مدل های ATM آموزشی هستند

AGM-84D, RGM-84D, UGM-84D
-----------------------------------------------------------
هارپون Block 1C یا همان مدل D با برد افزوده شده تا 220 کیلومتر با سوخت  JP-10 در 1985 وارد خدمت شد در این مدل سیستم تدابیر متقابل ECCM تقویت شد و به سطح قابل قبولی رسید و با سیستم کنترل آتش AN/SWG-1A کنترل میگردید مدل RGM-84D بطور غیر مستقیم بسمت هدف حرکت مینمود که برای اختفا ی بیشتر محل لانچر از این روش استفاده می شد

AGM-84E, RGM-84E
------------------------------------------------------------
این موشک هما موشک معروف به اسلم است یا همان Block 1E SLAM در واقع این مدل موشکی به معانی واقعی جدید بود موشکی با دقت بالای هدف گیری اهداف زمینی در این مدل از سر جنگی WGU-10/B IIR مورد استفاده در موشک های  AGM-65 ماوریک و سیستم انتقال داده ی مورد استفاده در موشک های  AGM-62 Walleye استفاده شد طرح گسترش و ساخت اسلم از سال 1986 برای پروژه ی موشک حمله ی دقیق( TSSAM ) طراحی و گسترش یافت و اولین نمونه ی آن در 1988 آزمایش شد و در سالهای 90 و 91اولین آزمایش رزمی خود را در عملیات طوفان صحرا تجربه کرد(توجه این نمونه علاوه بر قابلیت حمله به اهداف دریایی قابلیت حمله به اهداف زمینی هم داشت)
بعد ها که طرح TSSAM  کنسل شد طرح اسلم که تا اینجا یک طرح موقتی بود اولویت یافت این موشک از یک سیستم مختصات یاب برای یافتن هدف بهره میبرد که در 60 ثانیه یه پایانی کنترل آن به سیستم انتقال داده انتقال می یافت(سیستم AN/AWW-13  نصب بر روی هواپیمای شلیک کننده)
که این امکان تصویر بداری هوایی از محل برخورد و مکان هدف را میداد(این موشک مانند ماوریک در نوک به یک دوربین مجهز بود)
تنها مدل دیگری که از اسام ساخته شد RGM-84E سی اسلم بود که بعد ها پس از چند آزمایش کنسل شد
شاید تنها ایراد این مدل برد کم آن بود تنها 93 km برد داشت)

AGM-84F, RGM-84F
--------------------------------------------------------------
این موشک که مدل Block 1D بود این مدل بلند تر و سنگین تر از مدل های قبلی بودو برد بیش از 315 km  داشت و همچنین با سوخت داخلی بیشتر چرا که برای استفاده ی در درجه ی اول توسط زیر دریایی ها طراحی گردید و مدل زمین به دریا از آن تولید نشد سوخت اضافه ی آن این امکان را میداد که در صورتی که در میانه ی شلیک و حرکت به سوی هدف هدف گم شد رادار آن وقت کافی برای هدف یابی و حمله ی مجدد داشته باشد این مدل در 1989 وارد خدمت شد بسیاری از مدل های Block 1C  به این مدل ارتقاع یافتند

AGM-84G, RGM-84G, UGM-84G

-----------------------------------------------------------
مدل Block 1G در واقع مدل آپگرید شده و کارامد تر Block 1C  بودکه قابلیت حمله ی مجدد و همچنین سیستم جدید ECCM  روی آن نصب شد

 

AGM-84H SLAM-ER
-----------------------------------------------------------------
این مدل اسلم از روی AGM-84E تکمیل شدتکمیل آن از 1994 تا 1997 به طول انجامید و در1998 وارد خدمت شد این مدل دارای بالهایی بزرگ شبیه به موشک های کروز تاماهاوک بود و از یک کامپیوتر ماموریتی جدید AN/DSQ-61  استفاده میکرد با کانال های جدید گیرنده ی GPS با سیستم انتقال اطلاعات با برد بیشتر و مقاوم در برابر پارازیت
برای این مدل نرم افزار های جدیدی طراحی شد که کنترل آن را برای کاربر رادار راحت تر میکرد این مدل از یک دوربین به همراه کلاهک WDU-40/B   با وزن 360 کیلوگرمی استفاده مینمود و بیشینه برد 280 کیلومتر را داشت

RGM-84J
-------------------------------------------------------------------
در سال 1996 مکدانل داگلاس (واپسین سالهای این شرکت) مدلی از هارپون تحت عنوان هارپون 2000 که بعدها Harpoon Block 2 نامیده شد را روانه ی بازار کرد که بعدها به یک سیستم جدید GPS با یک رادار جستجو گر و سیستم تدابیر متقابل مجهز شد
البته Harpoon 2000"/Block 2 هیچگاه به معنای واقعی تولید نشد تنها برخی جنبه های آن در انواع در خدمت اعمال شد

AGM-84K
---------------------------------------------------------------------
این نمونه جدید ترین آپگرید مدل AGM-84H  است که با سیستم اطلاح شده و سخت افزار و نرم افزار بهینه شده در سال 2001 آماده شد و در 2002 وارد خدمت شد این موشک به بسیاری از کشور ها از جمله  امارات کره جنوبی تایوان و مصر صادر گردید و عملا یک مدل صادراتی بود البته در کره تحت نام AGM-84L  به تولید انبوه رسید

تا کنون بیش از 7000 موشک هار پون و 1000 موشک اسلم تولید شده و تقریبا هارپون مورد اعتماد ترین موشک موشک ضد کشتیست البته رقبای قوی از روسیه و چین دارد اما تجریبیات داغ جنگی آن به آن برتری میدهد و تا آینده ای قابل پیشبینی در میدان خواهد بود

+ نوشته شده توسط رومریما در هجدهم آذر 1385 و ساعت 8:53 قبل از ظهر |
رولور MR-73 ، يكي از خوشدست ترين رولورهاي ساخت فرانسه است. اين رولور در سال 1973 و توسط كارخانه مانورهين طراحي و ساخته شد. اين رولور ، سلاح سازماني ژاندارمري و برخي از واحدهاي نيروي پليس كشور فرانسه ازجمله G.I.G.N (نيروهاي ويژه رهايي گروگان) و R.A.I.D محسوب مي شود. مدل هاي ورزشي اين رولور در كاليبرهاي 32/0 بلند اسميت وسون ويا 38/0 اسپشيال ، ازجمله پرطرفدارترين رولورهاي اروپايي به شمار مي آيند. تمامي مدل هاي رولور MR-73 ، ساختاري تمام فولادي دارند. لوله اين رولورها ، با روش چكش كاري سخت يا خانكوبي ساخته مي شوند كه اين امر خود باعث افزايش دقت و طول عمر مفيد اين سلاح شده است. براي رولور ، يك نوع توپي سفارشي كاليبر 9 × 19 لوگر در نظر گرفته شده است كه عمدآ به درد كارآموزان پليس مي خورد. عمل مونتاژ قطعات اين سلاح تمامآ با دست انجام مي شود كه نتيجه آن ، افزايش كيفيت مونتاژ و دقت عمل فوق العاده اين سلاح كمري بوده است. از نقطه نظر كيفيت ، مي توان اين رولور را چيزي در حد و حدود تپانچه SIG P-210 دانست.

رولور مانورهين MR-73 ، لوله بلند و كوتاه

مشخصات فني:
مكانيزم ماشه: دو زمانه
كاليبر: 375 مگنوم (9 × 19)
وزن: 910 گرم با لوله 3 اينچي ، 1050 گرم با لوله 5 اينچي
طول: 204 و 264 ميليمتر
طول لوله: 76 و 133 ميليمتر
ظرفيت توپي: 6 تير

+ نوشته شده توسط رومریما در هجدهم آذر 1385 و ساعت 8:47 قبل از ظهر |

زماني كه براي اولين بار در سال 1964 سلاح كمري HK4 توسط هكلركوخ طراحي شد همه اين كمپاني را با سلاح هاي تهاجمي آن مي شناختند.عدد چهار در نام اين اسلحه به اين مفهوم بود كه HK4 توانايي شليك چهار كاليبر را دارد.اين چهار كاليبر شامل Kurz9mm , 7.65mm , 6.35mm
و Long Rifle 22 بود.اين سلاح بر پايه ي اسلحه ي كمري Mauser HsC ساخته شده بود.HK4 تا سال 1984 توليد شده و علاوه بر پليس آلمان به بازار سلاح هاي غير نظامي اروپا و آمريكا نيز وارد شد.
دومين سلاح كمپاني هكلركوخ VP70 بود كه در دو كاليبر 9mmx19 و 9mmx21 عرضه شده بود.
اين سلاح در سال 1968 طراحي شده و زماني كه عرضه شد طرح آن سال ها جلوتر از زمان خود بود. VP70 با قاب پليمري ساخته شده بود و در صورت نصب قطعات اضافي علاوه بر حالت نيمه اتوماتيك به صورت رگبار سه تير نيز شليك ميكرد كه در واقع قابل تبديل به يك SMG كوچك نيز بود.
اين سلاح نام خود را از Volkspistole بر گرفته است و در دو گونه ي Z (غير نظامي) و M (نظامي) عرضه شد.قابل ذكر است توليد اين سلاح در سال 1989 متوقف شد.
پس از معرفي اين دو سلاح كه اولين هاي كمپاني هكلركوخ در عرصه ي سلاح هاي كمري بودند اين كمپاني دو خانواده ي ديگر از سلاح هاي كمري را توليد كرد كه سري هاي P7 و P9 بودند.

سري P7

PSP (كاليبر 9mmx19 ):

اين سلاح بر پايه ي يك طرح قديمي آمريكايي مربوط به سال 1918 ساخته شده است. PSP اولين عضو خانواده P7 است و نام آن برگرفته از Polizei Selbststalde Pistole يا سلاح كمري خود مسلح شونده ي پليسي است.

P80 (كاليبر 9mmx19):

اين سلاح هم جزو اعضاي كمياب سري P7 بوده و در اصل براي ارتش اتريش طراحي شده بود. P80 جداي از تفاوت هاي جز‌ءي كه با ديكر اعضاي خانواده ي P7 دارد ٬ بطور كلي داراي طرحي كاملآ اروپايي بوده كه همين يكي از نكات جذاب براي كلكسيونرهاي سلاح است.

P7M7 (كاليبر 45ACP):

اين سلاح با اينكه فقط شش نمونه از آن ساخته شده ولي به دليل اينكه يك كاليبر آمريكايي را شليك مي كند هر قبضه از آن در بين كلكسيونرهاي سلاح حدود ده هزار دلار داد و ستد شد.

P7M8 (كاليبر 9mmx19):

M8 كه به دنبال PSP و P80 ساخته شد شناخته شده ترين عضو اين خانواده است.مهمترين تغييري كه در اين سلاح ديده مي شود اهرم رها كننده خشاب مي باشد بطوريكه از زير اسلحه كه يك طرح استاندارد اروپايي بوده به پشت قسمت چكانه منتقل شده كه در واقع مورد پسند تيراندازهاي امريكايي است.
قابل ذكر است M در نام اين سلاح بر گرفته از كلمه ي Magazinkapazitat يا همان ظرفيت خشاب است.

P7M13 (كاليبر 9mmx19):

اين سلاح عضو با ظرفيت بالاي سري P7 ميباشد كه در اروپا وارد بازار غيرنظامي شده ولي در ايالات متحده يعني بزرگترين بازار غيرنظامي سلاح در جهان فقط براي مصارف نظامي و اعمال قانون عرضه شد.

P7M10 (كاليبر 40S&W.):

M10 آخرين عضو خانواده ي P7 بوده كه در سال 1991 در كاليبر جديد 40. اسميت و سون عرضه شد. اين سلاح قبل از USPها ساخته شد و طراحي آن دقيقآ بر طبق قابليت هاي كاليبر 40. بود كه بهترين كاليبر براي مصارف دفاعي نيروهاي اعمال قانون است.


P7K3 (كاليبرهاي 9mm Kurz , 7.65mm , .22LR):

اين سلاح كمي كوچكتر از گونه ي با كاليبر 9mm سلاح كمري P7 بوده كه قابليت تبديل به سه كاليبر مختلف را دارد.قابل ذكر است هر سه كاليبر اين سلاح در اصل آمريكايي مي باشند.

P7PT8 (كاليبر 9mmx19PT):

اين سلاح كمري براي مصارف آموزشي ساخته شد ولي به دليل سرعت دهانه ي بالا كه براي شليك به طرف انسان خطرناك بود فقط 187 نمونه ار آن توليد شد.



سري P9


P9 (كاليبرهاي 9mmx19 و 7.65x21.5):

همانطور كه مي دانيد هكلركوخ با ساخت و عرضه ي تفنگ تهاجمي G3 به موفقيت جهاني دست يافت.يكي از نكات برتر طرح G3 مكانيزم قفل گلنگدن چرخشي آن بود كه به طرز ناباورانه اي هكلركوخ در مكانيزم سلاح كمري P9 نيز از آن طرح استفاده كرد.

P9S (كاليبرهاي 9mmx19.7 , 7.65mmx12.5 , .45ACP و 22LR):

در ابتدا به نظر مي رسيد كه پسوند S در نام اين اسلاح برگرفته از كلمه ي Sport (گونه ي ورزشي سلاح) باشد ولي در اصل اين پسوند از كلمه ي Spannabzug گرفته شده است كه در زبان آلماني به معني مكانيزم دوزمانه در سلاح است.

P9K (كاليبرهاي 9mmx19 , .45ACP):

اين سلاح كه فقط چهار قبضه از نمونه ي اوليه ي آن ساخته شد كوتاه ترين گونه ي خانواده ي P9 بود كه پسوند K نيز در نام آن برگرفته از Kurz (كوتاه در آلماني) مي باشد.
P9K جزو سلاح هايي بود كه خود « كوخ» در طراحي آن نقش داشت ولي بهد از مرك وي در 10اكتبر سال 1976 پروژه طراحي و ساخت اين سلاح نيز متوقف شد.

برخي از تصاوير اين سري از اسلحه ها:

HK4
Image

P7M7
Image
Image

P7K3
Image

P7M13
Image
Image

P7M10
Image

P9S
Image

P7PT8
Image 

 

+ نوشته شده توسط رومریما در هجدهم آذر 1385 و ساعت 8:47 قبل از ظهر |
 
 تپانچه برتا 92FS بدون شک یکی از بهترین سلاحهای کمری دنیا بشمار میرود چرا که بیش از 20 کشور جهان آن را بعنوان سلاح کمری ارتش و نیروی پلیس خود برگزیده اند.این تپانچه در ارتش آمریکا با نام M9 شناخته میشود.مدل 90 TOW نمونه بهینه سازی شده 92FS میباشد.در این مقاله به تحلیل این تپانچه میپردازیم.
قاب:
قاب این تپانچه از نو طراحی شده و ورود صحیح گلوله به خزانه و خروج بی دردسر پوکه را باعث میشود.سطح داخلی کاملا صاف و صیقلی است.در فضای داخلی قاب و در نزدیکی پین باز و بسته کردن سلاح،یک جاذب ضربه فنری تعبیه شده که در هنگام عقب نشینی آلات متحرک در زمان شلیک از شدت عقب نشینی میکاهد.
این قطعه با جذب ضربه دریافت شده و پخش و خنثی سازی آن باعث افزایش عمر قطعات میشود.
حافظ ماشه بصورت گرد ساخته شده تا با انگشت تیر انداز بهتر چفت شود.
ریل نصب وسایل جانبی:
این ریل در قسمت زیرین و جلوی لوله تعبیه شده و بخشی از بدنه سلاح است.که کاربر میتواند انواع چراغ قوه و لیزر را به این ریل نصب کند.در زمانی که هیچ وسیله ای به ریل متصل نیست یک پوشش مخصوص بر روی آن قرار میگیرد تا از آسیب رسیدن به آن جلوگیری و خارج کردن سلاح از غلاف را آسان کند.
ریل مذکور به روش ماشین کاری بوجود آمده است.


