تبليغاتX
نبرد من

Trident D-5  موشكي مدرن است كه به وسيله زير دريايي حمل مي شود و در پاسخ به آزمايش موشك

 SS-NX-30 از سوي روسيه نمايش داده شد.اين اولين موشك با پايه زير دريايي در ايالات متحده است كه توانايي مقابله در برابر حملات را داراست.اين موشك تا سال 2030  گسترش پيدا مي كند تا  اينكه نسل بعدي اين موشك يعني Trident E-6  در سال 2030 وارد خدمت شود.

Trident D-5 معمولا توسط هر دو كشور ايالات متحده امريكا و انگلستان و در زير دريايي هاي كلاس ويگارد و اوهايو مورد استفاده قرار ميگيرد.

پيمانكار اوليه  طراحي  Trident D-5 بخش فضايي و موشكي كمپاني Lockeed Martin بود.

Trident D-5  بصورت بسيار استراتژيك براي محكم و نيرومند كردن نيروي اتمي ايالات متحده طراحي گشت.

اين موشك از سيستم كلاهك هاي چندگانه(MIRV) بهره مي برد كه توانايي نابود كرد تعداد زيادي از سيلوهاي موشك را در ضربه اول را دارد.هر چند روسيه و جمهوري خلق چين  بيشتر توان موشكي خود را بر پايه موشك هاي متحرك گذاشته اند,بنابر اين چنين حملاتي بيهوده است.

به همين سبب محتمل است كه موشك براي پيگيري كردن از عقيده ضربه زدن در حملات اتمي مورد استفاده قرارا گيرد.زير دريايي هاي حمل كننده Trident D-5 برد كافي و لازم را براي حمله از سواحل ايالات متحده امريكا را دارا هستند و پيدا كردن انها تقريبا غير ممكن است.

با تركيب اقدام به موقع و كلاهك هاي چنگانه اين موشك تقريبا قدرت عبور از هر نوع سيستم دفاع ضد موشكي را داراست.

Trident D-5 در نهايت بردي برابر با 12000كيلومتر(7456 مايل) را داراست و سيلو-پايه است و توانايي حمل كلاهكي به وزن 2800 كيلوگرم را داراست.كلاهك چندگانه اين موشك توانايي حمل 8 تا 12 كلاهك كوچكتر را به اين موشك مي بخشد اما برا اساس پيمان اول كاهش سلاح هاي استراتژيك(استارت 1) تعداد انها به 8 عدد كاهش يافت.هر كلاهك كوچك مي توانست از نوع Mk4  با 100 كيلوتن W76 و يا Mk5  با 478 كيلوتن W88 باشد.

سيستم ناوبري خودكار  تركيب شده با سيستم مرجع اخترشناسي دقتي برابر با 90 متر(CPE) را به اين موشك مي بخشد.طول این موشک 13.42 متر و عرض ان 2.11 متر و وزن پرتابی برابر با 59090 کیلوگرم را داراست.

موشک Trident D-5 از موتوری 3 مرحله ای سوخت جامد استفاده می کند.

البته بهینه سازی های گسترده ای در مورد Trident D-5 انجام پذیرفته است.سیستم موقعیت یاب جهانی(GPS) در سال 1993 بر روی این موشک نصب و مورد تست قرار گرفت.بهبود دادن فیوز انفجار هوایی برای کلاهک MK 4 RV  در سال 1998 انجام پذیرفت.موتور سه مرحله ای جدیدی طراحی و تست شد و در نسل بعدی این موشک بکار گرفته شد,این بهینه سازی بقدری گسترده است که تا سال 2020 برای 300 موشک انجام می پذیرد,این بهینه سازی برای افزایش عمر این موشک ها انجام می پذیرد.

UGM-133 Trident D-5 در سال 1990 در نیروی دریایی ایالات متحده وارد خدمت شد.اولین پرتاب ازمایشی این موشک در ژانویه سال 1987 انجام پذیرفت.

در واقع D-5 برای بکار گیری در 24 عدد زیر دریایی کلاس-Ohio برنامه ریزی شده بود  ,اما در نهایت این مقدار به 14 تا 18 زیر دریایی کاهش یافت.

در حال حاضر ده زیر دریایی کلاس-  Ohioقابلیت حمل D-5  را دارا هستند,4 زیر دریایی دیگر تا سال 2008 مورد استفاده قرار می گیرند.تعداد 453 موشک برای تولید برنامه ریزی شده است که تا سال 2002 تعداد 395 موشک و 1920 RVs  تولید شده است.تعداد 300 موشک Trident D-5 در انتظار هستند تا به D-5A تبدیل شده

و عمر انها افزایش یابد, با این بهینه سازی این موشک ها می توانند تا سال 2042 در سرویس باقی بمانند.