اين عكسها متعلق به برتا 92 اف است.
Image
Image
اسلاید آناتومیک:
بدنه و اسلاید این سلاح طوری طراحی شده است تا خارج کردن آن از غلاف بدون مشکل انجام شود.شیارهای طولی ایجاد شده بر روی قاب گلنگدن باعث تسهیل عمل مسلح کردن سلاح و بکارگیری آسانتر ضامن آن شده است.ضامن رها کننده گلنگدن از نو طراحی شده تا با خطوط قبضه و بدنه هماهنگ باشد.
تمامی قطعات فلزی از جمله ضامن (در صورت وجود)،پین باز و بسته کردن و ضامن رها کننده گلنگدن با ماده ای به نام Bruniton پوشیده شده اند تا از خوردگی و اصطحکاک نا خواسته قطعات جلوگیری شود.
قبضه ارگونومیک:
پوشش قبضه این مدل یک تکه ساخته شده است تا نصب و تعویض آن آسانتر انجام شود.برای افرادی که دست کوچکتری دارند نوعی قبضه باریکتر عرضه شده است.قسمت پشتی قبضه بصورت منحنی ساخته شده تا با دست تیرانداز بهتر چفت شود.در مجموع این قبضه طوری ساخته شده تا حتی در شرایط مرطوب به بهترین شکل در دست تیرانداز قرار گیرد.
چخماق ماشین کاری شده:
در چخماق این سلاح یک روزنه تعبیه شده تا از وزن آن کاسته شده و بر سرعت عمل آن افزوده شود.این چخماق در مدلهای F و G نصب میشود.
سایت نشانه:
سایت نشانه روی قابل تعویض از نوع Super Luminova پوشیده شده است که نور محیط را جذب کرده و در محیط تاریک از خود باز میتاباند.سایتهای جلویی و عقبی را میتوان با انواع دیگر از جمله سایتهای شبتاب تریتیومی تعویض کرد.این سایتها نسبت به سایت نشانه روی مدل 92 دارای میدان دید وسیعتری به میزان 5 میلیمتر هستند.
خشاب ظرفیت بالا:
خشاب روان و ظرفیت بالای این تپانچه عمل مسلح کردن سریع را ممکن میسازد.این سلاح با دو خشاب متفاوت ارائه میشود:
کالیبر 9*19.
خشاب دو ردیفه با ظرفیت 15،10و17 تیر.
کالیبر 0.45 S&W.
خشاب دو ردیفه با ظرفیت 11،10و12 تیر.
باز و بسته کردن و نظافت آسان:عمل باز و بسته کردن و نظافت سلاح به آسانترین شکل ممکن انجام میشود.در هنگام باز یا بسته کردن سلاح هیچ حادثه غیر مترقبه یا ناخواسته ای روی نخواهد داد.
گلنگدن سلاید پس از گذشتن از قسمت عقبی قبضه بصورت خودکار چفت میشود.
مدل 90 TOW نوع F:
ماشه یک یا دو زمانه.دارای ضامن دستی بر روی اسلاید و قابلیت خواباندن ماشه و دارای قفل اتوماتیک سوزن آتش.
Image
سوزن آتش.
مدل 90 TOW نوع G:
ماشه یک یا دو زمانه.دارای مشخصات مشابه با مدل قبلی و قابلیت مسلح کردن چخماق با کمک فشردن یک اهرم مخصوص.
اندیکاتور مسلح بودن:
وقتی گلوله در خزانه قرار میگیرد،علامت قرمز رنگ روی ناخن فشنگ کش بیرون زده و کاربر را از مسلح بودن سلاح مطلع میسازد.این نقطه در سمت راست سلاح قرار میگیرد و میتوان آن را با دیدن یا لمس کردن احساس کرد بنابراین اطلاع از مسلح بودن سلاح در شب و محیط تاریک نیز ممکن خواهد بود.
قفل سوزن اتوماتیک:
این مکانیزم باعث میشود که سوزن آتش به جلو رانده نشود مگر اینکه ماشه تا آخر به عقب کشیده شود.
Image
+ نوشته شده توسط رومریما در هجدهم آذر 1385 و ساعت 8:46 قبل از ظهر |

این تیربار نارنجک انداز ، نخستین بار در سال 1960 طراحی و ساخته شد. این تیربار به زودی جای تیربارهای کالیبر 50 میلیمتری را در نیروی زمینی امریکا خواهد گرفت. در حال حاضر هم در نیروی دریایی ، یگان تفنگداران دریایی و نیروی هوایی امریکا از این سلاح استفاده می شود. تيربار نارنجک انداز 40 ميليمتري MK-19 ، با هدف اجرای آتش پرحجم و سرکوب کننده برضد نیروها و سنگرها و خودروهای سبک دشمن ، برروی خودروهای هامر ، کامیون ها و خودروهای پشتیبانی M88 نصب می شود. در عملیات طوفان صحرا ، امریکایی ها از این سلاح استفاده می کردند.

تيربار نارنجک انداز MKI9 ، تا فاصله 1500 متری در مقابل اهداف کوچک و تا فاصله 2200 متری ، برضد اهداف بزرگ کارآمد است. نواخت تیر علمی این سلاح 60 تیر در دقیقه و نواخت تیر عملی آن 40 تیر در دقیقه است. وزن کلی این سلاح 431/54 کیلوگرم می باشد. هر جعبه مهمات این سلاح ، حاوی 48 گلوله با وزنی حدود 29 کیلوگرم است. برای اجرای آتش مؤثر در شب ، می توان دوربین دیددرشب AN/TVS-5 را بر روی این سلاح نصب کرد. مهمات استاندارد برای این تیربار نارنجک انداز ، خرج سوختار شدید چندمنظوره می باشد که قادر است در زره های ورقه ای سراسری (RHA) و بتون هایی به ضخامت 16 اینچ نفوذ کند. در عملیات های آفندی از تيربار نارنجک انداز 40 ميليمتري MK-19 ، به صورت خمپاره اندازهای 60 میلیمتری (به عنوان سلاح منحنی زن) و در اجرای آتش مستقیم ، در نقش موشک اندازهای تاو استفاده می شود. نواخت تیر این تیربار ، 350 نارنجک در دقیقه بوده و برد مؤثر آن نیز 1600 متر می باشد.

تيربار نارنجک انداز 40 ميليمتري MK-19

کارکردهای فنی:
تيربار نارنجک انداز 40 ميليمتري MK-19 ، با هوا خنک می شود. با جداسازی قطار فلزی نارنجک ، کار باز و بست سلاح آغاز می گردد. این نارنجک انداز که با گاز باروت مسلح می شود ، کاملآ خودکار بوده و خدمه آن می توانند در مسافت های کوتاه و با مهمات محدود آن را با خود حمل کنند. این سلاح می تواند طیف گسترده ای از نارنجک های 40 میلیمتری را شلیک کند. نارنجک های 40 میلیمتری دارای خرج سوختار شدید چندمنظوره M430 ، قادر هستند در زره هایی به قطر 2 اینچ نفوذ کنند. ترکش های این سلاح می تواند باعث کشته شدن افراد در فاصله 5 متری و زخمی شدن افراد در فاصله 15 متری از محل اصابت شود. متعلقات همراه این تیربار عبارتند از: بستر نصب MK64 ، MOD5 ، سه پایه M3 و دوربین دیددرشب AN/TVS-5. این تیربار را همچنین می توان بر روی برجک خودروهای زرهی و نفربرها نیز سوار کرد.

تيربار نارنجک انداز 40 ميليمتري MK-19

مهمات:
این تیربار نارنجک انداز ، می تواند شش نوع نارنجک شلیک نماید: نارنجک های دارای خرج سوختار شدید چندمنظوره M430I/M430A1 ، نارنجک های سوختار شدید M383 ، نارنجک های آموزشی M385I/M918 ، نارنجک های مشقی M922/M922A1.

تيربار نارنجک انداز 40 ميليمتري MK-19

مشخصات فنی:
طول سلاح: 47/109 سانتیمتر
وزن سلاح: 92/32 کیلوگرم
وزن جعبه حمل MK62 MOD5 : 53/9 کیلوگرم
وزن سه پایه: 98/19 کیلوگرم
وزن کل:43/62 کیلوگرم
سرعت نارنجک: 69/240 متر در ثانیه
قطر دهانه لوله: 40 میلیمتر
برد نهایی: 2200 متر
حداکثر برد مؤثر: 1600 متر
سرعت چرخش مرمی: 60 دور در ثانیه
مداومت آتش: 350 نارنجک در دقیقه

+ نوشته شده توسط رومریما در چهاردهم آذر 1385 و ساعت 8:13 قبل از ظهر |




VSSK - Vychlop .50 caliber silenced sniper rifle
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

كايبر و مهمات : 7 / 12 م م مدل مخصوص زير سرعت صوت

عمل : نيمه اتوماتيك

وزن : 7 كيلو گرم با ساكت كننده و دوربين

طول : 795 م م با ساكت كننده كامل

سيستم تغذيه : خشاب هاي 5 تيره


-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اين اسلحه يكي از جديدترين تجهيزات توليدي شركت طراحي وسايل روسيه يعني KBP است.
نام VSSK مخفف (Vintovka Snayperskaya Spetsialnaya Krupnokalibernaya) به زبان روسي است كه به معني اسلحه دوربين دار مخصوص كاليبر بزرگ است و كلمه Vychlop هم به معني Exhaust يا خروج مي باشد...

در حدود سال 2002 و به دستور سازمان امنيت فدرال روسيه ( FSB ) كه همان KGB سابق مي باشد توليد شد و اولين بار در سال 2005 در نمايشگاه سلاح INTERPOLITEX 2005 در مسكو به نمايش در آمد. اين اسلحه فقط توسط نيروهاي مخصوص FSB استفاده مي شود و بيشترين كاربرد آن هم در عمليات هاي ضد تروريستي و ضد جنايتي مهم استو اطلاعات هم در مورد اين سلاح بسيار كم و ناياب است .

اين اسلحه 7 / 12 ميلي متري براي عمليات هايي طراحي شده است كه در آن ها نياز به يك شليك با قدرت نفوذ بالا ولي بي صدا احساس مي شود...اهداف اسن اسلحه مي تواند شامل ماشين ... افراد داخل يك ماشين....افرادي كه لباس زرهي سنگين پوشيده اند و يا افرادي كه پشت بدنه خودرو و يا غيره سنگر گرفته اند باشد.
مهمات اين سلاح به گونه اي است كه مرمي را با سرعتي زير سرعت صوت شليك مي كند ( حدود 290 متر بر ثانيه ) . طول پوكه مهمات جديد اين سلاح هنوز معلوم نيست ولي مهمات قبلي اين سلاح كه معرفي شدند طولي معادل 97 م م دارند كه كمتر از مهمات استاندارد 7/12 م م روسيه است. دقت اين سلاح حدود 1 MOA در 100 متر تخمين زده شده است ( با مهمات شليك دقيق ) برد موثر آن هم 600 متر است. گلوله هاي نفوذ بالاي اين سلاح توانسته است زره هاي كلاس 5 روسي كه بسيار سخت و سنگين مي باشد را از 100 متري سوراخ كند ( معادل زره هاي تايپ III آمريكايي US-NIJ ) و از 200 متري هم ورقه فولادي 16 م م را سوراخ كرده است.

VSSK Vychlop داراي يك ساكت كننده كامل بسيار بزرگ است كه براي امور حمل و نقل و نگهداري و غيره مي توان آن را از سلاح جدا كرد. تيپ و ظاهر اصلي خود سلاح بولپاپ است و در بالاي قبضه روي سلاح ريل هاي دوربين تعبيه شده است و داراي مگسك آهني تاشوي ضروري هم هست كه در صورت ناكارآمدي دوربين مي توان از آن استفاده كرد.... اين اسلحه همچنين به دوپايه هاي تاشوي كامل هم مجهز شده و ظاهرا عمل آن نيمه اتوماتيك مي باشد ولي اطلاعات مربوط به مكانيزم شليك آن در دسترس نيست.
+ نوشته شده توسط رومریما در نهم آذر 1385 و ساعت 1:23 بعد از ظهر |




توضیحات در مورد سلاح
--------------------------

Name: M-93 Black Arrow

نوع اسلحه : تک تیرانداز ( اسنایپر )

Type: sniper rifle

کایبر : 107×12.7 میلی متر DSHK و 50 بی ام جی

Caliber: 12.7 x 107mm DSHK, .50 Browning

کشور سازنده : یوگوسلاوی ( صربستان )

Country: Yugoslavia (Serbia & Montenegro)

شرکت سازنده : زاستاوا

Manufacturer: Zastava

وزن ( دی اس اچ کی ) : 16 کیلوگرم ( بدون دوربین )

Weight (DSHK): 16 Kg

وزن ( بی ام جی ) : 14.5 کیلوگرم ( بدون دوربین )

Weight (BMG): 14.5 Kg

وزن دوربین : 0.73 کیلوگرم

Optical sight: 0.73 Kg

طول ( دی اس اچ کی ) : 1670 میلی متر

Length (DSHK): 1670 mm

طول ( بی ام جی ) : 1510 میلی متر

Length (BMG): 1510 mm

طول لوله ( دی اس اچ کی ) : 1000 میلی متر

Barrel length (DSHK): 1000 mm

طول لوله ( بی ام جی ) : 840 میلی متر

Barrel length (BMG): 840 mm

سرعت در سرلوله ( سرعت اولیه ) ( دی اس اچ کی ) : 820 متر بر ثانیه

Muzzle velocity (DSHK): 820 m/s

سرعت در سرلوله ( سرعت اولیه ) ( بی ام جی ) : 888 متر بر ثانیه

Muzzle velocity (BMG): 888 m/s

حداکثر برد مؤثر : 1600 متر

Maximum effective range: 1600 m

ظرفیت خشاب : 5 فشنگ ( از نوع جعبه ای جداشونده )

Feed Mechanism: 5 rounds detachable box magazine



ام 93 اسلحه ای است که در شرکت مشهور زاستاوای صربستان در بخش اسلحه سازی تولید می شود . این شرکت به فعالیتهای دیگری نیز چون ساختن اتومبیل نیز می پردازد و در این زمینه با شرکت فیات همکاری دارد . اکثر اسلحه های این شرکت بر پایه اسلحه های روسی یا آلمانی است .

ام 93 در دو نوع با کایبرهای متفاوت ارائه شده است که یکی کایبر 99×12.7 بی ام جی ( BMG: Browning Machine Gun ) و دیگری کالیبر 107×12.7 دی اس اچ کی است . اکثر اسلحه های هم نوع ام 93 با کالیبر اول ( بی ام جی ) کار می کنند و این کالیبر یک کالیبر استاندارد برای اسلحه های تک تیرانداز ضد زره ( Anti material ) محسوب می شود که معمولا ضد نفرات و خودروهای سبک مورد استفاده قرار می گیرد .

دوربین استاندارد ارائه شده برای این اسلحه یک دوربین 32×8 است که تا 1800 متر درجه بندی دارد . عدد 8 نشانگر بزرگنمایی و عدد 32 نشانگر قطر عدسی شیئی است بر حسب میلی متر .