Trident D-5  همچنین در انگستان و در 4 زیر دریایی کلاس-Vanguard مورد استفاده قرار می گیرد.این زیر دریایی ها توان حمل 16 موشک ساخت امریکا را دارا هستند.

 


خصوصيات         

عملكرد: موشك بالستیک قاره پیما(SLBM)

نام یدکی: UGM-133

سازنده: بخش فضايي و موشكي كمپاني Lockeed Martin

كشور سازنده: ایالات متحده امریکا

پيشرانه: موتور سه مرحله ای سوخت جامد

طول: 13.42 متر

قطر: 2.11 متر

وزن پرتاب: 59090 كيلوگرم

برد: 12000 كيلومتر

سيستم هدايت: هدايت خودكار/سيستم مكان يابي جهاني(GPS)

كلاهك: کلاهک اتمی W76  100 کیلوتنی یا W88  475 کیلوتنی

سال ورود به خدمت: 1990

منبع: Missilethreat /Wikipedia/Fas

نويسنده:اميرحسام ملايي يگانه

+ نوشته شده توسط اکبر در بیست و دوم آذر 1386 و ساعت 2:7 بعد از ظهر |

موشك هاي بالستيك

 

هنگامي كه ايالات متحده آمريكا و اتحاد جماهير شوروي پيمان منع گسترش موشك هاي بالستيك را امضا كردند فقط ۹ كشور موشك بالستيك داشتند در صورتي كه امروز بيش از ۳۰ كشور موشك بالستيك دارند و ۱۴ كشور در توليد يا صادرات موشك بالستيك و تكنولوژي مربوط به آن دست دارند.
يكي از بازوان پر قدرت و تواناي هر كشوري يا بهتر است بگوييم پر قدرت ترين بازوي تواناي هر كشور نيروي نظامي آن است. نيروهاي نظامي به چندين بخش زميني، هوايي و دريايي تقسيم مي شوند كه در تمام آنها هدف اصلي يكي است ولي شيوه كارها با يكديگر تفاوت دارد. در تمامي بخش ها وجود چندين هزار خدمه لازم است تا نقشه ها به صورت صحيح و كامل اجرا شود.
وجود خدمه زياد در يك يگان نظامي هنگام جنگ باعث تلفات جاني زيادي خواهد شد همان طور كه مي توان در جنگ جهاني اول و دوم اين فاجعه را به وضوح ديد. به همين خاطر چندين دهه است كه كشورها به دنبال ساخت تجهيزاتي هستند كه بدون استفاده از انسان و تنها با يك نظارت الكتريكي به مناطق مختلف كشورها حمله برد تا ديگر از تلفات جاني خبري نباشد. هواپيماهاي بدون سرنشين (UAV) از اين قبيل هستند ولي از مهم ترين مقوله اين امر مي توان موشك ها را نام برد.
رعب انگيزترين و مخوف ترين وسيله نظامي است به گونه اي كه اگر كشوري قدرت موشكي بالايي داشته باشد مي تواند با آسايش و آرامش امنيت خود را حفظ كند.
در دنياي امروز به رغم امضاي پيمان نامه هاي متعدد كشورها و قراردادهاي بين المللي كه براي كنترل تكنولوژي موشكي در سازمان ملل به امضا مي رسد، در نهايت كشوري حرف اول را مي زند كه به لحاظ موشكي مجهزتر باشد. تا قبل از جنگ جهاني دوم بنا به مقتضيات جنگ فقط چندين كشور در حال جنگ بودند كه ابرقدرت موشكي محسوب مي شدند مانند روسيه و آلمان. در واقع جنگ براي اينها مانند كاتاليزوري در عرصه پيشرفت در صنايع موشكي بود.
پس از فروكش كردن التهابات جنگ جهاني دوم، بسياري از كشورها دست به كار شدند و شروع به ساخت و يا حداقل خريد موشك كردند زيرا مي دانستند اگر سيستم موشكي قوي داشته باشند پشتوانه خوبي براي حفظ امنيت دارند. هر روزه انواع موشك ساخته و آزمايش مي شد كه در اين ميان يك تكنولوژي توجه همگان را به خود جلب كرد و آن موشك هاي بالستيك بود.
يك موشك بالستيك يك ماشين تحويل موشك ـ مولد، شامل سيستم رهيابي و محفظه حمل مهمات است كه اساساً عليه اهداف زميني و سطحي مورد استفاده قرار مي گيرد. انواع گوناگون موشك هاي بالستيك برحسب برد طبقه بندي شده اند.