لوله بلند این اسلحه در دقت آن تأثیر دارد و وضعیت خارجی آن به گونه ای است که موجب زودتر خنک شدن لوله اسلحه شود .
وبلاگ سرباز.

+ نوشته شده توسط رومریما در نهم آذر 1385 و ساعت 1:23 بعد از ظهر |
نام اسلحه : ام اس جی 90 ( MSG-90 )

تصویر سلاح
=======


نوع اسلحه : اسلحه اسنایپر ( تک تیر انداز : Sniper Rifle )

کشور سازنده : آلمان توسط شرکت هکلر اند کخ (Heckler-Koch )

سال ساخت : 1987 م.

کالیبر : 51 * 7.62 میلیمتر ناتو

حالات آتش : 1- تک تیر

طول اسلحه : 1128 میلیمتر

طول لوله : 600 میلیمتر

ارتفاع اسلحه همراه با دوربین تلسکوپی : 265 میلیمتر

عرض اسلحه : 59 میلیمتر

وزن اسلحه بدون خشاب : 6100 گرم

وزن اسلحه با خشاب 5 تایی خالی : 6290 گرم

وزن اسلحه با خشاب 20 تایی خالی : 6380 گرم

دوربین : 42 * 10 ایکس تلسکوپی با درجه بندی از 100 تا 1000 متر ( عدد اول سمت چپ « 10 » نشان دهنده میزان بزرگنمایی اپتیکی و عدد دوم « 42 » نشان دهنده قطرعدسی شیئی در دوربین تلسکوپی بر مبنای میلیمتر است . هر چه این قطر بزرگتر باشد نور بیشتری وارد دوربین می شود و محدوده دید بیشتر خواهد بود . اگر از سه عدد برای مشخصات دوربین تلسکوپی استفاده شود از چپ به راست : اولین عدد نشان دهنده حداقل بزرگنمایی ، دومین عدد نشان دهنده حداکثر بزرگنمایی و سومین عدد همان قطر عدسی شیئی است مثل : 42 * 10 – 3 )

خشاب : 5 یا 20 تای
+ نوشته شده توسط رومریما در نهم آذر 1385 و ساعت 1:21 بعد از ظهر |
نام اسلحه : آریساکا 38

تصویر سلاح
=======


و

و



توضیحات در مورد سلاح
--------------------------
Name: Arisaka Type 38

کالیبر : 50 × 6.5 میلی متر

Caliber: 6.5x50SR

کشور سازنده : ژاپن

Country of origin: Japan

وزن : 4.12 کیلو گرم

Weight: 4.12 kg

طول اسلحه : 1275 میلی متر

Overall length: 1275 mm

طول لوله : 800 میلی متر

Barrel length: 800 mm

ظرفیت خشاب : 5 فشنگ

Magazine capacity: 5 rounds





ارتش ژاپن در سال 1894 شروع به تحقیقاتی برای ساختن اسلحه ای با کایبر کوچکتر کرد تا آن را جایگزین اسلحه های موراتا سازد . بدین منظور ارتش امپراطوری گروهی را به رهبری سرهنگ ناریاکی آریساکا (Colonel Nariake Arisaka) مسئول رسیدگی به این امر نمود . اولین نمونه ای که از اسلحه های آریساکا ساخته شد مدل آریساکا 30 بود که در حقیقت به مناسبت سی امین سال امپراطوری مئی جی ، چنین نامی به خود گرفت که مصادف بود با سال 1897 میلادی . این اسلحه در سال 1905 میلادی در جنگ بین ژاپن و روسیه نقصهایی را از خود بروز داد که موجب شد مدل ارتقاء یافته این اسلحه در همان سال 1905 میلادی با نام آریساکا 38 ساخته شود . عدد 38 نیز در نام این مدل به سی و هشتمین سال امپراطوری مئی جی بازمی گردد . این سلاح در مدلهای مختلف من جمله نوع بلند و نوع کاربین توسط حکومتهای مختلفی ساخته شد و تعداد تولید شده آن بیش از سی میلیون تخمین زده می شود . این سلاح از سال 1898 میلادی تا پایان جنگ جهانی دوم یعنی 1945 میلادی ساخته می شد . هر چند که مدلهایی دیگری از این سلاح بعد از آن تولید شدند ولی تا پایان جنگ ساخت مدل 38 متوقف نشد .

بین مدل 30 و 38 مدل دیگری نیز با نام آریساکا 35 در سال 1892 میلادی برای نیروی دریایی ژاپن طراحی و ساخته شد که بعد از آمدن مدل 38 ، این مدل جایگزین دو مدل قبلی گردید . این اسلحه با عملکرد گلنگدن است یعنی بعد از هر شلیک باید گلنگدن کشیده شود .
+ نوشته شده توسط رومریما در نهم آذر 1385 و ساعت 1:19 بعد از ظهر |

نام اسلحه : ژ-36 (Gewehr 36 ) (اسلحه Gewehr means rifle : )

تصویر سلاح
=======


نوع اسلحه : اسلحه اسالت (Assault Rifle : AR )

کشور سازنده : آلمان توسط شرکت هکلر اند کخ (Heckler & Koch )

کالیبر : 45 * 5.56 میلیمتر ناتو

طول اسلحه : 999 میلیمتر

طول اسلحه با قنداق تاشو : 758 میلیمتر

طول لوله : 480 میلیمتر

عرض اسلحه : 64 میلیمتر

ارتفاع اسلحه : 320 میلیمتر

وزن اسلحه با خشاب خالی : 3.6 کیلوگرم

وزن اسلحه با خشاب پر : 4 کیلوگرم

سرعت در سرلوله ( سرعت اولیه (v0 : 920 متر بر ثانیه

میزان آتش : 750 گلوله در دقیقه

برد نهایی : 2860 متر

برد موثر : 400 متر

برد موثر با دوربین : 600 متر ( با دوربین 3.5x optical )

خشاب : 30 تایی ( نوع استاندارد )
+ نوشته شده توسط رومریما در نهم آذر 1385 و ساعت 1:18 بعد از ظهر |
سلاح فاماس در سال 1967 توسط یک مهندس اسلحه فرانسوی بنام Paul Tellie طراحی شد.



هدف از طراحی این سلاح جایگذینی آن با تفنگ نیمه اتوماتیک Mas Mle.49/56 و مسلسل دستی MAT- 49 و MAC Mle.1929 بود.اولین نمونه این تفنگ در سال 1971 ساخته شد و برای آزمایش به ارتش فرانسه تحویل داده شد.در آن زمان ارتش فرانسه مدلی از مسلسل ساخت کشور سوئیس را بکار میبرد . این مسلسل با کالیبر 56/5 ساخت کارخانه SIG بود و با کد SG – 540 شناخته می شد .در سال 1978 سلاح FAMAS در مقیاس 400 هزار قبضه تولید شد.پس از آن یک شرکت فرانسوی بنام GIAT دست به تحول این سلاح زد و نمونه جدیدی از آن را با کد G1 معرفی کرد.این سلاح دارای محفظه ماشه بزرگی بود که کل دست در آن جای می گرفت.همچنین روپوش لوله آن از جنس پلاستیک ساخته شده بود.البته مدل G1 یک نمونه آزمایشی بود و در سال 994 مدل G2 به عنوان مکمل آن مرفی شد که از خشاب مورد استفاده در سلاح M – 16 (نوع کوتاه آن) بهره می گرفت.این سلاح در طیف نسبتا وسیعی توسط نیروی دریایی و زمینی فرانسه استفاده شد و تعدادی از آن به کشورهایی مانند امارات متحده و سنگال صادر شد.شکل کلی این سلاح مبنایی برای طراحی سلاح FELIN خواهد بود که از فرانسویان هنوز از آن پرده داری نکرده اند.مدل لوله کوتاه این سلاح با طول 320 میلیمتر برای نبردهای چریکی ساخته شده است.مدل Commando آن دارای طول لوله 405 میلیمتر و گونه مخصوص آن برای تکتیراندازی دارای طول لوله 620 میلیمتر می باشد.نمونه ای که برای مقاصد تکتیراندازی ساخته شده دارای دوربین مخصوص ، دوپایه و دستگیره حمل مخصوص می باشد .سلاح فاماس در جنگ خلیج فارس با موفقیت استفاده شد و توانست ضریب اطمینان بالا و کیفیت قابل قبول خود را به اثبات برساند.




توضیحات فنی


این سلاح از نوع bull pup می باشد یعنی خشاب آن در قسمت انتهایی سلاح و پشت قبضه تپانچه ای نصب می شود.


در ساخت این سلاح از پلاستیک به وفور استفاده شده.این سلاح از سیستم گلنگدن تاخیری اهرمی استفاده می کند که از سلاح AAT_ 52 به عاریت گرفته شده ( البته مخترع این سیستم شخصی مجارستانی به نام Paul de kilary می باشد که این سیستم را قبل از جنگ جهانی دوم طراحی کرده ).


گلنگدن سلاح از نوع بسته می باشد.وقتی گلوله شلیک می شود ، فشار گاز باروت باعث می شود تا فشنگ به پیشانی جنگی فشار وارد کرده و آن را به عقب هل دهد.زمانی که هنوز فشار گاز باروت بالا می باشد ، اهرم تاخیر حرکت کوتاه گلنگدن را به قسمت سنگین تر گلنگدن که حرکتی طولانی تر دارد انتقال می دهد که این عامل باعث ایجاد تاخیر در باز شدن گلنگدن می شود.
+ نوشته شده توسط رومریما در نهم آذر 1385 و ساعت 1:17 بعد از ظهر |
 

لکلرک(Leclerc) نام تانک رزمی پیشرفته ای است که توسط کارنجات جیات(Giat) فرانسه ساخته شده وتوسعه یافته است. این تانک درارتش کشورهای و امارات متحده عربی عملیاتی گردیده است.لکلرک فقط یک تانک به معنای کلاسیک آن نیست بلکه یک سیستم جنگ افزاری پیشرفته می باشد که به جدیدترین سلاح های عصر خود مجهز شده است.جدیدترین فناوری های نظامی بکار رفته در این تانک موجب شده است که فاکتورهای برتری رزمی همچون قدرت تحرک،مانور پذیری،قدرت آتش وضریب ایمنی حفاظتی این تانک به بالا ترین حد ممکن برسد. تانک لکلرک از سال 1990 میلادی واری خط تولید گردید ودر سال 1992 در ارتش فرانسه وبه دنبال آن در سال 1995 در ارتش امارات متحده عربی عملیاتی گردید است لازم به ذکر است که تانک بهینه سازی شده لکلرک باکد(MK2) نیز در سال 1998 وارد خط تولید گردید.
این تانک به احترام ژنرال ژاک فیلیپ لکلرک ، فرمانده لشکر دوم زرهی فرانسه آزاد در جنگ دوم، لکلرک نامیده شد.ژنرال لکلرک کسی بود که در سواحل نرماندی پیاده شدو پیشروی نیروهای فرانسه را فتح پاریس رهبری کرد.تانک لکلرک جایگزین تانک معروف AMX-30گردیده است که سال ها به عنوان ماشین زرهی اصلی فرانسه مشغول خدمت بوده است.در آغاز دهه هفتاد میلادی ارتش فرانسه به این نتیجه رسید که تانک AMX-30 آن کشور فرسوده شده وباید برای جایگزینی آن با یک تانک پیشرفته دیگر فکری نمود.
در سال 1977 ارتش فرانسه نیاز خود را مبنی بر ساخت یک تانک رزمی جدید را مطرح نمود.امکان خرید تانک های خارجی همچون
آبرامزایالات متحده،لئوپارد2 آلمان غربی ومرکاوای اسرائیل که جزو بهترین تاکهای رزمی جهان مه حساب می آمدند نیز توسط مقامات فرانسوی مطالعه گردید ورد شد.مقامات فرانسوی از تانک لئوپارد2 آلمان ها خوششان آمده بود دست همکاری را به سوی آلمان ها دراز کردند اما برنامه مشترک ساخت تانک جدید بر پایه تانک لئو پاردآلمان هابه نتیجه نرسید.سرانجام در سال 1979 میلادی دولت فرانسه تصمیم گرفت که ساخت این تانک را بعنوان یک پروژه ملی در داخل کشور آغاز کند.برخلاف اکثر تانک های غربی که از سیستم حفاظتی غیر فعال استفاده می کردند،برای تانک لکلرک سیستم حفاظتی فعال در نظر گرفته شد.سیستم حفاظتی فعال که به سیستم سیستم حفاظتی عامل نیز معروف است بیشتر توسط نمونه تانکهای شرقی(بلوک شرق)مورد استفاده قرار می گرفت.
مقامات ارتش فرانسه علت در نظر گرفتن سیستم حفاظت فعال برای تانک راپایین آوردن جرم کلی وبالا بردن قابلیت تحرک تانک اعلام کردند.در نتیجه پایین آمدن جرم تانک قدرت مانورپذیری آن افزایش می یابدو درصورت آتش مستقیم یا شلیک جنگ افزارهای هدایت شونده دشمن خدمه می توانند با یک اقدام به موقع از اصابت جنگ افزارهای دشمن به تانک جلوگیری کنند. به علت هزینه های هنگفت ساخت تانک،دولت فرانسه در صدد شراکت با یک کشوردیگر بودتا بتواند قسمتی از هزینه ها را جبران کند.سرانجام مقامات اماراتی به فرانسوی ها پیشنهاد همکاری دادندوبدین ترتیب امارات متحده عربی نیز وارداین پروژه گردیدو قرار شد که علاوه بر420 دستگاه تانک در نظر گرفته شده برای ارتش فرانسه 390 دستگاه دیگر نیز برای امارات ساخته شود. در سال 1986 میلادی پروژه ساخت تانک تحت عنوان لکلرک آغاز شد وبه سرعت شش نمونه اولیه ساخت شدند.تولید انبوه تانک نیز در سال 1990 آغاز گردید.