۱ـ موشك بالستيك جنگي كوتاه برد (BSRBM) با برد ۱۵۰ كيلومتر
۲
ـ موشك بالستيك كوتاه برد (SRBM) با برد ۷۹۹ـ۱۵۰ كيلومتر
۳
ـ موشك بالستيك ميان برد (MRBM) با برد ۲۳۹۹ـ۸۰۰ كيلومتر
۴
ـ موشك بالستيك دوربرد (IRBM) با برد ۵۴۹۹ـ۲۴۰۰ كيلومتر
۵
ـ موشك بالستيك قاره پيما (ICBM) با برد ۵۵۰۰ كيلومتر به بالا


نوع خاص ديگري از موشك بالستيك هم وجود دارد كه از زيردريايي شليك مي شود و با نام اختصاري SLBM شناخته مي شود. در ساخت موشك هاي بالستيك مبحث پيشرانش كه مشخص كننده برد موشك است مهم ترين مسئله است كه اين ميزان برد، معيار سنجش قدرت تخريبي موشك است. موشك هاي بالستيك براي شناسايي دقيق هدف يك محفظه هدايت براي حمل دقيق كلاهك به هدف مورد نظر را دارا هستند و فرق ميان اين محفظه هدايت كنترل موشك و دقت آنها را متفاوت مي كند.


شليك يك موشك بالستيك در چندين مرحله انجام مي شود. پس از اين كه موشك به فضاي بالاي جو رفت و در اصل فاز شليك را به پايان رساند قسمتي از آن جدا شده و ديگر تبديل به يك RV «دستگاه ورود مجدد» مي شود كه خود را در فضا رها مي كند و شامل كلاهك و قسمت هاي رهيابي است. پس از جداشدن RV ديگر وظيفه اش را به تنهايي انجام مي دهد تا خود را به هدف موردنظرش برساند. «ماشين هاي ورود مجدد چندمنظوره MIRV كه توسط موشك هاي بزرگتر حمل مي شوند نيز مي توانند به طور مستقل به سوي هدف سير كنند


برد بسيار بالا و توانايي حمل مقدار زياد مهمات و حمل كلاهك هاي هسته اي موشك هاي بالستيك را از ديگر موشك ها جدا مي كند. با وجود اين كه موشك هاي بالستيك جزو سلاح هاي كشتارجمعي (WMD) محسوب نمي شود ولي مي تواند مقدار زيادي از انواع سلاح هاي كشتارجمعي را حمل كند و به عنوان يك منبع نگراني براي كشورها به  حساب آيد. فناوري موشك هاي بالستيك هم بعد از جنگ جهاني دوم رشد و نمو پيدا كرد و از دهه ۱۹۵۰ ابرقدرت هاي موشكي به وجود آمدند كه تهديدي براي كشورهاي ديگر محسوب مي شدند.
در اين زمينه اتحاديه جماهير شوروي يك سر و گردن از رقباي خود بالاتر بود. با گذشت زمان پر قدرت تر شد و همواره حرف اول را مي زد؛ اين امر كشورهاي ديگر مخصوصاً رقيب سرسختش يعني ايالات متحده آمريكا را آزار مي داد. روسيه در عين حال با توجه به مصالح اقتصادي ـ سياسي كشورش گوشه اي از اين قدرت را با برخي از كشورها، خصوصاً چندين كشور آسيايي تقسيم كرد. اين قضيه آمريكا را به تاملي سخت در عرصه نظامي كشاند زيرا به جز قدرتمندشدن كشورها اين نگراني وجود دارد كه كشورهاي تحت سلطه، خود به تنهايي به گسترش تكنولوژي موشك بالستيك دست يافته و به ساخت موشك بپردازند.