تصویری ازداخل تانک لکلرک
تانک لکلرک به یک توپ بدون خان 120 میلیمتری مجهز است که توسط شرکت(GIAT) ساخته شده است.سری کاملی از گلوله های مختلف برای این توپ ساخته شده است از جمله گلوله های ضد زره APFSDSو گلوله های انفجاری شدید ضد تانک HEAT البته تانک لکلرک از مهمات تانک لئوپارد2و سری تانک های ابرامز ایالات متحده نیز می تواند استفاده نماید. این توپ به یک روکش حرارتی و یک سیستم هوای فشرده اتوماتیک مجهز است. این تانک از سیستم هوای فشرده برای خارج کردن دود ناشی از شلیک استفاده می کند وبر خلاف بسیاری از تانک های دیگر از سیلندر تخلیه کننده استفاده نمی نماید. تانک لکلرک از یک سیستم گلوله گذاری اتوماتیک منحصر به فرد بهره می برد.این سیستم خدمه تانک را از چهار نفر به سه نفر کاهش داده است زیرا دیگر نیازی به فرد گلوله گذار نیست.این سیستم گلوله گذار خودکار گلوله گذار خود کار نواخت تیر 12 گلوله توپ در دقیقه را برای تانک امکانپذیر نموده است.همچنین این سیستم تونایی شلیک حین حرکت ومناطق ناهمواروبرعلیه اهداف متحرک را برای تانک میسر ساخته است.این سیستم 22 گلوله را بصورت آماده برای حمل می کند 18 گلوله دیگر نیز در انبارک ویژه تانک ذخیره می شوند.
تانک لکلرک میتواند حین حرکت با سرعت 40 کیلومتربر ساعت به سمت هدفی در فاصله 400 متری خود شلیک نماید.همچنین این تانک می تواندحین حرکت با سرعت 60 کیلومتر بر ساعت نیز شلیک نماید.این در حالی است که اغلب تانک های پیشرفته امروزی درصورتی می توانند شلیک دقیقی انجام دهند که با سرعتی در حدود 15 کیلومتر بر ساعت اقدام نمایند.
تانک علاوه بر توپ اصلی به یک قبضه مسلسل 12.7 میلیمتری موازی با توپ ویک قبضه مسلسل 7.62 میلیمتری مستقر برروی برجک مجهز شده است.مسلسل مستقر برروی برجک درون یک محفظه تقویت شده قرار گرفته است.تانک لکلرک از سیستم حفاظتی گالیکس(Galix) استفاده می کند این سیستم حفاظتی که شرکت جیات آن راطراحی کرده است انواع گوناگونی از نارنجک های دود زاوگلوله های پنهان کننده از مادون قرمز را شلیک می نماید.بدنه وبرجک تانک ازقطعات زره فولادی وزایه دارساخته شده است ودر صورت آسیب دیدن این قطعات
می توان براحتی آنها راتعویض نمود. تانک لکلرک به یک سیستم مدیریت نبرد بنام FINDERSو یک دستگاه ارتباطی دیجیتالی ازنوع سیستم پایانه ای اطلاعات(TIS) بنام ICONESمجهز شده است.این سیستم ها برای جمع آوری اطلاعات از دیگر تانک هاوگرفتن دستورات لازم از ستاد فرماندهی مرکزی بکار می روند. FINDERS شامل یک نقشه تمام رنگی کامپیوتری است که موقعیت تانک هاونیروهای خودی ونیروهای دشمن رانمایش میدهد.سیستم کنترل آتش دیجیتالی تانک لکلرک میتواند مستقلا توسط توپچی یا فرمانده تانک بکار گرفته شود.تانک به حسگرهاوهدف یاب های متفاوتی مجهز است ازجمله هدف یاب ثابت توپچی بانام SAVAN-20
ساخت شرکت ساژم (SAGEM) و سیستم دیدروزانه –شبانه راننده به نام OB-60 که شرکت تیلز اپتروسیس (Thales Optrosys) سازنده آن است.سیستم کنترل آتش تانک قادر است تاشش هدف متفاوت را بصورت یکجا رد یابی کند این سیستم مشابه تانک چلنجر 2(Challenger2) ارتش انگلستان می باشد.


موتو تانک لکلرک یک موتو دیزلی هشت سیلندر بنام SACM می باشد.این موتو قادراست توانی معادل 1500 اسب بخار ایجادکند.همچنین تانک لکلرک به یک سیستم تعویض دنده اتوماتیک به نام SESM ESM 500 مجهز است.که پنج دنده جلو ودو دنده عقب دارد.حداکثرسرعت جاده ای تانک 70 کیلومتر بر ساعت وحداکثر سرعت آن در مناطق ناهموار50 کیلومتر برساعت است.برد عملیاتی تانک نیز 550 کیلومتر درحالت معمول و 650 کیلومتر با کمک مخازن سوخت اضافی است. تانک به یک توربین گازی بنام TM307B مجهز شده واین توربین توان کمکی مورد نیازتمامی سیستم های تانک رادرصورت ازکار افتادن موتور اصلی تامین خواهدکرد.
تانک لکلرک بسیار پر قدرت است ونسبت توان به جرم آن 21 وات بر هر کیلو گرم میباشد.این ویژگی موجب آن گردیده که این تانک به یکی از سریع ترین تانکهای رزمی جهان تبدیل شود.این تانک می تواند درمدت چهار ثانیه به سرعت 32 کیلومتر برساعت برسد.باوزنی درحدود56 تن،تانک لکلرک یکی از سبک ترین تانک های رزمی جهان به حساب می آید.جعبه دنده تانک به یک سیستم کند کننده هیدروکنیتیک مجهز شده است تاشتاب تانک را به میزان 7 متر بر مجذور ثانیه کاهش دهد.این ویژگی در آخرین لحظات یعنی قبل از اصابت گلوله دشمن بسیار مفید خواهد بود زیرا تانک با یک کاهش سرعت ناگهانی میتواند از اصابت گلوله دشمن بگریزد.
تانک لکلرک در سال 1990 وارد خط تولید گردیدوخیلی دیر وارد ارتش فرانسه شد درنتیجه نیروهای فرانسوی نتوانستند از این تانک در جنگ خلیج فارس استفاده کنند.طی درگیریهای کوزوو این تانک وارد عرصه نبرد گردید و 15 دستگاه از این تانک در راستای ماموریت صلح بانی نیروهای فرانسوی در کوزوو مستقر شد است.
بطور خلاصه میتوان لکلرک را آمیزه هایی از تکنولوژی، قدرت وسرعت نامید.

مشخصات:
خدمه: 3نفر
وزن تانک: 56 تن
طول بدنه تانک:6.9 متر
عرض تانک : 3.71 متر
ارتفاع تانک از سطح زمین : 2.53 متر
جنگ افزارهای موجود روی تانک :
یک توپ 120 میلیمتری بدون خان + یک مسلسل 12.7 میلیمتری موازی با توپ+ یک مسلسل با کالیبر7.62 نصب شده روی برجک
ظرفیت گلوله :
آماده شلیک 32 گلوله
ذخیره شده:18 گلوله
نواخت گلوله توپ در دقیقه :12 گلوله دردقیقه.
مادون قرمز: دارد
شلیک در حین حرکت: بله
موتور: SACM V8X دیزلی با 1500 اسب بخار قدرت.
حداکثر سرعت جاده ای:70 کیلومتر بر ساعت.
حداکثر سرعت غیرجاده ای:50 کیلومتر بر ساعت.
حداکثر برد عملیاتی :550الی 650 کیلومتر
عمق شناوری پایاب:بالوله هواکش 4 متر ---بدون لوله هواکش:1 متر

منبع ماهنامه جنگ افزار 

+ نوشته شده توسط رومریما در نهم آذر 1385 و ساعت 1:15 بعد از ظهر |

پروژه 971 که ناتو آن را آکولا به معنی کوسه نامیده زیر دریایی تهاجمی هسته ای است که در سال 1986 توسط شوروی سابق به خدمت در آمد. این کلاس که بعضاً به یادبود یکی از اعضای آن "بارس" خوانده می شود باید دقت کرد که همنام کلاس پروژه 941 نیروی دریایی شوروی سابق، که زیر دریایی موشک هسته ای بالستیک بر است که توسط خود شوروی آکولا و توسط ناتو تایفون نامگذاری شده است. در این کلاس سه زیر کلاس وجود دارد که شامل مدل عمومی آکولا1 شامل هفت زیر دریایی که بین سالهای 1982 تا 1986 ساخته شده اند، آکولای ارتقا یافته شامل 5 زیر دریایی ساخته شده بین سالهای 1986 تا 1991 و زیر کلاس آکولا2 که از سال 1991 ساخته شده است می باشد. سیستم خاص بدنه این زیر دریایی طوری است که سبکی و شناوری آن را تا سه برابر افزایش می دهد.



کلاس آکولا کم صدا ترین زیر دریایی تهاجمی اتمی روسها است که صدای تشعشع یافته از زیر کلاس آکولا2 با نویز نسخه های اولیه کلاس زیر دریایی معروف لوس آنجلس برابری می کند. تمام زیر دریایی های کلاس آکولا به چهار مجرای میلیمتری اژدر 533 مجهز هستند که می توانند اژدر های تایپ 53 یا موشکهای SS-N-15 استارفیش را شلیک کنند. علاوه بر آن این زیر دریایی ها چهار مجرای 650 میلیمتری اژدر دارا هستند که آنها نیز می توانند اژدر های تایپ 65 یا موشک های زد کشتی SS-N-16 را شلیک کنند. این مجراها در سه ردیف چهار تایی قرار گرفته اند. همچنین زیر کلاسهای آکولا2 و آکولای ارتقا یافته به شش مجرای اژدر انداز 533 میلیمتری خارجی مجهز شده اند که البته هنوز معلوم نیست آیا از این مجرا ها برای شلیک اژدر یا تله و مین گذاری استفاده می شود. این مجرا ها در یک ردیف و بالای مجرا های معمولی قرار گرفته اند. که برای پر کردن این مجرا ها نیز باید با کمک زیر دریایی توشه رسان یا در بندر اقدام کرد. ناگفته نماند که تمام مجراهای این زیردریایی می توانند مین گذاری کنند. در کل تا 40 اژدر، موشک و مین را این زیر دریایی ها می توانند با خود حمل کنند. در زیر دریایی های این کلاس موشکهای زمین به هوای شانه پرتاب نیز برای مقابله با جنگنده های دشمن در روی آب گنجانده شده است. این زیر دریایی عظیم 108 تا 117 متری (در سایتهای مختلف متفاوت گفته شده است) دارای حداکثر سرعت 20 گره (37 کیلومتر در ساعت) در سطح آب و 35 نات(65 کیلومتر در ساعت) زیر آب است. خدمه آکولا هم شامل 25 افسر و 26 سرباز وظیفه می باشد.



وضعیت زیر دریایی های آکولا بدون توجه به جزییات بسیار عالی است. این مطلب توسط بسیاری از سایتهای مختلف تایید شده است. از هفت زیر دریایی آکولا1 تنها سه زیر دریایی در حال خدمت می باشد. زیر دریایی رهبر K-284 پوما در سال 1995 به خاطر کمبود منابع مالی تجزیه شد. سه زیر دریایی دیگر K-322، K-480، K-317 نیز در حالت رزرو قرار گرفته اند. به نظر می رسد هر پنج زیر دریایی آکولای ارتقا یافته در حال خدمت باشند. آکولای2 وپر نیز در حال حاظر تنها زیر دریایی در حال خدمت زیر کلاس آکولای2 می باشد. گپارد هم به نظر می رسد همانند کوگار و نرپا از این زیر کلاس در وضعیت رزرو قرار گرفته باشد. نام پنجمین زیر دریایی هم مشخص نیست ولی به نظر می رسد در ساخت آن وقفه ایجاد شده باشد. در آخر اشاره کنم که هند نیز برای خرید این زیر دریایی اتمی از این کلاس ابراز علاقه کرده بود که تا به امروز نتیجه خاصی نداشته است

+ نوشته شده توسط رومریما در هشتم آذر 1385 و ساعت 10:57 قبل از ظهر |

جنگنده "صاعقه" رسما به ناوگان هوایی ارتش پیوست

جنگنده صاعقه در کنار یک فروند اف-5 نیروی هوایی

در آستانه ميلاد منجي عالم بشريت و در تداوم دستاوردهاي نظامي كشور جت جنگنده صاعقه با اجراي موفق پرواز عملياتي به ناوگان هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران پيوست.

به گزارش فارس، جت جنگنده صاعقه صبح امروز، چهارشنبه با اجراي موفق پروازهاي عملياتي و شليك راكت‌هاي هوا به زمين در پنجمين مرحله از رزمايش بزرگ ضربت ذوالفقار رسماً به ناوگان هواپيماهاي جنگنده نيروي هوايي ارتش پيوست.

سرتيپ دوم خلبان جواد محمديان سخنگوي رزمايش ضربت ذوالفقار در گفت‌وگو با خبرنگاران، ويژگي مهم جنگنده صاعقه را پشتيباني نزديك هوايي اعلام كرد و افزود: اين جت جنگنده با دستان پر توان متخصصان نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران طراحي و ساخته شده است.

سخنگوي رزمايش با بيان قابليت اين جنگنده در حمل و شليك انواع راكت، پرتاب انواع بمب و موشك با سيستم رادار پيشرفته خاطرنشان كرد: اين جت در طول سالهاي گذشته با ده‌ها سورتي پرواز آزمايشي، مراحل مختلف پرواز را با موفقت پشت سر گذاشته است.

وي تصريح كرد: توانايي اين جنگنده امروز در يك پرواز عملياتي ضمن استفاده از انواع مهمات جنگي در رزمايش بزرگ هوايي ضربت ذوالفقار به اثبات رسيد.

امير سرلشكر عطاء الله صالحي فرمانده كل ارتش جمهوي اسلامي ايران كه بر پروازهاي عملياتي جنگنده بمب افكن صاعقه نظارت داشت اين موفقيت را حاصل ايمان به خدا و اتكا به توانمندي‌هاي داخلي عنوان كرد و افزود: تحريم جمهوري اسلامي ايران نه تنها موجب ركود در صحنه‌هاي خودكفايي كشور نشد، بلكه ما را به سوي خود اتكائي و خودباوري در زمينه نيازمندي‌هاي تسليحاتي سوق داد.

صالحي افزود: طراحي، توليد و عملياتي شدن اين جنگنده يكي از صدها دستاورد ارتش جمهوري اسلامي ايران در زمينه توليد،تهيه و تحقيقات نظامي است.


+ نوشته شده توسط رومریما در هفتم آذر 1385 و ساعت 8:31 قبل از ظهر |
گونه های مختلف مین
  • مین صوتی (acoustic mine): مینی که با امواج منتشرشده از هدف منفجر شود.
  • مین ضد هوابُرد (anti-airborn mine): مینی که در محلهای احتمالی پیاده شدن نیروهای هوابرد کار گذاشته شود.
  • مین ضد نفر (antipersonnel mine): مینی برای وارد کردن تلفات و ضایعات به افراد پیاده دشمن و ناتوان کردن آنها.
  • مین ضد تانک (antitank mine): مینی که تانک را از تحرک بیندازد یا باعث انهدام آن شود.
  • مین کف‌نشین (bottom mine): مینی که پس از رها شدن از ناو یا زیردریایی یا هواپیما در کف دریا قرار گیرد و دارای حسگرهای عمل‌کننده از نوع مغناطیسی و آوایی و فشاری باشد؛ این گونه مین برای نابودی شناور سطحی و زیرسطحی به کار می‌رود.
  • مین جهنده ضدنفر (bounding mine): نوعی مین ضدنفر با خرج کوچکی که بدنه مین را به هوا پرتاب کند و موجب شود مین در بلندی سه یا چهار پایی (فوتی) منفجر و تکه‌های آن در کلیه جهت‌ها پرتاب شود.
  • مین شیمیایی (chemical mine): مینی محتوی مواد شیمیایی سمی برای کشتن افراد یا از کار انداختن یا آلوده کردن وسایل و زمین.
  • مین دورفرمان (controlled mine): مینی که از ایستگاه فرمانِ راه دور هدایت و منفجر شود.
  • مین تأخیری (delayed action mine): مینی که مدتی پس از تحریک شدن منفجر شود و اغلب پشت سر نیروهای عقب‌نشینی‌کننده و برای به ستوه آوردن و انهدام نیروهای تعقیب‌کننده دشمن به کار رود.
  • مین تمرینی (drill mine): گونه‌ای مین آموزشی که از دید اندازه و شکل و وزن مشابه مین جنگی است و برای تمرینهای لجستیکی استفاده می‌شود.
  • مین فوگاز (fougasse): مینی که به محض انفجار آن تکه‌های فلزی یا اشیای دیگر در جهت‌های پیش‌بینی‌شده پرتاب شود.
  • مین بی‌اثر (inert mine): گونه‌ای مین آموزشی که از دید اندازه و شکل و وزن همانند مین جنگی، اما کلیه مواد منفجره و آتش‌زای آن بی‌اثر باشد.
  • مین مهارشده (moored mine): مینی که با استفاده از لنگر به کف دریا (در مناطق حساس دریا) مهار شود؛ این مین در ژرفای متناسب با آبخور کشتیها غوطه‌ور است و با برخورد بدنه کشتی به آن منفجر می‌شود.
  • مین مشقی (practice mine): نوعی مین آموزشی که از دید اندازه و شکل و وزن مشابه مین جنگی است و ماسوره آن مقدار کمی ماده منفجره کُندشکن یا دودزا دارد.
  • مین آموزشی (training mine): مینی شبیه مین جنگی که فاقد ماده منفجره باشد.
  • مین پخشی (scatterable mine): مینی که به وسیله هواپیما یا بالگرد یا توپخانه یا خودروهای زمین پخش شود و در زیر خاک قرار داده نشود.
+ نوشته شده توسط رومریما در چهارم آذر 1385 و ساعت 1:42 بعد از ظهر |

دروغ بزرگ

 

دروغ بزرگ اصطلاحی است که اولین بار آدولف هیتلر در کتاب زندگی‌نامهٔ خود از آن استفاده کرد و نمایندهٔ تکنیکی در تبلیغات سیاسی است. هیتلر در کتاب نبرد من می‌گوید مردم شکست آلمان را در جنگ جهانی اول به این دلیل پذیرفتند که یهودی‌های دارای نفوذ در مطبوعات از این تکنیک استفاده کردند. از نظر او این روش مستلزم آن است که دروغ چنان عظیم باشد که هیچ کس باور نکند که «کسی آنقدر گستاخ باشد که چنین بی‌شرمانه حقیقت را تحریف کند». اولین مورد استفادهٔ دروغ بزرگ در این جملهٔ معروف او مستند شده است: «در دروغ بزرگ همواره نیروی قابل باور بودن موجود است.»

بعدها ژوزف گوبلز که وزیر تبلیغات هیتلر بود این تئوری را با کمی تغییر بدین گونه بیان کرد که دروغ بزرگ یکی از روش‌های تبلیغاتی مورد استفادهٔ انگلستان است که دروغ بزرگی می‌گویند و در ضمن تحت هر شرایطی بر صحت آن پافشاری می‌کنند.

شایع است که گوبلز روایت خود از روش دروغ بزرگ را بدون نسبت دادن آن به یهودی‌ها و یا متفقین مورد استفاده قرار می‌داد. این روایت بدون منبع شایع‌ترین نمونهٔ استفاده از دروغ بزرگ است و بر اساس آن معمولاً فرض گفته می‌شود که گوبلز خود مبدع تکنیک دروغ بزرگ بوده است.

در صفحهٔ ۵۱ گزارشی که از طرف دفتر خدمات استراتژیک ایالات متحده در مورد شرح حال روحی هیتلر منتشر شده بود چنین آمده است:

«اولین قانون او این است که هیچ‌وقت نگذارید مردم دلسرد شوند، هیچ‌وقت خطا و تقصیری را نپذیرید، هیچ‌وقت تصدیق نکنید که دشمن ممکن است صفت خوبی داشته باشد، هیچ‌وقت جایی برای جایگزین باقی نگذارید، در آن واحد روی یک دشمن متمرکز شوید و تقصیر هر اتفاق بدی را بر گردن او بیاندازید. مردم دروغ بزرگ را زودتر از دروغ کوچک باور می‌کنند و اگر دروغی را مکرراً تکرار کنید، دیر یا زود آن را باور خواهند کرد.»

+ نوشته شده توسط رومریما در چهارم آذر 1385 و ساعت 1:37 بعد از ظهر |

تانک مرکاوا ۳

تانک مرکاوا ۳

ارتش اسرائیل دست به ساخت مدلهای جدیدی از تانکهای Merkava MK III زده است که به ویژه برای حملات مختلف و عملیات نظامی در نواحی شهری مناسب است. این تانک دارای تیرک‌هایی است که با استفاده از آنها راننده و فرمانده تانک می‌‌توانند حرکات خود در خیابانهای تنگ را تنظیم کرده و میزان خسارات به محیط شهری را به حداقل برسانند. به منظور مقابله با مواد انفجاری که از بیرون بر روی این تانکها انداخته می‌شود، تورهای سیمی در برخی نقاط این تانک قرار داده شده است. برجک فرماندهی این تانک نیز مجدداً طراحی و نصب شده است و امکان دید از بالا در ارتفاعی بالاتر را به فرمانده می‌‌دهد. مسلسل کالیبر ۵۰ نیز بر روی این تانک نصب شده که با سیستم کنترل آتش تانک در ارتباط است و با استفاده از یک سیستم تخریب الکترونیک که در زیر تجهیزات زرهی این تانک نصب شده آغاز به کار می‌‌کند.

ارتش اسرائیل بر این باور است که مسلسلهای کالیبر ۵۰ برای محیط‌های شهری مناسب‌تر است. یک دریچه آتش و یک پنجره برای مشاهده محیط اطراف نیز بر روی این تانک نصب شده و تک‌تیرانداز با استفاده از آن می‌‌تواند به هدف شلیک کند.

این تانک می‌‌تواند از گلوله‌های غیرمرگبار نیز استفاده کند که تا فاصله ۳۰ متری مؤثر هستند.

سیستم جدید دیگری که در تانکهای LIC-۲۰۰۴ به کار گرفته شده یک دوربین ۳۶۰ درجه است که مجهز به عدسی گردنده بود و از دورنمای صحنه‌ای که در دید مسلسل است عکس برمی دارد. این دوربین در صورت مشاهده هر تحرک مشکوک یا فعالیت مشکوک در اطراف تانک آن را به خدمه اطلاع می‌‌دهد. این سیستم برای تأمین ایمنی تانک در محیطهای خطرناک بسیار مناسب است.

دوربین نشانه‌روی تانک

TTS توسط شرکت Vectop Battlefield Imaging Systems ساخته شده که یک رشته از دوربینهای ویدیویی CCD/ICCD را یکپارچه می‌‌کند که در موقعیت‌های مختلف یک خودروی زرهی به منظور توانمند سازی سرنشین جهت پوشش کلی استفاده می‌شود. IDF سیستم TSS را در تانکهای مرکاوا MK۳ و MK۴ استفاده می‌کنند .

برای تقویت سیستم بصری مسلسل‌های آن به کار می‌‌رود قابلیت چرخش ۳۶۰ درجه را دارد و یک تصویر دقیق از صحنه‌ای که پیش روی مسلسل آماده شلیک است را ارئه می‌‌دهد. جالب اینکه برای این کار نیازی به چرخاندن این دوربین نیست، بلکه این دوربین اساساً از ساختار پوششی ۳۶۰ درجه برخوردار است و تصاویر آنی از محیط را در اختیار خدمه تانک قرار می‌‌دهد که به آگاهی آنها از محیط اطراف و تهدیدات احتمالی پیرامون وسیله نقلیه می‌‌افزاید.

این دوربین دارای ابزاری ویدئویی برای کشف کلیه تحرکات اطراف تانک بوده و می‌‌توان نواحی ضروری را برای مشاهد آن برنامه ریزی نمود. این ابزار ویدئویی به محض مشاهده تهدید یک اخطار آنی را ارسال می‌‌دارد. این سیستم از یک دوربین دیجیتال با کیفیت بالا نیز بهره می‌‌برد که بر یک تیرک در عقبه برجک تانک نصب می‌شود. این سیستم تصاویر گرفته شده را برای نمایش به سیستم‌های کامپیوتری نصب شده در درون تانک ارسال می‌‌دارد.

اسرائیل در درگیری‌های سال ۲۰۰۶ با حزب‌الله لبنان از این تانک استفاده گسترده‌ای کرده است که البته رزمندگان دلیر حزب الله موفق به سرنگونی تعدادی زیادی از آنهاشدند

+ نوشته شده توسط رومریما در چهارم آذر 1385 و ساعت 1:27 بعد از ظهر |

 

GPS يا (Golobal Positining System) يك سيستم ماهواره‌اي است كه

توسط وزارت دفاع امريكا ساخته شده است. و اطلاعات دقيقي از محل، و زمان را در سراسر دنيا

در اختيار كاربرها قرار مي‌دهد. سيستم GPS سيگنال‌هايي را ارسال مي‌نمايد كه توسط گيرنده‌هاي

GPS دريافت مي‌شود و موقعيت مكاني،‌ سرعت و زمان را در هر جاي كره زمين در هر موقع از

روز يا شب و در هر شرايط آب و هوايي محاسبه مي‌نمايد. سيستم مكان‌ياب جهاني يا GPS يك منبع

ملي و مورد استفاده بين‌المللي براي يافتن موقعيت محل،‌ مسيريابي و زمان سنجي مي‌باشد. و از سه

قسمت تشكيل يافته است.

 

فضا، كاربر، كنترل( Space , User , Control )

سيستم GPS شامل 3 بخش،‌ فضا، كنترل و كاربري مي‌باشد. بخش فضايي شامل آرايش ماهواره‌ها

در فضا با (Constellation) مي‌باشد. اولين سري اين ماهواره‌ها در سال 1978

در مدار قرار داده شد. و در سال 1986 توسعه و تكميل آرايش ماهواره‌اي سيستم GPS به علت

جلوگيري از خطرات ناشي از عدم مسيريابي انجام پذيرفت. در فوريه 1989 آرايش ماهواره‌اي

سيستم GPS با 24 يا تعداد بيشتري ماهواره در مدار كامل و فعال گرديد. سيستم كنترل توسط

ارتش آمريكا انجام مي‌گيرد كه رديابي و نگهداري آنها را در مدار كنترل مي‌نمايد.

 

بخش كاربرها، شامل كاربرهاي نظامي و شخصي هر دو مي‌باشد. كاربرهاي نظامي از سيستم

GPS به عنوان، مسيريابي،‌ شناسايي، و سيستم هدايت موشكي استفاده مي‌نمايند و كاربرهاي شخصي

هم مي‌توانند همانند نظامي‌ها و براساس نياز از اين سيستم استفاده كنند.

بخش فضايي( Space Segment )

ماهواره‌هاي GPS در حدود 900 kg وزن و 5 متر با نيل‌هاي خورشيدي طول دارند. عمر

مفيد اين ماهواره‌ها براي5/7 سال طراحي شده است اما اغلب مدت زمان بيشتري در مدار مورد

استفاده قرار مي‌گيرند. پنل‌هاي خورشيدي نيروي اوليه را تهيه مي‌نمايند و نيروي (تغذيه) ثانويه

توسط باطري‌هاي Nicod تأمين مي‌شود. در هر ماهواره چهار ساعت (Clock) اتمي

فوق‌العاده دقيق نصب گرديده است. در سپتامبر 2001 تعداد ماهواره‌هاي مورد استفاده در مدار

27 عدد بوده است.

 

مدارات ماهواره‌ها( Satellite orbits )

شامل 6 مدار با فاصله 60 درجه و در هر مدار 4 ماهواره وجود دارد و اين امكان را فراهم مي‌سازد

كه با وجود اشكال و خرابي 2 ماهواره در هر مدار سيستم كار نرمال خود را انجام دهد. هر سطح

مداري شيبي برابر با 55 درجه با سطح مدار استوايي دارد. ارتفاع زياد مدار (km

20000) باعث ثابت ماندن ماهواره‌ها در مدارشان مي‌شود. همچنين ارتفاع زياد ماهواره باعث

پوشش منطقه وسيعي در روي زمين مي‌شود.

 

ماهواره‌هاي GPS هر نقطه در روي زمين را 2 بار در روز پوشش مي‌دهند (از هر نقطه در روي

زمين دوبار در روز مي‌گذرند).

 

سيگنال‌هاي ماهواره( Satellite Signals )

 

هر ماهواره يك سيگنال مسيريابي كه شامل عناصر مداري، وضعيت ساعت (Clock)‌، زمان

سيستم و وضعيت پيام‌ها مي‌باشد را ارسال مي‌نمايد. به علاوه يك تقويم نجومي (almanac)

تهيه مي‌شود كه اطلاعات (تقريبي) را براي هر ماهواره فعال ارسال نمايد. سيگنال‌هاي راديويي با

سرعت نور منتشر مي‌شوند. سيصد هزار كيلومتر در ثانيه، مدت زمان 06/0 ثانيه طول مي‌كشد

كه سيگنال ارسالي از ماهواره GPS به زمين برسد. اين سيگنال‌ها با قدرت كم (حدود 300 تا

350 وات در طيف مايكروويو) ارسال مي‌گردند.

 

كد C/A (Coarse A qwsition Cood) براي استفاده كاربرهاي شخصي

در دسترس مي‌باشد و به عنوان (SPS) (Standard Positining

Service) مسيريابي استاندارد. PPS يا Precise Positioning

Service سرويس مكان يابي دقيق كه منحصراً در دسترس كاربرهاي نظامي و كاربرهاي مجاز

مي‌باشد. سيگنال‌هاي ماهواره به خط مستقيم جهت رسيدن و استفاده گيرنده‌هاي GPS نيازدارند.

درخت، ساختمان،‌ كوه و حتي دست و يا بدن مي‌تواند سيگنال‌هاي ماهواره‌ها را بلوكه نمايد.

 

تقويم نجومي يا Almanac شامل اطلاعاتي راجع به مدارات 24 ماهواره مي‌باشد. يك گيرنده

GPS از تقويم نجومي كه در پيام‌هاي ديتاي ماهواره وجود دارد براي موقعيت هر ماهواره‌اي كه رديابي

مي‌كند استفاده مي‌نمايد. نرم افزار mission planning براي تهيه گراف و موقعيت

ماهواره‌هاي قابل رؤيت و بهترين زمان بررسي در منطقه مخصوص،‌ از تقويم نجومي استفاده

مي‌نمايد. تقويم نجومي براي مدت 30 روز معتبر مي‌باشد،‌ اما هر بار كه گيرنده GPS روشن

مي‌شود بطور اتوماتيك تقويم نجومي را دريافت مي‌كند (در مدت زمان 15 دقيقه). استفاده از تقويم

نجومي به روز يا up-to-date براي استفاده از ماهواره‌هايي كه در ديد گيرنده‌هاي GPS

قرار مي‌گيرند بسيار مهم مي‌باشد.

 

بخش كنترل Control Segment

 

بخش كنترل شامل پنج ايستگاه مونيتور در اقصا نقاط جهان شامل هاوايي، كواجالين،‌ جزيره اسنشن،

ديوگوگارسيا و كلورادو مي‌باشد. ايستگاه (MCS) يا مركز كنترل در كلورادو قرار دارد.

ايستگاه‌هاي مونيتور، ماهوار‌هاي در معرض ديد را رديابي مي‌نمايد و اطلاعات فاصله را جمع‌آوري و

اين اطلاعات را در ايستگاه MCS تجزيه و تحليل و سپس مدارات ماهواره‌ها را مشخص مي‌نمايد و

پيام‌هاي هر ماهواره مكان‌ياب را به روز مي‌نمايد. اطلاعات به روز شده از طريق آنتن‌هاي زميني به

ماهواره‌ها ارسال مي‌گردد. ماهواره‌هاي GPS 1- پيام‌هاي اطلاعاتي ماهواره (موقعيت و

زمان) 2- تقويم نجومي 3- اصلاح مداري را كه از ايستگاه MCS دريافت مي‌نمايند، ارسال

مي‌كنند و گيرنده‌هاي GPS از تمامي اين اطلاعات جهت محاسبه موقعيت استفاده مي‌نماييد.

 

سامانه های GPS

Global Positioning Sysyem‌ يا سيستم موقعيت ياب جهاني به سامانه اي متشكل از 28 ماهواره اطلاق مي شود كه هر يك از آنها با قرار گيري در يك آرايش مثلثي ( 3 تايي ) مي توانند قسمتي از كره زمين را تحت پوشش قرار داده و ناوبري نمايند.

در اين حال علاوه بر نمايش موقعيت مكاني كاربر بروي نقشه منطقه اي يا جهاني پارامترهاي ديگري نظير سمت و ارتفاع را بصورت بارومتريك از سطح دريا و وضعيت افق را بصورت ديداري گزارش مي دهد.