تقريباً تمامي كشورهاي آسيايي خريدارهاي بسيار خوبي براي روسيه هستند و در فهرست موشك هاي اين كشورها حداقل نام يك يا دوتا از موشك هاي روسي ديده مي شود و حتي به غير از كشورهاي آسيايي، اروپايي ها نيز به همين گونه اند. به غير از روسيه و چين در آسيا، ايران و كره شمالي نيز در زمينه موشكي قوي هستند. كره شمالي با داشتن موشك هاي بالستيك از قبيل تائپودونگ ۱و۲ (Taepodong1,2) و يا نودونگ ۱ و ۲ (Nodong1,2) به گستره اي به شعاع ۴۰۰۰ تا ۶۰۰۰ كيلومتري اطراف كشورش مسلط است و ايران نيز با داشتن موشك هاي زلزال و شهاب سه (شهاب چهار در حال آزمايش است) قدرت بزرگي در منطقه محسوب مي شود. نگراني هاي آمريكا از گسترش و فروش موشك هاي بالستيك دولت رونالد ريگان را متاثر كرد. به نحوي كه تمركز نيروي نظامي آمريكا را به اين موضوع برانگيخت و زماني شوروي نخستين موشك بالستيك قاره پيماي (ICBM) خود را پرتاب كرد كه توانايي حمل سلاح هاي هسته اي و غيرهسته اي در حجم بالا را داشت. نيروي نظامي آمريكا موفق به طرح سيستم دفاع موشك هاي بالستيك (Defensive Ballestic Missile) شد ريگان طراحان و مهندسان هوافضاي خود را بر سيستم ابتكاري دفاع راهبردي ـ فضايي متمركز كرد كه اين تمركز موجب ارتقاي چشمگير سطح تكنولوژي دفاع موشكي بالستيك (BMD) آمريكا شد. گونه هاي جديد اين سيستم را در دوران رياست جمهوري جورج بوش هم به گونه اي تكميل يافته تر مي بينيم.
بسياري از متخصصان آمريكايي متذكر شدند كه سيستم دفاع موشكي بالستيك بسيار پرهزينه تر از سيستم حمله موشكي است و بايد بيشتر به حمله موشكي متكي بود. موشك هاي بالستيك در جنگ ها خسارات زيادي به كشورها وارد كرده اند. به عنوان مثال در جنگ جهاني دوم آلمان چيزي بيش از سه هزار موشك بالستيك به نام V-2 «ملقب به اسلحه انتقام» به انگلستان و آنتروپ طي سال هاي ۴۵ـ۱۹۴۴ شليك كرد. در جنگ ايران و عراق بارها از موشك هاي اسكاد روسي استفاده شد در جنگ خليج فارس عراق از موشك هاي بالستيك استفاده كرد و بسياري از نقاط عربستان سعودي را در سال ۱۹۹۱ نشانه گرفت كه يك موشك به يك پايگاه نظامي آمريكايي اصابت كرد و ۲۸ سرباز آمريكايي در آن مردند.


موشك هاي بالستيك همواره باعث ايجاد تنش بين كشورها بود. براي نمونه بحران موشك هاي بالستيك كوبا در سال ۱۹۶۲ كه با تحويل موشك هاي دوربرد اتحاديه جماهير شوروي به كوبا انجام شد جنگ سرد را گرم تر كرد يا بحران تايوان در سال ۱۹۹۶ پس از انتخابات دموكراتيك چين چندين موشك بالستيك به خطوط كشتيراني نزديك تايوان شليك كرد و در اواخر دوران تائپودونگ در سال ۱۹۹۸ كه كره شمالي يك موشك بالستيك را به طور غيرمنتظره روي محدوده هوايي ژاپن آزمايش كرد باعث اعتراض كشورهاي غربي شد.
هنگامي كه ايالات متحده آمريكا و اتحاد جماهير شوروي پيمان منع گسترش موشك هاي بالستيك را امضا كردند فقط ۹ كشور موشك بالستيك داشتند در صورتي كه امروز بيش از ۳۰ كشور موشك بالستيك دارند و ۱۴ كشور در توليد يا صادرات موشك بالستيك و تكنولوژي مربوط به آن دست دارند. پس همواره تهديد شليك يك موشك بالستيك از طرف اين كشورها وجود دارد و مهم تر از آن فروش يك موشك به يك گروه تروريستي !
براي جلوگيري از اين امر موافقتنامه بين المللي كنترل تكنولوژي موشكي (MICR) كه موافقتنامه اي داوطلبانه است در سال ۱۹۸۷ بين ملل و دول مختلف براي كنترل جابه جايي موشك ها و تكنولوژي هاي مربوطه كه قابليت  حمل سلاح هاي كشتارجمعي (WMD) را ايجاد مي كند بسته شده است ولي آيا مي توان مطمئن بود كه تمامي كشورها به همه توافقنامه هايي كه امضا كرده اند، پايبند بمانند. همانند آمريكا كه يك شبه بدون گرفتن هيچ اجازه و مدركي و با زير پا گذاشتن تمامي موافقتنامه ها و تعهدنامه هاي بين المللي به عراق حمله كرد و هيچ كدام از آنها را در نظر نگرفت؟

 


 

موشک بالستیک

+ نوشته شده توسط اکبر در بیستم آبان 1385 و ساعت 1:57 بعد از ظهر |