گيرنده هاي ماهواره اي GPS در انواع گوناگون ساخته شده و در مصارف عمومي نظير سفر و گردشگري ، كوهنوردي و ورزش كاربرد دارد. نوع ديگري از اين سامانه در هدايت و ناوبري خودروها ، هواپيماها ، بالگرد ها و نيز شناورهاي كوچك و بزرگ بكار گرفته مي شود.

در اينجا به معرفي مدلهاي مطرح از سري گيرنده هاي عمومي ساخت گارمين و ماژلان مي پردازيم.

1- سري Geko - در مدلهاي 101-201-301 – اين گيرنده كوچكترين و سبكترين GPS دنيا بشمار مي رود. از قابليت هاي آن مي توان به مقاومت در برابر نفوذ آب ، ثبت 500 نقطه ، كمپاس الكترونيكي ، ارتفاع سنج بارومتريك و بازي اشاره كرد. اين مدل از 2 عدد باطري ساير AAA نيرو گرفته و به همراه نرم افزار و كيف حمل عرضه مي شود. اين قابليت ها با توجه به مدل دستگاه متغيير مي باشد.

2- سري Etrex – اين گيرنده در مدلهاي ايتريكس ، ساميت و ويستا عرضه مي شود. از طراحي موزون و ارگونوميك برخوردار است. قابليت هاي آن شامل : 12 كانال دريافت و قابليت DGPS  با فرمت RTCM ، 5 صفحه ناوبري و قابليت ثبت 500 نقطه ، سيستم نمايش افق محلي ( خورشيد و ماه ) ، قابليت رسم پروفيل تغييرات ارتفاع و فشار بر مبناي زمان و با فاصله روي نقشه ، حافظه 24 مگابايتي جهت انتقال نقشه ، نشاندهنده پارامترهاي Jumpmaster ، قابليت برنامه ريزي به همراه نرم افزار ، كيف حمل و كابل اتصال به رايانه . سري ايتريكس اين امكان را دارد تا بصورت آپشن شارژر فندكي خودرو ، كابل ارتباط به رايانه ، نگهدارنده خودرويي و آنتن خارجي را انتخاب نمايد.

3- سري Meridian و Sportrak ساخت ماژلان – اين مدلها را مي توان در كلاس ورزشي قرار داد . از طراحي مناسبي برخوردار بوده و آنتن داخلي آن حساسيت بالايي در گيرندگي امواج دارد. قابليت هاي آن شامل : 12 كانال دريافت امواج ، داراي قطب نماي كاملاً ديجيتالي ، ارتفاع سنج ، فشارسنج بصورت مجزا ، مقاومت در برابر نفوذ آب و داراي نقشه جهاني . اين گيرنده ها با 2 عدد باطري سايز AAA‌ تغذيه مي شوند.

مدلهاي ديگري از اين گيرنده ها علاوه بر قابليت هاي ذكر شده يك فرستنده و گيرنده برد كوتاه LPD در محدوده فركانسي UHF-ISM را دارا هستند كه اين امكان را به كاربر مي دهد در صورت نياز بتواند ارتباط راديويي بي سيم را با كاربري ديگر تا شعاع 2 كيلومتري برقرار نمايد. (  مدل Rino110-120 ) . در برخي مدلها علاوه بر موقعيت يابي دستگاه اين امكان را دارد تا با خطوط تلفني موبايل بروش GSM-GPS هماننده يك تلفن همراه معمولي ارتباط داشته و از امكانات موجود در شبكه استفاده نمايد. ( مدل NavTalk‌) .

+ نوشته شده توسط رومریما در چهارم آذر 1385 و ساعت 1:13 بعد از ظهر |

A391 Xtrema2 Synthetic

Model
Gauge
Chamber
(mm)
Chamber
(in)
Rib
(mm)
Chokes
Barrel
Length
(cm)
Barrel
Length
(in)
Weight
(Kg)
Weight
(Lb)
A391 Xtrema2 Synthetic 12 89 3" ½ 6x6 OC Plus 61/66/71/76 24/26/28/30 3,450 7,6
A391 Xtrema2 Synthetic
Kick Off ®
12 89 3" ½ 6x6 OC Plus 61/66/71/76 24/26/28/30 3,550
Kick Off ®
7,8
Kick Off ®

A391 Xtrema2 Camo Realtree Hardwoods HD

Model
Gauge
Chamber
(mm)
Chamber
(in)
Rib
(mm)
Chokes
Barrel
Length
(cm)
Barrel
Length
(in)
Weight
(Kg)
Weight
(Lb)
A391 Xtrema2 Camo Realtree Hardwoods HD 12 89 3" ½ 6x6 OC Plus 61/66 24/26 3,450 7,6
A391 Xtrema2 Camo Realtree Hardwoods HD
Kick Off ®
12 89 3" ½ 6x6 OC Plus 61/66 24/26 3,550
Kick Off ®
7,8
Kick Off ®

A391 Xtrema2 Camo Realtree Max4 HD

Model
Gauge
Chamber
(mm)
Chamber
(in)
Rib
(mm)
Chokes
Barrel
Length
(cm)
Barrel
Length
(in)
Weight
(Kg)
Weight
(Lb)
A391 Xtrema2 Camo Realtree Max4 HD 12 89 3" ½ 6x6 OC Plus 66/71/76 26/28/30 3,450 7,6
A391 Xtrema2 Camo Realtree Max4 HD
Kick Off ®
12 89 3" ½ 6x6 OC Plus 66/71/76 26/28/30 3,550
Kick Off ®
7,8
Kick Off ®

 

                

+ نوشته شده توسط رومریما در چهارم آذر 1385 و ساعت 1:0 بعد از ظهر |





       

+ نوشته شده توسط رومریما در چهارم آذر 1385 و ساعت 12:55 بعد از ظهر |

682 LTD Trap

Model
Gauge
Chamber
(mm)/(in)
Barrel
Profile
Rib
(mm)
Chokes
Barrel
Length
(cm)
Barrel
Length
(in)
Weight
(Kg)
Weight
(Lb)
682 LTD Trap 12 70/2 ¾ Classic 10 F 76 30 3,650 8
682 LTD XTrap Memory System 12 70/2 ¾ Optima-Bore® 10x8 OC 81 32 4,000 8,8

682 LTD Sporting

Model
Gauge
Chamber
(mm)/(in)
Barrel
Profile
Rib
(mm)
Chokes
Barrel
Length
(cm)
Barrel
Length
(in)
Weight
(Kg)
Weight
(Lb)
682 LTD Sporting 12 76/3 Optima-Bore® 10x8 EOC 71/76/81 28/30/32 3,450 7,6
682 LTD Sporting Memory System 12 76/3 Optima-Bore® 10x8 EOC 71/76/81 28/30/32 3,450 7,6

         

.

         



         





 

 


+ نوشته شده توسط رومریما در چهارم آذر 1385 و ساعت 12:52 بعد از ظهر |


 

 

+ نوشته شده توسط رومریما در چهارم آذر 1385 و ساعت 12:46 بعد از ظهر |
Vextera 105 

شاید در یک جنگ یک خودروی نظامی که کار یک تانک و یک ماشین پر سرعت را جهت شناسایی منطقه و موقعیت و جو و زمین و گشتی ها و کمین شناسایی کند 

وکسترا 105 یک خودروی شناسایی 8x8 است که علاوه بر سرعت مناسب با استفاده از یک توپ 105 میلیمتری مدل G-2 به عنوان یک شکارچی تانک مخوف نیز می تواند در میادین رزم وارد عمل شود. وکسترا 105 توسط شرکت صنایع جیات (GIAT) فرانسه طراحی و تولید شد. جیات در تولید این خودرو از تجربیاتش در زمینه ساخت وکسترا 25 استفاده نموده و با بهینه سازی و رفع نقاط ضعف این خودروی پر قدرت متولد شد. وکسترا 105 عملکرد شگفت انگیز خود را در مانور های صحرایی که در اکتبر سال 1997 در امارات متحده عربی انجام شد به نمایش گذاشت و نشان داد که در نوع خود بی نظیر است. در زمینه شناسایی این خودرو در سطوح استاندارد می تواند به سرعت نفس گیر 200 کیلومتر در ساعت برسد ودر جاده های معمولی 120 کیلومتر در ساعت را به راحتی پوشش می دهد.

تسلیحات :واما سیستم ضد تانک این خودرو شگفتی دیگری دارد . توپ ضد تانک وکسترا 105 می تواند چه در حال حرکت و چه در وضعیت ساکن اهداف متحرک یا ساکن زرهی را هدف قرار دهد ومنهدم کند. علاوه بر آن این شکارچی روز و شب برایش مفهومی ندارد ودر هر شرایط و زمانی وظیفه خود را به نحو احسن انجام می دهد. در کنار توپی قدرتمند یک قبضه تیر بار 62/7 امکان در گیری با اهداف سبک و انسانی را فراهم می سازد.



خدمه ونفرات:وکسترا به 4 خدمه نیاز دارد :راننده , فرمانده  , توپچی و بارگذار توپ(برای پر کردن توپ)فرمانده این خودرو می تواند از همان سیستم مدیریت رزمی استفاده کند که در تانک فوق پیشرفته لکلرک نصب شده است. توسط سیستم مدیریت رزم (FINDERS) می تواند بر روی یک صفحه نمایش رنگی خودروهای زرهی خودی و دشمن را مشاهده و در صورت لزوم در ظرف 30 ثانیه در حالت تهاجمی قرار گرفته و آماده درگیری با 6 هدف شود.

سیستم ها:سیستم FINDERS علاوه بر شناسایی اهداف اعمال زیر را نیز عهده دار است:نقشه دیجیتال/سیستم راهبردی وتعیین موقعیت / ارسال و دریافت پیام به صورت متنی و گرافیکی و تهیه گزارشهای وضعیت تاکتیکی تهیه گزارشهای لجستیکی و مدیریت شبکه مخابراتی و برجک این خودرو از نوع جیات TML-105 تقویت شده است که به توپ 105 میلیمتری CN-105 G2 NATO  مجهز است این توپ از نوع کم لگد (LOW RECOIL) بوده وسیستم هدف گیری آن الکتریکی می باشد. سیستم محرکه برجک از نوع کاملا الکتریکی بوده و توسط شرکت SIG سوئیس ساخته شده است.برجک و توپ به دلیل مجهز بودن به کنترلهای الکتریکی کاملا تحت کنترل کامپیوتر وکسترا بوده و عملکردی فوق العاده را از خود به نمایش می گذارد.

توپ و مهمات مختصات: توپ وکسترا قابلیت استفاده از طیف گسترده ایی از مهمات استاندارد ناتو را دارا می باشد و در ضمن این توپ قدرت شلیک مهمات APFSDS را داراست. این نوع گلوله ها قدرت نفوذ در زره های بسیار سخت و تقویت شده را دارند . ماکزیم ظرفیت حمل مهمات در واکسترا 36 گلوله است .زره تقویت شده وکسترا در مقابل گلوله تیربارهای سنگین 5/14 میلیمتری و ترکش گلوله های توپ و خمپاره سرنشینانش را به خوبی محافظت می نماید.علاوه بر آن استفاده از زره های ماجولا و منعکس کننده هم وجود دارد تا در مقابل موشک های ضد زره نیز بتواند مقاومت نماید. علاوه بر تجهیزات وسیستم های فوق الذکر وکسترا یک سیستم رزمی کارآمد دیگر نیز دارد. سیستم دفاع نزدیک گالیکس (GALIX) زمانی که دشمن در فواصل نزدیک به وکسترا قرار دارد وارد عمل شده وبه خوبی از آن حفاظت می نماید. این سیستم از 4 لانچر 80 میلیمتری تشکیل شده است این لانچرها قدرت شلیک مهمات ISS را دارند که برای ایجاد پوشش های دود فوری استفاده می گردنند. همچنین امکان استفاده از مهمات مانوری و منور و منحرف کننده های موشک های مادون قرمز نیز وجود دارد.

سیستم نشانه روی:سیستم نشانه گیری وکسترا مشابه سیستم به کار رفته در تانک لکلرک است واز بهترین های جهان به شمار می رود این سیستم SAVAN 15 SAGEM نام دارد که از یک مسافت یاب فوق پیشرفته لیزری سیستم نمایش تصاویر حرارتی و نمایشگر             تلویزیونی با وضوح بسیار بالا بهره میبرد با سیستم کنترل آتش مدرن وکسترا در ارتباط است تا محاسبات بالستیکی به بهترین نحو انجام گیرد.

موتور: موتور وکسترا از نوع ساب اسکانیا DAN.M260 دیزل است وگیربکس تمام اتوماتیک آن توسط RENK آلمان تولید شده است. بسته به نوع زره و سیستم حفاظتی وزن وکسترا از 28تا 34 تن در نوسان است و برد عملیاتی آن در حدود 800 کیلومتر می باشد. در کل وکسترا 105 بهترین خودروی شناسایی است که در حال خدمت می باشد. تجهیزات الکترونیکی و رایانه ایی استثنایی آن درذ میادین همتایانش بی نظیر بوده وآن را به تک خالی درخشان تبدیل نموده است.

+ نوشته شده توسط رومریما در چهارم آذر 1385 و ساعت 10:32 قبل از ظهر |
موشک اسپارو


تو جه داشته باشيد مقاله ي زير بطور خلاصه به معرفي مدل هاي موشك اسپارو مي پردازد .



کلا در مدل های زیر تولید گردید
1.(AIM-7A) يا(AAM-N-2 Sparrow I)
اين موشك اولين مدل عملياتي از اسپارو بود كه بين سال هاي 52 تا 1958 توسط شكاري هاي F7U و F3H مورد استفاده قرار گرفت حداقل 2000 فروند از اين موشك توليد گرديد اما اين موشك ايراداتي داشت كمبود برد عملياتي مشكلات رادار و... توليد آن متوقف گرديد (اين مدل 10 كيلومتر بيشتر برد نداشت)اين مدل از سر جنگي 20 كيلوگرمي استفاده مي كرد
مشخصات:
درازا:3.74 m
سرعت: 2.5 ماخ
برد: 10 كيلومتر

2.(AIM-7B) يا (AAM-N-3 Sparrow II )
اين موشك عملا ساخته نشد
قرار بود اين موشك بطور مكمل با رادار AN/APQ-64 در جنگنده هاي F5D Skylancer و CF.105 (در كانادا قرار بود تحت امتياز ساخته شود) به كارگرفته شود كه نهايتا طرح كنسل شد
(توجه داشته باشيد تا اين مدل هنوز موشك در مرحله ي آزمايش بود)اين مدل هم از سر جنگي 20 كيلوگرمي استفاده مي كرد
مشخصات:
درازا:3.85 m
سرعت: 2.5 ماخ
برد: 7 كيلومتر



3.(AIM-7C) يا (AAM-N-6 Sparrow III )
اين موشك عملا از سال 1958 تا 59 وارد خدمت گرديد حدود 2000 فروند از آن توليد شد از تغييرات اين مدل مي توان از استفاده از موتور با سوخت مايع اشاره كرد در اين مدل بهسازي هايي انجام شد تا برد موشك افزايش يابد
اين مدل از سر جنگي 30 كيلوگرمي استفاده مي كرد
مشخصات:
درازا:3.66 m
سرعت: 4 ماخ
برد: 11 كيلومتر

تا اين مدل تمام موشك ها از موتور هاي راكتي سوخت جامد از نوع .1.8KS7800 استفاده مي كردند

4.(AIM-7D) يا (AAM-N-6a ,AIM-101)
اين موشكها مراحل آزمايشي خود را در سال 1959 گذراندند و در سال 1962 در جنگ ويتنام توسط فانتومها(F-4C) مورد استفاده قرار گرفتند از نظر مشخصات بايد گفت كه اين مدل بسيار شبيه به مدل سي بود
اين مدل هم از سر جنگي 30 كيلوگرمي استفاده مي كرد

5.(AIM-7E) يا (AAM-N-6b)
اين نمونه در سال 1963 تكميل گرديد و به يكي از محبوب ترين موشكها در بين كاربران آن تبديل گرديد بطورتي كه بيش از 25000 فروند از آن توليد گرديد و به شكل گسترده اي مورد استفاده قرار گرفت از ويژگي هاي آن مي توان به افزايش برد افزايش قدرت راداري و ...
اما اين از اين مدل چند مدل الاحاقي نيز ساخته شد كه در واقع اين مدلها براي كلاسهاي مختلف عملياتي طراحي گرديد
اولين مدل AIM-7E-2 بود كه در سال 1969 آزمايش گرديد و اصولا براي نبرد هاي داگ فايت طراحي شده بود از تغييراتي كه در آن ايجاد شد مي توان به كاهش برد تغيير سيستم كنترل راداري (اضافه كردن سيستم كنترل خودكار) تغيير بالچه ها براي مانور پذيري بيشتر نام برد
دومين مدل AIM-7E-3 بود در اين مدل فيوز هاي انفجاري بحبود يافت كه اين به بالابردن اعتماد پذيري موشك كمك شاياني مي كرد
سومين مدلAIM-7E-4 بود اين آخرين نمونه ي بهبود يافته از مدل هاي E در كلاس هوابه هوا بود اين مدل اصولا براي رادار هاي قويتر همچون AWG.9 طراحي گرديد از ويژگي هاي آن مي توان به افزايش برد و توانايي هاي خودكار كنترلي در درگيري هاي فامد ميانبرد نام برد حداقل 50 جنگنده در ويتنام طعمه ي اين موشك گرديدند
چهارمين مدل RIM-7E يا (Sea Sparrow) نام داشت اين موشك نه يك موشك هوا به هوا كه يك موشك دفاع هوايي بود بدليل كارايي هاي موشك اسپارو نيروي دريايي تصميم به سفارش نمونه ي زمين به هواي اين موشك براي نصب بر روي ناوها گرفت اين موشك از يك موتور راكتي سوخت جامد از نوع MK 25 استفاده مي نمود و در سال 1967 رسما وارد خدمت شد(دوستان توجه كنند تمام مدل هاي بالا مدل تمريني هم داشته كه من فقط مدل هاي جنگي را معرفي كردم)
در اين مدل ها معمولا از سر جنگي 30 كيلو گرمي استفاده مي شد
مشخصات:
درازا:3.66 m
سرعت: 4 ماخ
برد:30 كيلومتر



6.(AIM-7F)
اين مدل در ژانويه سال 1972 تكميل گرديد اين مدل از موتور هاي تقويت شده ي MK 58 استفاده مي نمود البته بعد ها در برخي انواع از مدل MK 65 نيز استفاده شد براي اين موشك يك سيستم هدايتي جديد تحت عنوان AN/DSQ-35 تكميل گرديد(يك رادار پالس داپلر ميانبرد) اين موشك بيشتر جنبه ي تمريني داشت در سال 1976 مدلي از آن هم براي F.15 تكميل شد
مدل هايي نيز از اين مدل مشتق گرديد بيش از 11 مدل هوا به هوا و يك مدل زمين به هوا از نمونه ي F توسعه يافت كه بيشتر در ضمينه ي الكترونيك و موتور روي آنها تغييراتي انجام گرفت و خيلي تفاوت كلي با هم نداشتند
تنها در آخرين مدل AIM-7F-11 از كلاهك هاي جنگي WAU-10/B استفاده شد اين مدل در سال 1975 ساخته شد و ساخت آن تا 1981 ادامه داشت
در زمينه ي زمين به هوا نيز RIM-7F در حال تكميل بود كه يرنامه بخاطر پيشرفت هايي كه در اسپارو بوجود آمد و ضهور موشكهاي زمين به هوايي قويتر كنسل شد
اين مدل از سر جنگي 39 كيلوگرمي استفاده مي كرد
مشخصات:
درازا:3.66 m
سرعت: 4 ماخ
برد:70 كيلومتر



7.(AIM-7G)
اين مدل به طور اختصاصي براي بمب افكن هاي F.111D نيروي هوايي در سالهاي 1970 در حال طراحي بود ولي تنها چند پيش نمونه از آن ساخته شد بدليل تغييراتي كه در برنامه ي F.111D بوجود آمد لغو گرديد

8.(RIM-7H )
اين مدل نوع بهسازي شده ي موشك زمين به هواي مدل E بود اين مدل از موتور هاي MK 29 استفاده مي نمود شايان ذكر است اين سيستم كه بطور استاندارد براي ناوهاي بزرگ طراحي شده بود بطور گسترد توسط ناتو مورد استفاده قرار گرفت



9.(AIM-7M)
اين مدل بشكل گسترده اي مورد بازبيني قرار گرفت و در آن از سيستم شليك كن فراموش كن استفاده گرديد و همچنين از سرجنگي WGU-6/B و بعدها WGU-23/B استفاده مينمود اين مدل در سال 1980 وارد خدمت شد بعدها در 1982 مدلي از آن تكامل يافت كه از سرجنگي WAU-17/B استفاده ميكرد در سيستم كنترلي آن بهسازي هايي در زمينه ي مقاومت در برابر جنگ الكترونيك انجام شد اين موشك به عنوان موشك استاندارد ميانبرد شناخته مي شود برد آن از مدل E كمتر شده بود اما كارايي و دقت آن افزايش يافت(توجه كنيد مدل هاي ديگري هم چونAIM-7M H و AIM-7M F1 نيز بوده ولي مهم نبودند) (توجه داشته باشيد حرف M در اين مدل مخفف monopulse بود)اين مدل از سر جنگي 40 كيلوگرمي استفاده مي كرد
از اين مدل RIM-7M (نمونه ي زمين به هوا) نيز تكميل شد
مشخصات:
درازا:3.66 m
سرعت: 4 ماخ
برد:26 كيلومتر



10.(AIM-7N)
اين مدل در واقع همان مدل اف بود كه براي جنگنده هاي F.15 نيروي هوايي ارتقاع داده شد البته تعداد زيادي از آن توليد نشد

11.(AIM-7P )
اين مدل آخرين مدل از خانواده ي اسپاروست كه ديگر مدل جديد توليد نشد بدليل تكميل موشك هاي ميانبرد امرام از روي اسپارو اما اين مدل در سال 1987 تكميل شد و بطور گسترده در جنگ خليج فارس استفاده شد بيش از 24 فروند جنگنده ي عراقي هدف آن قرار گرفتند اين موشك با بهسازي هاي انجام شده توان درگيري با اهداف كوچك و اهدافي كه در ارتفاع پايين و سرعت كم پرواز مي كردند نيز داشت كلا دو مدل اصلي از آن تحت عنوان Block I و Block II تكميل شد كه در مدل AIM-7P Block I از سر جنگي WGU-6D/B استفاده مي نمود و AIM-7P Block II از سر جنگي WGU-23D/B به همراه گيرنده هاي تقويت شده استفاده مي نمود(از سرهاي جنگي 40 كيلو گرمي بهره مي برد)
مشخصات:
درازا:3.66 m
سرعت: 4 ماخ
برد:26 كيلومتر

12.(AIM-7R)
اين مدل در سال 1990 در حال تكميل شدن بود كه با طرح AIM-7P Block II اما شمه هايي از آن در انواع در خدمت استفاده شد همچون يك رادار چند حالته ي جديد و افزايش قدرت پردازشگر آن

13.(AIM-7J/K/L)
اين مدل ها در واقع نمونه هاي جديدي نبودند بلكه اين نمونه هاي در كشور هاي هم پيمان آمريكا توليد گرديدند مثلا مدل J در ژاپن تحت امتياز ري تيان توليد شد(اين مدل ها از مدل محبوب E مشتق شده بودند)
چند مدل ديگر RIAM.7 نيز توليد شد كه در فرصتي ديگر مورد بررسي قرار خواهيم داد)

 

+ نوشته شده توسط رومریما در یکم آذر 1385 و ساعت 9:13 قبل از ظهر |
این روزها زمزمه های زیادی در خصوص حمله به ایران شنیده می شود. کارشناسان مسایل سیاسی, دفاعی و نظامی در گفتگوهای رسمی و غیر رسمی خود به بررسی این مسئله می پردازند, تحرکات مقامات سیاسی و نظامی آمریکا و اسرائیل در کشورهای همسایه ایران (ترکیه, آذربایجان, گرجستان و...) زیاده شده و حتی سران کشورهای دنیا در مذاکرات و بازدیدهای معمول خود قسمتی از وقت خود را به بررسی و صحبت در خصوص فعالیت های هسته ای ایران اختصاص می دهند. این مسئله آنقدر شیوع پیدا کرده که حتی مردم ایران در کنار مطبوعات و سایر رسانه های داخلی در قبال آن واکنش نشان داده و در وبلاگها و سایت های اینترنتی خود مطالبی را در خصوص حمله احتمالی اسرائیل و آمریکا به ایران و تاسیسات هسته ای منتشر کرده اند. این مسائل در روزها و ماههای اخیر اذهان زیادی را به خود مشغول کرده, چه خبر شده؟ آیا قرار است جنگ جدیدی در منطقه خلیج فارس رخ دهد؟
هنوز هیچ کسی نمی داند که در آینده چه اتفاقی می افتد. آیا آمریکا و اسرائیل واقعا در صدد حمله به ایران و بمباران مراکز اتمی ایران می باشند؟
چنین حمله ای بطور حتم پیامدهای بدی خواهد داشت و تمامی معادلات سیاسی, نظامی وامنیتی خاورمیانه, حساس ترین منطقه جهان را بر هم می زند. تحلیلگران خارجی بر این باورند که آمریکا و اسرائیل به احتمال زیاد پیش از آنکه فرصت از دست برود تعدادی از مراکز هسته ای ایران را مورد حمله قرار می دهند!
اما شک و شبهه در این خصوص زیاد است و این اخبار در حالی منتشر می شود که هنوز گفتگوهای مقامات ایرانی برای حل مسالمت آمیز پرونده فعالیت های هسته ای ایران در جریان است و نتایج گفتگوهای اخیر انجام شده در مسکو حاکی از آن است که پرونده ایران از کانال گفتگوهای دیپلماتیک خارج نمی شود و به جبهه جنگ نمی رسد.
اما سوالی که وجود دارد این است که اگر هنوز امید به مذاکره از بین نرفته اسرائیل از کوبیدن بر طبل جنگ و قطعی جلوه دادن حمله غافلگیرانه به تاسیسات هسته ای ایران چه هدفی را دنبال می کند؟
در واقع می توان گفت سران اسرائیل قصد دارند با استفاده از سیاست تزریق ترس و نگرانی به افکار عمومی ایران ضعف نظامی و سیاسی خود را پنهان کنند چرا که از توان لازم برای حمله به ایران برخوردار نیستند و می دانند که در صورت بروز هرگونه حرکت نسنجیده ای در پیشدستی برای حمله نظامی به ایران خود بازنده جنگ با ایران می شوند.
در واقع می توان اینطور پیش بینی نمود که اصلا حمله غافلگیرانه وجود ندارد و سران اسرائیل فقط قصد دارند از این طریق فشارهای روانی در درون ایران را افزایش داده تا بلکه به این امید بتوانند خللی در اراده دولت و ملت ایران در خصوص ادامه فعالیت های هسته ای بوجود آورند.
همه می دانند که اسرائیل در آرزوی تضعیف قدرت ایران است و در این راستا سعی می کند به هر طریقی که شده (حتی جنگ) اهداف خود را عملی نماید. اما می توان گفت که آرزوی اسرائیل برای حمله به ایران و بمباران مراکز هسته ای ایران نظیر آنچه که در سال 1981 و در عراق انجام داد تنها یک آرزوی واهی و بدون پشتوانه است که اسرائیل هیچوقت نمی تواند آنرا عملی نماید. پنج دلیل وجود دارد که هر گونه حمله ای به ایران از سوی اسرائیل شکست می خورد. این دلایل عبارتند از :

1: اسرائیل نمی تواند از بمب اتم استفاده کند
هر چند که تسلیحات پیشرفته در دنیای امروز می تواند نقش یک فاکتور کلیدی را در بدست آوردن برتری های نظامی در جنگ بازی نماید اما آنچه مسلم است این است که نحوه واکنش طرف مقابل سرنوشت نهایی جنگ را مشخص می کند.
برای مثال بررسی تجربه جنگ ویتنام نشان می دهد که با وجودی که ارتش ایالات متحده با یک ماشین نظامی حرفه ای و مجهز به این کشور حمله نمود نتوانست به هدف مورد نظر خود دست یابد و نهایتا مجبور به عقب نشینی از ویتنام شد.
در واقع هیچ کسی فکر نمی کرد که آمریکا در نبرد با کشوری مثل ویتنام که از ارتش قدرتمندی برخوردار نبود و حتی از تجهیزات نظامی پیشرفته ای برخوردار نبود شکست برخورد اما به هر حال آمریکا با وجود تمام برتریهای نظامی که داشت شکست خورد.
این مسئله در مورد اسرائیل نیز صادق است. هر چند که اسرائیل از کلاهک اتمی برخوردار است و تجهیزات نظامی پیشرفته ای را از سوی آمریکا و سایر کشورهای غربی دریافت نموده ولی داشتن بمب اتم به تنهائی نمی تواند باعث پیروزی اسرائیل در جنگ احتمالی با ایران شود.
اسرائیل با دارا بودن 100 الی 200 کلاهک هسته ای تنها کشوری در منطقه خاورمیانه می باشد که از سلاح اتمی برخوردار است ولی بسیاری از کارشناسان مسایل دفاعی و نظامی بر این باورند که داشتن سلاح هسته ای به تنهایی کارت برنده اسرائیل برای پیروزی در جنگ با ایران محسوب نمی شود.
آنچه مانع از حمله اتمی اسرائیل به ایران می شود این است که ایران در واکنش به حملات اسرائیلی از سلاح های بیولوژیکی و شیمیایی برای حمله به مناطق حساسی از اسرائیل استفاده می نماید که بررسی عوارض حملات تلافی جویانه ایران باعث می شود که اسرائیل از حمله اتمی به ایران منصرف شود.
انصراف اسرائیل از حمله اتمی به ایران به این علت است که این کشور بسیار کوچک بوده و بخش عظیمی از جمعیت آن در محدوده کوچکی در اطراف تل آویو متمرکز شده است, به همین علت این منطقه بسیار آسیب پذیر شده چرا که بیش از هفتاد درصد از کل جمعیت اسرائیل و هشتاد درصداز ساختار زیر بنایی اسرائیل در این منطقه متمرکز شده است.
در اینجاست که زندگی میلیون ها یهودی ساکن در اسراییل در معرض تهدید جدی قرار می گیرد و اسراییل پیش از آن که به فکر حمله پیشگیرانه به ایران باشد، باید به فکر جان آنهایی باشد که تمام جمعیت این کشور یهودی نشین را تشکیل داده اند.
به همین علت هر چند که اسرائیل از سلاح اتمی برخوردار است اما تمرکز اقتصادی و جمعیتی آن در یک نقطه چنان ضعفی را به ارتش اسرائیل تحمیل نموده است که هیچگاه نتواند در برابر ایران از سلاح هسته ای استفاده نماید چون در صورتی که ایران این مناطق را مورد حملات شیمیایی یا بیولوژیکی قرار دهد دیگر از اسرائیل چیزی باقی نمی ماند و همین مسئله سبب شده که سلاح های شیمیایی ایران بتوانند به تنهایی عامل بازدارندگی مستحکمی در برابر کلاهک های هسته ای اسرائیل ایجاد نمایند.

2: حمله هوایی به ایران در تئوری ممکن ولی در عمل غیر ممکن است
نیروی هوایی اسرائیل برای حمله به تاسیسات هسته ای عراق (اوسیراک) از 16 جت که ترکیبی از بمب افکن های F-15 و جنگنده های F-16 بود استفاده کرد.
یکی از علل موفقیت نیروی هوایی اسرائیل در آن عملیات فاصله پروازی مناسب میان اسرائیل و عراق بود که به جنگنده های اسرائیلی این امکان را می داد که بدون نیاز به سوختگیری هوایی بتوانند در زیر خط رادار پرواز کرده و خود را به اهداف مورد نظر برسانند ولی فاصله پروازی طولانی میان تهران و تل آویو مشکلات فنی بسیاری را بر سر حمله هوایی به ایران بوجود آورده که در حالیکه خطرات زیادی را برای هواپیماهای اسرائیلی بوجود می آورد بلکه موفقیت آمیز بودن آنرا نیز در پرده ای از ابهام قرار دهد.
وقتی که تمامی این موارد در کنار یکدیگر قرار می گیرند حمله به ایران بسیار مشکل و خطر ناک و به عبارتی غیر ممکن به نظر می رسد.
افسران نیروی هوایی اسرائیل و تحلیلگران مسایل دفاعی دانشگاه تل آویو و سایر تحلیلگران غربی که راههای حمله هوایی به ایران را بررسی کرده اند در بررسی های خود به این نتیجه رسیده اند که هیچ تضمینی برای موفقیت حمله هوایی موفقیت آمیز به مراکز هسته ای ایران وجود ندارد.
اگر اسرائیل بخواهد مجددا اقدام مشابهی نظیر عملیاتی که در اوسیراک را انجام داد در ایران نیز انجام دهد باید از ترکیبی از جنگنده های F-16I و F-16D استفاده نماید. این هواپیماها دارای برد کافی برای رسیدن به هدف های مورد نظر در ایران و بازگشت هستند، اما به خاطر سوخت گیری هوایی که در مسافت های طولانی لازم است، این هواپیماها نیز از کارآیی چندانی برخوردار نیستند چرا که ضعف نیروی هوایی اسرائیل در امکانات سوختگیری هوایی (اسرائیل از تانکرهای قدیمی – بوینگ 707 – استفاده می نماید) مانع از موفقیت آمیز بودن حملات هوایی به ایران می گردد.

F-16I


3: توان موشکی ایران قویتر از توان موشکی اسرائیل است
اگر اسرائیل بخواهد با موشک به مراکز هسته ای ایران حمله نماید همانطور که قبلا گفته شد بعید به نظر می رسد که از موشک های با کلاهک های هسته ای استفاده نماید بنابراین یکی از موشکهای که اسرائیل در صورت یک حمله موشکی احتمالی از آن استفاده می نماید موشک جریکو-2 است.
این موشک قابلیت رسیدن به ایران را دارد ولی با در نظر گرفتن احتمال خطای موشکها بر فراز چنین مسافت طولانی این موشک ها کاربرد کمی بر ضد تاسیسات هسته ای ایران خواهند داشت, مگر اینکه مقدار کافی از مواد منفجره را پخش نمایند که از آنجایی که در ساخت مراکز هسته ای ایران از مصالح ساختمانی مخصوص و منحصر به فردی استفاده شده و از آنجایی که بیشتر این مراکز در عمق زمین ساخته شده اند این موشک ها قابلیت چندانی برای نابودی مراکز هسته ای ایران ندارند.
از سوی دیگر ایران در سالهای اخیر موفق به طراحی و تولید نسل جدیدی از موشک های بالستیک شده و در زمینه طراحی و ساخت موشک از اسرائیل سبقت گرفته است. در حال حاضر موشک های شهاب -3 ایران می توانند اهداف دور دستی در خاک اسرائیل را مورد حملات دقیق قرار دهند. موشک های شهاب - 3 ایران با موفقیت آزمایش شده و کاملا قابل اطمینان هستند.
از سوی دیگر ایران انواع گوناگونی از موشک های پیشرفته و طولانی پرواز دیگری مثل موشک های کروز را نیز در اختیار دارد که ایران را در برتری موشکی منحصر به فردی نسبت به اسرائیل قرار داده است. این موشک ها هر چند از موشک های شهاب کندتر هستند اما مسیر پرواز آنها قابل پیش بینی نیست.
ارتش اسرائیل در سالهای اخیر سعی کرده است با خرید یا طراحی موشک های ضد موشک بتواند یک سیستم موشکی برای مقابله با موشک شهاب -3 تولید نماید ولی طبق اظهاراتی که از سوی مقامات ارشد وزارت دفاع این کشور بیان شده اسرائیل هنوز موفق نشده است که ضعف های موشکی خود را در مقابله با ایران جبران نماید و در صورت بروز یک جنگ احتمالی از این ناحیه متحمل خسارات های فراوانی خواهد گردید.

4: اسرائیل توانایی غافلگیری نظامی ایران را ندارد
پدافند عراق در ساعت 35/5 دقیقه بعد از ظهر یکی از روزهای گرم ژوئن در سال 1981 توسط شانزده جت نیروی هوایی اسرائیل که در زیر خط رادار و در موازت صحرا پرواز می کردند غافلگیر شد.
هواپیماهای اسرائیلی در یک سکوت رادیویی و زیر خط رادار طبق یک برنامه ریزی کاملا حساب شده به اهداف خود در جنوب بغداد رسیدند و در کمتر از 90 ثانیه تمامی تاسیسات هسته ای عراق را نابود کردند. آنها قبل از آنکه پدافند هوایی عراق بتواند واکنش موثری از خود نشان دهد اهداف خود را نابود کرده و بدون اینکه حتی کوچکترین صدمه ای ببینند به سوی تل آویو باز گشتند.
یکی از دلایل موفقیت آمیز بودن آن حمله مخفیانه بودن آن بود. وزارت دفاع اسرائیل خبر برنامه ریزی چنین حمله ای را حتی از سران کاخ سفید پنهان نگه داشته بودند و بدون اینکه از آنها اجازه بگیرند تصمیم به حمله به تاسیسات هسته ای عراق گرفتند.
اما مشکل فعلی اسرائیل این است که آنها دیگر نمی توانند یک حمله غافلگیرانه نظیر آنچه که در اوسیراک انجام دادند را در ایران عملی کنند زیرا در حال حاضر نیروهای آمریکایی مستقر در خلیج فارس حریم هوایی عراق و منطقه خلیج فارس را کنترل می کنند و اگر هواپیماهای اسراییلی بخواهند اقدامی علیه ایران انجام دهند باید از آمریکایی های اجازه بگیرند که آمریکا به راحتی با آن موافقت نمی کند
زیرا در حال حاضر آمریکا در عراق به گل نشسته است و همراهی با اسرائیل در یک جنگ جدید دیگر کابوسی برای ارتش آمریکا ایجاد می کند که اقتدار آمریکا در جهان را زیر سوال می برد, از طرفی اسرائیل به سختی می تواند بر فراز کشورهای عربی پرواز کند زیرا آنها دارای روابط سیاسی و اقتصادی گسترده ای با ایران می باشند و بعلت عقاید دینی و مذهبی نزدیکی که با ایرانیان دارند اجازه پرواز به هواپیماهای اسرائیلی برای حمله به ایران را نمی دهند.
در تئوری اسرائیل می تواند از پایگاه هایی در ترکیه به سوی اهداف مورد نظر در ایران پرواز کند. اما اجازه گرفتن از این کشور بسیار غیرمحتمل است. زیرا ترکیه در عین حال که در مورد برنامه تسلیحات هسته ای ایران نگران است ولی مخالف عمل بازدارنده علیه برنامه هسته ای ایران می باشد و از سوی دیگر اردوغان مجبور است پیش از هر نوع تصمیمی بازتاب های آنرا بر امنیت ترکیه و تمامی منطقه خاورمیانه بررسی نماید.
به هر حال اگر اسرائیل نهایتا موفق به کسب رضایت ترکیه برای استفاده از حریم هوایی این کشور برای حمله به ایران گردد باز نمی تواند یک حمله هوایی غافلگیرانه را اجرا نماید زیرا از طرفی سیاستمداران و فرماندهان عالی رتبه نظامی ایران از حمله اسراییل به تاسیسات هسته ای عراق درس گرفتند و تمامی مراکز و تاسیسات هسته ای خود را در سراسر ایران و در اعماق زمین پخش کرده اند که حتی موفقیت به حمله به آن مراکز نمی تواند خسارات جدی بر آنها وارد آورد، و از سوی دیگر در صورت مخابره حمله هوایی به یکی از تاسیسات هسته ای ایران تمام پدافند هوایی ایران به حالت آماده باش در می آید و نیروی هوایی ایران با کمک پدافند هوایی ایران که در مناطق مذکور به شدت مجهز بوده و از آموزش های خاصی برخوردار شده است ابتکار عمل را از دست نیروی هوایی اسرائیل خارج کرده و ضربات سختی را بر هواپیماهای متهاجم وارد می آورد.
در حقیقت باید گفت که هواپیماهایی اسرائیلی که بتوانند وارد آسمان ایران شوند دیگر نمی توانند از حریم هوایی ایران خارج گردند و توسط پدافند هوایی ایران شکار می شوند.
بنابراین اگر اسراییل بخواهد به تاسیسات هسته ای ایران حمله کند باید چندین بار اقدام به یک حمله هوایی گسترده نماید که موفقیت آمیز بودن چنین حملاتی بعید به نظر می رسد چون ایران از توان دفاعی بالا و یک پدافند هوایی مجهز و آموزش دیده برخوردار است.
بنابراین برای منهدم کردن موفقیت آمیز تاسیسات هسته ای ایران، اسرائیل باید اطلاعات کاملی در مورد مکان دقیق تاسیسات هسته ای ایران داشته باشد. برای اینکار نه تنها عکس برداری هوایی از مناطقی که تاسیسات هسته ای ایران مثل بوشهر و نطنز قرار گرفته است، لازم است بلکه باید سایر تاسیسات ایران شامل کارگاه های تولید سانتریفوژ و غیره نیز نابود گردند که این مسأله با توجه به قابلیت های بسیار بالای نیروی هوایی و توانایی پدافند هوایی ایران غیرممکن می نماید.
ضمن اینکه باید به این نکته توجه داشت که اسرائیل از چنین امکاناتی برخوردار نیست و این می تواند موانع جدی برای بمب افکن های اسرائیل که بر فراز مسافت طولانی پرواز می کنند به وجود آورد. با توجه به موارد فوق به نظر می رسد که احتمال حمله نظامی اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران علاوه بر آنکه با ریسک بالای توام خواهد بود، برای این کشور مخاطراتی نیز به همراه خواهد داشت.

5: اسرائیل توان مالی لازم برای حمله به ایران را ندارد
هر چند که سران اسرائیل در اظهارات خود بارها تهران را تهدید به حمله نظامی کرده اند ولی هنگامی که صحبت از حمله به ایران جدی می شود آنها ترجیح می دهند که آمریکا و سایر متحدانش سکاندار حمله به ایران گردند.
در حال حاضر فضای سیاسی اسرائیل به علت پیروزی حماس در انتخابات فلسطین و مرگ مغزی آریل شارون چنان شرایط را سخت و دشوار کرده است که هر چند سران سیاسی و نظامی اسرائیل در اظهارات خود تهدید به حمله نظامی به ایران می کنند ولی در عمل نه توان نظامی برای عملی کردن تهدیدات خود را دارند و نه از توان مالی لازم برای حمله به ایران برخوردارند.
بنابراین آنها تلاش می کنند که از آمریکا و متحدانش برای حمله به ایران کمک بگیرند که در این مورد نیز نتوانسته اند موفقیتی بدست آورند زیرا اقتصاد آمریکا در حال حاضر در شرایط بسیار نابسامانی به سر می برد و هر گونه حمله نظامی به ایران باعث بالا رفتن قیمت نفت می گردد که آمریکا را از حمله به ایران پشیمان می کند, چرا که این کشور در حال حاضر هزینه های گزافی بالغ بر 300 میلیارد دلار در جنگ عراق هزینه کرده است و نه از توان مالی برای حمله به ایران و نه از حمایت مردمی لازم برخوردار است.
تمامی این دلایل می تواند دولت بوش را از ورود به یک ماجراجویی نظامی علیه ایران منصرف کرده که این موضوع نهایتا شکست دیگری برای تل آویو برای ایجاد یک جبهه جهانی برای تحت فشار قرار دادن ایران محسوب می شود.
تنها امیدی که در حال حاضر برای اسرائیل باقی مانده مشخص شدن نتیجه مذاکرات تهران – مسکو و تلاش برای تحریم اقتصادی ایران می باشد که بعلت حجم گسترده معاملات ایران با اکثر کشورهای جهان مخصوصا چین و روسیه بعید به نظر می رسد که اسرائیل بتواند در این عرصه نیز فشار چندانی را بر ایران تحمیل نماید.
هنگامی که 5 دلیل فوق را در کنار همدیگر قرار می دهیم می توان نتیجه گرفت که احتمال حمله نظامی از سوی اسرائیل و آمریکا به مراکز هسته ای ایران روز به روز کم رنگ تر می شود چرا که اسرائیل می داند فناوری های دفاعی ایران در حال گسترش است و موشک های شهاب 3 و 4 قادر به حمل کلاهک های هسته ای می باشند و حتی می توانند پایتخت های اروپایی را هم هدف قرار دهند.
پیچیدگی تاکتیکی و نظامی ارتش و سپاه ایران و حمایت گسترده مردمی در هنگام بروز تهدیدات خارجی سبب شده که ایران از قابلیت دفاع ملی گسترده ای برخوردار باشد و عملا تبدیل به یکی از ارتش های قدرتمند منطقه خاورمیانه گردد.
در حال حاضر بزرگترین نگرانی اسراییل از آن است که اگر ایران همچنان به توسعه و پیشرفت در عرصه های اقتصادی، علمی و نظامی ادامه بدهد در آینده ای نه چندان دور به قدرتمندترین کشور خاورمیانه تبدیل شده و منافع غرب در این منطقه حساس و نفت خیز جهان را با خطر مواجه سازد.
نکته ای که نباید فراموش کرد این است که از سال 1960 اسرائیل تنها رژیمی در میان کشورهای منطقه بوده است که از فناوری هسته ای برخوردار بوده و بنابراین تلاش این کشور برای انحصاری نگه داشتن این فناوری برای خود و جلوگیری از دستیابی سایر کشورهای منطقه به آن از ستون های ثابت سیاست دفاعی اسرائیل می باشد.
لذا غرب و مخصوصا اسرائیل برای جلوگیری از تبدیل شدن ایران به کشوری قدرتمند سعی می کنند با بزرگ نمایی و نظامی جلوه دادن فعالیت های صلح آمیز هسته ای این کشور موانعی بر سر راه پیشرفت های علمی این کشور ایجاد کنند تا از این طریق بتوانند همچنان سلطه خود را در منطقه خاورمیانه حفظ کنند.

+ نوشته شده توسط رومریما در یکم آذر 1385 و ساعت 9:7 قبل از ظهر |